بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 82

(مسأله) امامت چون امامت از اصول دين است و مخالفت با آن فتنه و بدعت است» «1» كيفيت تعيين خليفه‌ چگونگى تعيين خليفه در نزد علماى اهل سنت مورد اختلاف واقع شده، گروهى مى‌گويند: بايد از جانب شرع معين شود. «2» و اشاعره گويند: امامت از راه اتفاق و اختيار امت ثابت مى‌شود نه از راه نص (و تعيين پيامبر) هر چند ثبوت آن را از طريق نصّ بدون اشكال دانسته‌اند وليكن گفته‌اند: ثبوت آن از راه نصّ براى كسى واقع نشده است. «3» طحاوى مى‌نويسد: اهل سنت در خلافت «صديق» كه آيا از راه نصّ يا اختيار است، اختلاف دارند؛ حسن بصرى و گروه ديگر از اهل حديث بر آنند كه از راه نصّ خفى و پنهانى ثابت شده است و بعضى ديگر از راه نصّ جلىّ و آشكار و جماعتى از اهل حديث و معتزله و اصول اعتقادات اهل سنت 86 برترى افراد پس از پيامبر(ص) ..... ص : 86 اشاعره معتقدند كه خلافت وى از راه اختيار امت بوده است نه نصّ. «4» ابن تيميه و ماوردى و ابن خلدون معتقدند هر چند آيات و روايات بطور صريح بر لزوم تعيين امام دلالتى ندارد وليكن از ظواهر نصوص مثل اين روايت نبوى: «هرگاه سه نفر براى سفرى بيرون رفتند، يك نفر را به عنوان امير خود انتخاب نمايند.» همچنين از دلايل وجوب امر به معروف و نهى از منكر و توصيه قرآن به پيروى از ولى امر و اجراى واجبات، وجوب امامت استفاده مى‌شود. «5» قاضى ابوبكر باقلانى مى‌گويد: اثبات امامت از دو راه امكان دارد: نص و انتخاب؛ امّا راه نص، تمام نيست؛ زيرا اگر پيامبر (ص) كسى را به عنوان امام و خليفه تعيين مى‌فرمود مردم به دستور وى گوش فرا مى‌دادند. بنابراين امام به وسيله آراى مردم و اهل حل و عقد انتخاب مى‌شود. وى مى‌نويسد: امامت توسط تعيين يك نفر از اهل حلّ و عقد نيز


صفحه 83

حاصل مى‌شود. معتزله نيز معتقدند كه امام كسى است كه با رأى مردم انتخاب گردد و پس از رسول‌خدا (ص) ابوبكر و عمر، عثمان و على، خليفه آن حضرت مى‌باشند و سپس هر آن كس كه متخلّق به اخلاق آنان باشد. از اين رو امامت عمر بن عبد العزيز را پذيرفته‌اند. «1» ماوردى مى‌نويسد: درباره تعداد اهل حلّ و عقد نزد علما اختلاف است كه بدانها اشاره مى‌كنيم: 1- گروهى بر اين باورند كه امامت جز با رأى تمامى اهل حل و عقد از هر شهرستانى منعقد نمى‌گردد چون فقط در اين صورت امامت اجماعى مى‌شود؛ و چون بيعت با ابوبكر به اين صورت نبوده مورد پذيرش قرار نگرفته است. 2- عده ديگر مى‌گويند: با پنج يا شش نفر حاصل مى‌شود، به دو دليل: اول؛ بيعت ابوبكر كه توسط پنج نفر حاصل شده است (عمر، ابوعبيده، اسيده، بشر بن سعد و سالم)؛ دوم چنانكه خلافت عثمان توسط شوراى شش نفرى تعيين شد. 3- ديدگاه علماى كوفه بر اين است كه امامت بوسيله سه نفر ثابت مى‌شود بلكه يكى از آنها با رضايت دو نفر ديگر مى‌تواند امام و خليفه شود. 4- امامت توسط يك نفر ثابت مى‌شود؛ زيرا عباس به على (ع) گفت: دستت را به طرف من بيار تا با تو بيعت نمايم. «2» سعد الدين‌تفتازانى مى‌نويسد: يكى از راههاى اثبات امامت قهر و غلبه است بدين صورت كه شخصى داراى شرايط امامت باشد وليكن بدون بيعت غلبه كند و به حكومت برسد. «3» * ديدگاه شيعه در باره امامت: شعيه معتقد است كه امامت از اركان و پايه‌هاى دين و بالاتر از امور ظاهرى و رياستى است كه برخى تصور كرده‌اند و امامت مقامى است كه هر انسان قابليت رسيدن به آن را ندارد بلكه استعداد فطرى و نورانيت باطنى و رسيدن به مقام مخلصان را لازم دارد. چنانچه ابراهيم خليل (ع) در اواخر عمر


