بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 80

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 81

ثانياً: خداوند از نظر آنان انتقاد مى كند كه اين اوّلين بار نيست كه آنان از حق سرباز زده اند (و مدت طولانى را كم پنداشته اند) بلكه در زندگى دنيوى خود پيوسته از حق روى گردان مى باشند چنانكه مى فرمايد:

(...كَذلِكَ كانُوا يُؤفَكُون).

«اين چنين از حق روى گردان مى شوند».

اگر آنان اين مدت طولانى را آگاهند كم انديشيده اند، انتقاد از نظر آنان وجهى نخواهد داشت، زيرا چه اشكال دارد كه انسانى با توجه به اينكه ساليان درازى مكث كرده است، چنان تصور كند كه مدت توقف او كم بوده است.

ثالثاً: اگر مجرمان از طول مدت اقامت خود در برزخ آگاه بودند، علم به آن از خصايص گروهى كه علم و ايمان آنان داده شده است شمرده نمى شد، در صورتى كه قرآن آگاهى از طول مدت را از ويژگيهاى اين افراد ذكر مى نمايد و مى فرمايد:

(وَ قالَ الّذِينَ أُوتُوا العِلْمَ وَالإِيمان لَقَدْلَبِثْتُمْ فِى كِتابِ اللّهِ إِلى يَومِ البَعْث فَهذا يَومُ البَعْث).

«آنان كه علم و ايمان به آنان داده شده گفتند: شما در كتاب خدا تا روز رستاخيز به سر برده ايد».


صفحه 82

گروه ديگر از جريان گذشته كاملاً بى خبر و يا لا اقل شاك و مردد مى باشند. و اگر گروه با علم و ايمان مى گويند، مكث شماها در كتاب خدا تا روز رستاخيز بوده است، اين سخن را در برابر اين دسته مى گويند نه در برابر دسته نخست و هرگز مانع ندارد كه در روز محشر، مردم با عقايد گوناگون گام به پهنه محشر بگذارند.


صفحه 83

(فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا يَشْعُرُون)(شعراء/202).

«رستاخيز به طور ناگهانى رخ مى دهد، درحالى كه متوجه نيستند».

وضع محشر در آن روز چنان مهيب و وحشتزا است كه عقل و هوش را از گروهى مى ربايد و گروهى از مردم مدهوشِ عذاب و مستِ وضع موجود مى گردند. در اين باره كافى است در آيات زير دقت فرماييد:

(يا أَيُّهَا النّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زلْزلَةَ السّاعَةِ شَىْءٌ عَظيم*يَومَ تَرونَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَة عَمّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْل حَمْلها وَ تَرَى النّاس سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذاب اللّهِ شَديد)(حج/1ـ2)

«اى مردم ! از مخالفت خدا بپرهيزيد، زمين لرزه روز رستاخيز عظيم و بزرگ است. روزى كه مادران، كودكان شيرخوار خود را فراموش كرده زنان باردار جنين ها را سقط مى كنند و مردم را سكران و مست مى بينى، ولى آنان مست نيستند بلكه عذاب الهى شديد و سخت است».

قرآن با صراحت هرچه كاملتر مى رساند كه روز رستاخيز گروه مجرم با حالت تحيّر و بهت زده محشور مى گردند چنانكه مى فرمايد:

(وَ يَومَ تَقُومُ السّاعَةُ يُبْلِسُ المُجْرِمُونَ).(روم/12)

«روزى كه رستاخيز برپا مى گردد، مجرمان، متحير و ساكت مى مانند».

آيات قرآن مخصوصاً آيه هاى سوره هاى زلزله و قارعه وضع محشر را آن چنان مهيب و وحشتزا ترسيم مى كنند كه جا دارد انسانها وضع گذشته خود را فراموش كنند.

گذشته از اين، وضع زندگى برزخى با وضع زندگى انسانها در روز رستاخيز تفاوت هاى بارز و شايان توجه دارد. آيا احتمال نمى دهيد كه تغيير شرايط زندگى، اين وضع را پيش آورده و نسيان و فراموشى را بر مردم مسلط مى سازد و مردم مدت طولانى و زياد را كم و ناچيز مى انگارند.


صفحه 84

نظريه چهارم: مقصود«يوم»ربوبى است

اين نظريه متكى به يك حقيقت قرآنى است كه هر روزى از روزهاى سراى ديگر، معادل با هزار سال و يا پنجاه هزار سال مى باشد و در قرآن به اين حقيقت تصريح شده است.

(...وَ إِنَّ يَوماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَة مِمّا تَعُدُّون)(حج/47).

«روزى نزد پروردگار شما بسان هزار سال از سالهايى است كه مى شماريد».

(تَعْرُجُ المَلائِكة وَ الرُّوحُ إِليهِ فِى يَوم كانَ مِقدارُهُ خَمْسِينَ أَلفَ سَنَة)(معارج/4).

«فرشتگان و روح در روزى كه طول آن به اندازه پنجاه هزار سال است، به سوى او صعود مى كنند».

