آقاى نويسنده، به خدا قسم مردم شيعه از شخص شما توحيد را بهتر مىفهمند چرا از خود بالاترها را به شرك متهم مىكنى؟ روز قيامت چه جواب خواهى داد؟ ايا نمىترسى اين شرك به خودت برگردد؟ چون طرف مقابل يقينا موحد و مخلص است. آيا مىشود دسته محدود وهابىها تنها مسلمان باشد و بقيه مسلمانان دنيا كافر و مشرك و واجب القتل؟ خود را همانند ساير مسلمانها معتدل سازيد.
در اين نوشتار از اينكه اوراق ثقافت، ربطى به فرهنگ مصطلح اسلامى ندارد، بلكه مقدارى از عقايد اسلامى و فروع شرعى است ما صحبت نمىكنيم و نه از نقاط ضعف آن يادآورى مىنماييم، تنها به عنوان دفاع، از تهاجمات نويسنده عليه شيعيان به مقدار مختصر جواب مىدهيم، تا هم محصلين شيعه به صحت عقايد خود مطمئن شوند و هم محصلين اهل سنت به بطلان اعتراضات اوراق مذكور اطلاع يابند، و همه بدانند شيعه و سنى مسلمان و برادران همديگراند و جعليات اختراعكنندگان و دروغبافىهاى خيالپردازان كمسواد نمى تواند بين مسلمانان بدبينى و عداوت ايجاد كنند، اين دسته متعصب برخلاف اجماع معظم و اكثريت مطلقه مسلمانان و دولتهاى اسلامى كه پيروان مذاهب اسلامى را مسلمان مى
دانند، بيهودهگويى كردهاند و وزارت تحصيلات عالى بايد هر چه زودتر اوراق مذكور را از حريم پوهنتون به منظور گمراه نساختن محصلين مسلمان، و نصاب درسى خارج گرداند، و به جاى آن توسط دانشمندان روشنضمير سنى و شيعه، مصاديق مهم فرهنگ اسلامى را تدوين نمايند تا نسل جوان ما به طور معقول به فرهنگ اسلامى آشنا گردند. پاينده باد برادرى اسلامى شيعه و سنى و دور باد وسوسه فتنهانگيزان.
در صفحه 7 زير عنوان شناخت بدعت ... در ضمن مطالبى نوشته شده:
1- بدعت قولى اعتقادى مانند ديدگاهها و اعتقاد جهميه، معتزله، رافضه و ساير فرقههاى گمراه.
اين نويسنده همه فرقههاى اسلامى جز فرقه خود را به گمراهى نسبت مىدهد، كه از تنگنظرى و تعصب او حكايت مىكند. خود اين نويسنده در صفحه 3 و صفحه 4 احاديثى را نقل مىكند كه اسلام شهادت دادن به لا اله الا اللّه و اينكه محمد رسول خدا است، و برپاداشتن نماز و دادن زكات و حج و روزه است.
شيعيان همانند اهل سنت اين اركان اسلام را صددرصد قبول دارند و در مسايل نظرى و اجتهادى اگر اختلافى به وجود بيايد، گمراهى ندارد بلكه به مقتضاى حديث بخارى آنكه اجتهادش مطابق واقع باشد دو اجر دارد، و آنكه اجتهادش مخالف واقع باشد يك اجر را مستحق مىگردد.
در صفحه 8 مىگويد: ... بدعت در عبادات پنج قسم است:
الف)عملى به نيت عبادت انجام شود، مثلا عملى كه هيچ اصل و اساس در دين ندارد به عنوان عبادت به دين افزوده شود، مانند به وجود آوردن نماز يا روزههاى غير مشروع كه در شرع هيچ اصلى نداته باشد.
تا اينجا مطلب صحيح و مسلم است، بلكه بدعت حرام در نظر شيعه تنها: ادخال ما لم يكن من الدين فى الدين (يعنى داخل كردن چيزيكه از دين نيست، در دين) نمىباشد، و معناى وسيعترى دارد، ما بدعت را معنى مىكنيم به ادخال ما لم يعلم من الدين، فى الدين يعنى چيزى كه علم به مشروعيت او ندارى و آن را از دين به حساب آرى، بدعت و تشريع محرم است.
ولى نويسنده عبارت ديگرى دارد: و يا برگزارى اعياد غير مشروع مانند جشن نوروز، تجليل مولود، سوگوارى روز عاشورا و ...
در جواب نويسنده يا نويسندگان صاحب مىگوييم:
اولا جشن نوروز را كسى عيد اسلامى نمىداند و شما هم از متون معتبر ما آن را اثبات نمىتوانيد و تنها تهمت زدهايد.
جشن و يا به تعبير ديگر اجتماع مردم و تعطيل كرا و استراحت نمودن و به تفريح پرداختن پس از انقضاى زمستان، در اعتدال ربيعى امريست مطلوب عقلا، و شكى در جواز آن نيست ولى جمعى از تنگنظران اولا نام آنرا عيد مىگذارند، و ثانيا آنرا عيد اسلامى مىپندارند و ثالثا آنرا به وسيله بدعت، حرام شرعى اعلان مىكنند، و فراموش مىكنند كه فتواى بى دليل شرعى، حرام است و افتراى بر شريعت. بر ستره محكمه لازم است يك كميسون فتوى از علماى برجسته دينى مركب از علماى اهل سنت و شيعه تشكيل دهد كه فتوى منحصر به آنان گردد و ناهلان حق فتوى را نداشته باشند.
تمام ملتها در تاريخ كشور خود روزهاى جشن و سرور و روزهاى غم و اندوه را دارند كه يادآورى از اين روزها را دارند. چرا جمعى از نااهلان بدون مجوز شرعى، تشدد به
خرج مىدهند و عمل انا را بزور بر بدعت در دين حمل مى كنند و فتوى بر حرمت آن مىدهند؟!
ب)تجليل از مولود نبوى (ص) در كشور ما و كشورهاى اسلامى تعطيل رسمى بوده و از آن تجليل به عمل مىآيد، متشددين نااهل آن را تحريم نموده و مسلمانان را متهم به بدعت گزارى مىكنند. قرآن مىفرمايد:" وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ ..."تعظيم شعاير از تقواى دلها (جانها) است.
اظهار محبت به حضرت خاتم النبيين از بهترين مظاهر ايمان است، خداوند كجفهمىهاى ما را هدايت فرمايد.
شعاير جمع شعيره به معناى نشانه است و از بهترين نشانههاى خداوند ولادت بابركت حضرت خاتم النبيين (ص) مىباشد.
متشددين كه جماعت اندكى هستند تنها برداشت خيلى خود را بر حق مىدانند و مسلمانان ديگر را به بدعت و فعل حرام نسبت مىدهند. دولتها و ملتهاى مسلمان را بدعتگزار مىپندارند.[1]
[1]- در صفحه 11 نوشتهاند: تجليل مولود( در ربيع الاول) علاوه بر اينكه بدعت و شباهت به نصارى دارد از شركيات، كارهاى منكر و زشت-- خالى نمىباشد، مانند: خواندن اشعار و سرودهاييكه در آنها زياده روى و غلو در حق پيامبر( ص) است ...
نگارندگان: اگر فرضا در جشن ميلاد، عمل باطلى صورت گيرد، اصل تجليل از مولود كه عمل راجح و تعظيم شعاير اللّه است، ممنوع نمىگردد و گرنه بايد از جشن عيدين فطر و اضحى هم جلوگيرى نمود كه دهها فسق و فجور در آن روزها صورت مىگيرد، اگر به نام چنين شباهت به نصارى، تجليل مولود حرام گردد كه فتواى بغير ما انزل اللّه است( آللّه اذن ام على اللّه تفترون) صدها فعل مباح و راجح ديگر را نيز بايد تحريم نمود!!
ج)سوگوارى عاشورا را تحت تاثير اموىها و ناصبىها و دشمنان اهل بيت حضرت پيامبر اكرم (ص) بدعت دانستن، اشتباه ديگر اين دسته مىباشد، اهل سنت محبت خاندان آنحضرت را از ركن ايمان مىدانند، و اين موضوع مدلول آيه مباركه مودت و احاديث زيادى است كه از طريق اهل سنت به ثبوت رسيده است، و بعضى از دانشمندان اهل سنت بر وجوب محبت اهل بيت ادعاى اجماع نمودهاند.
از لازمه محبت شاد شدن در شادى محبوب، و سوگوارى نمودن در غم محبوب است، حادثه كربلا آنقدر مصيبت داشت كه همه را متاثر نمود و در تاريخ، كيفيت كمنظيرى دارد.
و تنها يزيديان خوشحال مىشوند و دوستان حضرت پيامبر اكرم (ص) و خاندان او از شيعه و سنى متاثر و سوگوار مى گردند. حكومتهاى افغانستان هميشه اين روز را به عنوان سوگوارى تعطيل رسمى قرار دادهاند، و دانشمندان محترم اهل سنت آن را در عمل پذيرفتهاند و هيچكس اعتراضى نگرفته است، امروز جمعى از متشددين كه مرتبه علمى آنان پايين است آن را بدعت اعلام مىدارند، درحاليكه علماى محترم اهل سنت هماكنون در مجالس شهادت اهل بيت حضرت پيامبر بزرگوار خود شركت نموده و سخنرانى مىكنند، من نمىدانم چرا وزارت تحصيلات عالى از محتواى اوراقى كه به نام ثقافت اسلمى در پوهنتونها توسط متشددين تدوين شده و تدريس مىگردد غافل ماندهاند؟
آثار شوم فتاوى غلط اين اوراق جز مشتعل كردن خشم و كينه بين محصلين جوان مسلمان و تضعيف وحدت ملى و به دور نگه داشتن افكار از تهاجم فرهنگى عليه اسلام و از مشكلات زندگانى، چيز ديگرى نيست.
ما فرض كنيم در نظر اهل سنت (به اين دسته سختگير و متشدد كارى نداريم) دليلى بر جواز سوگوارى وجود نداشته باشد، نتيجه اين مىشود كه آنان سوگوارى نكنند، نه آنكه آن
را بدعت بدانند. زيرا از طريق اهل بيت (عليهم السلام) رجحان عزادارى عاشورا، به طور قطعى ثابت شده و بر همين اساس شيعيان آن را قربه الى اللّه انجام مىدهند.
اگر هر مذهب تنها از ديدگاه خود در امور مذاهب اسلامى ديگر قضاوت كنند جهان اسلام بچه بلاهاى تفرقهانگيزى مبتلا خواهد شد؟
آيا اين خودبينىها با آيه قرآنى كه پيامبر اكرم (ص) را رحمه للعالمين معرفى مىكند در تضاد نيست؟
اگر بزعم باطل متشددين كه اقليت ناچيز ولى پولدار هستند و كمكهاى زيادى به آنان مىشود، تنها خودشان بر حق باشند، مسلما انحضرت (ص) رحمت براى يك يا دو ميليون نفر است نه رحمت براى جهانيان!!! خدا به اين دسته، فهم و انصاف بدهد. كه نه اسلام را قدر جامع مىدانند و نه امت واحده قرآن را قبول دارند و تنها به نظريه خود پايبندند و بقيه را گمراه مى دانند.