بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 26

اصل تمركز قوا

تعريف و اهميّت

تـمـركـز قـوا بـه عـنـوان يـكـى از اصـول جـنـگ ، از دو ديـدگـاه قابل تعريف است .

از بعد استراتژيكى به مفهوم تسلّط قدرت ملّى در مناطق يا منطقه اى است كه منافع حياتى ملّى در معرض خطر يا تهديد قرار دارد، يا به وسيله آن با منافع ملّى دسترسى پيدا خواهد شد.

در بـعد تاكتيكى و عملياتى نيز به مفهوم تمركز دادن تاءثيرات توان رزمى برتر در زمان و مكان معيّن به منظور رسيدن به نتايج قطعى است .

قوا داراى مفهوم عامى است كه شامل قواى روحى ، جسمى ، تجهيزاتى و لجستيكى مى گردد.

تـقـريـبـا هـمه نظريه پردازان مسائل نظامى ، مساءله تمركز قوا را با اهميت تلقى كرده اند و بـيـشـتـر كـشـورهـا آن را بـه عـنـوان يـكـى از اصـول جـنـگ پـذيـرفـتـه انـد.(149) ((ليـدل هـارت )) اصـل تـمركز را كه از آن به ((اعمال فشار نظامى با تمام قدرت عليه نقاط ضـعـف دشـمـن )) تـعـبـيـر مـى كـنـد، بـه عـنوان يكى از شش قاعده مثبت استراتژى نظامى بر مى گـزيـنـد.(150) ((آنـدره بـوفـر))، تـمـركـز را يكى از انواع تفوق نيروهاى واقعى مى دانـد(151) و جـان كـاليـنـز دربـاره اهـمـيـت ايـن اصل مى گويد:

در اجـراى مـوفـقيت آميز امور مربوط به امنيت ملّى در صلح و جنگ ودر جهت دستيابى به منظورهاى خـطير، متمركز ساختن تلاش ها به حدّ كفايت در زمينه هاى مادّى و روانى و در زمان و مكان مناسب ، ضرورى است .(152)

اهميت زياد اصل تمركز، برخى را بر آن داشته كه در يك تعبيرمبالغه آميز از آن به عنوان ((كلّ هـنـر جـنـگ )) يـاد كـنـنـد.(153) اگـر بـخـواهـيـم در يـك جـمـله نـقـش و اهـمـيـت اصل تمركز را بيان كنيم ، بايد بگوييم :

از آنـجـايـى كه ((اصل تمركز قوا)) در مراحل عمليات به ويژه آغاز تهاجم ، فرصت استفاده از حداكثر توان رزمى يك يگان را عليه نيروى محدود دشمن فراهم مى كند و راه را براى وارد كردن ضربه نهايى بر دشمن و يا دست كم در وضعيت بحرانى قرار دادن او هموار مى كند، سرنوشت ساز است .

گـرچـه در اصـول جـنـگ تـرتـيـب عـددى شـرط نـيـسـت ، امـّا از لحـاظ جايگاه شايد بتوان پس از اصـول هـدف و آفـنـد، اصـل تـمـركـز قـوا را قـرار داد. بـراى تـحـقـق ايـن اصـل بـايـد اصـول ديـگـرى مـانـنـد اصـل صـرفـه جـويـى در قـوا و اصل تاءمين را به كار گرفت و با اصل غافلگيرى تواءم ساخت .

در جـنـگ هـاى امـروزى ، تـحقق تمركز قوا، بدون صرفه جويى در قوا غير ممكن است و صرفه جـويـى در قـوا بـه عـنـوان يـكـى از شرايط لازم و تكميل كننده تمركز قوا، امرى مسلّم و اجتناب ناپذير است .

پيشينه تاريخى

گـذرى كـوتـاه درمـتـون تـاريـخـى و سـرگـذشـت جـنـگ هـا، مـا را بـه اين امر واقف مى سازد كه اصل تمركز مورد استفاده فرماندهان جنگى قرار مى گرفته است .

سـون تـزو از طـراحـان نـظـامـى بـاسـتـان دراهـمـيـت ايـن اصل مى گويد:

قـواى خـود را بـر ضـدّ دشـمـن مـتـمركز سازيد... زيرا در صورتى كه من قواى خود را متمركز سـاخـتـه بـاشـم و قـواى دشـمـن پـراكـنـده شـده بـاشـد، مـى تـوانـم كـل نـيـروهـاى خـود را بـراى حـمـله بـه يـك قـسـمـت از قـواى وى بـه كـار بـرم . در ايـن حـال از لحـاظ عـددى بـه وى تفوق خواهم داشت و چنانچه بتوانم تعداد زيادى را براى ضربه زدن بـه يـك مـشـت مـرد جـنـگـى در محل انتخاب به كار گيرم ، تعداد كسانى كه دراين حمله با من سروكار دارند، به حداقل خواهد رسيد.(154)

ناپلئون بر اين باور است كه بايد نيروها از نظر تاءثير كيفى و كمّى در نقطه خاصّى نسبت بـه دشـمـن بـرتـرى داشـتـه بـاشـنـد، اگـر چـه در مـجـموع نسبت به آنها، از نظر تعداد كمتر باشند.(155)

ايـن اصـل در جنگ هاى جهانى به ويژه جنگ دوّم كارايى خود را به اثبات رساند تا آنجا كه به عـنـوان شـيـوه غـالب جـنـگى آلمان در آمد و اكثر پيروزى هاى اوليه ارتش اين كشور، نتيجه به كارگيرى صحيح اين اصل بود.


صفحه 27

ارتـش آلمـان ، نـيـروى مـكـانـيزه ، پياده و زرهى چندين ارتش و سپاه را در يك يا چند نقطه معين و مناسب متمركز مى ساخت و سپس با قدرت درخطوط پدافندى دشمن شكافى وسيع ايجاد مى كرد و بـا پـيـشروى سريع ، هر گونه مقاومت را در هم مى شكست .(156) تصرف كشور لهستان كاملا با اجراى اين شيوه انجام شد.(157)

در جـنـگ هـاى صـدر اسـلام ، ((اصـل تـمـركـز قـوا)) در شـكـل بـه صـحـنـه آوردن تـمامى امكانات و نيروها و استفاده هماهنگ از آنها جهت تفوق نظامى بر دشـمـن مـتـبـلور گشت و پيامبر اكرم (ص ) به عنوان يك فرمانده برجسته ، با نبوغ و استعداد و بـيـنـش نـظـامى خويش ، به بهترين شكل از آن بهره بردارى نمود كه در مباحث آينده به نمونه هايى اشاره خواهد شد.

در جـنـگ تـحـمـيـلى نـيـز يكى از خط مشى هاى مهمّى كه در جلسه فرماندهان ارشد نظامى سپاه و ارتـش جـهـت تـداوم عمليات ها و به طور كلّى استراتژى عملياتى مورد تصويب قرار گرفت و بـه شـوراى عـالى دفـاع ارائه گـرديـد و تـقريبا در بيشتر عمليات ها به كار گرفته شد، اصل تمركز قوا بود.(158)

تمركز قوا در قرآن و سنت

قـرآن كـريـم دربـاره هـر دو بـعد معنوى و مادّى تمركز قوا تاءكيد نموده است . در مورد تمركز قـواى روحـى و مـعـنـوى ، از آنـجـايى كه چنين تمركزى در صحنه نبرد، با داشتن هدف و انگيزه مـشـتـرك حـاصـل مـى شود، قرآن كريم ، مسلمانان را كه رزمندگان سپاه اسلام ، نخبگان آنها به شـمـار مـى آيـند، به وحدت آرمان ، اعتصام به حبل اللّه ، الفت و برادرى و هماهنگى و پرهيز از اختلاف و تفرقه فرمان مى دهد.(159)

امـّا در زمينه قواى مادى ـ نيروهاى انسانى و تجهيزات ـ قرآن كريم مسلمانان را ملزم مى سازد تا تـمـامـى قـدرت و تـوان كـمـّى و كيفى خويش را مهيّا سازند.(160) اين فرمان ، علاوه بر آمـادگـى نـيـروها و تهيّه تجهيزات و امكانات جنگى درزمان صلح و جنگ ، به صحنه آوردن تمام قـوا، ((بـسـيـج قـوا)) و اسـتـفـاده كـامـل از آنـهـا در صـحـنـه نـبـرد و عـمـليـات را نـيـز شامل مى گردد.

امام على (ع ) در بخشى از يك دستور عملياتى به دو تن از فرماندهان سپاه خويش مى فرمايد:

((وَلْتَكُنْ مُقاتَلَتَكُمْ مِنْ وَجْهٍ واحدٍ اَوْ اِثْنَيْنِ))(161)

و بايد جنگ شما (با دشمن ) از يك سو و يا دو سو باشد.

ابن ابى الحديد در شرح اين عبارت مى گويد:

يعنى متفرق نگرديد و جنگ شما با دشمن در چند جهت پراكنده نباشد، زيرا اتّخاذ چنين روشى شما را سست مى نمايد و حال آنكه تمركز شما (در يك جهت و يا حداكثر در دو جهت ) موجب ظفر مندى شما خواهد شد.(162)

اين عبارت حضرت به صراحت اتخاذ شيوه تمركز را در مرحله تهاجم توصيه مى نمايد.

امـيـر مـؤ منان على (ع ) در دستور العمل نظامى ديگرى ، اقدام به يك تهاجم منظم تمركز يافته به هنگام پديدار شدن آثار شكست در نيروهاى دشمن را ضرورى مى شمارد.

فاذا استحقت الهزيمة فاحملوا بجماعتكم على التعابى غير مفترقين و لا منفضّين (163)

هـرگـاه دشمن روى به هزيمت نهاد، همگى با آرايش نظامى ، بى آنكه پراكنده و متفرق گرديد، او را مورد تهاجم قرار دهيد.

انواع تمركز

اصل تمركز را در يك تقسيم بندى كلّى مى توان به تمركز آفندى و پدافندى تقسيم نمود.

اگـر چـه غـالب بـودن جـنـبـه تـهـاجـمـى تـمـركـز، بـه ويـژه در جـنـگ هـاى مـعـاصـر، قـابـل انـكـار نـيست امّا اين موضوع دليل انحصار تمركز در آفند نمى شود، چرا كه تمركز در پدافند در بسيارى از جنگ ها اتفاق افتاده امّا مصاديق كمترى داشته است .

در تـمـركـز پـدافندى ، جمع آورى و فراهم نمودن حداكثر توان و قدرت رزمى جهت خنثى نمودن تلاش يا تك اصلى دشمن مورد نظر است و آنچه در اين مرحله بسيار مهم است تشخيص به موقع تـك اصـلى و تـمـايز آن از تك هاى ايذايى و فريبنده است ، و گرنه يا اصلا فرصت تمركز حاصل نمى شود و يا در صورت امكان تمركز، قادر به انجام تمركز مؤ ثرى نخواهيم بود.


صفحه 28

اهـداف اصـل تمركز

براى اصل تمركز، اهداف متعددى متصور است كه برخى از آنها عبارتند از:

يـك ـ بـر هـم زدن تـوازن قـوا در مـحـل تـمـركز: مهم ترين و اساسى ترين هدف از استخدام اين اصـل ، بـه دسـت آوردن قـدرت نـظامى برتر در زمان و مكان مناسب است ، چه نيروى متمركز، در مجموع از قدرت نظامى برترى نسبت به دشمن برخوردار باشد و چه نباشد.

جـان كـاليـنز در اين باره مى گويد: ((برخوردارى ازبرترى كمّى و كيفى ، همواره از شرايط لازم نـيـسـت . تـمـركز مناسب با وجود توانايى ها و مقدورات كم ، مى تواند به كسب پيروزى و تسلط منجر شود.))(164)

دو ـ كـسـب آزادى عمل : تمركز، اين امكان را به نيروى متمركز مى دهد كه در صحنه نبرد، ابتكار عـمـل را هـر چـه بـيـشـتـر در دسـت گـيـرد و دشـمـن را بـه انـفـعـال و واكـنـش مجبور سازد. اگر چه براى انجام يك تهاجم تمركز يافته ، تا حدّى در دست داشـتـن ابـتـكـار عـمـل لازم اسـت ، ابـتـكـار عـمـل بـه نـوبـه خـود، آزادى عمل را براى نيروهاى متمركز فراهم مى كند.

سـه ـ جـبـران كـمـبـود نـيـروى انـسـانـى و تـجـهـيـزات : ايـن اصـل ، شـيـوه مـناسبى براى جبران ضعف كلّى نيروها، امكانات و تجهيزات خودى نسبت به دشمن محسوب مى شود.

چـهـار ـ وارد سـاخـتـن ضـربـه قـاطـع بـر دشـمـن : بـا اسـتـفـاده از اصـل تـمـركـز، مـى تـوان بـه يـك تهاجم تمركز يافته دست زد. تهاجمى كه دشمن را از نظر روانـى آشـفـتـه و مضطرب ساخته ، قدرت روحى اش را به شدت كاهش مى دهد. سپس ‌ انديشه و فـكـر او را در زمـيـنـه انـتخاب راه حل مناسب و خنثى نمودن تهاجم ، پراكنده مى سازد و در اتخاذ تـصـمـيـمـات نـافـذ مـتـزلزل مـى نـمايد. رساندن دشمن به چنين وضعيتى ، ضربه اى قاطع و سرنوشت ساز محسوب مى گردد.

شرايط اصل تمركز

تـحـقـق و اجـراى مـوفـقـيـت آميز اصل تمركز، به وجود شرايطى بستگى دارد كه مهم ترين آنها عبارتند از:

يـك ـ اجـراى اصـل صـرفـه جـويـى در قـوا: صـرفـه جـويـى در قـوا بـه مـعـنـاى اسـتـعـمـال حـداقـل نـيـرو در يـك منطقه يا مناطق ، به منظور به كاربردن نيروى بيشتر در مناطق ديگر(165)، از شرايطى است كه اصل تمركز قوا، منوط به اجراى دقيق آن است .

دو ـ ارزيـابـى دقـيـق از وضـعـيـت نـيـرو و امـكـانـات خـودى و دشـمـن : بـراى اجـراى هـمـاهـنـگ دو اصل صرفه جويى و تمركز قوا، بايد اطلاعات دقيقى از تعداد و چگونگى نيروها و تجهيزات خـودى و دشـمـن ، وسـعـت و مـوقـعيت جغرافيايى زمين منطقه نبرد و كيفيت آرايش نيروها و تجهيزات دشـمـن در دسـت داشـت و سـپـس آنـهـا را ارزيـابـى كـرد و سـرانـجـام ، نـياز هر منطقه به نيرو و تجهيزات مورد نياز را با توجه به ماءموريت داده شده ، محاسبه نمود و اختصاص داد.

سـه ـ انـتخاب زمان و مكان مناسب براى تمركز: بهترين نقطه براى تمركز قوا، نقطه اى است كـه براى دشمن تعيين كننده و مهمّ باشد ولى دشمن به حساسيت آن پى نبرده و يا توجّه لازم را نداشته باشد.

بهترين زمان هم براى تمركز زمانى است كه امكان تمركز موفق را تضمين كند، دشمن انجام يك تـهـاجـم مـتـمـركـز را در آن زمـان بـعـيـد بـدانـد و ايـنـكـه دشـمـن بـه هـر دليل ، در شرايط ضعف به سر ببرد.

چـهـار ـ در دسـت داشـتـن ابـتـكـار عـمـل : دردسـت داشـتـن ابـتـكـار عمل يا اتخاذ موضع تهاجمى نسبت به دشمن ، به ما فرصت و آزادى انتخاب مكان و زمان تمركز را مـى دهـد. يـك نـيـروى مـنفعل فرصت چنين انتخابى را ندارد، زيرا مجبور است جهت تاءمين خطوط پـدافـنـدى و دفـع تـهـاجـمـات احـتـمـالى ، نـيـرو و تـجـهـيـزاتـش را در نـقـاط مـتـعـدد پـراكـنده سازد.(166)

پـنـج ـ اجـراى اصـل تـاءمـيـن : پـس از انـتـخـاب مـكـان و زمـان تـمـركـز، اجـراى مـؤ ثـر اصـل تـمـركـز، بـه اجـراى دقـيـق اصـل تـاءمـيـن و رعـايـت مـسـائل حـفـاظـتـى ـ اطلاعاتى بستگى دارد. زمان ، مكان ، استعداد و چگونگى تمركز، بايد كاملا سـرّى نـگه داشته شود و براى دستيابى به اين منظور، بايد از يك سو دشمن را از دستيابى به اطلاعات صحيح ناكام گذاشت و از سوى ديگر با القاى نادرست و اتخاذ شيوه هاى فريب ، توجه دشمن را از مكان تمركز منصرف نمود.(167)


صفحه 29

شـش ـ تـحـقـق بـرتـرى كـمّى و كيفى در مكان تمركز و تداوم آن : تمركز بايد به گونه اى انـجـام شـود كـه نـيـروهـاى مـتـمـركـز از لحـاظ كـمـّى و كـيـفى نسبت به نيروهاى دشمن از تفوّق قـابـل مـلاحـظـه اى بـرخـوردار بـاشـند. اين تفوق مختص شروع تهاجم نيست بلكه لازم است تا نيل به اهداف مورد نظر حفظ شود.

هـفـت ـ سـرعـت عمل : از آنجا كه تمركز قوا در يك نقطه محدودى انجام مى شود و دشمن هم درصدد اطـلاع از نـاحـيـه تـهـاجـم مـتـمـركـز اسـت ، سـرعـت عـمـل مـى تـوانـد، دشـمـن را در عـكـس العمل ها ناكام سازد.

هـشـت ـ هـمـاهـنـگـى و وحـدت عـمـل : دليـل اهـمـيـت بـيـش از حـدّ هـمـاهـنـگـى در اجـراى اصل تمركز، تجمع نيروها و تجهيزات فراوانى است كه بايد در منطقه اى محدود مستقر گشته و در جبهه اى كم عرض ، وارد عمل شوند. افزون بر اين ، در يك تهاجم متمركز، غالباً نفوذ به عـمـق مـواضـع دشـمـن مـدّ نـظـر اسـت كـه عـبـور يگان ها را از خطّ حدّ عملياتى جهت ادامه عمليات ، نـاگـزيـر سـاخـتـه اسـت و ايـن عـامـل ، نـيـازمـنـد هـمـاهـنـگـى بـيـشـتـر يـگـان هـاى عمل كننده است .

تمركز قوا در صدر اسلام ودفاع مقدس

جـنـگ هـاى صـدر اسـلام ، تـبـلور روشـنـى از سـيـره نـظـامـى رسـول اكـرم (ص ) و امـيـر مـؤ مـنـان عـلى (ع ) در بـه كـارگـيـرى اصول جنگ ، ازجمله اصل تمركز قوا است كه به ذكر نمونه هايى بسنده مى كنيم :

رسـول اكـرم (ص ) درنـبـرد احـد، با آرايش سپاه خويش در منطقه اى كه سه طرف آن را كوه هاى صـعب العبور احاطه كرده بود، ضمن رعايت حداكثر صرفه جويى در قوا، توانست كليه نيروها و امـكـانـات خـود را، جـز عـده اى كـه مـاءمـور حـفـاظـت تـنـگـه بـودنـد، در يـك مـنطقه و يك جهت در مقابل سپاه دشمن متمركز سازد.

در جنگ خيبر، پيامبر اكرم (ص ) قواى اصلى خود را جهت تصرف قلعه ناعم متمركز نموده ، دست بـه يـك تـهاجم تمركز يافته زد و براى اينكه دشمن نتواند از تمام نيروى خود جهت مقابله با ايـن تـهـاجـم اسـتفاده كند و به تعبيرى دست به تمركز پدافندى نزند، بقيه نيروها را ماءمور ساخت تا نيروهاى مستقر در قلعه هاى ديگر را با عمليات هاى ايذايى سرگرم سازند. سرانجام پـس از سـه روز مـحـاصـره ، يهوديان مجبور شدند بيرون از قلعه به نبرد سختى تن دهند كه سـرانـجـام بـه كـشـتـه شـدن فرمانده آنها، حارث بن ابى زينب منجر شد و قلعه و دژ ناعم به تصرف مسلمانان در آمد.(168)

در جـنـگ تـبـوك ، پـيـامـبـر اكـرم (ص ) توانست حدود سى هزار جنگجو را با تجهيزات و امكانات قابل توجّهى براى مقابله با سپاه روم ، تجهيز و بسيج نمايد.

ايـن بـسـيـج قـوا، بـا تـوجـّه بـه جـمـعـيـت مـحـدود مـديـنـه ،نسبت به موارد مشابه بسيج قوا، در طـول تـاريخ جنگ ها، قطعا بى نظير بود، چرا كه در اين جنگ ، تقريبا تمام افرادى كه قدرت جنگيدن داشتند، عازم اين جنگ شدند.(169)

ايـن سـه نـمـونـه از جـنـگ هـاى پـيـامـبـر (ص )، مـصـداق هـاى بـه كـارگـيـرى اصل تمركز قوا، يعنى بسيج قوا و تمركز در نقطه اى از مواضع دشمن است .

در جنگ جمل ، حضرت على (ع ) پس از شدّت گرفتن نبرد، دستور داد تا شترى را كه عايشه بر آن سـوار و بـه عـنـوان مركزى براى سپاهيان ناكثين درآمده بود، مورد تهاجم قرار دهند و حملات خويش را در آن نقطه متمركز نمايند.(170) سرانجام پس از نبردهاى بسيار، شتر پى شد و جنگ جمل به نفع آن حضرت پايان پذيرفت .(171)

حـمـاسـه دفـاع مـقـدس ، عـرصـه ظـهـور و بـروز اسـتـعـدادهـاى نـظـامـى و بـه كـارگـيـرى اصـول جـنـگ در صـحـنـه يـك جـنـگ واقـعـى بـود. روز 9 فـرورديـن سـال 1361 يـعنى روز پايانى عمليات فتح المبين ، به دستور قرارگاه كربلا، يك لشكر و سـه تـيـپ در خـط پـدافـنـدى مـنـطـقه مستقر شدند و بقيه يگان ها ماءمور به منطقه عمومى اهواز گـشـتـنـد. هـدف از ايـن جـابـجـايـى ، تـمركز قوا در منطقه عمومى اهواز، جهت اجراى عمليات بيت المقدس بود كه به آزاد سازى خرمشهر انجاميد.(172)


صفحه 30

اصل صرفه جويى در قوا

تعريف و پيشينه

صـرفـه جـويـى در لغـت بـه مـعـنـاى : در خـرج انـدازه نـگـهـداشـتـن ، پول را بيجا خرج نكردن و به اندازه خرج كردن آمده (173) و در اصطلاح نظامى عبارت اسـت از: جـلوگـيـرى از كـاربـرد و مـصـرف نـامتناسب نيروها در صحنه عمليات به منظور بكار بردن تمامى نيروها در محل و مكان مناسب و مورد نظر فرمانده .(174)

بـه كـارگـيـرى اين اصل ، هم باعث حفظ توان رزمى و هم سبب كاهش تلفات مى گردد. صرفه جـويـى در نـيـروى انـسـانـى بـه فرماندهان جنگ فرصت مى دهد كه بيشترين امكانات خود را در محور اصلى عمليات متمركز كنند و ديگر مناطق را از نيرو خالى نكرده بلكه قسمتى ديگر را به عنوان نيروى احتياط در نظر بگيرند.

در پـيـشـيـنـه تـاريـخـى اسـتـفـاده بـشـر از ايـن اصـل بـايـد گـفـت كـه بـشـر بـه حـكـم نيروى عـقـل و انـديـشـه از آغـاز دريـافـته است كه براى رسيدن به مقاصد خود بايد از امكانات محدود حـداكـثـر اسـتـفـاده را بـنـمـايـد و در سـيـر تـاريـخ هـمـواره راه هـاى مـخـتـلفـى كـه اهـداف ايـن اصل را برآورده نمايد، مورد نظر فرماندهان آگاه جنگ بوده است .

حـفـر كـانـال و خـنـدق ، ايـجـاد خـاكـريـز و گـذاشـتـن موانعى مانند تنه درختان بزرگ پيرامون مـحـل اسـتـقـرار سـپـاهـيـان ، اسـتـفـاده از مـنـابـع طـبـيـعـى مـانـنـد كـوه ، رودخـانـه ، جنگل و... پاره اى از روش هاى صرفه جويى در قوا بوده است .

صرفه جويى در قرآن و سنت

آيات و روايات ، صرفه جويى و عدم اسراف را مورد توجه قرار داده اند.

قـرآن كـريـم ضـمـن نـهـى از اسـراف و تـبـذيـر، اسـراف كاران را برادران شيطان ناميده و مى فرمايد:

اِنَّ الْمُبَذِّرينَ كانُوا اِخْوانَ الشَّياطينِ(175)

در زمينه اسراف مى فرمايد:

وَ لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ(176)

زياده روى [و اسراف ] نكنيد، زيرا خدا اسراف كاران را دوست نمى دارد.

اسـراف شـامـل هـر گـونـه زيـاده روى در كـمـيـّت و كـيـفـيـت ، بـيـهـوده گـرايـى و اتـلاف مـى شود.(177)

امام هفتم نيز مى فرمايد: كسى كه ميانه روى و قناعت نمايد، نعمت برايش باقى مى ماند و كسى كه اسراف و تبذير نمايد، نعمت از او زايل مى گردد.(178)

امـام حـسـن عسگرى (ع ) مى فرمايد: بر تو باد به ميانه روى و پرهيز از اسراف ، كه اسراف عمل شيطان است .(179)

عوامل مؤ ثر در صرفه جويى قوا

عواملى كه مى توان با تكيه بر آنها اصل صرفه جويى در قوا را به اجرا درآورد عبارتند از:

1 ـ 3 ـ 8 ـ بهره بردارى صحيح از زمين

مهم ترين عامل ايجاد صرفه جويى در قوا، بهره بردارى صحيح اززمين است . در زمين هاى داراى عارضه ، با بهره گيرى صحيح از عوارض زمين ، چنين امرى بسيار آسان و امكان پذير است اما در زمـين هاى بدون عارضه و دشت ها، اين كار بايد با ايجاد عوارض و موانع مصنوعى مانند حفر كانال ، ايجاد خاكريز، به وجود آوردن ميدان هاى مين و... صورت گيرد.

اسـتـفـاده از عـوارض طـبـيـعـى مـوجـود در مـنـطـقـه احـد و حـفـر كـانـال به دور مدينه در نبرد خندق ، نمونه هاى بهره بردارى صحيح از زمين در جنگهاى صدر اسلام مى باشد.(180)

2 ـ 3 ـ 8 ـ بهره بردارى از سيستم مراقبتى كارآمد

اگر فرماندهى منطقه از سيستم مراقبتى كارآمد و فعّالى برخوردارباشد و بتواند با سرعت و دقـت ، تـحـركـات دشـمـن را دريـابـد، در ايـن صـورت مـى تـوانـد بـا تـجـزيـه و تـحـليـل درسـت بـه نـيـّات دشـمـن پى برد و با حداقل نيرو هرگونه تهديدى را از همان منشاء سركوب نمايد و از به كارگيرى نيروى اضافى بى نياز باشد.

3 ـ 3 ـ 8 ـ نصب فرمانده با تدبير و به كارگيرى نيروى كارآمد

گـاهـى اسـتقرار چند نيروى كارآمد و يا نصب فرمانده اى با تدبير، مى تواند جايگزين كمبود نيروى انسانى در منطقه اى شود و اين عمل يكى از شيوه هاى صرفه جويى در قوا است .

پـس از عـزيـمـت پيامبر اكرم (ص ) و سپاه اسلام از مدينه به تبوك ، منافقان از دستور حضرت سـرپـيـچـى كـردنـد و بـراى اخـلال در مـركـز حـكـومـت (مـديـنـه ) در ايـن شـهـر مـانـدنـد. رسـول اكـرم (ص ) براى رفع اين تهديد ـ كه در جبهه جنگ نيز تاءثير مى گذاشت ـ فرمانده شـجاع و با تدبيرى مانند على (ع ) را به جانشينى خود در مدينه نصب كرد. درايت و لياقت اين فـرمـانـده سبب شد شهر مدينه كه خالى از نيروى نظامى بود، از فتنه و آشوب مصون ماند تا فـرمـانـده كـل (پـيـامـبـر) بـا خـاطـرى آسـوده بـتـوانـد جـنـگ بـا دشـمـن خـارجـى را بـه انـجـام برساند.(181)


صفحه 31

انواع صرفه جويى

1 ـ 4 ـ 8 ـ صرفه جويى در امكانات

امـكـانـات جـبـهه ، متعلق به بيت المال مسلمانان و عموم مردم است . بى توجهى در به كارگيرى صحيح آنها، گناهى بزرگ و گاه موجب درماندگى انسان به هنگام نياز به آن امكانات است .

پيامبر اكرم (ص ) در جنگ بدر بعد از بررسى نظم سربازان در خطبه اى فرمود:

در تـيـرانـدازى ، نـهـايـت صـرفـه جـويـى را بـنماييد و تا دشمن در تيررس شما واقع نشده ، تـيـراندازى نكنيد. وقتى براى تيراندازى خوب است كه دشمن در تيررس شما قرار گرفته و بتوانيد هدف خود را كاملا ببينيد.(182)

حضرت امام (ره ) درباره اسراف در امكانات جبهه فتوايى صادر كردند كه :

اسراف و تبذير حرام است و از اهم واجبات ، حفظ و نگهدارى مهمّات و اشياى مورد نياز در جبهه ها است .(183)

2 ـ 4 ـ 8 ـ استفاده صحيح از امكانات

اسـتـفـاده بـجـا و درسـت از اسـتـعـدادهـا و امـكـانـات ، بـه نـوعـى بـه كـارگـيـرى صـحـيـح اصـل صـرفـه جـويـى اسـت . تـدبـيـر و كـاردانـى فـرمـاندهان و مسئولان و همكارى و دلسوزى نـيـروهـاى تـحـت امـر، ايـن امـكان را فراهم مى آورد كه به بهترين نحو از امكانات موجود استفاده شود.

3 ـ 4 ـ 8 ـ صرفه جويى در نيروى انسانى

نـقـش حـسـاس نـيـروى انـسانى درميدان نبرد، سبب شده تا فرماندهان در به كارگيرى شايسته نيروهاى خود، دقت بيشترى نمايند.

در يـكـى از روزهـاى جـنـگ صـفـيـن كـه عـلى (ع ) فـرزنـدش امـام حـسـن (ع ) رادر حال شتاب به سوى كارزار ديد فرمود:

((امـلكـوا عـنـّى هـذا الغـلام لا يـهـدّنـى ، فـانـّنـى انـفـس بـهـذيـن عـلى المـوت لئلا ينقطع بهما نسل رسول اللّه ـ صلى اللّه عليه و آله ـ))(184)

بـه جـاى من ، شما اين دو جوان را دريابيد، تا با شهادت خود مرا درهم نشكنند. چرا كه من اين دو (حـسـن و حـسـيـن (ع )) را از مـرگ دريـغ مـى دارم كـه مـبـادا بـا نـابـوديـشـان ، نسل رسول خدا(ص ) منقطع شود.

در جـريـان جـنـگ بـا روميان كه خليفه دوّم با حضرت على مشورت نمود، امير مؤ منان (ع )، وى را ازاينكه شخصا در جنگ حاضر شود، منع كرده و فرمود:

اگـر تـو، بـه تـن خـويـش بـه سوى دشمن روان شوى و در رويارويى با آنان درهم بشكنى ، مسلمانان را در دورترين نقاط مرزى حمايت گر نباشى و پس از خود، آنان را بى مرجع واگذارى .(185)

بـديـن ترتيب ، حضرت على (ع ) با توجهى كه به نقش نيروها دارند،در صدد بر مى آيند كه به بهترين شكل از آنها استفاده شود و از زيان هاى جبران ناپذير جلوگيرى گردد.

استفاده حساب شده از نيروها به دو طريق امكان پذير است :

الف ـ بـه حـداقـل رسـانـدن تـلاش ها و منابع مورد نياز در زمينه فعاليت هايى كه اهميت كمترى دارند؛ يعنى نبايد امكانات و استعدادهاى زيادى را به فعاليت هاى كم اهميت اختصاص داد.

ب ـ استفاده موقت از نيروهايى كه فعاليت هايشان حائز اهميت است .

در جـنگ تحميلى ، عمليات ((ثامن الائمه )) باعث شد لشكر 77 پياده و تيپ 37 زرهى آزاد شده و خـط پـدافـنـدى بـه مـانـع رودخـانه كارون متكى گردد و عمليات ((طريق القدس )) سبب شد تا نـيـروهـاى خـودى ضـمـن اتـكـا بـه ميشداغ و تپه هاى رملى آن و همچنين استفاده از مانع وسيع هور العـظـيـم در تـنـگـه چـزابـه و سـواحـل نـيـسان پدافند نمايند و لشكر 92 زرهى اهواز نيز آزاد گردد.(186)


صفحه 32

اصل سادگى

تعريف و اهميت

مـشـخـص و سـاده بـودن دسـتـورهـا و طـرح هـاى نـظـامـى را اصل سادگى گويند.(187)

در صـورت پـيـچـيـده بودن فرامين ، احتمال سوء برداشت و در نتيجه عدم وحدت رويه و عملكرد نـيروها در رده هاى مختلف وجود دارد. پيچيده ترين نظريه ها و دستورات اجرايى را مى توان در جملات كوتاه و قابل درك بيان كرد.

طـرح هـا نـيـز بايد واضح ، روشن و بدون اشتباه باشند. يك طرح ساده نيز از نظر اجرا آسان تـر از يـك طـرح پـيچيده است و بهتر و زودتر به موفقيت مى پيوندد. طرح هاى ساده ، قابليت انـعـطـاف را افـزايـش داده و سـبـب هـمـاهـنـگـى در آتـش و حـركـت شـده ، مـسـائل و مـشـكـلات لجـستيك را كم نموده ، سبب اجراى مداوم طرح ها و عدم از هم گسيختگى آنها مى شود.(188)

اصـل سـادگـى عـلاوه بـر طـرح هـاى عـمـليـاتـى و نـظـامـى ، شامل سادگى سازمان ، ارتباط و سلسله مراتب فرماندهى نيز مى شود.(189)

ابعاد سادگى

لازمـه بـهـره دهـى صـحـيـح اصـل سـادگـى و نـتـيـجـه گـيـرى مـطلوب از آن ، به كارگيرى آن اصل در زمينه هاى مختلفى است كه اهم آنها عبارتند از: دستورات و طرح ها.

1 ـ 2 ـ 9 ـ سادگى در دستورالعمل ها

در عـمـليـات نـظـامـى ، دسـتـور العـمل ها بايد به قدرى صريح و آشكارباشند كه هيچ گونه ابهامى در ذهن گيرنده دستورالعمل ايجاد نگردد.

فـرمـانـده بـايـد بـا تـوجـه بـه حـوزه مـاءمـوريـتـى زيـردسـت ، دسـتـورالعمل صادر نمايد و اطلاعات مورد نياز و لازم را در اختيار او بگذارد. همچنين اين اطلاعات بـايـد بـه انـدازه بـاشـند، زيرا اگر بيشتر از حدّ لزوم باشد، مضرّ است و اگر كمتر از نياز بـاشـد، نـقـض غـرض اسـت . هـرچـه فـرمـانـدهـان مـوفـق شـونـد دسـتـورالعـمـل هاى خود را ساده تر و گوياتر بيان نمايند، زمينه اى را به وجود آورده اند كه نيروهاى عمل كننده در لحظات حسّاس سريع تر خواسته آنها را عملى نمايند.

دستورات رزمى بايد داراى ويژگى هاى زير باشند:

روشـن : هـر يگان يا عنصرى كه دستور رزمى را به كار مى برد، بايد كاملا آن را درك نمايد. براى انجام اين كار، بايد از عبارات پيچيده پرهيز كرد و از واژه هاى پذيرفته شده نظامى كه تمام استفاده كنندگان از آن استنباط يكسانى مى كنند، استفاده نمود.

كـامـل : يـعـنى دستور، تمامى اطلاعات و دستورات لازم را براى هماهنگى و اجراى عمليات داشته باشد.

كوتاه : از توضيحات زائد و جزئيات غير ضرورى در دستور پرهيز شود.

داشـتـن لحـن آمـرانـه : دسـتور، خواسته فرمانده را منعكس مى كند، دستورات مبهم و نامعلوم و غير قاطع ، نشان از ترديد در تصميم گيرى داشته و موجب سلب اعتماد زير دستان خواهد شد.

عـلاوه بـر ايـن ، بـه مـوقـع بـودن ، پـرهـيـز از دسـتورات شرطى و به كار بردن جملات به صورت مثبت از ديگر ويژگى هاى يك دستور رزمى است .(190)

2 ـ 2 ـ 9 ـ سادگى در طرح ها

طـرح عـبـارت از روش يـا تـدبـيـرى اسـت بـراى انـجـام يـك عـمـليـات نـظـامـى . طـرح مـعـمـولا شـامـل وضـعـيـت ، مـاءموريت ، وظايف يگان هاى زيردست ، موضوعات ادارى ، لجستيكى ، ارتباط و مخابرات مى باشد. طرح ممكن است كتبى يا شفاهى باشد.(191)

عـنـصر اصلى يك طرح ، ارائه راهكار قطعى و روش اجراى آن است . طرح خوب ، اجراى ماءموريت را كـه هـدف تـمـام طرح ريزى هاست ، امكان پذير مى سازد و چون بر مبناى حقايق و فرض هاى مـعـتـبـر اسـتـوار اسـت ، تـمـام اطـلاعات مربوطه را از نظر درستى و دقت مورد توجه قرار داده ، فرض ها را به كمترين حد ممكن كاهش مى دهد و سازمان لازم را پيش بينى مى كند و روابط و مسؤ وليت ها را به روشنى تعيين مى كند.

يـك طـرح خـوب ، عـوامـل دخـيـل درمـوفـقـيـت عـمـليـات را بـه سـاده تـريـن شـكـل بيان مى دارد و عوامل غير دخيل را حذف مى نمايد. تغييراتى را كه در شرايط عمليات پيش مـى آيـد، در نـظـر گـرفـتـه و در صـورت لزوم راهـكارهاى جايگزين را نيز پيش بينى مى كند. شـرايط ديگرى براى يك طرح مطلوب متصور است كه به علت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى كنيم .


صفحه 33

نـقـشـه هـاى وضعيت و كالك ها، وسيله سريع و آسانى را براى درك فرمانده و افسران ستاد از يـك طـرح عـمـليـاتـى ، تـدبـير وضعيت خودى يا دشمن فراهم مى آورد و اين كار از طريق علايم قـراردادى درمورد جنگ افزارها، هدف ها، اقدامات كنترلى و تمامى فعاليت هاى رزمى امكان پذير است .

يـكـى از راه هـاى سـاده كـردن طـرح عـمليات هاى بزرگ ، مرحله بندى كردن آنها است . اين كار، عـلاوه بـر حـفظ اطلاعات و اسرار، باعث رعايت اصل سادگى است ؛ زيرا ارائه مطالب طرح هاى بزرگ ، فرمانده عمليات را با انبوهى از اطلاعات و سؤ الات مواجه مى نمايد كه نتيجه اى جز سـردرگـمـى بـه دنـبـال نـخـواهـد داشـت . لذا، بـهـتـريـن راه بـراى قابل فهم شدن اينگونه طرح ها، مرحله بندى است .

در حـمـاسـه دفـاع مـقـدس ، عـمـليـات فـتـح المـبـيـن در فـرورديـن سـال 1361 در چـنـد مـرحـله انـجـام شـد و بـه اهـداف خـود نـائل آمـد و بـخـش هـاى وسـيـعـى ازمـيـهـن اسـلامـى از وجـود مـتـجـاوزان پـاك شـد. مـراحـل ايـن عـمـليـات بـزرگ كـه در يـك نـبـرد 8 روزه بـه اهـداف كامل خود رسيد عبارت بودند از:

1ـ تثبيت نيروهاى خودى و فريب دشمن

2ـ تاءمين تنگه رقابيه

3ـ تصرف ارتفاعات ابوصليبى خات (سايتها و رادارها)(192)

عـمـليـات بـيـت المـقدس (آزاد سازى خرمشهر) نيز كه از دهم ارديبهشت 61 آغاز و تا 3 خرداد همان سـال بـه طـول انـجـامـيـد، در چـهـار مـرحـله مـوفـق شـد بـه هـدف اصـلى خـود نائل آيد.(193)

عوامل مؤ ثر در سادگى طرح ها

در طرح ريزى يك عمليات ، عواملى دخالت دارند كه توجه دقيق به آنها سبب مراعات هرچه بهتر اصل سادگى مى گردد. برخى از اين عوامل عباتند از:

1 ـ 3 ـ 9 ـ شناسايى عوامل طرّاح از وضعيت زمين ، جوّ و دشمن

يك طراح زمانى مى تواند اصل سادگى را در طرح ريزى خود مراعات نمايد كه اطلاعات دقيقى از وضـعـيـت زمين (عوارض ، دهليزها، جنس خاك و...)، عمليات و وضعيت جوّى منطقه (درجه حرارت ، رطـوبـت ، وزش بـادهـا و...) و وضـعـيـت دشـمـن (استعداد، گسترش ، فرماندهان ارشد دشمن و...) داشـتـه باشد تا براساس اين اطلاعات بتواند عمليات را طرح ريزى نموده و مانور يگان هاى خود را به ساده ترين و قابل فهم ترين صورت طرّاحى نمايد.

2 ـ 3 ـ 9 ـ توجه به مشكلات اجرايى طرح ها

مـمـكـن اسـت بـرخـى از يـگان هاى اجرا كننده عمليات با مشكلاتى مواجه شوند كه مانع از اجراى صحيح ماءموريت آنان گردد. هرچه اين مشكلات بيشتر باشد، اجراى طرح با پيچيدگى بيشترى همراه خواهد بود. مثلا اگر بخشى از استعداد يك يگان تانك در اثر نقص فنّى از كارآيى بيفتد، اجـراى طـرح بـه نـاچـار بـا مـشـكـلات و پـيـچـيـدگـى هـمـراه خـواهـد شـد. بـه هـمـيـن دليل براى رسيدن به اصل سادگى ، بايد به مشكلات و موانع احتمالى توجه كرد و آن ها را از ميان برداشت .