الحاقيه
انجمن تحقيق و تدوين در پايان اين رساله يك موضوع را به جهت مزيد معلومات خوانندگان به آخر اين رساله الحاق مى نمايد:
يك ورق ايرادات يكى از متشددين عليه شيعيان اهل البيت و جوابهاى آن توسط يكى از علماى جيد شيعه كشور كه توسط فتوكپى تكثير شده بود، به دست ما رسيد كه با اندك تغيير در عبارات، آنها را خدمت خوانندگان تقديم مىداريم و اللّه الهادى.
ايراد اول:
يكى از اشخاص بارز تاريخى شيعه عبد اللّه بن سبا يهودى است كه ظاهرا مسلمان شد و افكار يهودى را به مذهب شيعه منتقل كرد نظير مساله رجعت، مالك شدن زمين (؟)، نسبت دادن فراموشى به خداوند.
جواب:
عبد اللّه بن سبا در نظر شيعيان غالى كافر بوده كه در حق حضرت على (ع) غلو نمود، حضرت او را امر به توبه نمود و او قبول نكرد، لذا به امر آن حضرت او و پيروان او كشته شدند.
بعضى از محققين اهل سنت و شيعه، اصل وجود او را انكار كردهاند و مىگويند، وجود او و آنچه كه راويان دروغگو به او نسبت دادهاند همهاش ساخته و پرداخته مخالفين شيعه مى باشد. ولى جمعى از متعصبين بدون تحقيق، دروغ صدها سال قبل را تكرار مىكنند، خوب است درين مورد كتاب عبد اللّه بن سبا تاليف علامه عسكرى (ره) مطالعه شود.
رجعت ريشه قرآنى دارد و در احاديث امامان اهل البيت (ع) تكرار شده. شيعه از اول تا آخر به علم خداوند از ازل تا ابد اعتقاد داشته و دارند، و فراموشى در حق خداوند را عقلا محال مىدانند، و اين موضوع از مسلمات مذهب شيعه است.
اين فريبكارى و افتراء از مساله بدا به عمل آمده و بدا همانگونه كه در احاديث ائمه اهل البيت (ع) آمده در صحيح بخارى نيز آمده است.
بدا به معناى ابداء است يعنى خداوند ظاهر مىگرداند (اظهار مىكند) چيزى را كه مخفى بوده، نه اينكه چيز مخفى بر خداوند ظاهر گردد كه شايد هيچ مسلمانى به آن معتقد نباشد.
ايراد دوم:
صحيح كلينى كه به منزله صحيح بخارى در نزد اهل سنت قدر دارد از جمله 16000 هزار حديث آن 6000 هزار آن حديث صحى و باقى آن خرافى است!!
جواب:
ملا صاحب اصلا كتاب كافى را نديده كه نام آن را نيز بلد نبوده! اگر از ملا صاحب بپرسند كدام ششهزار آن معتبر و صحيح است يقينا مىگويند من نمىدانم و ملا صاحب از نظر علمى به جايى نرسيده ك حديث خرافى را از غير خرافى تمييز بدهد.
ظاهرا خرافى بودن ده هزار حديث و صحيح بودن ششهزار از اختراعات دماغ خود ملا صاحب است، چون ما آن را در كلام ساير معاندين نديدهايم. واقعيت اينست كه احاديث كتاب شريف كافى همه آنها، صحيح السند نيست.
روايات كتاب مذكور مانند ساير كتب حديث شيعه مشتمل بر معتبر و غير معتبر است، هر روايت بايد به سند آن دقت شود، اگر همه راويان حديث صادق و يا ثقه بود آن روايت معتبر است وگرنه، آن روايت غير معتبر است.
اجزاى هشتگانه كتاب كافى كه مشهورترين مجموعه حديثى شيعه است از غنىترين كتب حديثى جهان اسلام است كه به فرهنگ اسلامى قوت مىبخشد. اين كتاب بزرگ هر چند اولين كتاب حديثى شيعه نيست و كتابهاى حديثى ديگر مانند بصاير الدرجات و محاسن برقى و تفسير على بن ابراهيم و كتاب على بن جعفر و غيره قبل از آن تاليف شده، ولى مشهورترين و معتبرترين (به خاطر وثاقت مولف بزرگوار آن محمد بن يعقوب كلينى) و جامعترين مصادر حديثى شيعه است، و مع ذلك در اخذ به هر روايت بايد سند آن ديده شود و البته كه در توثيق و تضعيف راويان، نظر دانشمندان علم رجال مختلف است.
ايراد سوم:
امام مهدى نزد اكثر محققين بيشتر از يك ايهام نيست و غيبت صغرى و كبرى از جمله افسانههاى دروغين شيعه است.
جواب:
اولا:به اعتراف ملا صاحب كه كثيرى از محققين وجود ايشان را قبول دارند، چون كلمه اكثر از نظر علمى در مقابل كلمه كثير است.
ثانيا:اصل وجود مهدى مورد تسالم است مگر عده قليلى از معاندين اهل بيت (ع). علامه سيوطى دانشمند شهير اهل سنت دو كتاب در مورد امام مهدى (ع) نوشته و جمع ديگرى از علماى اهل سنت نيز در حق ايشان كتابهاى مستقل نوشتهاند و روايات و احاديث مهدى قطعى مىباشد.
ابن حجر شافعى و بعضى ديگر از علماى شهير اهل سنت بر وجود و ولادت پسر امام حسن عسكرى تصريح كردهاند كه خداوند در كودكى به او علم اموخت و ...
شما قطعيات تاريخ را ايهام بدانيد و حتى در اين مورد يك كتاب را مطالعه نكنيد و تنها ناقل دروغهاى كهنه گذشتهگان باشيد چه ضررى به واقعيتهاى خارجى مىرسانيد.[1]
ايراد چهارم:
كلينى بزرگترين محدث قايل به مصحف فاطمه (س) شده و از امام باقر نقل كرده كه يك حرفى از قرآن شما در اين مصحف نيست.
[1]- در سقف مسجد نبوى در مدينه منوره كه اسامى صحابه و دوازده امام نوشته شده. اسم مبارك مهدى پس از نام پدرش امام حسن عسكرى منقوش است.
جواب:بلى احاديثى در مصحف فاطمه الزهراء وارد شده و علماى شيعه آن را قبول دارند، در بعضى از احاديث آمده كه سه برابر قرآن است و اين كتاب به خط على (ع) براى حضرت فاطمه نوشته شده و مضمون اين كتاب در بيان اسامى انبياء و زمامداران آينده بوده كه به حكومت مىرسند.
اين مصحف به نص حديث فوق كه يك حرفى از قرآن در آن نيست غير از قرآن مجيد مىباشد، بنابراين اشكالى پيش نمىآيد. جمعى از غافلان كه تنها به فكر ايراد گرفتن مصحف مذكور را قرآن دانستهاند.
چشم باز و گوش باز و اين عمى
حيرتم از چشمبندى خدا
دهها بار اين ايراد را ذكر كردهاند و دهها بار جواب آن داده شده باز هم غافلان آن را تكرار مىكنند، عجب مصيبتى.
ايراد پنجم:
در بدل گفتن بسم اللّه، لعن و خلف (؟) را شروع مىكنند.
جواب:سبحانك هذا بهتان مبين، چه دروغ شاخدارى.
ايراد ششم:از نظر اينها (يعنى شيعه) قرآن شريف تحريف شده.
جواب:قرآن شريف به عنايت حضرت حق سالم باقىمانده،إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ.
بلى رواياتى از طريق اهل سنت و شيعه بر تحريف قرآن دلالت دارد. خصوصا در صحيح مسلم كه روايات متعددى را نقل كرده، در بعضى از روايات آن از ابو موسى اشعرى آمده است كه دو سوره از قرآن كم شده و در روايات ديگر آن مى گويد نصف سوره احزاب كم شده. و ...
ولى دانشمندان اهل سنت و محققين شيعه از اين روايات جوابهاى معقولى دادهاند، و به تحريف قرآن قايل نشدهاند.
بههرحال اين ايراد در كتابهاى مجادلين[1]مكرر در مكرر تكرار شده، ولى اين افتراى آشكار، مخالف بديهيات و ضروريات است.
صدها هزار نسخه قرآن توسط مسلمانان شيعه چاپ شده، ميليونها مرتبه در كتب عقايد و اخلاق و معارف اسلامى و كتابهاى فقهى و ساير كتب شيعه ايات قرآن نقل و در مجالس فاتحه شيعه و راديوها و تلويزيونهاى شيعه قرائت شده كه در يك مورد هم با نسخههاى چاپى قرآن در مطابع اهل سنت فرقى ندارد. بلى نسخههاى قرآن مجيد در همه جهان اسلام يكى
[1]-" وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطانٍ مَرِيدٍ. كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَنْ تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَ يَهْدِيهِ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ". سوره حج آيه 3 و 4
است ولى دروغگويان شعبدهباز، با عقول مردم عوام الناس بازى مىكنند.
ايراد هفتم:
گفتن صلاه و سلام الفاظ توفيقى براى حضرت محمد (ص) است، بناء براى ديگر امامان، عليه الصلاه و السلام جايز نيست.
جواب:ملا صاحب دليلى بر توفيقى بودن اين الفاظ ذكر نكرده است و تنها از روى عصبيت فتوى بر عدم جواز آن براى امامان اهل بيت عليهم السلام صادر فرموده است!!!
بههرحال اين فتوى مخالف قرآن و مخالف سيره است.
قرآن مجيد مىفرمايد:" وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ. أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ".
" و مژده بده به صبركنندگانى كه در موقع رسيدن مصيبت، مىگويند ما از خداونديم و ما به سوى او برمىگرديم بر همين اينان باد صلواتهايى از پروردگارشان و رحمت" ...
در اين آيه خداوند بر همه مومنين مصيبترسيده صلوات مىفرستد و اهل بيت آنحضرت در راس مصيبتزدگان قرار دارند و اين آيه مباركه ادعاى توقيفيت را باطل مىسازد.
و همچنين آيه مباركه" سَلامٌ عَلى إِلْياسِينَ".