صفحه 84

و بعداز نبوت به مقام امامت رسيد و وقتى اين مقام را براى نسل خويش طلب كرد جواب شنيد: «عهد من به ستمگران نمى‌رسد.» امام داراى شئونات مختلفى است كه يكى از آنها زعامت و رياست عامه و مرجعيت دينى است. شيعه همچنين معتقد است پيامبر (ص) خلفاى پس از خودش را تعيين فرموده و آنان عبارتند از: امام على ابن ابيطالب، امام حسن، امام حسين، امام زين العابدين، امام محمد باقر، امام جعفر صادق، امام موسى كاظم، امام رضا، امام على النقى، امام حسن عسكرى و حضرت مهدى عليهم‌السلام و هر امامى هم امام پس از خود را تعيين فرموده است. «1» شرايط امام و خليفه‌ از ديدگاه دانشمندان علم كلام، كسى مى‌تواند رهبرى و امامت جامعه را به عهده گيرد كه داراى شرايط و ويژگيهاى ذيل باشد، هرچند در برخى از شرايط اختلاف نظر وجود دارد: شرايط مورد اتفاق عبارتند از: 1- علم و دانايى‌ 2- شجاعت‌ 3- اسلام‌ 4- آزادى (بنده نباشد) 5- ذكورت‌ 6- عقل‌ 7- سياست «2» شرايط اختلافى: 1- نژاد قريش‌ 2- افضليت: برخى از علما مى‌گويند تقديم مفضول بر افضل جايز نيست؛ زيرا روايات فراوانى در وجوب تقديم افضل وارد شده است. پيامبر اكرم (ص) فرمود:


صفحه 85

«يَؤُمُّ الْقَوْمَ افْضَلُهُمْ وَ ائِمَّتُكُمْ شُفاؤُكُمْ فَانْظُرُوا بِمَنْ تَسْتَشْفِعُونَ» «1» برترين مردم امامت آنان را به دست مى‌گيرد و امامان، شفيعان شما هستند. پس بنگريد از چه كسى شفاعت مى‌طلبيد. در روايت ديگر فرمود: «كسى كه تقليد و پيروى كند از فردى كه افضل و برتر از او وجود دارد، همانا به خدا و رسول و مؤمنان خيانت كرده است.» «2» 3- عدالت، برخى عدالت را از شرايط امام مى‌دانند و برخى ديگر مى‌گويند امام و خليفه با فسق عزل نمى‌شود. نسفى مى‌نويسد: امام با ستم و تبهكارى عزل نمى‌شود؛ زيرا اميرانى كه پس از خلفاى راشدين حكومت را به دست گرفتند، مرتكب ستم و تبهكارى شدند و پيشينيان تسليم بودند و به اجازه آنان اقامه جمعه و اعياد مى‌شد. «3» امام شافعى نيز مى‌گويد: امام با ستم و تبهكارى عزل نمى‌شود. «4» * ديدگاه شيعه درباره شرايط امام: 1- امام بايد به شريعت و امور سياسى و مصالح امت آگاه و اعلم باشد. 2- شجاعترين افراد باشد تا در مشكلات و جنگها بتواند مقاومت و ايستادگى كند. 3- عاقل‌ترين فرد باشد. 4- از گناهان مبرّا و پاك باشد. 5- افضل رعيّت باشد؛ زيرا تقديم مفضول بر فاضل از جهت عقل و شرع شايسته نيست. چنانكه در قرآن مى‌فرمايد: «افَمَنْ يَهْدى‌ الَى الْحَقِّ احَقُّ انْ يُتَّبَعَ امَّنْ لايَهِدّى‌ الّا انْ يُهْدى‌» (يونس (10)، آيه 135)


صفحه 86

آيا كسى كه به حق هدايت يافته سزاوار پيروى است يا كسى كه نياز به هدايت دارد. برترى افراد پس از پيامبر (ص) بسيارى از علماى اهل سنت افضل بودن امام و خليفه را لازم مى دانند و اين، بحثى سابقه‌دار است؛ جمهور اشاعره و برخى از معتزله معتقدند كه افضل افراد به ترتيب: ابوبكر، عمر، عثمان و على است. البته در مسأله افضليت اختلافات فراوانى وجود دارد كه به گوشه‌اى از آن اختلافات اشاره مى‌كنيم: تفتازانى مى‌گويد: «جمهور معتزله براين باورند كه افضل صحابه پس از رسول خدا (ص) على است.» «1» قاضى ايجى مى نويسد: «نزد ما و بيشتر و پيشينيان معتزله، برترين افراد، ابوبكر است و نزد شيعه و بيشتر متأخرين از معتزله، برترين افراد على مى‌باشد.» «2» ابن‌ابى‌الحديد مى نويسد: «تمامى قدما و متأخرين از علماى بغداد مانند بشربن معتمرو ابوموسى بن مسيح و الكافى، خياط و همچنين از علماى بصره جبائى معتقدبه تفضيل على مى‌باشند.» «3» در شرح مواقف مى نويسد: «مسأله افضليت ابوبكر بر على جزمى و يقينى نيست؛ زيرا روايات تفضيل ابوبكر و على پس از تعارض با يكديگر مفيد قطع نخواهند بود. علاوه بر اينكه روايات خبر واحد است و خبر واحد مفيد جزم و يقين نيست. علاوه بر اين، مسأله افضليت از مسائل عملى نيست تا گمان، كفايت كند بلكه از مسائل علمى است و نياز به يقين دارد و كثرت ثواب نيز باعث قطعى بودن نمى‌شود؛ زيرا ثواب تفضيل دادن از جانب خداوند است و او مختار است شخص مطيع و فرمانبردار را ثواب دهد، چنانكه غير فرمانبردار را نيز م اصول اعتقادات اهل سنت 91 فصل نهم معاد ى‌تواند ثواب دهد. همچنين ثبوت امامت هر چند قطعى است وليكن مفيد قطع به افضليت نيست بلكه ظنّى است.» «4» آمرى نيز مى‌گويد:


صفحه 87

«كثرت ثواب باعث برترى نيست؛ زيرا جاى اين احتمال وجود دارد كه ارزشِ يك فضيلت بر فضائل زياد رجحان داشته باشد. بنابراين افضليت به اين معنى موجب جزم نيست.» «1» شارحين شرح عقايد نسفى مى‌نويسند: بدون اشكال، على (ع) افضل اصحاب است؛ زيرا او داناترين، شجاعترين و زاهدترين اصحاب بوده و از نظر سبقت در اسلام و كثرت جود و بخشش بر همه پيشى گرفته است.» «2» ديدگاه شيعه: نظر شيعه درباره افضليت اين است كه على (ع) به خاطر عصمت، شجاعت، سبقت در اسلام و اعلم بودن در مسائل دين، جهاد و پيشبرد اسلام و فضائل ديگر، از همه صحابه برتر و بالاتر است. «3» مهدويّت‌ ظهور فرزندى از نسل پاك فاطمه زهرا (س) در آخرالزمان مورد اتفاق امت اسلام قرار گرفته است وليكن در كيفيت آن اختلاف است. تفتازانى مى‌نويسد: «احاديث صحيح و فراوانى در ظهور امامى‌از نسل فاطمه زهرا (س) وارد شده‌است. وى پس از اينكه عالم پر از ظلم و ستم شود، ظهور مى‌كند و دنيا را پر از عدل و داد خواهد نمود.» ابوسعيد خدرى از رسول خدا (ص) نقل مى‌كند: «ذَكَرَ رَسُولُ اللَّهِ بَلاءً يُصيبُ هذِهِ الْامَّةَ حَتَّى لايَجِدُ الرَّحُلُ مَلْجأً يَلْجَأُ الَيْهِ مِنَ الظُّلْمِ فَيَبْعَثُ اللَّهُ رَجُلًا مِنْ عِتْرَتى‌ فَيَمْلَأُ بِهِ الْارْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَما مُلِئَتْ جُوْراً وَ ظُلْماً» «4» رسول خدا (ص) يادآور شد كه بلايى بر اين امت وارد مى‌شود به طورى كه پناهگاهى براى كسى وجود نخواهد داشت تا از ستم ستمگران به آن پناه ببرد، در اين هنگام خداوند مردى از


