بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 322

3- امام هادى عليه السلام مى‌فرمايد: «همانا خداوند وصف نمى‌شود، مگر به آنچه خود خويش را وصف كرده است و چگونه وصف شود كسى كه حواس از درك آن ناتوانند و اوهام بدو نمى‌رسد و انديشه نمى‌تواند او را مرز بندى كند و ديدگان نمى‌توانند بدو احاطه يابند، دور است در عين حال كه نزديك است و نزديك است در عين حال كه دور است. او به چگونگى بخشيده بدون آنكه گفته شود: چگونه؟

اوست كه به جا، مكانيت بخشيده بدون آن كه گفته شود: كجا؟ او نه كيفيّت دارد نه كجايى، يكتاى يگانه است، جلّ جلاله و نامهايش مقدّس است.»[1]

4- امام صادق مى‌فرمايد: «اللَّه يكى است و صمد است و ازلىّ صمدى است، نه روحى دارد كه او را نگهدارد، در حالى كه او همه اشياء را به وسيله ارواحشان نگه مى‌دارد، ناشناخته را مى‌داند و نزد هر جاهلى شناخته شده است. يكى است كه نه در خلقش است و نه خلقش در اوست، نه محسوس است و نه مى‌توان او را لمس كرد، ديدگان او را در نمى‌يابند، اوج گرفته، نزديك شده و نزديك شده پس دور گشته، عصيان شده و بخشيده و فرمانبرى شده پس سپاس گزارده، زمينش او را در بر نمى‌گيرد و آسمانهايش نمى‌توانند اورا حمل كنند و او با قدرت خود همه پديده‌ها را حمل مى‌كند، هميشگى و ازلى است، نه فراموش مى‌كند و نه خود را سر گرم مى‌كند و نه اشتباه مى‌كند، نه اهل بازى است و نه اراده‌اش جدايى مى‌پذيرد، امرا و قطعاً واقع مى‌شود، كسى را نزاده تا ارث برد و زاده نشده تا شريك كسى گردد و هيچ نبازى ندارد.»[2]

در پرتو اين صفات و اسماء مى‌توانيم به سطح شناخت خدا نايل آييم و هر گاه خدا را شناختيم نشانه‌هاى او در هستى را مى‌شناسيم، پيامبران و دين او را مى‌شناسيم كه ره به سوى او مى‌برند، بايد و نبايدهاى او را آشكار مى‌سازند.

[1]- بحارالانوار، ج 4، ص 303، روايت 30.

[2]- همان، ج 4، ص 286، روايت 18.آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - قم، چاپ: اول، 1379.