بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 249

شرك را هم نخواهد داشت.

هرگاه خداوند به فرشته و يا فرشتگانى قدرت بدهد كه سرزمين قوم لوط را زير و رو كنند هرگز اعتقاد به وجود چنين قدرتى در آنها مستلزم شرك و همتايى فرشتگان با خدا، نمى گردد.

هرگاه خداوند چنين قدرتى را به بنده اى و يا بندگانى عنايت كند اين نيز سبب نمى شود كه گردى بر دامن كبريايى او بنشيند.

دعايى از امام هشتم(عليه السلام)

خوب است در مفاد دعاى امام هشتم كه از غاليان زمان خود تبرى و دورى مى جويد دقت كنيم.

امام در اين دعا از عقيده غاليان كه خلقت جهان و روزى بندگان را از آن امامان مى دانند، تبرى مى جويد و اين دعا حاكى است كه برخى از كوتاه نظران با مشاهده امور خارق العاده از آنان، انديشه هاى ناروا و غير صحيحى را به خود راه مى دادند. امام براى تبرى از انديشه هاى باطل دعايى به شرح زير دارد:

پروردگارا! من از گفتار كسانى كه در حق ما مطالبى را مى گويند كه ما نگفته ايم، تبرى مى جويم، پروردگارا خلقت جهان و روزى بندگان از آن تو است، تو را مى پرستيم و از تو كمك مى طلبيم.

بار الها! تو آفريدگار ما و آفريدگار پدران و فرزندان ما هستى.

پروردگارا! ربوبيت و الوهيت شايسته تو است ما از كسانى كه تصور مى كنند كه ما پروردگار آنها هستيم و يا مى انديشند كه خالق و رازق آنها هستيم برائت و دورى مى جوييم.

بار الها! ما اين سخنان را به آنان نگفته ايم ما را با گفتار آنان مؤاخذه


صفحه 250

مفرما.[1]

امام با اين راز و نياز به انتقاد از آن انديشه هاى باطل برخاسته، كه تصور شده است كه سرپرستى و قيمومت جهان هستى به پيامبر و امامان تفويض شده و آنان از جانب خداوند، آفريننده زمين و آسمان ، دهنده روزى بندگان، و زنده كننده و ميراننده آنان در جهان و روز رستاخيز مى باشند.

صاحب ولايت، انسان كاملى است كه نوعى تسلط تكوينى بر گوشه اى از جهان و انسان دارد و اين تسلط غير آن است كه بگوييم صاحب ولايت مدبر زمين و آسمان، پديد آورنده انس و جان و محيى و مميت خلايق مى باشد.

در اينجا از تذكر چند نكته ناگزيريم و آن اينكه:

1. جاى شك نيست كه نظام آفرينش بر اساس يك سلسله علل و معلولاتى استوار است و علّيت هر علتى و سببيّت هر سببى به اراده و مشيت نافذ خدا است.

شكفته شدن يك غنچه، باردارى يك جاندار، ريزش باران و برف، محصول يك سلسله علل و اسبابى است كه سرانجام همگى به خداوند منتهى مى گردد، و در پرتو نظامى است كه جهان بر اساس آن آفريده شده، و در هر لحظه كه ميلياردها پديده در صفحه وجود پديد مى آيند، معلول يك رشته علل مادى و طبيعى و يك رشته علل نامرئى است كه به فرمان خداوند در پشت پرده طبيعت، به تدبير جهان مى پردازند.

قرآن مجيد از اين علل مرئى و نامرئى به(فَالمُدبّراتِ أَمْراً)(نازعات/5) تعبير مى كند و اين مدبرها به اذن خداوند به تدبير و گردانيدن جهان اشتغال دارند، و اين آيه صريحاً مى رساند كه نظام آفرينش نظام علت و معلول است.

[1]بحار الانوار، ج25/343.


صفحه 251

بنابر اين گروه غالى كه پيامبر و امام را مدبر جهان، و روزى دهنده و زنده كننده خلايق جهان، مى دانند، سخت به خطا رفته و انديشه بس باطلى را به فكر خود راه داده اند. وخطاى آنان نه از اين نظر است كه يك چنين انديشه (تصوّر سببيّت براى غير خدا)، مايه شرك و دوگانگى است زيرا جهان آفرينش بر اساس علت و معلول استوار است بلكه علت بى پايگى اين انديشه اين است كه آنچه را كه سبب نيست سبب پنداشته اند، و غير علت را به جاى علت گذارده اند و اگر علاوه بر اين آنان را در تأثير مستقل بينديشند در اين صورت علاوه بر غلو، راه شرك را پيموده اند.

هرگز بشر در اثر سير تكاملى خود جانشين هيچيك از وسايط فيض نمى گردد، بلكه خود او فيض را از همان وسايط مى گيرد. اشعه خورشيد، و ريزش برف و باران، و شكفته شدن غنچه ها، همگى تأمين كننده زندگى پيامبران و پيشوايان معصوم است همچنان كه وحى را فرشته به او مى رساند وجان او را ملك الموت مى گيرد و از روز نخست حافظان و نگهبانان براى حفاظت جان او و تكميل ملكات و فضايل اخلاقى او گمارده مى شوند.[1]

بنابر اين تمام افراد بشر حتى آن دسته از بشرهاى كامل كه يك نوع صاحب ولايت و تسلط بر جهان و انسان دارند، از نظام كل گيتى بهره مند بوده و هرگز جانشين هيچ يك از وسايط فيض مادى و معنوى نمى گردند، ولى اين مانع از آن نيست كه اين گروه گاهى روى يك رشته مصالح كلى دور از هوى و

[1](وَ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَفَظَة حَتّى إِذا جاءَ أَحدكُمُ المَوت تَوَفَّتْهُ رُسُلنا)(انعام /61):«نگهبانانى بر شما مى3گماريم هنگامى كه اجل شما فرا رسيد مأموران ما جان شما را مى3گيرند». (امام در نهج البلاغه) درباره پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)چنين مى3فرمايد:وَ لَقَدْقَرَنَ اللّهُ بِهِ مِنْ لَدُنْ أن كانَ فطيماً أعْظمَ ملك مِنْ مَلائِكتِهِ يَسلُكُ بِهِ طَريقَ المَكارِمِ وَ محاسِنَ أَخلاقِ العالم لَيْلهُوَنَهارهُ (نهج البلاغه، خطبه 187، ص 128): از روزى كه پيامبر از شير گرفته شد، فرشته3اى از جانب خدا مأمور گرديد كه او را به راههاى بزرگوارى وا خلاق نيكو شب و روز رهبرى كند.


صفحه 252

هوس مبدأ كرامات و تصرفاتى در جهان گردند، و به اشاره غيبى در جهان خلقت، تصرفاتى انجام دهند كه نام آن را ولايت در تصرف و يا ولايت در تكوين مى ناميم.

2. حد و مرز تسلط انسان كامل، بر قلوب و ارواح، بر انسان و جهان براى ما كاملاً روشن نيست و هرگز نمى دانيم كه تا چه اندازه بر جهان حكومت دارند و ما چون از اين مراحل دور هستيم هرگز نمى توانيم قدرت و تسلط آنها را به طور دقيق اندازه گيرى كنيم.

3. از آنجا كه دارندگان چنين قدرت و تسلط بر اثر پيمودن راه بندگى و اخلاص به اين مقام رسيده اند، طبعاً در گفتار و كردار خود از هر نوع هوى و هوس به دور خواهند بود، انگيزه آنان براى چنين تصرفات يك رشته امور معنوى و مصالح كلى مى باشد از اين جهت آن چنان نيست كه هرچه ما از آنها بخواهيم، آنان انجام دهند.

پايان

قم. حوزه علميه

جعفر سبحانى