فرق معجزه با سحر و كارهاى خارق العاده ديگر: معجزه بايد از جانب خدا باشد وگرنه كسى قدرت انجام آن را ندارد و به هيچ وجه قابل تعلم و آموزش نيست بر خلاف سحر و كارهاى خارقالعاده كه قابل آموزش و انتقال به ديگران است و هر كسى مىتواند با آموزش و مطالعه كتب و انجام تمرينها و رياضتها قدرت انجام، آن را كسب نمايد، علاوه بر اين اعمال ساحران و مرتاضان غلبه پذير است و كسى ديگر با اراده قوىتر مىتواند جلو آن را بگيرد. «1» ب- اخبار پيشينيان راه دوّم براى شناخت «نبى»، بشارت پيامبران گذشته است؛ زيرا شواهد تاريخى و روايى گواه برآن است كه هر يك از پيامبران به ظهور پيامبر بعد از خود بشارت دادهاند. كه از اين رو اگر پيامبرى از ظهور پيامبرى همزمان و يا پس از خود اطلاع دهد دليل روشنى است بر صدق رسالت پيامبر آينده، هر چند اين راه متفرع بر راه سابق، يعنى معجزه، مىباشد. عيسى بن مريم (ع) ظهور رسول اكرم را چنين بشارت مىدهد: «وَ اذْ قالَ عيْسَى بْنُ مَرْيَمَ يا بَنى اسْرائيلَ انى رَسُولُ اللَّهِ الَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتى مِنْ بَعْدِى اسْمُهُ احْمَدُ» «2» (بياد آور) هنگامى را كه حضرت عيسى بن مريم به بنى اسرائيل گفت: من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تصديق ك اصول اعتقادات اهل سنت 76 د - معراج ..... ص : 76 ننده كتابى كه قبل از من فرستاده شده (تورات) مىباشم و بشارت دهنده به فرستادهاى كه پس از من مىآيد و نام او احمد است. افضل انبيا علماى كلام براين باورند كه افضل پيامبران، حضرت محمد (ص) است و گفتهاند مقصود از آيه «رفع بعضهم درجات» حضرت محمد (ص) مىباشد؛ زيرا از قرآن استفاده مىشود كه پيامبران داراى درجات و مراتب هستند؛ چنانكه مىفرمايد:
«تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مِنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ» «1» برترى بخشيديم برخى از رسولان را بر برخى ديگر، بعضى از آنان خداوند با او سخن گفته است و برخى را درجات برتر داده است.» «2» نبوت خاصه در اين بخش، ابعاد رسالت پيامبر اسلامى صلى الله عليه و آله، از قبيل: جهان شمولى، خاتميّت، معجزه و ... مورد بحث قرار مىگيرد. الف- رسالت جاويد و جهانى برنامه هاى عميق و فراگير دين مبين اسلام گوياى آن است كه شريعتى جاويد و جهانى است و توان اداره جامعه بشرى را تا ابد داراست و پيامبر بزرگ آن براى راهنمايى همه انسانها از زمان خود تا قيامت آمده است؛ به تعبير قرآن مجيد: «وَ امَّا أَرْسَلْناكَ الَّا رَحْمَةً لِلْعالَمينَ» «3» تو را جز رحمت براى عالميان نفرستاديم. آيات فراوانى از قرآن، بيانگر جهانى بودن اين دين مبين است؛ از جمله: «وَ ما ارْسَلْناكَ الَّا كافَّةً لِلنَّاسِ» «4» تو را جز براى همه انسانها نفرستاديم. «قُلْ يا ايُّهَا النَّاسُ انّى رَسُولُ اللَّهِالَيْكُمْ جَميعاً» «5» بگو من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم. و آيات فراوانى كه در آنها اهل كتاب (يهود و نصارا) را مورد خطاب قرار داده و به
اسلام دعوت مىكند نيز بيانگر جهانى بودن اسلام است. ب- خاتميت مسئله خاتميت از ويژگيهاى پيامبر اسلام مىباشد زيرا دين و شريعت آن حضرت كامل و براى همه عصرها و نسلهاست، درقرآن فرموده است: «وَ ما كانَ مُحَمَّدٌ ابا احَدٍ مِنْ رِجالِكُمْ وَلكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِييّنَ» «1» محمد، پدر هيچ يكاز مردان شما نيست، بلكه فرستاده خداو خاتم وپايان همه پيامبران است. نكته ديگرى كه يادآورى آن لازم است اين كه اديان آسمانى هرگز از يكديگر جدا و بدون ارتباط نبودهاند بلكه هر كدام مكمل ديگرى بوده است، زيرا اصول فكرى همه آنها يكى است و به يك راه و به سوى يك هدف راهنمايى كردهاند. اختلاف شرايع و قوانين جزئى در جوهر اديان الهى تأثيرى نداشته است بلكه تفاوت، از نوع تفاوت تعليمات كلاسهاى عالىتر نسبت به كلاسهاى پايينتر بوده است. ج- معجزات پيامبر اسلام (ص) معجزات فراوانى در كتب تاريخى و روايى نقل شده كه همه آنها حقانيت رسالت و نبوتش را اثبات مىكند و آنها به طور اختصار عبارتند از: 1- قرآن: مهمترين معجزه پيامبر گرامى اسلام، قرآن مجيد است كه عمق و عظمت اين كتاب مقدس آسمانى بيش از آن است كه ذهن آدمى بدان دست يابد. حضرت على (ع) در باره قرآن فرموده است: «ظاهِرُهُ انيقٌ وَ باطِنُهُ عَميقٌ» «2» قرآن ظاهرى شگفت آور و باطنى عميق دارد. قرآن كريم از وجوه گوناگونى مى تواند به عنوان معجزه مطرح شود: الف- فصاحت و بلاغت: قرآن در عصرى نازل شد كه «فصاحت و بلاغت» در بين
شعرا، خطبا و سران قبايل عرب به عنوان والاترين ارزشها مطرح بود. فصيحان و بليغان مورد احترام و تشويق قرار داشتند. درآن موقعيّت حساس، قرآن با فصاحت و بلاغتى بى نظير كه همه فصحا و بلغاى عرب را به عجز و ناتوانى واداشت، نازل شد و آنان را به سوى خود جذب كرد و تأثير شگرفى بر آنان گذاشت. از اين رو دشمنان اسلام خاموش ننشستند و از راههاى گوناگون با قرآن به مقابله پرداختند آن را جادو و سحر شمردند. قرآن آنان را به تحدّى و مبارزه طلبيد و با صراحت فرمود: «قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ اْلِانْسُ وَ الْجِنُّ عَلى انْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لايَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيراً» «1» بگو: اگر تمام انسانها و پريان اجتماع نمايند تا مانند قرآن بياورند توان آنر ا نخواهند داشت هر چند بعضى پشتيبان بعض ديگر باشند. بدون ترديد قرآن در اين مبارزه پيروز گرديد. از اين رو بيشتر علماى كلام و عقايد بر اين باورند كه جهت اعجاز قرآن فصاحت و بلاغت بى نظير آن است نه «صرفه» كه بعضى مانند نظام و معتزله پنداشتهاند؛ بدين معنا كه آنان مى توانستند مانند قرآن را بياورند ولى خداوند فكر و تصميم آنان را از معارضه با قرآن منصرف نمود. «2» ب- اخبار از غيب: در عصرى كه دانش و دانشگاه وجود نداشته و مردم امّى بودند، پيامبر اسلام (ص) مبعوث مىشود و حقايق گذشته و آينده را اظهار مى كند؛ قرآن مىفرمايد: «تِلْكَ مِنْ انْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها الَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها انْتَ وَ قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا» «3» اينها از خبرهاى غيب است كه بر تو وحى مىكنيم پيش از اين نه تو آنها را مىدانستى و نه
قوم تو. داستانهايى كه قرآن بطور مكرّر از سرگذشت پيامبران و امتهاى پيشين يادآورى نموده، مانند نقل سرگذشت حضرت آدم، نوح، موسى و غيره، از اخبار غيب است. اخبار از پيروزى ها و شكست ها نيز اخبار غيبى است. در قرآن مىفرمايد: «الم غُلِبَتِ الرُّومُ فى ادْنَى اْلَارْضِ وَ هُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبَهِمْ سَيَغْلِبُونَ» «1» روميها در نزديك اين سرزمين (ديار شما عربها) مغلوب شدندوپساز مغلوب شدن پيروز خواهند شد. بشارت به پيروزى مسلمانها در صلح حديبيّه «لِتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ انْ شاءَ اللَّهُ آمِنينَ» «2» شما [مؤمنان] بخواست خدا با دلى آرام وارد مسجد الحرام خواهيد شد. «3» ج- ساير معجزات مانند: به سجده افتادن بتها در شب ولادت آن حضرت. سقوط كنكره هاى كاخ كسرى و قيصر. سايه انداختن ابر برآن حضرت. شق القمر. حركت كردن درخت به امر پيامبر. سلام كردن سنگها. جوشيدن آب از ميان انگشتان مباركش و سيرشدن سپاهيان و مركبهاى آنان و .... «4»
د- معراج يكى از مسائل مهم تاريخ زندگى پيامبر اسلام (ص) معراج «1» است كه ساير پيامبران از آن بهره نداشتند. مسأله معراج از مسائلى است كه مورد اتفاق علماى اسلامى مىباشد و منكر آن كافر است. هر چند واژه «معراج» در قرآن نيامده است و بجاى آن واژه «اسرى» بكار برده شده ولكن علماى كلام و تفسير، از آن به معراج ياد كردهاند. قرآن در باره معراج مى فرمايد: «سُبْحانَ الَّذى اسْرى بَعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِالْحَرامِ الَى الْمَسْجِدِ اْلَاقْصَى الَّذى بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آياتِنا» «2» پاك و منزه است آن خدايى كه بنده خود را در شب، از مسجد الحرام به مسجد اقصى كه گرداگردش را بركت دادهايم، سير داد تا بعضى از نشانه هاى خود را به او بنمايانيم. داستان معراج در سوره زخرف آيه 45 و نجم آيات 5- 18 نيز آمده است. از آيات مذكور، بويژه آيه اول سوره اسراء استفاده مىشود كه معر اج از مسجد الحرام شروع و به بيت المقدس ختم شده و پ اصول اعتقادات اهل سنت 82 كيفيت تعيين خليفه ..... ص : 82 س از آن مسكوت گذاشته شده است. ليكن عروج آن حضرت از مسجد الاقصى به سوى آسمانها از روايات متواتر و همچنين روايات در شأن نزول آيات فوق استفاده مىشود. «3» زمان معراج: حادثه مهم معراج يك سال پيش از هجرت به مدينه واقع شد. و در مكان آن اختلاف است، از ظاهر آيات استفاده مىشود كه آغاز معراج از مسجدالحرام بوده و مطابق بعضى از روايات، خانه ام هانى، دختر ابوطالب، بوده است. «4» ديدگاهها: در اينكه معراج پيامبر چگونه انجام گرفته سه ديدگاه مطرح است: 1- عروج در رؤيا بوده نه بيدارى. 2- عروج با روح بوده نه با جسد. 3- عروج، روحى و جسمى توأمان بوده است.
ديدگاه اوّل و دوّم به اتفاق علما و روايات متواتر مردود شناخته شده است. علاوه بر اينكه با قرآن نيز منافات دارد؛ زيرا در آيه مى فرمايد: «اسرى بعبده» و كلمه «عبد» بر مجموع روح و جسد گفته مىشود نه روح بدون بدن. بر انكار معراج روحى و جسمى به سخن معاويه و عايشه استدلال شده است. معاويه گفته است: «معراج خواب صادقى بوده است.» و عايشه گفته است: «در شب معراج، جسد محمد (ص) از ديد ما پنهان نشده است.» «1» بطلان اين نظر: از آنچه گفتيم آشكار مى شود؛ زيرا علاوه بر منافات با اتفاق روايات و علما، دو روايت مذكور اشكالاتى نيز دارد. اشكال روايت عايشه اين است كه معراج پيش از هجرت بوده و ازدواج آن حضرت با عايشه پس از هجرت واقع شده است و در شب معراج پيامبر برطبق بعضى روايات، در خانه «ام هانى» بوده نه در منزل عايشه؛ گرچه طبق نظر مشهور، از مسجد الحرام در بين خواب و بيدارى، جبرئيل بر آن حضرت وارد شده و او را همراه خود به معراج برده است. بنابراين تنها نظرى كه پسنديده و مورد اتفاق است ديدگاه سوم است. در عقايد نسفى مى نويسد: «معراج رسول خدا (ص) در بيدارى و همراه با جسد بوده است.» در شرح مقاصد نيز همين مطلب گفته شده است. «2» * ديدگاه شيعه: در مبحث نبوت خاصه، ديدگاه شيعه مطابق متن است و در مورد معراج علماى شيعه معتقدند: معراج پيامبر (ص) در بيدارى و همراه با بدن مباركش انجام گرفته است، معراج از ضروريات مذهب شيعه است بطورى كه منكر آن از اسلام خارج مىباشد، امام صادق (ع) فرمود: از مانيست كسى كه چهار چيز را انكار كند، معراج، پرسش قبر، آفرينش بهشت و جهنم و مسأله شفاعت. «3»
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة