بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 40

جهان از هر جهت؛ از نظر خلق و آفرينش، كارگردانى جهان، عبادت و پرستش. معنا و دلايل توحيد توحيد و يگانگى خداوند از سه جنبه بايد مورد دقت و توجه قرار گيرد: نخست اين كه خداوند يگانه است، بدين معنا كه همتا وهمانندى ندارد. جنبه دوم توحيد اين است كه خداوند در وجودش تركيب راه ندارد و از اجزاى گوناگون تركيب نيافته است. جنبه سوم توحيد، يگانگى خداوند در كارگردانى امور جهان است. در ادامه درس به شرحِ اين سه جنبه مى‌پردازيم. (الف) وجود خداوند دوگانگى بردار نيست‌ براى پى بردن به يكتايى و يگانگى خداوند همين قدر كافى است كه او را درست بشناسيم و از كلمه «خدا» معناى صحيحى در ذهن داشته باشيم. اگر از اين كلمه همان معناى واقعى و راستين آن را بفهميم، به اين نتيجه مى‌رسيم كه خدا، يكى است و دوتا و بيشتر نيست، زيرا وجود خداى متعال به گونه‌اى است كه تعدّد بردار نيست. براى روشن شدن مطلب مثالى مى‌آوريم: فرض كنيم كه جسمى در همه ابعادش (طول، عرض و ارتفاع) تا بى‌نهايت بزرگ شود آيا مى‌توانيم در كنار آن، يك جسم ديگر هم فرض كنيم كه آن هم از هر طرف تا بى‌نهايت ادامه داشته باشد؟ نه، چون همان جسم فرضى اوّل، همه فضاى فرضى را پر مى‌كند و ديگر جايى براى جسم ديگر، چه محدود و چه نامحدود باقى نمى‌گذارد. اكنون اين بى‌انتهايى را درباره موجودى تصور كنيد كه جسم نيست و در


صفحه 41

تمام جهاتى كه براى وجود فرض مى‌شود، بى نهايت باشد. آيا مى‌توان از چنين موجودى «دو تا يا چند تا» فرض كرد؟ نه، زيرا در فرض دوتا بودن بايد هر يك از آنها غير از ديگرى باشد بنابراين، دست كم هر يك از آنها «نهايتى» براى ديگرى است و به اين ترتيب، هيچ يك از آنها بى‌نهايت نيست و چون وجود خداوند از هر نظر نامحدود است، دوگانگى بردار نيست و تعدّد نمى‌پذيرد. ب) تركيب نشدن از اجزا موجودى كه از چند جزء تشكيل يافته باشد، محتاج اجزاى خود است. از اين رو، مى‌توان گفت كه تركيب، از نشانه‌هاى پديده است و چون خداوند از هر گونه نيازى پاك و پيراسته است، پس در وجودش تركيب راه ندارد. نه در ذات خداوند دوگانگى وجود دارد و نه بين ذات و صفات او؛ زيرا اگر صفات او با هم و با ذات يكى نباشند، لازم مى‌آيد كه خداوند از ذات و صفات تركيب يافته باشد و مركب بودن مساوى با نياز و احتياج است و خداوند بى‌نياز است، پس بين ذات و صفاتش دوگانگى وجود ندارد. علاوه بر اين، خداى مركب از اجزاء، نياز به تركيب كننده‌اى بيرون از خود دارد و اين نيز از ساحت خداى جهان به دور است. ج- نظام به هم پيوسته و هماهنگ جهان‌ ميان مجموعه پديده‌هاى جهان، نوعى هماهنگى و همكارى دقيق و حساب شده وجود دارد كه نشان مى‌دهد نظام جهان، نظام واحد و به هم پيوسته است و مجموعه پديده‌هاى آن با هم يكسو و هماهنگ هستند با


صفحه 42

پيشرفت علوم ودانشهاى مختلف، بشر به برخى از اين روابط و هماهنگى، ميان پديده‌هاى مختلف دست يافته است. باز هم به پديده‌هاى مختلف پيرامون خود بنگريد و همكارى و هماهنگى را ميان آنها جستجو كنيد. آيا بين نيازهاى موجودات زنده و غذاها، خوردنيها و آشاميدنيها هماهنگى نمى‌بينيد؟ آرى، همه موجودات زنده براى ادامه حيات به آب و اكسيژن نيازمندند. تابش نور آفتاب، آب شور درياها را بخار مى‌كند، جريان هوا و بادها، ابرها را كه آبستن آبى شيرين و گوارايند، به سوى خشكى‌ها برده و از بارش‌هاى نرم و تند آن، همه موجودات زنده را بهره‌مند مى‌كند. گياهان، نور خورشيد و گازكربنيك هوا را جذب كرده و اكسيژن و مواد غذايى مورد نياز موجودات را فراهم مى‌كنند. همين طور گياهان نيز در خاك مرده نمى‌توانند رشد كنند و به خاك زنده احتياج دارند و از طرف ديگر، بيست درصد خاك زنده را موجدات ذره‌بينى تشكيل مى‌دهد و در هر گرم خاك، ميليون‌ها موجود ذره‌بينى زندگى مى‌كنند، اين موجودات ذره‌بينى مواد آلى را تجزيه كرده و غذاى گياهان را آماده مى‌كنند. مى‌بينيد كه ميان پديده‌هاى مختلف جهان هماهنگى وجود دارد و نظام حاكم بر آن نظامى به هم پيوسته و يكسره است. اين به هم پيوستگى دليلى روشن بر يگانگى آفريدگار و فرمانرواى جهان است. به عبارت ديگر، وحدت و هماهنگى جهان نشان وحدتِ آفريننده آن است.


صفحه 43

خلاصه‌ پس از اثبات آفريدگار به توحيد مى رسيم. توحيد يعنى يكتايى و يگانگى خداوند از هر جهت، از جهت خلق و آفرينش، از نظر كارگردانى و تدبير جهان، از نظر عبادت و پرستش. چون وجود خداوند از هر نظر نامحدود است، تعدّد نمى‌پذيرد. موجودى كه از چند جزء تشكيل يافته باشد، به اجزاى خود محتاج است و چون خداوند نيازمند نيست، پس وجودش مركب نيست. نظامِ واحد و هماهنگِ جهان روشنترين دليل بر يگانگى آفريدگار و فرمانرواى آن است.


صفحه 44

پرسش‌ 1- توحيد يعنى چه و از چه جنبه‌هايى بايد م اصول پنجگانه اعتقادى 50 3 - عدل ..... ص : 49 ورد بحث قرار گيرد؟ 2- چرا در وجود خداوند تركيب راه ندارد؟ 3- چرا وجود خداوند تعدد بردار نيست؟ 4- از هماهنگى مجموعه پديده‌هاى جهان چه مى‌فهميد؟ 5- آيا نظام جهان مى‌تواند قلمرو فرمانروايى چند خدا باشد؟


صفحه 45

درس پنجم: صفات خدا اسم و صفت‌ به هر كلمه‌اى كه براى نشان دادن ذات يك شى‌ء به كار رود، «اسم» گفته مى‌شود، ولى در مورد خداوند به كلمه‌اى اسم گفته مى‌شود كه دلالت بر ذات و صفت كند. براى نمونه، وقتى مى‌گوييم خداوند قادر است، كلمه «قادر» بر ذات خداوند و قدرت او دلالت مى‌كند. به هر كلمه‌اى كه بر وصف و حالت چيزى دلالت كند، «صفت» مى‌گويند. به طور مثال، وقتى مى‌گوييم شهر قم، مذهبى است. «قم» نام شهر و «مذهبى بودن» صفتِ شهر است. گروهى معتقدند كه صفات خداوند را مى‌توان شناخت هر چند از راه تشبيه به امور مادّى و خصوصيات جسمانى باشد. گروه ديگرى معتقدند كه صفات خدا را به هيچ وجه نمى‌توان شناخت. تصورات و الفاظ انسانها بيانگر معناى واقعى صفات خداوند نيست. اين دو طرز تفكر، به تشبيه يا تعطيل مى‌انجامد و هيچ كدام قابل قبول نيست. فكر و بحث درباره خدا نبايد به تشبيه خدا يا تعطيل فكر بينجامد.


صفحه 46

صفات ثبوتى و سلبى‌ در يك تقسيم بندى كلى، صفات خداوند به دو دسته تقسيم مى‌شوند: الف- صفات ثبوتى: آن دسته از صفاتى كه دلالت بر نوعى كمال دارند و آن‌ها را به صورت مطلق و بى نهايت مى‌توان به خدا نسبت داد مانند علم، قدرت، رحمت، حكمت و .... ب- صفات سلبى: آن دسته از صفاتى كه در خداوند وجود ندارد و سلب آن صفات او را از عيب و نقص منزه مى‌شمارد مانند: خداوند جسم نيست، خداوند ظالم‌نيست‌و .... اثبات صفات‌ صفات حق‌تعالى از راه‌هايى ثابت مى‌شود كه ما در اين جا به دو راه آن اشاره مى‌كنيم: 1- خداوند يك موجود بى پايان، هستى محض و داراى تمام صفات كمال است زيرا هر يك از صفات كمال، بازگشت به هستى مى كند و از مراتب وجود است. اگر صفات كمال را دارا نباشد ناقص خواهد بود و نقص با واجب الوجود بودن و هستى محض، سازش ندارد و خداوند منزه از آن است پس تمام صفات كمال را داراست. «1» 2- با دقت و تأمل در موجودات در مى‌يابيم كه هر يك از آنها داراى كمال يا كمالاتى هستند و در جاى خود ثابت شده كه خداوند منشأ تمام كمالات در جهان هستى است و همه چيز از او سرچشمه مى‌گيرد. پس بايد خداوند ابتدا


صفحه 47

خود داراى جميع صفات كمال باشد تا بتواند به ديگران افاضه كند؛ زيرا محال است موجودى كه چيزى را ندارد بتواند آن را به ديگران افاضه كند. چگونه ممكن است آبى از چشمه‌اى جارى باشد وخود آن چشمه آب نداشته باشد. ذات نايافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش‌ بعد از اثبات صفات كمال براى خداوند، به تبيين بعضى از اوصاف حق‌تعالى مى‌پردازيم. 1- علم حق‌تعالى‌ دانشمندان براى اثبات علم حق تعالى استدلالهاى مختلفى آورده‌اند، از جمله استدلال زير: آفريننده يك دستگاه به يقين از تمام ريزه‌كارى‌هاى آن آگاهى كامل دارد. آيا مى توان گفت سازنده يك هواپيما از تعداد و چگونگى اجزاء و كار آنها و قوانين حاكم بر آنها بى‌خبر بوده و يا نويسنده يك دايرة المعارف از محتويات آن بى‌اطلاع است. هر گاه مصنوعى بر اساس نقشه، اندازه گيرى، دقت، بررسى، نظم و ترتيب ساخته شود، ما از اين خصوصيات به عالم بودن سازنده آن پى مى‌بريم. بنابراين، از اينكه تمام موجودات جهان از اتم تا كهكشان، طبق نقشه و قوانين منظمى آفريده شده‌اند، به خوبى مى‌توانيم دريابيم كه جهان هستى از مبدأ دانا و عالمى سرچشمه گرفته است. قرآن مجيد همين دليل را با لطافت خاصى بيان نموده است: «الا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ» «1» آيا خداوندى كه موجودات را آفريده است، از خصوصيات آنها آگاه نيست؟