بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 35

حركت جهان‌ جهان ماده، يكپارچه حركت و ناآرامى است و سراسر هستى آن را تغيير و تحول فراگرفته است. از جنب و جوشى كه در دل اتم‌ها نهفته تا تلاش و تحرّكى كه در پهنه كهكشان‌ها مشاهده مى‌شود، همه و همه از حركت دايمى و پيوسته‌اى حكايت مى‌كند كه در نهاد پديده‌هاى مادى و جهان طبيعت وجود دارد. از پهنه جهان طبيعت به ميان مصنوعات و ساخته‌هاى دست بشر مى‌آييم و حركت را در آنها جستجو مى‌كنيم. مى‌بينيم كه هيچ چيزى خود به خود بدون وارد شدنِ نيرو به حركت در نمى‌آيد، حركت هواپيما، اتومبيل، دوچرخه و هر چيز ديگر به دنبال نيرويى است كه بر آن وارد مى‌شود. آيا ممكن است اتومبيلى بدون سوخت و انرژى به راه افتد و مسيرى را بپيمايد؟ بدون شك، كوچكترين حركتى بدون محركى نيروبخش و حركت آفرين امكان ندارد، زيرا حركت، نيروى محرّك مى‌خواهد و تا نيرويى نباشد، حركتى صورت نمى‌پذيرد. حركت آفرين‌ گفتيم كه پديده‌هاى جهان، همه در حركتند و هيچ حركتى بدون محرّكِ نيروبخش، صورت نمى‌پذيرد. البته تا اين بخش از سخن را همه پذيرفته‌اندو كسى در آن ترديدى ندارد. اختلاف نظر در اين است كه آيا اين محركى كه همواره به جهان حركت مى‌بخشد و اين منبع نيروزا و توان بخش، در خود جهان طبيعت نهفته است يا از خارج جهان مادى به آن نيرو مى‌دهد؟ آيا اصول پنجگانه اعتقادى 44 ج - نظام به هم پيوسته و هماهنگ جهان ..... ص : 41 جهان مادى حالت خودكفايى و بى‌نيازى دارد يا محتاج ونيازمند به محركى بيرون‌


صفحه 36

از خود است؟ در اين نقطه است كه ديدگاه مادى و ديدگاه الهى از هم جدا مى‌شوند. مى‌گوييم خود طبيعت نمى‌تواند زاينده اين حركت و به وجود آورنده اين همه تغيير و دگرگونى باشد؛ زيرا هر پديده مادى به تنهايى بايستى حركتش را از جاى ديگر گرفته باشد، اگر آن ديگرى هم پديده‌اى مادى است به همين ترتيب، آن نيز حركتش را از جاى ديگر گرفته و اين سير تا بى‌نهايت ادامه دارد. بنابراين بايد سررشته اين سلسله را در خارج از طبيعت جستجو كرد و مجموعه اين پديده‌ها كه جهان طبيعت را تشكيل مى‌هند، نيازمند محركى بيرون از خود هستند و حركت آفرينِ اصلى، موجودى غيرمتحرك و نامتغير است و نيازى به محرك ندارد.


صفحه 37

خلاصه‌ جهان، مجموعه‌اى از پديده‌هاست، انسان در رابطه با پديده‌ها از علت آن سؤال مى‌كند و بدين گونه از پيدايش جهان به پديد آورنده آن پى مى‌برد؛ آفريننده‌اى كه ويژگيهاى پديده‌در او راه ندارد. جهان يكپارچه حركت است و هر حركت و پويشى انرژى و نيرو مى‌خواهد، اين مطلب مورد پذيرش همه است. اختلاف در اينجاست كه محرك هستى در خود جهان مادى است يا بايد آن را در خارج از جهان ماده جستجو كرد؟ درست است كه حركت هر يك از پديده‌ها به دنبال محركى در خود اين جهان است، ولى حركت مجموع عالم، محركى مى‌خواهد كه از خارج بدان حركت و توان دهد.


صفحه 38

پرسش‌ 1- پديده چيست و نشانه آن كدام است؟ 2- چرا ماده نمى‌تواند بى نياز از علت باشد؟ 3- چرا پرسش از علت در مورد خداوند معنا ندارد؟ 4- آيا حركت بدون محرك، امكان‌پذير است؟ 5- چرا جهان مادى نمى‌تواند عامل حركت خودش باشد؟


صفحه 39

درس چهارم: توحيد دانستيم كه جهان مجموعه‌اى از پديده‌هاى گوناگون است كه مبدأ و سرچشمه‌اى داناو توانا آن را بوجود آورده است، آفريدگارى كه از ويژگيهاى پديده پيراسته است. در اينجا اين سؤال پيش مى‌آيد كه آيا انسان درباره مبدأ همين اندازه مى‌تواند پيش برود كه از اصل هستى او آگاه گردد و بداند كه جهان، صانع و آفريدگارى دارد يا مى‌تواند از اين مرحله نيز فراتر رود و از آفريدگار جهان شناخت روشنترى به دست آورد؟ توحيد و شرك‌ در بسيارى از مكتبها و اديان، اعتقاد به وجود آفريدگار جهان و بى‌همتايى او وجوددارد. ولى اغلب اين انديشه در ميان آنها با تار و پود شرك آلوده شده و ارزش والاى خود را از دست داده است. در اديان تحريف شده اعتقاد به يگانگى آفريدگار نخستين، با شرك در عبادت و ستايش خدايان ديگر و نيز استعانت از آنها ناسازگار نيست. جهان بينى اسلام به عنوان كاملترين جهان‌بينى الهى، در اين مورد اصل «توحيد» را عنوان مى‌كند. توحيد يعنى يگانه دانستن خداوند و آفريدگار


صفحه 40

جهان از هر جهت؛ از نظر خلق و آفرينش، كارگردانى جهان، عبادت و پرستش. معنا و دلايل توحيد توحيد و يگانگى خداوند از سه جنبه بايد مورد دقت و توجه قرار گيرد: نخست اين كه خداوند يگانه است، بدين معنا كه همتا وهمانندى ندارد. جنبه دوم توحيد اين است كه خداوند در وجودش تركيب راه ندارد و از اجزاى گوناگون تركيب نيافته است. جنبه سوم توحيد، يگانگى خداوند در كارگردانى امور جهان است. در ادامه درس به شرحِ اين سه جنبه مى‌پردازيم. (الف) وجود خداوند دوگانگى بردار نيست‌ براى پى بردن به يكتايى و يگانگى خداوند همين قدر كافى است كه او را درست بشناسيم و از كلمه «خدا» معناى صحيحى در ذهن داشته باشيم. اگر از اين كلمه همان معناى واقعى و راستين آن را بفهميم، به اين نتيجه مى‌رسيم كه خدا، يكى است و دوتا و بيشتر نيست، زيرا وجود خداى متعال به گونه‌اى است كه تعدّد بردار نيست. براى روشن شدن مطلب مثالى مى‌آوريم: فرض كنيم كه جسمى در همه ابعادش (طول، عرض و ارتفاع) تا بى‌نهايت بزرگ شود آيا مى‌توانيم در كنار آن، يك جسم ديگر هم فرض كنيم كه آن هم از هر طرف تا بى‌نهايت ادامه داشته باشد؟ نه، چون همان جسم فرضى اوّل، همه فضاى فرضى را پر مى‌كند و ديگر جايى براى جسم ديگر، چه محدود و چه نامحدود باقى نمى‌گذارد. اكنون اين بى‌انتهايى را درباره موجودى تصور كنيد كه جسم نيست و در


صفحه 41

تمام جهاتى كه براى وجود فرض مى‌شود، بى نهايت باشد. آيا مى‌توان از چنين موجودى «دو تا يا چند تا» فرض كرد؟ نه، زيرا در فرض دوتا بودن بايد هر يك از آنها غير از ديگرى باشد بنابراين، دست كم هر يك از آنها «نهايتى» براى ديگرى است و به اين ترتيب، هيچ يك از آنها بى‌نهايت نيست و چون وجود خداوند از هر نظر نامحدود است، دوگانگى بردار نيست و تعدّد نمى‌پذيرد. ب) تركيب نشدن از اجزا موجودى كه از چند جزء تشكيل يافته باشد، محتاج اجزاى خود است. از اين رو، مى‌توان گفت كه تركيب، از نشانه‌هاى پديده است و چون خداوند از هر گونه نيازى پاك و پيراسته است، پس در وجودش تركيب راه ندارد. نه در ذات خداوند دوگانگى وجود دارد و نه بين ذات و صفات او؛ زيرا اگر صفات او با هم و با ذات يكى نباشند، لازم مى‌آيد كه خداوند از ذات و صفات تركيب يافته باشد و مركب بودن مساوى با نياز و احتياج است و خداوند بى‌نياز است، پس بين ذات و صفاتش دوگانگى وجود ندارد. علاوه بر اين، خداى مركب از اجزاء، نياز به تركيب كننده‌اى بيرون از خود دارد و اين نيز از ساحت خداى جهان به دور است. ج- نظام به هم پيوسته و هماهنگ جهان‌ ميان مجموعه پديده‌هاى جهان، نوعى هماهنگى و همكارى دقيق و حساب شده وجود دارد كه نشان مى‌دهد نظام جهان، نظام واحد و به هم پيوسته است و مجموعه پديده‌هاى آن با هم يكسو و هماهنگ هستند با


صفحه 42

پيشرفت علوم ودانشهاى مختلف، بشر به برخى از اين روابط و هماهنگى، ميان پديده‌هاى مختلف دست يافته است. باز هم به پديده‌هاى مختلف پيرامون خود بنگريد و همكارى و هماهنگى را ميان آنها جستجو كنيد. آيا بين نيازهاى موجودات زنده و غذاها، خوردنيها و آشاميدنيها هماهنگى نمى‌بينيد؟ آرى، همه موجودات زنده براى ادامه حيات به آب و اكسيژن نيازمندند. تابش نور آفتاب، آب شور درياها را بخار مى‌كند، جريان هوا و بادها، ابرها را كه آبستن آبى شيرين و گوارايند، به سوى خشكى‌ها برده و از بارش‌هاى نرم و تند آن، همه موجودات زنده را بهره‌مند مى‌كند. گياهان، نور خورشيد و گازكربنيك هوا را جذب كرده و اكسيژن و مواد غذايى مورد نياز موجودات را فراهم مى‌كنند. همين طور گياهان نيز در خاك مرده نمى‌توانند رشد كنند و به خاك زنده احتياج دارند و از طرف ديگر، بيست درصد خاك زنده را موجدات ذره‌بينى تشكيل مى‌دهد و در هر گرم خاك، ميليون‌ها موجود ذره‌بينى زندگى مى‌كنند، اين موجودات ذره‌بينى مواد آلى را تجزيه كرده و غذاى گياهان را آماده مى‌كنند. مى‌بينيد كه ميان پديده‌هاى مختلف جهان هماهنگى وجود دارد و نظام حاكم بر آن نظامى به هم پيوسته و يكسره است. اين به هم پيوستگى دليلى روشن بر يگانگى آفريدگار و فرمانرواى جهان است. به عبارت ديگر، وحدت و هماهنگى جهان نشان وحدتِ آفريننده آن است.