دوم اينكه ترسيديم كه در اثناى بحث و گفتگو، جملهاى از ما صادر شود كه سبب رنجيدن علماى محترم اهل سنت شود، كه درين صورت متشددين به هدف خود مىرسند، زيرا اين دسته برادرى اسلامى شيعيان و سنيان را نمىخواهد و به مقتضاى طبع خود جدايى مسلمانان را طالبند.
ما در اين نوشتار مختصر سعى كرديم به محصلين مسلمان اهل سنت بگوييم به فتاوى اين اوراق فريب نخورند كه اين حرفها دهها مرتبه جواب داده شده و تكرار مكررات انها، جز دروغهاى مبتذل بيش نيست و محصلين شيعه هم از حقيقت موضوع باخبر باشند و بدانند كه وهابيت به قول يكى از دانشمندان بزرگ كشور ما، كارخانه توليد شرك است و اسلام و فرهنگ اسلامى از افراطكارىهاى آنان بيزار است، و حرف هاى باطل اين دسته ربطى به اهل سنت ندارند و محصلين شيعه بايد با اهل سنت برادرى دينى خود را حفظ و مستحكم سازند.
و حرف آخر اينكه مسوليت بزرگ بدوش وزارت تحصيلات عاليست كه ثقافت متعالى اسلامى را از اين خرافات پاك گردانند وگرنه مسوليت عواقب بد آن به عهده آن وزارت خواهد بود.
به اميد تحكيم برادرى بين پيروان مذاهب اسلامى.
به اميد غلبه عقل و منطق بر غباوت و جهالت
به اميد رسيدن به يك مجمع معتبر كه صلاحيت فتاوى را داشته و نااهلان كمسواد را از اصدار فتاوى گمراهكننده و خيالات پوچ كوردلان، منع كند.
به اميد بذل مساعى مشترك دانشمندان شيعه و سنى در تبيين فرهنگ و ثقافت جهان شمول اسلامى.
به اميد تعاون همه از تهاجم فرهنگ طغيانگر مادى.
به اميد محو ظلمت و تاريكى و تعصبات احمقانه از ارواح و ذهنها.
به اميد حاكميت واقعى اسلام حقيقى به نفع جهان بشريت.
" أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ".
الحاقيه
انجمن تحقيق و تدوين در پايان اين رساله يك موضوع را به جهت مزيد معلومات خوانندگان به آخر اين رساله الحاق مى نمايد:
يك ورق ايرادات يكى از متشددين عليه شيعيان اهل البيت و جوابهاى آن توسط يكى از علماى جيد شيعه كشور كه توسط فتوكپى تكثير شده بود، به دست ما رسيد كه با اندك تغيير در عبارات، آنها را خدمت خوانندگان تقديم مىداريم و اللّه الهادى.
ايراد اول:
يكى از اشخاص بارز تاريخى شيعه عبد اللّه بن سبا يهودى است كه ظاهرا مسلمان شد و افكار يهودى را به مذهب شيعه منتقل كرد نظير مساله رجعت، مالك شدن زمين (؟)، نسبت دادن فراموشى به خداوند.
جواب:
عبد اللّه بن سبا در نظر شيعيان غالى كافر بوده كه در حق حضرت على (ع) غلو نمود، حضرت او را امر به توبه نمود و او قبول نكرد، لذا به امر آن حضرت او و پيروان او كشته شدند.
بعضى از محققين اهل سنت و شيعه، اصل وجود او را انكار كردهاند و مىگويند، وجود او و آنچه كه راويان دروغگو به او نسبت دادهاند همهاش ساخته و پرداخته مخالفين شيعه مى باشد. ولى جمعى از متعصبين بدون تحقيق، دروغ صدها سال قبل را تكرار مىكنند، خوب است درين مورد كتاب عبد اللّه بن سبا تاليف علامه عسكرى (ره) مطالعه شود.
رجعت ريشه قرآنى دارد و در احاديث امامان اهل البيت (ع) تكرار شده. شيعه از اول تا آخر به علم خداوند از ازل تا ابد اعتقاد داشته و دارند، و فراموشى در حق خداوند را عقلا محال مىدانند، و اين موضوع از مسلمات مذهب شيعه است.
اين فريبكارى و افتراء از مساله بدا به عمل آمده و بدا همانگونه كه در احاديث ائمه اهل البيت (ع) آمده در صحيح بخارى نيز آمده است.
بدا به معناى ابداء است يعنى خداوند ظاهر مىگرداند (اظهار مىكند) چيزى را كه مخفى بوده، نه اينكه چيز مخفى بر خداوند ظاهر گردد كه شايد هيچ مسلمانى به آن معتقد نباشد.
ايراد دوم:
صحيح كلينى كه به منزله صحيح بخارى در نزد اهل سنت قدر دارد از جمله 16000 هزار حديث آن 6000 هزار آن حديث صحى و باقى آن خرافى است!!
جواب:
ملا صاحب اصلا كتاب كافى را نديده كه نام آن را نيز بلد نبوده! اگر از ملا صاحب بپرسند كدام ششهزار آن معتبر و صحيح است يقينا مىگويند من نمىدانم و ملا صاحب از نظر علمى به جايى نرسيده ك حديث خرافى را از غير خرافى تمييز بدهد.
ظاهرا خرافى بودن ده هزار حديث و صحيح بودن ششهزار از اختراعات دماغ خود ملا صاحب است، چون ما آن را در كلام ساير معاندين نديدهايم. واقعيت اينست كه احاديث كتاب شريف كافى همه آنها، صحيح السند نيست.
روايات كتاب مذكور مانند ساير كتب حديث شيعه مشتمل بر معتبر و غير معتبر است، هر روايت بايد به سند آن دقت شود، اگر همه راويان حديث صادق و يا ثقه بود آن روايت معتبر است وگرنه، آن روايت غير معتبر است.
اجزاى هشتگانه كتاب كافى كه مشهورترين مجموعه حديثى شيعه است از غنىترين كتب حديثى جهان اسلام است كه به فرهنگ اسلامى قوت مىبخشد. اين كتاب بزرگ هر چند اولين كتاب حديثى شيعه نيست و كتابهاى حديثى ديگر مانند بصاير الدرجات و محاسن برقى و تفسير على بن ابراهيم و كتاب على بن جعفر و غيره قبل از آن تاليف شده، ولى مشهورترين و معتبرترين (به خاطر وثاقت مولف بزرگوار آن محمد بن يعقوب كلينى) و جامعترين مصادر حديثى شيعه است، و مع ذلك در اخذ به هر روايت بايد سند آن ديده شود و البته كه در توثيق و تضعيف راويان، نظر دانشمندان علم رجال مختلف است.
ايراد سوم:
امام مهدى نزد اكثر محققين بيشتر از يك ايهام نيست و غيبت صغرى و كبرى از جمله افسانههاى دروغين شيعه است.
جواب:
اولا:به اعتراف ملا صاحب كه كثيرى از محققين وجود ايشان را قبول دارند، چون كلمه اكثر از نظر علمى در مقابل كلمه كثير است.
ثانيا:اصل وجود مهدى مورد تسالم است مگر عده قليلى از معاندين اهل بيت (ع). علامه سيوطى دانشمند شهير اهل سنت دو كتاب در مورد امام مهدى (ع) نوشته و جمع ديگرى از علماى اهل سنت نيز در حق ايشان كتابهاى مستقل نوشتهاند و روايات و احاديث مهدى قطعى مىباشد.
ابن حجر شافعى و بعضى ديگر از علماى شهير اهل سنت بر وجود و ولادت پسر امام حسن عسكرى تصريح كردهاند كه خداوند در كودكى به او علم اموخت و ...
شما قطعيات تاريخ را ايهام بدانيد و حتى در اين مورد يك كتاب را مطالعه نكنيد و تنها ناقل دروغهاى كهنه گذشتهگان باشيد چه ضررى به واقعيتهاى خارجى مىرسانيد.[1]
ايراد چهارم:
كلينى بزرگترين محدث قايل به مصحف فاطمه (س) شده و از امام باقر نقل كرده كه يك حرفى از قرآن شما در اين مصحف نيست.
[1]- در سقف مسجد نبوى در مدينه منوره كه اسامى صحابه و دوازده امام نوشته شده. اسم مبارك مهدى پس از نام پدرش امام حسن عسكرى منقوش است.
جواب:بلى احاديثى در مصحف فاطمه الزهراء وارد شده و علماى شيعه آن را قبول دارند، در بعضى از احاديث آمده كه سه برابر قرآن است و اين كتاب به خط على (ع) براى حضرت فاطمه نوشته شده و مضمون اين كتاب در بيان اسامى انبياء و زمامداران آينده بوده كه به حكومت مىرسند.
اين مصحف به نص حديث فوق كه يك حرفى از قرآن در آن نيست غير از قرآن مجيد مىباشد، بنابراين اشكالى پيش نمىآيد. جمعى از غافلان كه تنها به فكر ايراد گرفتن مصحف مذكور را قرآن دانستهاند.
چشم باز و گوش باز و اين عمى
حيرتم از چشمبندى خدا
دهها بار اين ايراد را ذكر كردهاند و دهها بار جواب آن داده شده باز هم غافلان آن را تكرار مىكنند، عجب مصيبتى.
ايراد پنجم:
در بدل گفتن بسم اللّه، لعن و خلف (؟) را شروع مىكنند.
جواب:سبحانك هذا بهتان مبين، چه دروغ شاخدارى.
ايراد ششم:از نظر اينها (يعنى شيعه) قرآن شريف تحريف شده.
جواب:قرآن شريف به عنايت حضرت حق سالم باقىمانده،إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ.