آخر كار در ميان هزاران محصل فقط افراد معدودى بودند- كه واقعا از عهده اين كار برمىآمدند- و غالبا عده آنها از عدد انگشتان يكدست تجاوز نمىكرد- .
بنابر اين چگونه ما مىتوانيم اطمينان پيدا كنيم- كه فلسفه ده قرن پيش اسلامى و افكار ابن سينا مثلا- همانطور كه مفهوم شاگردان خودشان بوده- در ترجمههايى كه از آنها شده است منعكس گرديده است- .
مقارن زمانى كه صدر المتالهين در ايران- مشغول زير و رو كردن فلسفه و ريختن طرح جديدى بود- قرن يازدهم هجرى و شانزدهم ميلادى در اروپا- نيز جنبش علمى و فلسفى عظيمى كه مقدماتش- از چند قرن پيش از آن فراهم شده بود پديد آمد- و درست همان زمانى كه صدر المتالهين در حال انزوا- و خلوت به تفكر و رياضت پرداخته بود- و مدتى كوهستان قم را براى اين كار انتخاب كرده بود- تا بهتر بتواند افكار وسيع خويش را به رشته تحرير درآورد- در اروپا دكارت فرانسوى نغمه جديدى از خود ساز كرد- ربقه تقليد را از گردن خويش دور افكند- و راه نوى پيش گرفت- و چندين سال در گوشهاى از هلاند انزوا و گوشه نشينى- اختيار كرد و فارغ از امور زندگانى- روزگار خويش را وقف امور علمى كرد- .
از زمان دكارت به بعد اروپا بسرعت سرسامآورى- بكشفيات علمى نائل گشت- در تمام رشتههاى علمى طريق تحقيق عوض شد- و مسائل جديدى پديد آمد- علاوه بر دانشمندانى كه در رشتههاى علوم طبيعى- و رياضى پيدا شدند فلاسفه بزرگى نيز- هر يك پس از ديگرى ظهور كردند- و فلسفه را وارد مراحل تازهاى كردند- .
در فلسفه جديد اروپا به مسائلى كه- سابقا در قرون وسطى مورد
توجه بود كمتر توجه مىشود- و در عوض يك عده مسائل جديد- كه كمتر مورد توجه قدما بود مطرح مىشود- .
در اروپا از زمان دكارت تا عصر حاضر- مكاتب فلسفى گوناگونى پديد آمده- هر دسته پيرو يك مكتب خاصى شدهاند- برخى به فلسفه تعقلى پرداختهاند- و برخى ديگر از دريچه علوم تجربى به فلسفه نظر كردهاند- بعضى مسائل فلسفه اولى و حكمت الهى را- قابل بحث و تحقيق دانسته- و در اين زمينه آراء و نظرياتى ابراز داشتهاند- و بعضى ديگر مدعى شدهاند- كه اساسا بشر از درك اين مسائل عاجز است- و آنچه تا كنون نفيا يا اثباتا در اين زمينه- گفته شده بلا دليل بوده است- گروهى در عقايد خود الهى شدهاند و گروهى مادى- .
روى هم رفته در آن فنى كه از قديم بعنوان فلسفه حقيقى- يا علم اعلى شناخته شده است- يعنى فن تحقيق در نظام كلى عالم و توضيح سراپاى هستى- در اروپا چه در قرون وسطى و چه در دوره جديد- پيشرفت قابل ملاحظهاى حاصل نشده است- و يك سيستم قوى و قانع كنندهاى- كه فلسفه را از تشتت و تفرق و پراكندگى- نجات بخشد بوجود نيامده و همين امر موجب- پيدايش مشربها ضد و نقيض در اروپا شده است- و آنچه هم از تحقيقات اروپائى قابل ملاحظه- و شايسته تحسين و تمجيد است- و بنام مسائل فلسفى معروف است- در حقيقت مربوط به فلسفه نيست- بلكه مربوط به رياضيات يا فيزيك يا روانشناسى است- .