صفحه 88

عترتم را مبعوث مى‌كند تا زمين را چنانكه از جور و ستم پر شده، از عدل و داد پر گرداند «1» در روايت ديگر ابن سلمه از رسول خدا (ص) نقل مى‌كند كه فرمود: «الْمَهْدِىُّ مِنْ عِتْرَتى‌ مِنْ وُلْدِ فاطِمَةَ» «2» مهدى از عترتم و از فرزندان فاطمه است. تفتازانى مى‌نويسد: «علماى ما بر اين عقيده‌اند كه مهدى، امام و پيشواى عادلى از نسل فاطمه زهراست و خداوند او را براى نصرت دين هر زمانى كه بخواهد مى‌آفريند و مبعوث مى‌گرداند.» «3» شيخ الاسلام مى‌گويد: «از خداوند متعال آشكار شدن مهدى موعود را اميد دارم كه حديث صحيح درباره آن وارد شده است كه پيامبر (ص) فرمود: «اگر جز يك روزى از عالم باقى نباشد خداوند آن روز را دراز خواهد نمود تا مهدى ظهور كند» و همچنين فرمود: «مهدى از فرزندان فاطمه (ع) است، نام او نام من و كنيه او كنيه من مى‌باشد زمين را پس از فراگيرى ظلم و ستم پر از عدل و قسط خواهد نمود.» سپس از صاحب غزه نقل مى‌كند كه اين حديث در كتب صحاح نوشته شده است.» «4» * ديدگاه شيعه: شيعه معتقد است: حضرت مهدى با همان خصوصياتى كه در متن آمده، آفريده شده‌و از اولاد باواسطه فاطمه زهرا عليها السلام است. پدرانش همگى امام هستند. اكنون دوران غيبت را مى‌گذراند و هر روزى كه خدا بخواهد آشكار خواهد شد؛ بنابر اين تنها اختلاف بين شيعه و سنى در «به دنيا آمدن» آن حضرت است. «5» محبت اهل بيت عليهم السلام‌ محبت و دوستى اهل بيت پيامبر بزرگ اسلام (ص) از مسائل مهمى است كه به اتفاق علماى اسلام از نشانه‌هاى ايمان شناخته شده، چنانكه بغض و كينه نسبت به آنان از


صفحه 89

نشانه‌هاى نفاق شمرده شده است. درباره اينكه اهل بيت به چه كسانى گفته مى‌شود سخن فراوان گفته‌اند وليكن دوستى و محبت على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام مورد تأكيد قرار گرفته است. فخر رازى ذيل آيه «قُلْ لااسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اجراً الَّاالْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى» «1» مى‌گويد: بدون ترديد محكمترين نسبت و رابطه بين رسول خدا و فاطمه و على و حسن و حسين وجود داشته است و اين مطلب بطور متواتر ثابت شده است. پس بايد فقط ايشان اهل بيت باشند. «2» زمخشرى نيز چنين نقل كرده است: هنگامى كه آيه «مودت» نازل شد، از رسول خدا پرسيدند آنانى كه مودتشان بر ما واجب شده است چه افرادى مى‌باشند؟ فرمود: على و فاطمه و فرزندان آن دو. روايات متعددى از رسول خدا نقل كرده‌اند كه آن حضرت مردم را به حب اهل بيت دعوت كرده است؛ از جمله زمخشرى در روايتى مفصل چنين مضمونى را نقل مى‌كند: هر كس با محبت آل محمد (ص) بميرد، شهيد، آمرزيده شده، تائب، با ايمان كامل و بر سنّت و جماعت مرده است و ملائكه مرگ و منكر و نكير او را به بهشت بشارت مى‌دهند. بهشت همچون عروس خود را براى او مى‌آرايد و در قبر برايش دو در از بهشت باز مى‌كنند و قبرش زيارتگاه ملائكه رحمت مى‌گردد و هر كس با كينه آل محمد بميرد، كافر مرده و هيچ گاه بوى بهشت به مشامش نخواهد رسيد. «3» * ديدگاه شيعه: محبت اهل بيت عليهم السلام در نزد علماى شيعه نيز از واجبات و از اركان ايمان است وليكن تفاوتى كه با اهل سنت دارد اين است كه اهل سنت تنها به محبت و ارادت ورزيدن اكتفا كرده‌اند. اما شيعه، مى‌گويند: محبت اهل بيت داراى حكمت و مصلحت بوده و مقدمه‌اى است براى مرجع، الگو و امام قرارداد ايشان تا در تمام امور به آنان متمسك شوند؛ چنانكه خود پيامبر (ص) فرمود: