سرگذشت آنان دعوت نموده است. قرآن كريم تنها به بيان وقايع تاريخى اكتفا نكرده بلكه همراه با آن، عوامل مؤثر در سرنوشت ملتها را نيز ذكر كرده است. يعنى آنچه رمز موفقيّت، پيروزى و عزّت فرد و يا امّتى، و يا عامل شكست، ذلّت و هلاكت قومى در گذشته بوده، نيز مدّ نظر گرفته است. از آنجا كه تحوّلات تاريخ انسان بر اساس يك سلسله سنّتهاى تغييرناپذير الهى انجام مىگيرد، آنچه در گذشته بوده، در تاريخ حال و آينده نيز وجود دارد، لذا تاريخ گذشته مىتواند چراغ راه آينده باشد.
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسيرُوا فِى الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبينَ (آل عمران: 137)
پيش از شما سنّتها و قانونهايى عملًا به وقوع پيوسته است. پس در زمين و آثار تاريخى گذشتگان گردش و كاوش كنيد و ببينيد پايان كار كسانى كه حقايق وحى را دروغ پنداشتند به كجا انجاميد.
حضرت على (ع) مىفرمايد:
بترسيد از عذابها و سختىها كه بر اثر زشتكاريها و بدكرداريها به امّتهاى پيش از شما رسيد و پيشآمدهاى آنان را در نيكى و بدى يادآوريد و برحذر باشيد از اينكه مثل آنان شويد و هر گاه در تفاوت دو حالت (نيك و بد) آنان تفكّر نموديد پس اختيار كنيد آنچه را كه موجب عزّت آنان گرديد و دشمنان را از آنان برطرف ساخت، از پرهيز نمودن از جدائى و مهربانى كردن و يكديگر را به آن ترغيب و سفارش نمودن. و دورى كنيد از هر كارى كه مهره پشت پيشينيان را شكست و توانايى آنان را سست نمود از جهت كينهورزى در دلها و دشمنى داشتن در سينهها و پشت كردن اشخاص بر هم و يارى نكردن دستها به يكديگر. «1» ج- تفكّر در انسان «قرآن نفس انسان را به عنوان يك منبع معرفت ويژه نام مىبرد. از نظر قرآن، سراسر خلقت، آيات الهى و علائم و نشانههايى براى كشف حقيقت است. قرآن از جهان خارج
انسان به «آفاق» و از جهان درون انسان به «انْفُس» تعبير مىكند و از اين راه اهميّت ويژه نفس را گوشزد مىنمايد.» «1» سَنُريهِمْ آياتِنا فِى الْافاقِ وَ فى أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ (فصّلت: 53)
ما آيات قدرت و حكمت خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان كاملًا روشن مىگردانيم تا بر آنان آشكار شود كه او حق است.
وَ فى أَنْفُسِكُمْ أَفَلا تُبْصِرُونَ (ذاريات: 21)
و در نفوس خودتان آيا با چشم بصيرت نمىنگريد؟! د- عبرتگيرى از دنيا پستى و بى اعتبارى دنيا و تغيير و زوالپذيرى نعمتهاى آن، يكى ديگر از امورى است كه مىتواند موضوع تفكّر انسان و عبرتگيرى وى قرار گيرد. اين تفكّر، زمينه بى اعتنايى و بى توجّهى او را به دنيا فراهم كرده و در توجّه بيشترش به آخرت و ارزشهاى معنوى و اخلاقى نقشى سازنده و عميق داشته باشد.
از امام صادق (ع) نقل شده كه رسول خدا (ص) فرمود:
أَغْفَلُ النّاسِ مَنْ لَمْ يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ الدُّنْيا مِنْ حالٍ الى حالٍ. «2» غافلترين مردم كسى است كه از تغيّر دنيا از حالى به حال ديگر، پند نگيرد.
حضرت على عليهالسلام مىفرمايد:
وَاعْتَبِرْ بِما مَضى مِنَ الدُّنْيا ما بَقِىَ مِنْها فَإِنَّ بَعْضَها يُشْبِهُ بَعْضاً وَ آخِرَها لاحِقٌ بِأَوَّلِها وَ كُلُّها حائِلٌ مُفارِقٌ. «3» از گذشته دنيا عبرت بگير براى آنچه از آن باقى مانده، زيرا بعض آن مانند بعض ديگر است و آخرش به اوّلش پيوسته و همه آن نابود شونده و از دست رونده است.
پرسش 1- معناى تفكر را بيان كنيد.
