«از نصر سلمى روايت شده است كه رسول خدا6فرمود:
هيچ مسلمانى نيست كه سه فرزندش فوت شود و آنها را به حساب خدا بگذارد (يعنى براى خدا صبر كند) مگر اين كه آنها پناهگاه محكمى براى او مىشود كه او را از آتش جهنم حفظ مىكنند. زنى عرض كرد: اى پيامبر! اگر كسى دو فرزندش هم بميرد چنين است حضرت فرمود: بلى.»
صبر در مرگ فرزند باعث نجات از آتش جهنم است
36-
«و عنه6من قدّم من ولده ثلثا صابرا محتسبا كان محجوبا من النّار باذن اللَّه عزّ و جلّ.[1]و في لفظ آخر من قدّم شيئا من ولده صابرا محتسبا حجزه باذن اللَّه من النّار.»
«رسول خدا6فرمود: كسى كه سه فرزند از پيش بفرستد و براى رضاى خدا صبر كند از آتش جهنم به اذن خدا محفوظ مىشود. و در حديث ديگر است كه فرمود: هر كس فرزندى از پيش بفرستد و براى خدا صبر كند، آن فرزند او را به اذن خدا از آتش جهنم حفظ مىكند.»
گفتگوى پيامبر6با ام ميسر در مورد فرزندان از پيش فرستاده
37-
«عن امّ ميسر الأنصاريّة عن رسول6انّه دخل عليها و هى تطبخ حبّا فقال:من مات له ثلاثة لم يبلغوا الحنث كانوا له حجابا من النّار فقالت: يا رسول اللَّه و اثنان فقال لها و اثنان يا امّ ميسر
[1]- كنز العمال، ج 16، ص 407
و في لفظ آخر فقالت: او فرطان؟ قال: او فرطان.[1]»
«رسول خدا6بر ام ميسر انصارى وارد شد و او مشغول طباخى بود حضرت به او فرمود: اى ام ميسر! هر كس سه فرزند او قبل از بلوغ بميرند آن فرزندان براى او حجاب و مانع از آتش جهنم مىشوند ام ميسر عرض كرد اى پيامبر خدا! اگر دو فرزند از كسى بميرند چگونه است؟ حضرت فرمود: اگر دو فرزند هم از او بميرند آن دو او را از آتش جهنم حفظ مىكنند.
و در حديث ديگر آمده است كه ام ميسر عرض كرد: اى پيامبر خدا! اگر كسى دو پيش فرستاده داشته باشد چگونه است؟ حضرت فرمود: اگر دو پيش فرستاده هم داشته آن دو او را از آتش جهنم حفظ خواهند كرد.»
ايضا گفتگوى پيامبر6با بانويى كه سه فرزندش مرده بود
38-
«عن قبيصة بن برهة قال:كنت عند رسول اللَّه6. جالسا اذ اتته امرأة فقالت: يا رسول اللَّه ادع اللَّه لى فانّه ليس يعيش لى ولد قال: و كم مات لك؟ قالت ثلثة قال: لقد احظرت منّ النّار بحظار شديد.[2]»
«يكى از اصحاب به نام قبيصه بن برهه مىگويد: من نزد پيامبر خدا6نشسته بودم كه زنى به خدمت حضرت آمد و گفت: يا رسول اللَّه به درگاه خدا براى من دعا بفرماييد زيرا فرزندانم مىميرند؟ حضرت فرمود: تا كنون چند
[1]- كنز العمال، ج 3، ص 294
[2]- مجمع الزوائد، ج 3، ص 10
فرزندت مردهاند؟ آن زن گفت: تا به حال سه فرزندم مردهاند. حضرت فرمود: از آتش جهنم بازداشته و ممنوع گرديدى و فرزندانت براى تو پناهگاه استوار و محكمى هستند كه تو را از آتش جهنم حفظ مىكنند.» «حظار» (به كسر حاء) جايى است براى جهت حفظ و نگهدارى شترها از سرما و باد، و از چوب درست مىكنند. به همين جهت به چيزى كه از طرف شرع مقدس حرام شده است «محظور» گويند؛ يعنى ممنوع و قرقگاه (پس كسى كه مرتكب كار حرامى مىشود به منزله اين است كه در منطقه ورود ممنوع وارد شده است و به تابلوى ورود ممنوع الهى كه از طرف انبيا نصب شده است بىاعتنايى كرده است.).
39-
«عن ابىّ بن كعب انّ النّبىّ6قال:لامرأة هل لك فرط؟
قالت ثلاثة: قال6جنّة حصينة.[1]»
«از ابى بن كعب روايت شده كه پيامبر6به زنى فرمود:
آيا از پيش فرستادهاى دارى (يعنى تا كنون فرزندى از تو مرده است) زن گفت: بلى تا كنون سه فرزندم وفات كردهاند.
حضرت فرمود: آن فرزندان سپر و پناهگاه محكمى براى تو هستند كه از آتش جهنم تو را حفظ خواهند نمود.»
گفتگوى پيامبر6با اصحاب در مورد كودكان پيش فرستاده
40-
«و عنه6ما من مسلمين يقدّمان ثلاثة لا يبلغوا الحنث الّا ادخلهما اللَّه الجنّة بفضل رحمته. قالوا يا رسول اللَّه و
[1]- مسند احمد، ج 5، ص 83
ذو الإثنين؟ قال: و ذو الإثنين. انّ من امّتى من يدخل الجنّة بشفاعته اكثر من مضر، و انّ من امّتى من يستطعم النّار حتّى يكون احد زواياها.[1]»
«پيامبر اسلام6فرمود: هر مرد و زن مسلمان سه فرزند به بلوغ نرسيده از پيش بفرستد خداوند آن زن و مرد مسلمان را به فضل و رحمت خود به بهشت مىبرد.
اصحاب عرض كردند: اى رسول خدا! اگر كسى دو طفل از پيش بفرستد چگونه است حضرت فرمود: دو طفل هم بفرستد خدا او را به بهشت مىبرد.
سپس پيامبر6فرمود: بعضى از امّتان من هستند كه به شفاعت آنها عده كثيرى زيادتر از قبيله مضر (كه يكى از پر جمعيتترين قبايل عرب است) به بهشت داخل مىشوند و بعضى از امّتان من هستند كه به قدرى از آتش جهنم مىخورند كه يكى از كرانهها و زواياى آتش مىشوند. (يعنى آنها قطعهاى از آتش مىشوند)»[2]
[1]- ثواب الاعمال، ص 196( صدر روايت)، كنز العمال، ج 3، ص 286( ذيل حديث).
[2]- قرآن كريم مىفرمايد: كسانى كه حق را كتمان مىكنند و كسانى كه مال يتيم را به ناحق تصرف مىكنند در حقيقت آتش مىخورند نه تنها در جهنم بلكه در همين دنيا چهره واقعى عملشان آتش خوردن است و همين چهره است كه در قيامت آشكار مىشود.
إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً« قَلِيلًا» أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَسوره بقره آيه 174إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً.
سوره نساء آيه 10
اين حديث را جماعتى از روات نقل كردهاند و آن را از احاديث معتبر و صحيح شمردهاند.
41-
«و عنه6قال:قال: اللَّه تعالى: حقّقت محبّتى للّذين يتصادقون من اجلى و حقّقت محبّتى للّذين يتناصرون من اجلى ثمّ قال: عليه و آله السّلام ما من مؤمن و لا مؤمنة يقدّم اللَّه تعالى له ثلاثة اولاد من صلبه لم يبلغوا الحنث الّا ادخله اللَّه الجنّة بفضل رحمته ايّاهم.[1]»
«رسول اكرم6گفت: خداوند متعال مىفرمايد: محبت و دوستى خود را براى كسانى محقق مىكنم كه به خاطر من به يك ديگر صداقت داشته باشند و يك ديگر را كمك و يارى دهند. سپس حضرت فرمود: هيچ مرد و زن مؤمنى نيست كه خداوند متعال سه فرزند نابالغ از صلب او برايش مقدم نمايد مگر اين كه به فضل و رحمت خويش همه آنها را داخل بهشت مىفرمايد.»
كسى كه سه طفلش بميرد آتش جهنم بر او حرام مىشود
42-
«و عنه67من دفن ثلاثة من ولده حرّم اللَّه عليه النّار.[2]»
پيامبر خدا6فرمود: كسى كه سه فرزند خود را دفن كند (يعنى سه فرزندش وفات كنند) خداوند آتش جهنم را بر او حرام مىكند.
[1]- مجمع الزوائد، ج 10، ص 279
[2]- مجمع الزوائد، ج 3، ص 7
حديث ابو ذر در تبعيدگاه ربذه
43-
«عن صعصعة بن معاويّة قاللقيت ابا ذر الغفارىّ رضى اللَّه عنه بالرّبذة و هو يسوق بعيرا له عليه مزادتان و في عنق البعير قرّته فقلت يا ابا ذر مالك قال عملى قلت حدّثنى رحمك اللَّه قال سمعت رسول اللَّه6يقول ما من مسلمين يموت بينهما ثلاثة اولاد لم يبلغوا الحنث الّا غفر اللَّه لهما بفضل رحمته ايّاهم قال قلت فحدّثنى قال نعم سمعت رسول اللَّه6يقول ما من عبد مسلم ينفق من كلّ ماله زوجين في سبيل اللَّه الّا استقبلته حجبة الجنّة كلّهم يدعوه الى ما عنده فقلت كيف ذلك قال ان كان رجلا فرجلين و انّ كان بعيرا فبعيرين و ان كان بقرا فبقرتين حتّى أعد أصناف المال ذكره جماعة.[1]»
«صعصعه بن معاويه مىگويد: من ابو ذر غفارى را در ربذه[2]ملاقات كردم در حالى كه او به دنبال شتر خويش مىرفت و خورجينى بر پشت شترش بود، به او گفتم: اى ابا ذر! چه چيز از آن خودت است ابو ذر در جواب گفت: عملم مال خودم است (يعنى اموال و فرزندان و ساير متاع دنيوى امانت و عاريهاى نزد انسان و آنچه كه ملك حقيقى انسان است عمل او است» من گفتم: خدا تو را رحمت كند برايم حديث بگو؟ ابو ذر فرمود: من از رسول خدا6شنيدم كه مىفرمود: هيچ زن و مرد مسلمانى نيست كه سه فرزندى كه
[1]- سنن نسايى، ج 6، ص 48
[2]- ربذه اسم محلى است كه ابو ذر در آنجا تبعيد بود و در سمت شرقى مدينه واقع است.
هنوز به حد بلوغ نرسيدهاند از آنها وفات كند الا اين كه خداوند به فضل و رحمت خويش آن زن و مرد را مىآمرزد.
من گفتم باز هم حديث بفرماييد ابو ذر گفت: از پيامبر خدا6شنيدم كه مىفرمود: هيچ بنده مسلمانى نيست كه از تمام مالش جفت جفت در راه خدا انفاق نمايد مگر اين كه دربانهاى بهشت به استقبالش مىآيند و هر كدام او را به طرف خود مىخوانند. من گفتم: چگونه مالش را جفت جفت انفاق مىكند؟! ابو ذر گفت: اگر مالش بنده هستند (در آن زمان بردگان مانند ساير چيزها خريد و فروش مىشدند) دو بنده در راه خدا آزاد كند و اگر شتر هستند دو شتر و اگر گاو هستند دو گاو، تا اين كه انواع و اقسام مال را شماره كرد. اين حديث را جماعتى از اصحاب نقل كردهاند.»
44-
«عن انس بن مالك قال:وقف رسول اللَّه على مجلس من بنى سلمة فقال: يا بنى سلمة ما الرّقوب فيكم؟ قالوا الّذى لا يولد له. قال: بل هو الّذى لا فرط له. قال: ما المعدم فيكم؟ قالوا الّذى لا مال له. قال: بل هو الّذى يقدّم و ليس له عند اللَّه خير.[1]»
«انس بن مالك مىگويد: پيامبر خدا6در يكى از مجالس قبيله بنى سلمه ايستاد و فرمود: اى طايفه بنى سلمه! شما به چه كسى رقوب مىگوييد؟ گفتند: رقوب به كسى مىگوييم كه صاحب اولاد نمىشود. حضرت فرمود: كسى كه صاحب
[1]- مسند احمد، ج 1، ص 383
فرزند نمىشود رقوب نيست بلكه رقوب كسى است كه از پيش فرستاده نداشته باشد (يعنى فرزندى از او قبل از خودش وفات نكرده باشد.) سپس فرمود: به چه كسى معدم و فقير مىگوييد: عرض كردند: به كسى كه مال ندارد. حضرت فرمود: كسى كه مال ندارد معدم و فقير نيست بلكه فقير كسى است كه از پيش فرستادهاى داشته باشد ولى خيرى براى او در نزد خدا نباشد (يعنى بر اثر جزع و فزع اجر خود را از بين ببرد)».
حكايت زن داغديدهاى كه پيامبر6به او تسليت داد
45-
«عن ابن مسعود قال:دخل رسول اللَّه6على امرأة يعزّيها بابنها فقال بلغنى انّك جزعت جزعا شديدا قالت: و ما يمنعني يا رسول اللَّه و قد تركنى عجوزا رقوبا. فقال لها رسول اللَّه6لست برقوب انّما الرّقوب الّتى تتوقّى و ليس لها فرط و لا يستطيع النّاس ان يعودون عليها من افراطهم فتلك الرّقوب.[1]»
«از ابن مسعود نقل شده است كه پيامبر خدا6به خانه زنى رفت تا او را در مرگ فرزندش تسليت دهد وقتى حضرت بر او وارد شد فرمود: اى زن! به من خبر رسيد كه تو در مرگ فرزندت جزع و فزع شديد و بيتابى نمودى. آن زن گفت: اى رسول خدا! مرا از جزع و بىتابى ممانعت نكن
[1]- مجمع الزوائد، ج 3، ص 8