بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 31

انواع صرفه جويى

1 ـ 4 ـ 8 ـ صرفه جويى در امكانات

امـكـانـات جـبـهه ، متعلق به بيت المال مسلمانان و عموم مردم است . بى توجهى در به كارگيرى صحيح آنها، گناهى بزرگ و گاه موجب درماندگى انسان به هنگام نياز به آن امكانات است .

پيامبر اكرم (ص ) در جنگ بدر بعد از بررسى نظم سربازان در خطبه اى فرمود:

در تـيـرانـدازى ، نـهـايـت صـرفـه جـويـى را بـنماييد و تا دشمن در تيررس شما واقع نشده ، تـيـراندازى نكنيد. وقتى براى تيراندازى خوب است كه دشمن در تيررس شما قرار گرفته و بتوانيد هدف خود را كاملا ببينيد.(182)

حضرت امام (ره ) درباره اسراف در امكانات جبهه فتوايى صادر كردند كه :

اسراف و تبذير حرام است و از اهم واجبات ، حفظ و نگهدارى مهمّات و اشياى مورد نياز در جبهه ها است .(183)

2 ـ 4 ـ 8 ـ استفاده صحيح از امكانات

اسـتـفـاده بـجـا و درسـت از اسـتـعـدادهـا و امـكـانـات ، بـه نـوعـى بـه كـارگـيـرى صـحـيـح اصـل صـرفـه جـويـى اسـت . تـدبـيـر و كـاردانـى فـرمـاندهان و مسئولان و همكارى و دلسوزى نـيـروهـاى تـحـت امـر، ايـن امـكان را فراهم مى آورد كه به بهترين نحو از امكانات موجود استفاده شود.

3 ـ 4 ـ 8 ـ صرفه جويى در نيروى انسانى

نـقـش حـسـاس نـيـروى انـسانى درميدان نبرد، سبب شده تا فرماندهان در به كارگيرى شايسته نيروهاى خود، دقت بيشترى نمايند.

در يـكـى از روزهـاى جـنـگ صـفـيـن كـه عـلى (ع ) فـرزنـدش امـام حـسـن (ع ) رادر حال شتاب به سوى كارزار ديد فرمود:

((امـلكـوا عـنـّى هـذا الغـلام لا يـهـدّنـى ، فـانـّنـى انـفـس بـهـذيـن عـلى المـوت لئلا ينقطع بهما نسل رسول اللّه ـ صلى اللّه عليه و آله ـ))(184)

بـه جـاى من ، شما اين دو جوان را دريابيد، تا با شهادت خود مرا درهم نشكنند. چرا كه من اين دو (حـسـن و حـسـيـن (ع )) را از مـرگ دريـغ مـى دارم كـه مـبـادا بـا نـابـوديـشـان ، نسل رسول خدا(ص ) منقطع شود.

در جـريـان جـنـگ بـا روميان كه خليفه دوّم با حضرت على مشورت نمود، امير مؤ منان (ع )، وى را ازاينكه شخصا در جنگ حاضر شود، منع كرده و فرمود:

اگـر تـو، بـه تـن خـويـش بـه سوى دشمن روان شوى و در رويارويى با آنان درهم بشكنى ، مسلمانان را در دورترين نقاط مرزى حمايت گر نباشى و پس از خود، آنان را بى مرجع واگذارى .(185)

بـديـن ترتيب ، حضرت على (ع ) با توجهى كه به نقش نيروها دارند،در صدد بر مى آيند كه به بهترين شكل از آنها استفاده شود و از زيان هاى جبران ناپذير جلوگيرى گردد.

استفاده حساب شده از نيروها به دو طريق امكان پذير است :

الف ـ بـه حـداقـل رسـانـدن تـلاش ها و منابع مورد نياز در زمينه فعاليت هايى كه اهميت كمترى دارند؛ يعنى نبايد امكانات و استعدادهاى زيادى را به فعاليت هاى كم اهميت اختصاص داد.

ب ـ استفاده موقت از نيروهايى كه فعاليت هايشان حائز اهميت است .

در جـنگ تحميلى ، عمليات ((ثامن الائمه )) باعث شد لشكر 77 پياده و تيپ 37 زرهى آزاد شده و خـط پـدافـنـدى بـه مـانـع رودخـانه كارون متكى گردد و عمليات ((طريق القدس )) سبب شد تا نـيـروهـاى خـودى ضـمـن اتـكـا بـه ميشداغ و تپه هاى رملى آن و همچنين استفاده از مانع وسيع هور العـظـيـم در تـنـگـه چـزابـه و سـواحـل نـيـسان پدافند نمايند و لشكر 92 زرهى اهواز نيز آزاد گردد.(186)


صفحه 32

اصل سادگى

تعريف و اهميت

مـشـخـص و سـاده بـودن دسـتـورهـا و طـرح هـاى نـظـامـى را اصل سادگى گويند.(187)

در صـورت پـيـچـيـده بودن فرامين ، احتمال سوء برداشت و در نتيجه عدم وحدت رويه و عملكرد نـيروها در رده هاى مختلف وجود دارد. پيچيده ترين نظريه ها و دستورات اجرايى را مى توان در جملات كوتاه و قابل درك بيان كرد.

طـرح هـا نـيـز بايد واضح ، روشن و بدون اشتباه باشند. يك طرح ساده نيز از نظر اجرا آسان تـر از يـك طـرح پـيچيده است و بهتر و زودتر به موفقيت مى پيوندد. طرح هاى ساده ، قابليت انـعـطـاف را افـزايـش داده و سـبـب هـمـاهـنـگـى در آتـش و حـركـت شـده ، مـسـائل و مـشـكـلات لجـستيك را كم نموده ، سبب اجراى مداوم طرح ها و عدم از هم گسيختگى آنها مى شود.(188)

اصـل سـادگـى عـلاوه بـر طـرح هـاى عـمـليـاتـى و نـظـامـى ، شامل سادگى سازمان ، ارتباط و سلسله مراتب فرماندهى نيز مى شود.(189)

ابعاد سادگى

لازمـه بـهـره دهـى صـحـيـح اصـل سـادگـى و نـتـيـجـه گـيـرى مـطلوب از آن ، به كارگيرى آن اصل در زمينه هاى مختلفى است كه اهم آنها عبارتند از: دستورات و طرح ها.

1 ـ 2 ـ 9 ـ سادگى در دستورالعمل ها

در عـمـليـات نـظـامـى ، دسـتـور العـمل ها بايد به قدرى صريح و آشكارباشند كه هيچ گونه ابهامى در ذهن گيرنده دستورالعمل ايجاد نگردد.

فـرمـانـده بـايـد بـا تـوجـه بـه حـوزه مـاءمـوريـتـى زيـردسـت ، دسـتـورالعمل صادر نمايد و اطلاعات مورد نياز و لازم را در اختيار او بگذارد. همچنين اين اطلاعات بـايـد بـه انـدازه بـاشـند، زيرا اگر بيشتر از حدّ لزوم باشد، مضرّ است و اگر كمتر از نياز بـاشـد، نـقـض غـرض اسـت . هـرچـه فـرمـانـدهـان مـوفـق شـونـد دسـتـورالعـمـل هاى خود را ساده تر و گوياتر بيان نمايند، زمينه اى را به وجود آورده اند كه نيروهاى عمل كننده در لحظات حسّاس سريع تر خواسته آنها را عملى نمايند.

دستورات رزمى بايد داراى ويژگى هاى زير باشند:

روشـن : هـر يگان يا عنصرى كه دستور رزمى را به كار مى برد، بايد كاملا آن را درك نمايد. براى انجام اين كار، بايد از عبارات پيچيده پرهيز كرد و از واژه هاى پذيرفته شده نظامى كه تمام استفاده كنندگان از آن استنباط يكسانى مى كنند، استفاده نمود.

كـامـل : يـعـنى دستور، تمامى اطلاعات و دستورات لازم را براى هماهنگى و اجراى عمليات داشته باشد.

كوتاه : از توضيحات زائد و جزئيات غير ضرورى در دستور پرهيز شود.

داشـتـن لحـن آمـرانـه : دسـتور، خواسته فرمانده را منعكس مى كند، دستورات مبهم و نامعلوم و غير قاطع ، نشان از ترديد در تصميم گيرى داشته و موجب سلب اعتماد زير دستان خواهد شد.

عـلاوه بـر ايـن ، بـه مـوقـع بـودن ، پـرهـيـز از دسـتورات شرطى و به كار بردن جملات به صورت مثبت از ديگر ويژگى هاى يك دستور رزمى است .(190)

2 ـ 2 ـ 9 ـ سادگى در طرح ها

طـرح عـبـارت از روش يـا تـدبـيـرى اسـت بـراى انـجـام يـك عـمـليـات نـظـامـى . طـرح مـعـمـولا شـامـل وضـعـيـت ، مـاءموريت ، وظايف يگان هاى زيردست ، موضوعات ادارى ، لجستيكى ، ارتباط و مخابرات مى باشد. طرح ممكن است كتبى يا شفاهى باشد.(191)

عـنـصر اصلى يك طرح ، ارائه راهكار قطعى و روش اجراى آن است . طرح خوب ، اجراى ماءموريت را كـه هـدف تـمـام طرح ريزى هاست ، امكان پذير مى سازد و چون بر مبناى حقايق و فرض هاى مـعـتـبـر اسـتـوار اسـت ، تـمـام اطـلاعات مربوطه را از نظر درستى و دقت مورد توجه قرار داده ، فرض ها را به كمترين حد ممكن كاهش مى دهد و سازمان لازم را پيش بينى مى كند و روابط و مسؤ وليت ها را به روشنى تعيين مى كند.

يـك طـرح خـوب ، عـوامـل دخـيـل درمـوفـقـيـت عـمـليـات را بـه سـاده تـريـن شـكـل بيان مى دارد و عوامل غير دخيل را حذف مى نمايد. تغييراتى را كه در شرايط عمليات پيش مـى آيـد، در نـظـر گـرفـتـه و در صـورت لزوم راهـكارهاى جايگزين را نيز پيش بينى مى كند. شـرايط ديگرى براى يك طرح مطلوب متصور است كه به علت اختصار از ذكر آنها خوددارى مى كنيم .


صفحه 33

نـقـشـه هـاى وضعيت و كالك ها، وسيله سريع و آسانى را براى درك فرمانده و افسران ستاد از يـك طـرح عـمـليـاتـى ، تـدبـير وضعيت خودى يا دشمن فراهم مى آورد و اين كار از طريق علايم قـراردادى درمورد جنگ افزارها، هدف ها، اقدامات كنترلى و تمامى فعاليت هاى رزمى امكان پذير است .

يـكـى از راه هـاى سـاده كـردن طـرح عـمليات هاى بزرگ ، مرحله بندى كردن آنها است . اين كار، عـلاوه بـر حـفظ اطلاعات و اسرار، باعث رعايت اصل سادگى است ؛ زيرا ارائه مطالب طرح هاى بزرگ ، فرمانده عمليات را با انبوهى از اطلاعات و سؤ الات مواجه مى نمايد كه نتيجه اى جز سـردرگـمـى بـه دنـبـال نـخـواهـد داشـت . لذا، بـهـتـريـن راه بـراى قابل فهم شدن اينگونه طرح ها، مرحله بندى است .

در حـمـاسـه دفـاع مـقـدس ، عـمـليـات فـتـح المـبـيـن در فـرورديـن سـال 1361 در چـنـد مـرحـله انـجـام شـد و بـه اهـداف خـود نـائل آمـد و بـخـش هـاى وسـيـعـى ازمـيـهـن اسـلامـى از وجـود مـتـجـاوزان پـاك شـد. مـراحـل ايـن عـمـليـات بـزرگ كـه در يـك نـبـرد 8 روزه بـه اهـداف كامل خود رسيد عبارت بودند از:

1ـ تثبيت نيروهاى خودى و فريب دشمن

2ـ تاءمين تنگه رقابيه

3ـ تصرف ارتفاعات ابوصليبى خات (سايتها و رادارها)(192)

عـمـليـات بـيـت المـقدس (آزاد سازى خرمشهر) نيز كه از دهم ارديبهشت 61 آغاز و تا 3 خرداد همان سـال بـه طـول انـجـامـيـد، در چـهـار مـرحـله مـوفـق شـد بـه هـدف اصـلى خـود نائل آيد.(193)

عوامل مؤ ثر در سادگى طرح ها

در طرح ريزى يك عمليات ، عواملى دخالت دارند كه توجه دقيق به آنها سبب مراعات هرچه بهتر اصل سادگى مى گردد. برخى از اين عوامل عباتند از:

1 ـ 3 ـ 9 ـ شناسايى عوامل طرّاح از وضعيت زمين ، جوّ و دشمن

يك طراح زمانى مى تواند اصل سادگى را در طرح ريزى خود مراعات نمايد كه اطلاعات دقيقى از وضـعـيـت زمين (عوارض ، دهليزها، جنس خاك و...)، عمليات و وضعيت جوّى منطقه (درجه حرارت ، رطـوبـت ، وزش بـادهـا و...) و وضـعـيـت دشـمـن (استعداد، گسترش ، فرماندهان ارشد دشمن و...) داشـتـه باشد تا براساس اين اطلاعات بتواند عمليات را طرح ريزى نموده و مانور يگان هاى خود را به ساده ترين و قابل فهم ترين صورت طرّاحى نمايد.

2 ـ 3 ـ 9 ـ توجه به مشكلات اجرايى طرح ها

مـمـكـن اسـت بـرخـى از يـگان هاى اجرا كننده عمليات با مشكلاتى مواجه شوند كه مانع از اجراى صحيح ماءموريت آنان گردد. هرچه اين مشكلات بيشتر باشد، اجراى طرح با پيچيدگى بيشترى همراه خواهد بود. مثلا اگر بخشى از استعداد يك يگان تانك در اثر نقص فنّى از كارآيى بيفتد، اجـراى طـرح بـه نـاچـار بـا مـشـكـلات و پـيـچـيـدگـى هـمـراه خـواهـد شـد. بـه هـمـيـن دليل براى رسيدن به اصل سادگى ، بايد به مشكلات و موانع احتمالى توجه كرد و آن ها را از ميان برداشت .


صفحه 34

ضميمه

بـه طـور كـلّى ، اصـول جـنـگ ، اصـول پـذيـرفـتـه شـده ارتـش هـا هـسـتـنـد. اصـول جـنـگ مـورد قـبـول نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى 9 قسم است : هدف ، آفند، تمركز قوا، صـرفـه جـويـى در قـوا، تـحـرّك ، غـافـلگـيـرى ، تـاءمـيـن ، سـادگـى و مـانـور. اگـرچـه اصـول جـنـگ در بـيـن ارتـش هـاى مـخـتـلف ، در ارجـحـيـّت و تـعـداد تـفـاوت دارنـد ولى در اصـل براى هر كشور برپايه تجربيات گذشته و مشخصات سرزمينى و خصوصيات قومى و فرهنگى آن كشور تدوين شده اند و تقريبا ثابت مى مانند و تا زمانى كه ايجاب ننمايد تغيير داده نمى شوند.

خـدعـه و فريب گرچه در زمره اصول جنگ قرار ندارند امّا اهميت و نقش حياتى اين دو در پيروزى ها موجب شده تا به عنوان زير مجموعه اصول ديگر مورد توجه واقع شوند.


صفحه 35

رعب

عـالمـان لغـت شـنـاس ، رعب را به خوف وترس(194)

و شدّت و حدّ اعلاى ترس (195)

تعريف كرده اند. رعب در اصطلاح نظامى نيز عبارت است از اتخاذ شيوه هايى در ميدان نبرد، بـه مـنـظـور انـداخـتـن وحـشـتـى فراگير در قواى روحى دشمن ، به گونه اى كه او را در طرح ريـزى و اجـراى نـقـشـه هـاى جنگى اش متزلزل ساخته و از گرفتن تصميم منطقى جهت مقابله با نيروهاى خودى باز دارد و بالاخره او را مجبور به عقب نشينى ، تسليم و يا شكست نمايد.

اهميّت رعب

اگـر چـه تـجـهـيـزات و فـنـون نظامى در جنگ مؤ ثر و لازم است ، امّا اين نيروى انسانى است كه بـايـد آنـها را در ميدان نبرد به كار گيرد و نيروى انسانى زمانى قادر به انجام اين مهم هستند كه بر قواى روحى خويش مسلّط باشند. از اين رو مهم ترين تاكتيك پيروزى ،روش درهم شكستن روحيه دشمن است ومناسب ترين راه براى حصول اين منظور، بهره گيرى از رعب است .

روان شـنـاسـان مـعـتـقـدند در اثر رعب ، حالتى از بهت و سرگردانى افراد را فرا مى گيرد و آثارى منفى در جسم ، روح و فكر آنها برجاى مى گذارد. اين اثرات در جسم به صورت تنفّس شديد، ايجاد حالت خفگى ، راست شدن مو در سطح بدن ، بزرگ شدن كاسه چشم و خيره شدن ، لرزش بـدن ، افـزايـش فـشار خون ، تصلّب شرائين ، زرد شدن رنگ پوست و... و در روح به صـورت از كار افتادن نيروى تعقل ، شتاب زدگى ، وسواس ، تشويش و نگرانى و... ظاهر مى شـونـد. بـروز چـنـيـن آثـارى نـشـانـگـر از دسـت دادن روحـيـه و عـامـل بـروز واكـنـشـهـايـى مـانـنـد، فـرار، تـسـليـم ، خـودكـشـى و.. . در صـحـنـه نـبـرد خـواهـد شد.(196)

رعـب مـهـم تـريـن نـقـش را در تـحـقـق اصـل هـدف (مـهـم تـريـن اصـل جـنـگ ) ايـفـا مـى كـنـد، زيـرا بـا بـه كـارگـيـرى مـؤ ثـر آن ، هـر هـدفـى قابل دستيابى است . ضمن اينكه برخى از اصول جنگ مانند غافلگيرى و مانور مقدّمه اى براى ايجاد رعب در دشمن مى شوند.

اهميت رعب نزد كارشناسان نظامى را مى توان از بيانيه ارتش فرانسه پس از شكسته شدن سدّ ماژينو توسط آلمان ها فهميد كه به صورت اعلاميه بر فراز ميدان هاى جنگ پخش شد:

اى سـربـاز! تـانـك هـا و توپ ها و سلاح هاى دشمن ، همه براى ترساندن تواست . هشدار! كه اگـر بـتـرسـى ، سـلاح در دستت بى خاصيت خواهد گرديد. همين كه بترسى ، دشمن بر تو و فرانسه پيروز خواهد شد!(197)

پيشينه تاريخى

انـسـان هـاى اوليـه ، از رعـب بـيـشـتـر بـه عـنـوان وسـيـله اى دفـاعـى در مقابل تهاجم حيوانات وحشى استفاده مى كردند. ايرانيان باستان براى اجراى رعب ، از شيوه هاى مختلف زير بهره مى بردند:

ايـجـاد صـداهـاى وحـشـتـنـاك بـا سـردادن فـريـاد و نـعـره هـاى بـلنـد و نـواخـتـن طبل و شيپور.(198)

گـرفـتـن ظـاهـرى تـرس آور بـا پـوشـيـدن لبـاس و زره پـولاديـن بـلنـد و كـلاهـخـود آهـنـى .(199)

استفاده از حيوانات درشت اندام مانند فيل كه سبب وحشت اسب هاى دشمن مى شد.(200)

بـه كارگيرى شبيخون ، پيش دستى در حمله و تعقيب دشمن ، تهديد مدافعين قلعه ها به استفاده از سـلاح هـاى مـخرّب ، ساختن مترسك ها، پخش شايعه مانند آمدن نيروى كمكى و كشته يا تسليم شـدن فـلان فـرمـانـده و بـالاخـره نـفـوذ شـبـانـه بـه اردوگـاه دشمن و تخريب امكانات آنها از قبيل خيمه و چادر از شيوه هاى ايجاد رعب در سپاه دشمن بوده است .(201)

استفاده از رعب تنها به جنگ هاى قديم محدود نمى شود، بلكه درجنگ هاى معاصر نيز، رعب جايگاه خـاصـّى داشـتـه اسـت . آلمـان هـا در جـنـگ جـهـانى دوّم از اين شيوه براى تضعيف دشمن و تصرف كشورها بهره فراوان بردند.(202)

القـاء شـايعات مبنى بر شكست ناپذيرى و خشونت گرايى آلمان ها، مانورهاى متعدد هوايى بمب افكن ها برروى شهرها و بمباران در اولين پروازها، اختراع و استفاده از سلاح هاى كشتار جمعى مـانـنـد سـلاح هـاى هـسـته اى و شيمايى ، از ابزارهاى ايجاد رعب در بين نظاميان و مردم كشورهاى درگير جنگ بود.(203)


صفحه 36

رعب در قرآن و سنت

يـكـى از سـنـت هـاى الهـى خـاص مـؤ منان ، يارى آنها با امدادهاى غيبى است و از مهم ترين اسباب تـحـقـق ايـن سـنّت در جهاد، القاء رعب در دل دشمن است . واژه رعب پنج بار در قرآن آمده كه چهار بار آن به عنوان يكى از راه هاى نصرت الهى و امداد غيبى است .

طـبـق مـفاد اين آيات ، اين شيوه ازنصرت الهى در جنگ هاى بدر و احد به هنگام نبرد با مشركان و در پـيكار با يهود بنى نضير كه پيامبر اكرم (ص ) شخصا فرماندهى را بر عهده داشتند، به كمك سپاه اسلام آمده است .

در جـنـگ بـدر كـه هـمـه اسـبـاب مـادّى بـه نـفـع قـريـش گـواهـى مـى داد، امـداد الهـى از راه نـزول فـرشـتگان به يارى مسلمانان آمد و وعده الهى كه :((سَاءُلْقى فى قُلُوبِ الَّذينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ))(204) به زودى در دل هاى كافران ترس و وحشت مى افكنم .)) تحقق يافت .

در جنگ با بنى قريظه كه پيمان شكنان يهود قصد جان پيامبر(ص ) را كردند، سپاه اسلام به دسـتـور حـضـرت ، قـلعـه يـهود را محاصره كردند؛ به شهادت قرآن ، تنها عاملى كه باعث شد يـهـود تـوان مـقـابـله بـا مـسـلمـانـان را از دسـت داده و تـسـليـم شـونـد، افـكـنـدن رعـب در دل هـاى آنـان از طـرف خـداوند متعال بود چنانچه قرآن كريم مى فرمايد:((وَ قَذَفَ فى قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ(205): و در دل هايشان ترس و وحشت افكند)).

اگـر جنگ هاى صدر اسلام با دقت خاص تحليل شود، اين نكته هويدا مى شود كه سهم زيادى از پـيـروزى هاى مسلمانان را، استفاده پيامبر از رعب ، چه به صورت امداد الهى و چه به عنوان يك تـاكـتـيـك خـاص ، بـرعـهـده داشـتـه اسـت تـا جـايـى كـه پيامبر(ص ) با كلام مشهور: ((نُصِرْتُ بـِالرُّعـْبِ))(206) پـيـروزى و يـارى خـود را بـه ايـن اصل نسبت مى دهد.

آن حضرت درباره ميزان تاءثير رعب در دل دشمنان مى فرمايد:

((نُصِرْتُ بِالرُّعْبِ مَسيرَةَ شَهْرٍ))(207)

به فاصله يك ماه مسافت ، به وسيله رعب يارى شدم .

يـعـنـى خـداونـد آنـچـنـان رعـب از پـيـامـبـر ومـسـلمـانـان را در دل دشمنان مستولى كرده بود كه از اين فاصله (ده ها كيلومتر) جراءت نزديك شدن و رويارويى با آنها را نداشتند!

رسـول گـرامى به هنگام اعزام على (ع ) به قلعه هاى خيبر فرمود: اين پرچم را بگير و با آن به پيش برو كه جبرائيل همراه و يارى الهى پيشاپيش تواست و رعب در سينه يهوديان گسترش يافته است .(208)

در مـقـايـسـه اسـتـفـاده از رعـب ، دو مـشـخـصـه پـيـامـبـر را در بـه كـارگـيـرى ايـن اصل در جنگ ، از ديگران متمايز مى سازد: الهى بودن اهداف و انسانى بودن شيوه ها.

سـيـره جـنـگـى پـيامبر(ص ) ما را به اين حقيقت افتخارآميز رهنمون مى سازد كه آن حضرت تا حد امـكـان سـعـى مـى كـرد از شيوه هايى بهره گيرد و اصولى را به كار بندد كه دشمن را بدون درگـيـرى و بـروز تـلفـات جـانـى ، مـجـبـور بـه تـسـليـم وقـبـول خواسته هاى بر حق خود نمايد. بر اثر اتخاذ چنين شيوه اى به رغم 72 جنگ و سريه ، تلفاتى در حدود هزار تا هزار و چهارصد نفر از طرفين جنگ ها بر جاى ماند كه نسبت به تمام لشـكر كشى هاى تاريخ بى سابقه مى نمايد.(209) و يكى از شيوه هاى تحقق اين هدف انـسانى ، به كارگيرى رعب بود. سپاه اسلام با ايجاد رعب ، سعى مى كرد با كمترين تلفات حتى از دشمن ، به خواسته هاى برحق خود نائل آيد.

پـيـامـبـر اكـرم (ص ) هـرگـز مـانـنـد سـايـر فـرمـانـدهـان جـنـگ در طـول تـاريـخ ، از شـيـوه هـاى غـير انسانى مانند مسموم كردن آب و غذاى دشمن ، كشتن افراد غير نـظـامـى و تـخـريـب خـانـه هـاى آنـان و... بـراى ايـجـاد رعـب در دل دشمن بهره نگرفت .

در اسـلام ، ايـجـاد رعـب تـنـهـا بـه نـيـروهـايـى مـحـدود مـى شـود كـه در صـحـنـه نـبـرد در مـقـابـل اسـلام صـف كـشـيـده انـد يـا نـيـروهـايـى كـه بـه گونه اى از آنها پشتيبانى مى كنند و شـامـل نـيـروهـاى غـير نظامى و غير فعّال در زمينه جنگ و امداد آن ، به ويژه زنان و كودكان نمى گردد.


صفحه 37

زمينه هاى ايجاد رعب

بـه كـارگـيرى اصل رعب در يك يگان رزمى اسلامى ، به زمينه ها و بسترهايى نيازمند است كه بـدون آنـها يا كم تاءثير و يا فاقد اثر خواهد بود. نيروهاى به كارگيرنده رعب بايد داراى شرايط زير باشند:

(1) مصمّم و شهادت طلب :

عـزم راسـخ ، اراده پـولاديـن و يـقـيـن قلبى به سعادتمندى در پيروزى ياشهادت ، از خصايص ذاتـى هـر رزمـنـده مـسـلمـانـى اسـت . در جـنـگ هاى صدر اسلام ، مسلمانان با چنين چهره اى بادشمن روبـرو مـى شـدند و جاسوسان و گشتى شناسايى هاى دشمن به برجستگى اين ويژگى پى مـى بـردنـد و مـوجـب رعـب خـود و سـپـاهـشـان مـى شـدند. آنگونه كه در گزارش دشمن از وضعيت رزمندگان اسلام در جنگ بدر آمده است :

بـه خـدا! نه مردمى چابك هستند، نه شمار چندانى دارند و نه ساز و برگ و اسلحه اى . اما به خـدا سـوگـنـد! من ايشان را گروهى ديدم كه به هيچ وجه نمى خواهند به خانه خود برگردند، گـروهـى طـالب مـرگ كه هيچ پناهگاه و اتكايى جز شمشير خود ندارند و در زير سپرها همچون سنگ اند.(210)

(2) عمل به تهديد

تـهـديـدى مـوجـب وحـشـت دشـمـن و فـراهـم آوردن زمـيـنـه هـاى رعـب خـواهـد بـود كـه بـا عمل همراه باشد به گونه اى كه دشمن يقين كند كه اگر به خواسته هاى آنان گردن ننهد، آن تـهـديـدات عـمـلى خـواهـد شـد. امـيـر مـؤ مـنـان عـلى (ع ) طـلحـه و زبـيـر را در جـنـگ جمل اينگونه سرزنش مى كند:

مـانـنـد رعد صدا كرده ، ترسانيدند و مثل برق درخشيده ، از جا درآمدند و با اين جوش و خروش ، در وقـت كـارزار نـاتـوان و تـرسان بودند، وليكن ما صدا نمى كنيم و نمى ترسانيم تا موقع عمل ؛ و تا نباريم ، سيل جارى نمى كنيم .(211)

(3) داشتن سابقه عملياتى درخشان

داشتن كارنامه اى درخشان در زمينه پيروزى و دفاع در صحنه نبرد،يكى از زمينه هاى ايجاد رعب اسـت . در صـدر اسـلام ، شـكـسـت دادن مـشـركـان و يـهـود، آنـچـنـان رعـبـى از مـسـلمـانـان در دل دشـمـن انـداخـتـه بـود كـه هرگونه مقاومت آنان را از بين برده بود. در گزارش يك جاسوس يهودى دستگير شده ، قبل از جنگ خيبر آمده است :

يـهـوديـان خـيـبـر، سـخت از شما ترسان و بيمناكند، چون رفتار شما را با يهوديان مدينه ديده اند.(212)

روش هاى ايجاد رعب

بـراى ايـجـاد رعـب راه هـاى مـتـعـددى وجـود دارد كـه اسـتفاده از هر يك ، به شرايط صحنه نبرد، استعداد، آرايش نيروهاى خودى و دشمن ، وضعيت جغرافيايى منطقه نبرد و... بستگى دارد. و ما به برخى از اين روش ها مى پردازيم :

(1) آمادگى كامل رزمى

خداوند متعال ، با فرمانى عمومى ، خطاب به همه مسلمانان مى فرمايد:

((وَاءَعـِدُّوا لَهـُم مـَااسـتـَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَاَّخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَتَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ))(213)

هـر نـيـرويـى در قـدرت داريد، براى مقابله با آنها (دشمنان ) آماده سازيد! و (همچنين ) اسب هاى ورزيـده (بـراى ميدان نبرد) تا به وسيله آن ، دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد! و (همچنين ) گروه ديگرى غير از اينها را، كه شما نمى شناسيد و خدا آنها را مى شناسد.

اين آيات اعلان مى دارد كه مسلمانان ، هر گونه نيرو اعم از مادى ومعنوى ، انسانى و تجهيزاتى ، عـمـليـاتـى و تداركاتى ، عمومى و تخصّصى و... را تدارك ببينند. علاوه بر اين به فنون نـظـامى روز و روش استفاده از سلاح ها آشنا شوند و با انجام مانورهاى نظامى ، درصد آمادگى رزمى خويش را بالا برند.

هـدف از ايـن آمـادگـى ، تـجاوز و تعدى به ديگران نيست ، بلكه ترساندن و به وحشت انداختن دشمن به منظور جلوگيرى و يا دفع تجاوز اوست . اين شيوه از رعب ، برخلاف شيوه هاى ديگر، دائمى است و پيوسته بايد به كار گرفته شود.

مـصـداق كـامـل آمـادگـى كـه موجب رعب دشمن شد، جنگ تبوك است كه به دستور پيامبر(ص ) تمام مسلمانان و امكانات جنگى آنها، براى جنگ با لشكر مجهّز روم بسيج شدند. وقتى خبر حركت آنها بـا سـى هـزار جـنـگـجـو و ده هـزار اسـب بـه سـرحـدّات روم رسيد، دشمن به وحشت افتاد و توان رويارويى را از دست داد و به ناچار عقب نشينى كرد.(214)


صفحه 38

از شـرايـط مهم به كارگيرى و تاءثير اين روش ، اطلاع يافتن دشمن از اين آمادگى است . به هـمـيـن دليـل پـيـامـبر اكرم (ص ) در جنگ تبوك برخلاف جنگ هاى ديگر كه برنامه و هدف خود را پـنهان مى داشت ، علنا مقصد و هدف و حتى راه خويش را بيان فرمود تا با رسيدن خبر اين حركت ، موجب نفوذ رعب و وحشت در دل دشمن شود.(215)

(2) غافلگيرى

يكى از روش هاى به وحشت انداختن دشمن ، غافلگير كردن او درزمان يا مكان حمله و يا به وسيله اتـخـاذ تـاكـتـيـك ها و سلاح هاى جديد جنگى است . هرگاه دشمن ، با حمله اى غافلگيرانه مواجه گـردد كـه از قـبـل خـود را بـراى آن آمـاده نـكـرده اسـت ، بـه دليـل آنـكـه ابـتـكـار عـمـل و آرايش خود را از دست مى دهد، سراسيمه گشته ، توان روحى اش يك مـرتـبـه فـرو مـى ريـزد. نـمـونـه هـاى بـسـيـارى از بـه كـارگـيـرى ايـن اصل در صدر اسلام ، در اصل غافلگيرى آورده شد.

(3) مانور

انـجـام مـانـور چـه بـه شـكل تمرين نظامى جهت كسب آمادگى و بالا بردن توان رزمى ، و چه در قـالب تـحـركـات خـاص نـظـامـى در صـحـنـه نـبـرد و بـه عـنـوان يـكـى از اصول جنگ ، يكى از شيوه هاى مؤ ثر ايجاد رعب مى باشد.

در صـدر اسـلام ، انـجـام چـنـيـن مـانـورهـايـى بـيـشـتـر بـه شكل اعزام دسته هاى جنگى به نزديكى مرزهاى دشمن تبلور مى يافت . پيامبر(ص ) با اعزام اين دسـتـه هـا، عـلاوه بـر دادن تـوصـيـه هـاى نظامى و واگذارى مسئوليت به افراد كه خود نوعى آموزش عملى نبرد به حساب مى آمد، قدرت و توان و قدرت مانور سپاه اسلام را به رخ دشمنان مى كشيد.

در صـحـنه نبرد نيز مانور انفرادى ، گاهى به صورت راه رفتن غرورآميز با سينه و گردنى بـرافـراشـتـه در مـقـابـل دشـمـن ظـهور مى يافت . چنانكه ابودجانه انصارى در جنگ احد، پس از گـرفـتـن شـمـشـيـر، با كبرو غرور در ميان لشكر راه مى رفت و پيامبر(ص ) اينگونه راه رفتن بجز در ميدان جنگ را نفى مى كرد.(216) همچنين ((هروله )) راه رفتن سريع همراه با جنب و جوش نوعى ديگر از ابراز قدرت فردى بود كه در حالات امير مؤ منان (ع ) در صحنه جنگ ، چنين شيوه اى آمده است .(217)

(4) محاصره

يـكـى از روش هـايـى كـه تـاءثـيـر بـه سزايى در به وحشت انداختن دشمن دارد، محاصره است . شـجاع ترين افراد هم ممكن است به هنگام افتادن در دام محاصره اى كه دشمن از هر سو براى او گـسـترده ، خود را ببازد. حتى اين حالت در جنگ احزاب به مسلمانان دست داد، تا آنجا كه در اثر مـحـاصـره همه جانبه آنها توسط قريش و هم پيمانانش ، چشم هايشان از شدت وحشت خيره شده و جـانـهـايـشـان به لب رسيده بود و اگر امداد الهى و آرامش غيبى نبود، قطعا اين محاصره براى آنان شكننده بود.(218)

محاصره در صدر اسلام به دو شكل صورت مى گرفت : نظامى و اقتصادى

مـحـاصـره نـظامى ، عمدتا در مقابل يهوديان كه به هنگام نبرد در دژها و قلعه هاى محكم خويش ، مـوضـع تـدافـعـى مـى گرفتند، اتخاذ مى شد. اين روش در جنگ هاى بنى قينقاع ، بنى نضير، بـنـى قريظه و خيبر مورد استفاده پيامبر(ص ) قرار گرفت . محاصره اقتصادى بيشتر در مورد مـشـركـان مكّه به كار گرفته مى شد، زيرا امرار معاش و به ويژه تقويت بنيه نظامى و تهيه اسلحه آنان ، از راه تجارت تاءمين مى گشت .

(5) تعقيب

تعقيب دشمن متجاوز پس از فرار از صحنه جنگ ، وحشت او رادو چندان مى سازد، به گونه اى كه او را از تـجـاوزى كـه كـرده سـخـت پـشـيمان كرده و قصد بازگشت و حمله مجدد را از او سلب مى نمايد.

در جنگ حنين ، پس از فرار دشمن ، مسلمانان به تعقيب آنها پرداختند. پيرمردانى از قبيله ثقيف كه بعد مسلمان شدند، حالت خود را بر اثر تعقيب مسلمان ها اينگونه بيان كرده اند.