اشكالات اين نظر:

اوّلاً: هيچ قرينه اى در آيات نيست كه مقصود از«يوم»در اين آيات يوم اخروى باشد جز اين كه آنان اين سخن را در روز رستاخيز مى گويند و هرگز زمان سخن، گواه بر مفاد لفظ نخواهد بود بالأخص كه اين آيات در اين دنيا بر گروهى تلاوت مى شود كه هرگز با چنين اصطلاحى در«يوم»آشنا نبوده بلكه با خلاف آن كاملاً آشنا بودند و گفتن لفظى، و اراده معنى غير معروف، آن هم بدون شاهد و قرينه، شايسته سخن بليغ نيست.

ثانياً: هدف از مذاكره آنان، ناچيز شمردن و يا ناچيز دانستن مدت مكث در برزخ مى باشد و در اين نظر، اين هدف منفى است، اگر بشر مثلاً پنجاه هزار سال، در نقطه اى بسر ببرد مدت كمى توقف نكرده است.

ثالثاً: در قرآن ايام اخروى به دو نحو تحديد و اندازه گيرى شده است


صفحه 85

گاهى به نحو هزار سال و گاهى به نحو پنجاه هزار سال،در اين صورت در تفسير«يوم»دچار ابهام ديگرى خواهيم بود و مشكلى را بر مشكلى خواهيم افزود.


صفحه 86

خواهند داشت و پس از بيدارى، از طول مدت آگاه نمى باشند و بسان اصحاب كهف سيصد سال را نيم روز خواهند پنداشت و اين نظر را برخى از اخبار تأييد مى نمايد، گروهى از علماى شيعه اين نظر را انتخاب نموده اند.

اينك نمونه هايى از احاديث نقل مى شود:

مردى به نام حضرمى از امام باقر(عليه السلام)نقل مى كند:

«لا يُسْأل فى القبرِ إلاّ مَنْ محَّض الإيمانَ مَحْضاً، أو مَحَّضَ الكُفرَ مَحْضَاً، فقلتُ: فَسائرُ الناس؟ فقالَ: يُلهى عَنْهُ».[1]

مرحوم شيخ مفيد، متوفاى سال 413 در كلام گسترده اى كه درباره برزخ و حشر ابدان دارد از امام صادق(عليه السلام)نقل مى كند كه كسانى كه داراى ايمان خالص يا كفر خالص هستند ارواح آنان به بدنهاى شبيه اين جهان، نقل مى گردد.[2]وپاداش و كيفر اعمال خود را مى بينند.

گواه گفتار او درباره گروه با ايمان، آيه زير است:

(قِيلَ ادْخُلِ الجَنَّـةَ قالَ يا لَيْتَ قَومى يَعْلَمُونَ)[3]

اين آيه حاكى است كه مؤمن آل فرعون كه ايمان خالصى داشت پس از مرگ در نعمت است همچنان كه آيه ديگر حاكى است كه آل فرعون كه كفر محض بودند در عذاب مى باشند مانند آيه:

(النّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيها غُدُوّاً وَعَشِيّاً...).[4]

[1]بحار الانوار، ج6، ص 235، نقل از منتخب البصائر و نيز همين لفظ در كافى /ج3 به صورت دو حديث در صفحه 235 نقل شده است و با دقت در اسناد مى3توان روشن كرد كه هر سه، يك روايت بيش نيست.
[2]بحار الأنوار، ج6، ص 253، متن عبارت است: نُقِلَتْ رُوحُهُ مِنْ هيكَله إلى مِثْلِهِ فى الصّورةِ.
[3]يس/ 26.
[4]غافر/46.


صفحه 87

در اين ميان گروهى است كه پس از مرگ، فاقد شعور و ادراك مى باشند، از آنان اعراض مى شود، و چيزى را تا روز قيامت درك نمى كنند آنان همانها هستند كه قرآن درباره آنان مى گويد:

(...إِذْ يَقُولُ أَمثلُهُمْ طَرِيقةً إِنْ لَبِثْتُمْ إِلاّيَوماً).[1]

«بهترين آنان از نظر طريقه مى گويد، كه جز روزى درنگ نكرده اند».

تا آنجا كه برخى مى گويند، ده روز و برخى كمتر. آنان گروهى هستند كه در ايمان و كفر به حدّ كمال نرسيده اند و در برزخ با عذاب و نعمت همراه نبوده اند، زيرا معنى ندارد كه كسى مدتى در نعمت و عذاب باشد و گذشته را فراموش كند.

حضرت صادق(عليه السلام)رفاه و عذاب قبر را از آن گروهى دانسته است كه از نظر ايمان و يا كفر در درجه بالا باشند، و درباره گروههاى ديگر فرموده است: يُلْهى عنه.[2]

مرحوم مجلسى در بحار الأنوار، پس از نقل سخنان پيشوايان و دانشمندان، مطلب را خلاصه گيرى مى كند و در جلد ششم صفحه 270 مى فرمايد:

آيات قرآن و احاديث و براهين عقلى، گواهى بر بقاى ارواح پس از مرگ مى دهند. گروهى كه از نظر كفر در درجه بالا قرار گيرند معذب بوده و گروه مقابل در نعمت خواهند بود. دسته سوم كه همان مستضعفان در ايمان هستند، از آنان صرف نظر مى شود.

ولى بهتر است كه لفظ«مستضعف»حذف گردد، زيرا در آيات مورد

[1]طه/104.
[2]بحار الانوار، ج6، ص 235و 253.