2- چه نوع تفكرى ارزشمند است؟
3- تفكر در چه امورى مفيد است؟
4- تفكر براى ما چه فايدهاى دارد؟
درس سوم: محاسبه نفس جهان هستى بر نظمى دقيق و ارتباطى استوار، بنياد گشته است، نظم و ارتباط حاكم بر جهان مىرساند كه موجودى بدون هدف پديدار نگشته و عبث و بيهوده خلق نشده است.
چنانكه در سخن على (ع) آمده است:
جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ عَمَلٍ ثَواباً وَ لِكُلِّ شَىْءٍ حِساباً. «1» خداوند براى هر عملى پاداشى و براى هر چيزى حسابى قرار داده است.
قرآن كريم كسانى را كه از هدف خويش دور افتاده و به بازى دنيا مشغول شدهاند مورد سرزنش و تهديد قرار داده، فرموده است:
أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لاتُرْجَعُونَ (مؤمنون: 115)
آيا مىپنداريد كه شما را بيهوده آفريديم و به سوى ما بازنمىگرديد؟
حسابرسى خداوند خداوند همه بندگانش را حسابرسى مىكند و براساس اعمال و رفتارشان آنان را اجر و پاداش مىدهد و يا كيفر و عقا اصول اخلاق فردى 41 نتايج محاسبه ص : 40 ب خواهد كرد. خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبينَ (انبيا: 47)
و ما ترازوهاى عدل را براى روز قيامت خواهيم نهاد و به هيچ كس ستمى نخواهد شد و اگر عملى به اندازه خردلى باشد آن را مىآوريم و ما براى حساب كردن بسندهايم.
وَ إِنْ تُبْدُوا ما فى أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ (بقره: 284)
اگر آنچه در دل داريد ظاهر كنيد يا مخفى نمائيد خداوند شما را بدان بازخواست خواهد كرد.
رسول خدا (ص) مىفرمايد:
لا تَزُولُ قَدَما عَبْدٍ يَوْمَ الْقِيامَةِ حَتَّى يُسْئَلَ عَنْ أَرْبَعٍ: عَنْ عُمْرِه فيما أَفْناهُ وَ شَبابِهِ فيما أَبْلاهُ وَ عَنْ مالِهِ مِنْ أَيْنَ كَسَبَهُ وَ فيما أَنْفَقَهُ وَ عَنْ حُبِّنا أَهْلَ الْبَيْتِ. «1» روز قيامت، بنده قدم از قدم برنمىدارد تا اينكه درباره چهار چيز از او سؤال شود: 1- از عمرش كه در چه راه به پايان برده است. 2- از جوانيش كه در چه راه گذرانده است. 3- از مالش كه از كجا آورده و در چه راهى مصرف كرده است. 4- از دوستى ما اهل بيت.
محاسبه نفس يكى از دستورات بسيار سازنده و مفيد اسلام امر به حسابرسى نفس است.
امام كاظم عليهالسلام مىفرمايد:
لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً إِسْتَزادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَيِّئاً إِسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تابَ إِلَيْهِ. «2» از ما نيست كسى كه هر روز به حساب خود نرسد تا اگر كار نيكى كرده از خداوند توفيق بيشتر آن را بخواهد و اگر كار بدى انجام داده است از خداوند طلب بخشش كند و توبه نمايد.
براى اينكه انسان خود را براى حسابرسى خداوند آماده نمايد بايد قبلًا خود را محاسبه كند. از اين رو پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
حاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحاسَبُوا وَزِنُوها قَبْلَ أَنْ تُوزَنُوا وَ تَجَهَّزُوا لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ. «1» پيش از آن كه به حساب شما برسند، خود را محاسبه كنيد و قبل از آن كه (اعمال) شما را در ميزان قرار دهند، آن را وزن نماييد و خود را براى حسابرسى بزرگترى آماده سازيد.
روش محاسبه براى محاسبه هر چيز بايد سود و زيان آن را بررسى كرد. بررسى سود و زيان، گاهى قبل از عمل (براى انجام دادن آن) و زمانى پس از آن مىباشد، مثلًا انسانى كه مىخواهد معاملهاى انجام دهد ابتدا سود و زيان آن را در نظر مىگيرد و در صورت سودمند بودن به انجام آن اقدام مىكند همچنان كه پس از انجام معاملات نيز سود و زيان آنها را محاسبه مىكنند تا در صورت زيان از تكرار آن جلوگيرى كنند. محاسبه نفس نيز چنين است يعنى حسابرسى از خود گاهى قبل از عمل و زمانى پس از آن مىباشد.
محاسبه به معنى دوّم شامل پنج مرحله است كه به ترتيب عبارتند از:
1- مشارطه 2- مراقبه 3- محاسبه 4- معاتبه 5- معاقبه 1- مشارطه مشارطه به معناى شرط گذارى با ديگرى يا با خود است و هنگامى كه انسان با خود عهد و پيمان ببندد كه سرمايههاى مادى و معنوى را كه خداوند در اختيار او قرار داده است در جهت اصلاح خود به كار گيرد. مىگوئيم مشارطه (شرطگذارى با خود) كرده است.
