بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 25

اين حديث تنها در صحيح مسلم هشت سند دارد و مسلم در صحيح خود مى‌گويد احاديث كتاب او متفق عليه مى‌باشد.

اين احاديث به تعابير مختلف در بخارى و ساير مسانيد و مجامع حديثى نقل شده و بعضى از دانشمندان اهل سنت مى گويند صدر حديث (به همين مقدارى كه ما نقل كرده‌ايم، متفق عليه مى‌باشد).[1]

2- شيعه امامان خود را معصوم مى‌دانند كه ريشه آن در قرآن كريم است:إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً.

3- در فروع عقايد و احكام عملى قول انان را واجب الاخذ مى‌دانند.

4- امامت امامان توسط نص ثابت مى‌گردد.

5- علوم آنان توسط پدران‌شان به امام على مى‌رسد و امير المومنين حضرت على علم خود را از حضرت پيامبر اكرم گرفته است.

[1]- البته اين حديث خلافت خلفاى راشدين( رض) را نفى نمى‌كند و بيان آن صحبت زياد مى‌خواهد.


صفحه 26

على (ع) در يك حديث صحيح السند در كافى مى‌فرمايد:

انا عبد من عبيد محمد (ص)

من نوكرى از نوكران حضرت محمد هستم.

در كجاى اين مطالب افراط شده؟ ده‌ها يا صدها حديث كه اهل سنت و اهل تشيع روايت كرده‌اند بر اين مطالب دلالت دارد، اگر شما آن‌ها را نديده‌ايد يا قبول نداريد اكثريت علماى اسلام اين احاديث را در كتب خود نقل كرده‌اند و عده‌اى از آن‌ها متواتر است و همه آن‌ها مورد قبول است. حالا فرض كنيد بعضى از اين مطالب به نظر علماى محترم اهل سنت معتبر نباشد، آيا قبولى آن از طرف شيعه كفر صريح مى‌شود كه شما ادعا داريد؟!

ما به اين نويسنده و همفكران او مى‌گوييم:" اتقوا اللّه، اتقوا اللّه، اتقوا اللّه كبرت كلمه تخرج من افواهكم و اقلامكم، و انتم مسؤلون موقوفون يوم القيامه".در آنجا پولهاى كمكى فلان كشور عربى نيست كه براى شما برسد.

در پايان بحث لازم است يادآورى شود كه در اين اوراق گاهى استدلال شده كه فلان كار از صحابه آنحضرت (ص) نقل نشده و باين وسيله ممنوعيت آنرا به خيال خود اثبات نموده‌اند.


صفحه 27

مجرد عمل نكردن صحابه اولا براى آنان قابل اثبات نيست و عدم النقل لا يدل على عدم الوقوع.

ثانيا ممكن است ترك عمل صحابه، به خاطر مرجوحيت آن بوده باشد نه بخاطر حرمت آن. پس استدلال مذكور مغالطه و باطل است.

بلى اگر بطريق معتبر ثابت گردد، فلان كار، همه اصحابه كرام با اعتقاد بحرمت آن ترك نموده‌اند، حرمت آن ثابت مى شود. ولى اين دسته هرگز با اثبات آن در مسايل مورد دلخواه خود موفق نخواهند شد مگر به مبالغه و خيال‌بافى.

انجمن تحقيق و تدوين مى‌توانست تمام اغلاط و اشتباهات و زياده‌روى‌هاى غيردينى نويسنده و يا نويسندگان اوراق مذكور را كه در فصل بدعت نوشته است همه را رد كند و با بيان روشن ثابت سازد كه نظريات مذكور ربطى به دين اسلام ندارد ولى ما از اين كار به دو دليل منصرف شديم.

اول اينكه اين دسته از افراطى‌ها حاضر به مطالعه حرف‌هاى منطقى و دينى مخالفين خود نيستند و تنها به وسيله تكفير، و به نظريات فاقد دليل و باطل خود مغروراند، و لذا استدلال براى آنان مفيد نيست.


صفحه 28

دوم اينكه ترسيديم كه در اثناى بحث و گفتگو، جمله‌اى از ما صادر شود كه سبب رنجيدن علماى محترم اهل سنت شود، كه درين صورت متشددين به هدف خود مى‌رسند، زيرا اين دسته برادرى اسلامى شيعيان و سنيان را نمى‌خواهد و به مقتضاى طبع خود جدايى مسلمانان را طالبند.

ما در اين نوشتار مختصر سعى كرديم به محصلين مسلمان اهل سنت بگوييم به فتاوى اين اوراق فريب نخورند كه اين حرف‌ها ده‌ها مرتبه جواب داده شده و تكرار مكررات ان‌ها، جز دروغ‌هاى مبتذل بيش نيست و محصلين شيعه هم از حقيقت موضوع باخبر باشند و بدانند كه وهابيت به قول يكى از دانشمندان بزرگ كشور ما، كارخانه توليد شرك است و اسلام و فرهنگ اسلامى از افراطكارى‌هاى آنان بيزار است، و حرف هاى باطل اين دسته ربطى به اهل سنت ندارند و محصلين شيعه بايد با اهل سنت برادرى دينى خود را حفظ و مستحكم سازند.

و حرف آخر اينكه مسوليت بزرگ بدوش وزارت تحصيلات عاليست كه ثقافت متعالى اسلامى را از اين خرافات پاك گردانند وگرنه مسوليت عواقب بد آن به عهده آن وزارت خواهد بود.

به اميد تحكيم برادرى بين پيروان مذاهب اسلامى.


صفحه 29

به اميد غلبه عقل و منطق بر غباوت و جهالت‌

به اميد رسيدن به يك مجمع معتبر كه صلاحيت فتاوى را داشته و نااهلان كم‌سواد را از اصدار فتاوى گمراه‌كننده و خيالات پوچ كوردلان، منع كند.

به اميد بذل مساعى مشترك دانشمندان شيعه و سنى در تبيين فرهنگ و ثقافت جهان شمول اسلامى.

به اميد تعاون همه از تهاجم فرهنگ طغيان‌گر مادى.

به اميد محو ظلمت و تاريكى و تعصبات احمقانه از ارواح و ذهن‌ها.

به اميد حاكميت واقعى اسلام حقيقى به نفع جهان بشريت.

" أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ".


صفحه 30

الحاقيه‌

انجمن تحقيق و تدوين در پايان اين رساله يك موضوع را به جهت مزيد معلومات خوانندگان به آخر اين رساله الحاق مى نمايد:

يك ورق ايرادات يكى از متشددين عليه شيعيان اهل البيت و جواب‌هاى آن توسط يكى از علماى جيد شيعه كشور كه توسط فتوكپى تكثير شده بود، به دست ما رسيد كه با اندك تغيير در عبارات، آن‌ها را خدمت خوانندگان تقديم مى‌داريم و اللّه الهادى.

ايراد اول:

يكى از اشخاص بارز تاريخى شيعه عبد اللّه بن سبا يهودى است كه ظاهرا مسلمان شد و افكار يهودى را به مذهب شيعه منتقل كرد نظير مساله رجعت، مالك شدن زمين (؟)، نسبت دادن فراموشى به خداوند.

جواب:

عبد اللّه بن سبا در نظر شيعيان غالى كافر بوده كه در حق حضرت على (ع) غلو نمود، حضرت او را امر به توبه نمود و او قبول نكرد، لذا به امر آن حضرت او و پيروان او كشته شدند.


صفحه 31

بعضى از محققين اهل سنت و شيعه، اصل وجود او را انكار كرده‌اند و مى‌گويند، وجود او و آنچه كه راويان دروغگو به او نسبت داده‌اند همه‌اش ساخته و پرداخته مخالفين شيعه مى باشد. ولى جمعى از متعصبين بدون تحقيق، دروغ صدها سال قبل را تكرار مى‌كنند، خوب است درين مورد كتاب عبد اللّه بن سبا تاليف علامه عسكرى (ره) مطالعه شود.

رجعت ريشه قرآنى دارد و در احاديث امامان اهل البيت (ع) تكرار شده. شيعه از اول تا آخر به علم خداوند از ازل تا ابد اعتقاد داشته و دارند، و فراموشى در حق خداوند را عقلا محال مى‌دانند، و اين موضوع از مسلمات مذهب شيعه است.

اين فريب‌كارى و افتراء از مساله بدا به عمل آمده و بدا همانگونه كه در احاديث ائمه اهل البيت (ع) آمده در صحيح بخارى نيز آمده است.

بدا به معناى ابداء است يعنى خداوند ظاهر مى‌گرداند (اظهار مى‌كند) چيزى را كه مخفى بوده، نه اينكه چيز مخفى بر خداوند ظاهر گردد كه شايد هيچ مسلمانى به آن معتقد نباشد.


صفحه 32

ايراد دوم:

صحيح كلينى كه به منزله صحيح بخارى در نزد اهل سنت قدر دارد از جمله 16000 هزار حديث آن 6000 هزار آن حديث صحى و باقى آن خرافى است!!

جواب:

ملا صاحب اصلا كتاب كافى را نديده كه نام آن را نيز بلد نبوده! اگر از ملا صاحب بپرسند كدام ششهزار آن معتبر و صحيح است يقينا مى‌گويند من نمى‌دانم و ملا صاحب از نظر علمى به جايى نرسيده ك حديث خرافى را از غير خرافى تمييز بدهد.

ظاهرا خرافى بودن ده هزار حديث و صحيح بودن ششهزار از اختراعات دماغ خود ملا صاحب است، چون ما آن را در كلام ساير معاندين نديده‌ايم. واقعيت اينست كه احاديث كتاب شريف كافى همه آن‌ها، صحيح السند نيست.

روايات كتاب مذكور مانند ساير كتب حديث شيعه مشتمل بر معتبر و غير معتبر است، هر روايت بايد به سند آن دقت شود، اگر همه راويان حديث صادق و يا ثقه بود آن روايت معتبر است وگرنه، آن روايت غير معتبر است.