[شناسنامه]
مشخصات كتاب:
نام كتاب: اشتباهاتى در اوراق ثقافت اسلامى
تأليف: انجمن تحقيق و تدوين
تيراژ: 5000 نسخه
سال تأليف و طبع: تابستان 1387
بسم اللّه الرحمن الرحيم
اللهم لك الحمد وحدك لا شريك لك، اذ خلقتنى سويا و هديتنى الى دينك الذى اكملته لنا و اتممت علينا نعمتك و رضيت لنا الاسلام دينا.
اللهم لك الحمد اذ لم تجعلنى معاندا للحق و لا جاهلا ذا افراط او تفريط.
اللهم صل على البشير النذير السراج المنير الذى ارسلته رحمه للعالمين و على آله الذين اذ هبت عنهم الرجس و طهرتهم تطهيرا و على اصحابه الذين هم اشداء على الكفار رحماء بينهم تريهم ركعا سجدا يبتغون فضلا من اللّه و رضوانا.
در اوضاع تاريك و مغشوش فعلى، بايد از آن دسته مسولينى كه تدريس ثقافت اسلامى را در پوهنتونهاى كشور پذيرفتند تشكر نمود.
ولى در كشور ما كه دانشمندان علوم تجربى و انسانى و اسلامى بسيار اندك هستند، معاهد علمى ما هميشه از تدريس مضامين علمى به صورت ناقص رنج برده و مىبرد.
نويسندگان اوراق به اصطلاح ثقافت اسلامى، اولا از ثقافت اسلامى كه دانشمندان مسلمان ديگر نوشتهاند و جهانبينى دينى و معارف متنوع اسلامى را در ابعاد مختلف در كاينات و در حوزه فكرى و مسايل مهم روز مانند حقوق بشر و حقوق زن، عدالت اجتماعى و حكومت و سياست اسلامى و سيستم اقتصادى و اصول بانكها و روابط دولت و ملت و رابطه اسلام با علم و تكنالوژى و دهها موضوع مهم ديگر، بكلى غافل بوده اند و يا هيچ اطلاعى از آنها نداشتهاند.
فرهنگ متكامل و همهجانبه اسلامى كه از افتخارات مسلمانان جهان است در اين نوشتار عجولانه، مهمل مانده است.
آنچه كه در اوراق مذكور نوشته شده براى متعلمين صنف دهم ليسهها مناسب مىباشد، نه براى محصلين پوهنتون.
نويسنده يا نويسندگان اوراق ثقافت اسلامى از كماطلاعى خود نخواستهاند با دانشمندان محقق ديگر، روى عواملى كه خود بهتر مىدانند مشوره كنند و به غرور خود به نقل از گذشتگان خود به عنوان تقليد به نقالى پرداختهاند، كه مايه تاسف شديد است.
اين نويسنده يا نويسندگان بايد بدانند كه اوراق آنان بههيچ وجه نه فرهنگ اسلامى را معرفى توانستهاند و نه محصلين
مسلمان را به عظمت اصول و فروع كلى شريعت آشنا مىسازند و نه قناعت فكرى محصلين مسلمان را فراهم مىآورد.
و حتى نوشته ناقص آنان در برابر تهاجم فرهنگى بيگانگان احتمالا موجب به وجود آمدن سوالات و شبهات گوناگونى در اذهان محصلين گردد كه يكنوع ظلمى بر فرهنگ اسلامى شود.
كسانى كه معلومات كافى و حتى لازم را از فرهنگ و ثقافت اسلامى ندارند، نبايد به اظهارنظر بپردازند و از تكرار مكررات بىفايده، مقام باعظمت اسلام را در قرن حاضر پايين بياورند و براى مجرد ارضاى غرور خود، ثقافت و فرهنگ اسلامى را در حلقه كوچكى، در هم بشكنند، كه در واقع اكثريت مسلمانان جهان را تضليل و تفسيق و يا تكفير نمودهاند، و به ساحت دين مقدس اسلام توهين نمايند.
و ثانيا اين نويسنده و يا نويسندگان به محض خيالات خود و به تقليد و پيروى كوركورانه از جمع كماطلاع ديگر كه در دورههاى عصبيت و زمانهاى خالى از ارتباطات انسانى مى زيستهاند و سويه علمى آنان كمتر از نصاب فتوى و حكم بوده بدون دليل و در كمال بيخبرى، دوصد ميليون شيعه را تكفير كردهاند كه بالاترين مصيبت براى جهان اسلام و خيانت به
مسلمانان است. و حتى تعداد زيادى از اهل سنت را نيز- كلام خود تكفير كردهاند.
در عصر ارتباطات حتى سعودىها به مسلمان بودن مذاهب چهارگانه اهل سنت و شيعه اماميه و شيعه زيديه و اباضيه اعتراف كردهاند و كانفرانسهاى اسلامى در اردن، سعودى، كشور هاى خليج، ايران، تركيه، اندونزيا، سوريه، لبنان، و ساير كشورهاى مسلمان توسط دانشمندان مذاهب هفتگانه مذكور تشكيل شده و مىشود و همه از عقايد همديگر اطلاع پيدا مى كنند.
و از بركت عصر ارتباطات، در تحكيم اخوت اسلامى و تقريب پيروان مذاهب اسلامى اصرار مىورزند و سالانه ميليون ها دالر در اين راه مصرف مىشود و حتى در كانفرانس همكارى بين اديان مختلف كه توسط سعودىها در يك كشور ديگر داير شد دوصد ميليون دالر به مصرف رسيد.
ولى از بخت بد ملت و كشور ما، جمعى از ملاصاحبان غافل ما كه هيچ اطلاعى از اوضاع جهان اسلام ندارند و گويا كه در قرن دهم هجرى زندگانى مىكنند، هنوز با سلاح تكفير، از ثقافت اسلامى دم مىزنند!! كه مسلما اين حمايت آنان به تضعيف جهان اسلام منجر مىشود.
امروز (13/ 5/ 1387) در يك سايت خبرى اين گزارش مخابره شده است:
اهل تسنن قطيف عربستان در اقدامى بىسابقه با هدف ترويج و استحكام وحدت، در نماز جمعه شيعيان اين شهر حضور يافتند و نماز جمعه را با شيعيان برگزار كردند.
بر اساس اين گزارش: اهل تسنن قطيف هدف خود از شركت در نماز جمعه شيعيان را كه توسط حجه الاسلام شيخ حسن صفاد برگزار شد، عملى كردن نتايج كانفرانس مكه و اعتراض به بيانيه 22 عالم سلفىگرا و افراطى مبنى بر ايجاد دشمنى بين مذاهب، و استحكام وحدت ملى و مذهبى عنوان كردند.
آنان همچنين بر حضور در نماز جمعه شيعيان در هفتههاى اينده نيز تاكيد نموده و خواستار حضور متقابل شيعيان در نماز جمعه اهل تسنن شدند.
اين حال امروزى اهل سنت در سعودى است، ولى بدبختانه سلفىهاى كشور ما به كفر صريح شيعيان افغانستان به هيچو پوچ فتوى مىدهند كه عقبافتادگى مردم و فرهنگ بومى ما را به نمايش مىگذارد.
بههرحال خدا كند اين فتاوى مخالف واقع كه وحدت ملى كشور را زير سوال مىبرد و مخالف تصميمات لويه جرگه كشور در رسميت دادن به احوال شخصى شيعيان است، مولود بىخبرى و ناآگاهى و نتيجه تقليد صرف باشد نه به علل ديگر مادى، ان شاء اللّه.
تدريس مسايل بدعت و تكفير شيعه كه حرف سر زبان وهابىها و امثال آنان است، مسلما از ناآگاهى مسولين وزارت تحصيلات عالى است وگرنه بايد آن را به دليل مخالفت با قانون اساسى و مصالح ملى از حريم پوهنتون طرد مىكردند.
مثلا اين مسايل:
اولا:تكفير مسلمانان مخلص و هوشمند شيعيان است كه شرعا حرام و عقلا غلط و كذب محض است.
ثانيا:موجب دشمنى و بدبينى بناحق بين محصلين مسلمان است. كه مسلما به نفع دشمنان دين و كشور ماست.
ثالثا:مخالف وحدت ملى در شرايط حساس كشور است.
رابعا:منصرف كردن افكار نسل جوان از فسق و فجور و فحشاء و ارتداد است كه توسط دشمنان دين ادامه دارد و اين نوشتار فكر جوانان پاك ما را به نزاع موهوم و خيالى داخلى مشغول مىسازد.
آقاى نويسنده، به خدا قسم مردم شيعه از شخص شما توحيد را بهتر مىفهمند چرا از خود بالاترها را به شرك متهم مىكنى؟ روز قيامت چه جواب خواهى داد؟ ايا نمىترسى اين شرك به خودت برگردد؟ چون طرف مقابل يقينا موحد و مخلص است. آيا مىشود دسته محدود وهابىها تنها مسلمان باشد و بقيه مسلمانان دنيا كافر و مشرك و واجب القتل؟ خود را همانند ساير مسلمانها معتدل سازيد.
در اين نوشتار از اينكه اوراق ثقافت، ربطى به فرهنگ مصطلح اسلامى ندارد، بلكه مقدارى از عقايد اسلامى و فروع شرعى است ما صحبت نمىكنيم و نه از نقاط ضعف آن يادآورى مىنماييم، تنها به عنوان دفاع، از تهاجمات نويسنده عليه شيعيان به مقدار مختصر جواب مىدهيم، تا هم محصلين شيعه به صحت عقايد خود مطمئن شوند و هم محصلين اهل سنت به بطلان اعتراضات اوراق مذكور اطلاع يابند، و همه بدانند شيعه و سنى مسلمان و برادران همديگراند و جعليات اختراعكنندگان و دروغبافىهاى خيالپردازان كمسواد نمى تواند بين مسلمانان بدبينى و عداوت ايجاد كنند، اين دسته متعصب برخلاف اجماع معظم و اكثريت مطلقه مسلمانان و دولتهاى اسلامى كه پيروان مذاهب اسلامى را مسلمان مى