مرحوم فيض كاشانى درباره مشارطه چنين مىگويد:
سزاوار است پس از آنكه انسان نماز صبح را خواند، مدتى قلب خود را از توجه به امور مختلف باز دارد تا با خود شرط و پيمان كند، پس خطاب به نفس خود كند و بگويد: من
سرمايهاى جز عمر ندارم، اگر اين هم از دستم برود سرمايهام را از دست دادهام و ديگر قدرت تجارت و به دست آوردن سود نخواهم داشت و امروز روز جديدى است كه خداوند به من مهلت داده و مرگم را به تأخير انداخته و اين نعمت را به من داده است اگر جان مرا گرفته بود، آرزو مىكردم كه يك روز ديگر مرا به دنيا بازگرداند تا در آن كار خيرى انجام دهم حال چنين فكر كن كه تو مردهاى و از خداوند تقاضاى بازگشت نمودهاى و خداوند تو را بازگردانده است، پس بكوش تا امروز را ضايع نسازى بدرستيكه هر نفسى از نفسها، گوهر گرانبهايى است كه براى آن قيمتى نمىتوان فرض كرد. «1» 2- مراقبه چون انسان با خود عهد و پيمان كرد كه از گناهان دورى كند و همه كوشش خويش را صرف انجام واجبات و كسب خشنودى خداوند نمايد، زمان وفاى به اين عهد و پيمان مىرسد و چون نفس براى انجام گناهان و پيروى از شهوات آمادگى بيشترى دارد ناخودآگاه بدانسو كشيده مىشود به همين جهت انسان پس از مشارطه براى اجراى عهد و پيمان بايد مواظب و مراقب خود باشد و بدون آن نمىتواند خود را اصلاح كند.
على (ع) مىفرمايد:
يَنْبَغى أَنْ يَكُونَ الرَّجُلُ مَهَيْمِناً عَلى نَفْسِهِ، مُراقِباً قَلْبَهُ، حافِظاً لِسانَهُ. «2» سزاوار است كه انسان، بر نفس خود مسلط باشد و قلب و زبانش را مراقبت نمايد.
3- محاسبه محاسبه آن است كه انسان در هر شبانه روز، وقتى را معين كند تا در آن خود را حسابرسى كند و طاعات و معاصى خود را بسنجد. «3»
و اگر ديد معصيتى از او سر زده يا تقصير نموده است از خداوند طلب بخشش كند و تصميم بگيرد ديگر چنين كارى انجام ندهد. «1» امام صادق (ع) مىفرمايد:
إِذا آوَيْتَ إِلى فِراشِكَ فَانْظُرْ ما سَلَكْتَ فى بَطْنِكَ وَ ما كَسَبْتَ فى يَوْمِكَ وَاذْكُرْ أَنَّكَ مَيِّتٌ وَ أَنَّ لَكَ مَعاداً. «2» وقتى در رختخواب قرار مىگيرى، ببين (در طول روز) چه خوردهاى و چه بدست آوردهاى و به ياد داشته باش كه تو خواهى مرد و به سوى خدا باز خواهى گشت (از تو در قيامت حسابرسى خواهد شد.)
4- معاتبه معاتبه آن است كه پس از محاسبه چون ديد مرتكب گناهانى شده و يا واجبى را انجام نداده است خود را مورد سرزنش و ملامت قرار دهد مثلًا خطاب به نفس بگويد: اف بر تو اى نفس، مرا هلاك كردى و بزودى در آتش با شياطين و بدكاران عذاب خواهى شد. اى نفس امّاره پست! آيا حيا نمىكنى؟ و عيبت را برطرف نمىنمائى؟ چقدر جاهل و احمق هستى! آيا نمىدانى كه در مقابل تو بهشت و جهنّم است و تو بزودى داخل يكى از اينها خواهى شد؟
پس چرا مىخندى و خوشحالى و به كارهاى بيهوده و گناه مشغول شدهاى؟
«3» 5- معاقبه براى اصلاح، سرزنش و ملامت تنها كافى نيست بلكه بايد نفس را در برابر گناهانى كه مرتكب شده است، مجازات كند؛ و براى هر گناهى مجازات مناسب با آن قرار دهد مثلًا اگر لقمه حرامى خورده است با گرسنگى دادن به نفس، او را مجازات كند. همانطور كه بعضى از بندگان خدا پس از حسابرسى براى خود عقابهايى قرار مىدهند.