و الحق بايد انصاف داد فلاسفه اسلامى- كه بيشتر همت خويش را صرف تحقيق در اين فن كردهاند- خوب از عهده اين كار برآمدهاند- و فلسفه نيمه كاره يونان را تا حد زيادى جلو بردهاند- و با آنكه فلسفه يونان در ابتداء ورود- در حوزه اسلامى مجموعا بيش از دويست
مسئله نبود- در فلسفه اسلامى بالغ بر هفتصد مسئله شده است- و علاوه اصول و مبانى و طرق استدلال- حتى در مسائل اوليه يونان بكلى تغيير كرده- و مسائل فلسفه تقريبا خاصيت رياضى پيدا كرده- اين خصوصيت در فلسفه صدر المتالهين كاملا هويدا است- و بايد انصاف داد- كه در اين جهت تقدم با دانشمندان اسلامى است- اينها مطالبى است كه در ضمن اين سلسله مقالات- با اسناد و دلائل بر خواننده محترم روشن خواهد گشت مدتى است كه موج فلسفه اروپا به ايران هم رسيده- و كم و بيش رسالات فلسفى- از زبانهاى اروپائى به فارسى ترجمه شده است- و شايد اولين نشريه فلسفى جديد- بزبان فارسى ترجمه رساله گفتار دكارت است- كه در يك قرن پيش بوسيله كنت گوبينو - و دستيارى بعضى ترجمه شده- و البته بعدها هر چه بيشتر صيت علوم غربى پيچيد- نام علماء و فلاسفه غرب هم بيشتر بر سر زبانها افتاد- و بتدريج كتابها و رسالههاى بيشترى- بزبان فارسى منتشر شد- و عدهاى هم از طريق رسالات و مجلات عربى- از نظريات جديد آگاه مىشدند و با اينكه مدتى است- كه توجه علاقهمندان جلب شده است- كه عقايد و آراء جديد در فلسفه قديم وارد شود- و بين نظريات جديد و نظريات فلاسفه اسلامى- مقايسه شود متاسفانه تا كنون اين منظور عملى نگرديده- و از آن زمان تا كنون آنچه رسالات فلسفى نشر يافته- يا صرفا بسبك قدما بوده- و احيانا در مسائل مرتبط بطبيعيات و فلكيات هم- كه نظريات جديد بكلى مخالف آنها است- باز از سبك قديم پيروى شده و يا آنكه صرفا- جنبه نقل و ترجمه نظريات جديد را داشته است- .
و چونكه طريق تحقيق و سبك ورود و خروج- فلاسفه جديد با قدما اختلاف كلى دارد- و از طرف ديگر بيشتر مسائلى كه در فلسفه قديم-
و بالخصوص در فلسفه صدر المتالهين نقش عمده را دارد- در فلسفه جديد كمتر بانها توجه شده- يا اصلا مورد توجه قرار نگرفته- و در عوض مسائل ديگرى در اين فلسفه مطرح شده- كه قدما كمتر بان توجه داشتهاند- يا اصلا توجه نداشتهاند- از خواندن و مطالعه اين دو رشته كتب فايده- و نتيجهاى كه منظور اهل فضل است حاصل نشده است- .
از اينرو كتاب حاضر كه جلد اول آن- از نظر خوانندگان محترم مىگذرد- به هيچيك از دو سبك نگارش فلسفى- كه در بالا شرح داده شد نگارش نيافته- .
اين كتاب مشتمل بر يك دوره مختصر فلسفه است- مهمات مسائل فلسفه را بيان مىكند- و سعى شده است كه حتى الامكان ساده و عمومى فهم باشد- تا جميع اشخاصى كه ذوق فلسفى دارند- با داشتن اطلاعات مختصرى- به فراخور حال خود استفاده كنند- و لذا از ذكر دلايل و براهين متعدد- در هر مورد خوددارى شده و براى اثبات هر مدعا- سادهترين راهها و بسيطترين براهين انتخاب شده است- .
در اين كتاب در عين اينكه از تحقيقات گرانبهاى- هزار ساله فلسفه اسلامى استفاده شده است به آراء- و تحقيقات دانشمندان بزرگ اروپا نيز توجه كامل شده- .
در اين كتاب هم مسائلى كه در فلسفه قديم- نقش عمده را دارد- و هم مسائلى كه در فلسفه جديد حائز اهميت است- مطرح مىشود و چنانكه در جاى خود توضيح مىدهيم- در ضمن اين كتاب به قسمتهائى برخورد خواهد شد- كه در هيچيك از فلسفه اسلامى و فلسفه اروپائى- سابقه ندارد مانند معظم مسائلى كه در مقاله پنجم- حل شده و آنچه در مقاله ششم بيان شده است- .
در مقاله ششم با طرز بىسابقهاى- به نقادى دستگاه ادراكى و
تميز و تفكيك ادراكات حقيقى- از ادراكات اعتبارى پرداخته شده است- در اين مقاله هويت و موقعيت ادراكات اعتبارى- نشان داده مىشود- و فلسفه از آميزش با آنها بركنار داشته مىشود- و همين آميزش نابجا است- كه بسيارى از فلاسفه را از پا درآورده است- .
در اين كتاب در عين اينكه فلسفه حريم خود را حفظ كرده- با علوم مختلط نمىشود- رابطه فلسفه و علم محفوظ مانده است- ولى رابطه فلسفه با طبيعيات- و فلكيات قديم بكلى قطع شده- و لدى الاقتضا از نظريات علمى جديد استفاده مىشود- .
مؤلف كتاب حاضر حضرت استاد علامه دام بقائه- كه سالها از عمر خويش را صرف تحصيل- و مطالعه و تدريس فلسفه كردهاند- و از روى بصيرت به آراء و نظريات- فلاسفه بزرگ اسلامى از قبيل فارابى و بو على - و شيخ اشراق و صدر المتالهين و غيرهم احاطه دارند- و بعلاوه روى عشق فطرى و ذوق طبيعى افكار محققين- فلاسفه اروپا را نيز بخوبى از نظر گذرانيدهاند- و در سنوات اخير علاوه بر تدريسات فقهى- و اصولى و تفسيرى يگانه مدرس- حكمت الهى در حوزه علميه قم مىباشند- و خود اينجانب قسمتى از تحصيلات فلسفى خود- الهيات شفاى بو على را- از محضر ايشان استفاده كرده است- سالها است در اين فكر هستند- كه بتاليف يك دوره فلسفه بپردازند- كه هم مشتمل بر تحقيقات گرانمايه- هزار ساله فلسفه اسلامى باشد- و هم آراء و نظريات فلسفى جديد مورد توجه قرار گيرد- و اين فاصله زياد كه بين نظريات فلسفى قديم- و جديد ابتداء بنظر مىرسد- و اين دو را بصورت دو فن مختلف- و غير مرتبط بهم جلوهگر ميسازد- مرتفع شود و بالاخره بصورتى درآيد- كه با احتياجات فكرى عصرى بهتر تطبيق شود- و مخصوصا ارزش فلسفه الهى- كه جلودار آن دانشمندان
اسلامى هستند- و فلسفه مادى در تبليغات خود دوره آنرا- خاتمه يافته معرفى مىكند بخوبى روشن شود- .
نشريات روزافزون فلسفى اخير- و توجه جوانان روشنفكر ما- به آثار فلسفى دانشمندان اروپا كه هر روز- بصورت ترجمه يا مقاله و رساله- در عالم مطبوعات ظاهر مىشود- و اين خود نماينده روح كنجكاو- و حقيقتجوى اين مردم است- كه از هزارها سال پيش سابقه دارد- و از طرف ديگر انتشارات مجهز به تبليغات سياسى- و حزبى فلسفه مادى جديد ماترياليسم ديالكتيك - بيش از پيش حضرت معظم له را مصمم نمود- كه در راه مقصود خود گام بردارند- لهذا از چند سال پيش- ابتداء به تشكيل يك انجمن بحث و انتقاد فلسفى- مركب از عدهاى از فضلا مبادرت كردند- و از دو سال و نيم پيش در آن انجمن بنابر اين بود- كه حضرت معظمله در خلال هفته قسمتهائى تهيه مىكردند- و در جلسات انجمن كه در هفته- دو شب بان اختصاص داده شده بود قرائت مىشد- و هر كسى هر نظرى داشت اظهار مىكرد- و اينجانب نيز تا يكسال و نيم پيش كه در قم بود- افتخار شركت در آن انجمن را داشت- و هنوز هم آن انجمن ادامه دارد- و تا كنون چهارده مقاله فلسفى كه چهارتاى آنها- از نظر خوانندگان محترم مىگذرد نگارش يافته- .
اين روشى كه حضرت معظمله آغاز كردهاند- يك اقدام اساسى است- و فلسفه را در ايران وارد مرحله جديدى مىكند- محصلين فلسفه سابقا اطلاعاتشان منحصر بود- به آنچه در كتابهاى معمولى تدريسى خوانده بودند- ولى با آنكه چند سالى بيش از اقدامات- حضرت معظم له نمىگذرد- بسيارى از محصلين حوزه علميه قم هستند- كه اطلاعات فلسفى نسبتا جامعى دارند- و مخصوصا بمطالب و تئوريهاى- فلسفه مادى زياد آشنا هستند- و راههاى مغلطه آنرا بخوبى دريافتهاند- .
از ابتداء تنظيم اين مقالات علاقهمندان زيادى- از روى آنها نسخه برمىداشتند- و حتى بعضى از اهل علم خارج حوزه قم- نيز كه از موضوع آگاه شده بودند- نسخههائى تهيه مىكردند- و اين مقالات دست بدست مىگشت- تا آنكه در حدود يكسال و نيم پيش- عدهاى از علاقهمندان تقاضا كردند- كه اين مقالات از همين حالا چاپ شود- تا مورد استفاده عموم قرار گيرد- و ضمنا متذكر شدند كه با آنكه بزبان فارسى نوشته شده- و سعى شده است حتى الامكان ساده باشد- براى فهم عمومى ثقيل است- و احتياج به توضيحاتى دارد لهذا خوب است- از اين لحاظ تجديد نظرى بشود- مقارن اين احوال مقدرات اينجانب را- پس از پانزده سال اقامت و اشتغال علمى- در حوزه قم به تهران كشانيد- حضرت معظم له بواسطه كثرت مشاغل تدريسى- و تاليفى فقهى و اصولى و تفسيرى- و فلسفى اين كار را به عهده اينجانب گذاشتند- و اينجانب نيز چند ماه وقت خود را- تا حدى كه ساير مشاغل اجازه مىداد- صرف اين كار كردم- و به توضيح بعضى قسمتها و اضافه كردن بعضى قسمتها- در مواردى كه بنظر خودم لزوم آنها را استنباط كردم- بضمانت شخص خودم پرداختم- و بالاخره بهمين صورتى درآمد كه ملاحظه مىفرمائيد- .
اينجانب تا كنون به نوشتن پاورقى براى چهار مقاله- از اين سلسله مقالات توفيق يافتهام- كه با خود آن چهار مقاله بعنوان جلد اول كتاب- از نظر خوانندگان محترم مىگذرد- و همانطورى كه ملاحظه مىفرمائيد- مقاله اول در معرفى فلسفه است فلسفه چيست- و سه مقاله ديگر در مسائل مربوط به علم ادراك است- كه يكى بعنوان رئاليسم و ايدهآليسم - و ديگرى بعنوان علم و ادراك- و سومى تحت عنوان ارزش معلومات نگارش يافته- ساير مقالاتى كه تا كنون از طرف مؤلف تنظيم شده- از اين قرار است
مقاله پنجم پيدايش كثرت در علم- مقاله ششم ادراكات اعتباريه- مقاله هفتم مباحث وجود- مقاله هشتم امكان و وجوب جبر و اختيار- مقاله نهم علت و معلول- مقاله دهم امكان و فعليت حركت زمان- مقاله يازدهم حدوث و قدم تقدم تاخر معيت- مقاله دوازدهم وحدت و كثرت- مقاله سيزدهم ماهيت جوهر و عرض- مقاله چهاردهم خداى جهان و جهان الهيات در ضمن اين فصول و مقالات آراء بسيارى- از دانشمندان قديم و جديد چه الهى و چه مادى- مورد بحث و انتقاد قرار گرفته- و بعلت خاصى كه بعدا گفته خواهد شد- به ماديت جديد ماترياليسم ديالكتيك - بيشتر توجه شده و سعى شده است- كه تمام انحرافات اين مكتب بطور وضوح نمايانده شود- .
از زمانهاى قديم آراء و عقايد مادى- مربوط بنفى علت اولى يا نفى غايت يا نفى تجرد روح- در كتب فلسفه مطرح مىشود- ولى چيزى كه بحسب تاريخ مسلم است- اينست كه در ميان پيشينيان هيچگاه- يك مكتب مشخص مادى كه بكلى- منكر ما وراء الطبيعه باشد- و وجود را مساوى ماده بداند پديد نيامده است- و از زمانهاى بسيار قديم كه بحثهاى فلسفى وجود داشته- گفتگو از عالمى ماوراء عالم طبيعت در ميان بوده- و البته ترديدى نيست كه اين بحثها- ابتداء بسيار بسيط و ساده بوده- بعدها بتدريج منطقىتر و برهانىتر شده- و توسعه بيشترى پيدا كرده- .