بسم الله الرحمن الرحيم
اين صفحه در کتاب اصلي بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
اصول عقايد اسلامى
و
نگاهى به زندگانى پيشوايان معصوم (عليهم السلام)
تأليف
آية الله جعفر سبحانى
انتشارات مؤسسه امام صادق(عليه السلام)
اصول عقايد اسلامى
ونگاهى به زندگانى پيشوايان معصوم(عليهم السلام)
نگارش: آية الله جعفر سبحانى
چاپخانه: مؤسسه امام صادق(عليه السلام)
چاپ: دوم
تاريخ: 1383 / 1425 هـ
تعداد: 2000
ناشر: مؤسسه امام صادق(عليه السلام)
مقدمه ناشر
حفاظت از مرزهاى عقيدتى
هر كشورى براى خود مرزهاى جغرافيايى دارد كه حفاظت آنها از اهميت خاصى برخوردار است; زيرا در صورت غفلت، دشمنان كشور، از آن سوى مرزها وارد كشور شده، توطئه را آغاز مى كنند و سرانجام كار به جايى منتهى مى شود كه استقلال كشور بخطر افتاده و سرمايه هاى آن به يغما مى رود.
اگر مرزهاى جغرافيايى حائز چنين اهمّيتى است، بدون شك مرزهاى عقيدتى از اهمّيت بالاترى برخوردار است زيرا با حفظ عقيده و ايمان در مردم، مى توان استقلال مملكت و منافع آن را حفظ كرد و حتى اگر مرزبانان كشور فاقد چنين گوهر گرانبهايى گردند، آن وظيفه ظاهرى را نيز به نحو احسن انجام نمى دهند.
كيست كه نداند ايمان به خدا و سراى ديگر در امنيت كشور مؤثر است، كيست كه نداند، اهمّيت هجوم به مرزهاى عقيدتى، امروز بيش از هجوم به مرزهاى جغرافيايى است، از اين جهت بر هر انسان وارسته اى لازم است كه در حفظ اين حدود و ثغور كوشا باشد.
هجوم فرهنگ غربى يا به تعبير وسيع تر هجوم فرهنگ بيگانه، عقيده هاى جوانان و نوجوانان ما را نشانه گرفته و بيش از هر چيز مى خواهد جوانان اين
كشور را ( از سن پانزده به بالا ) از عقيده و ايمان خالى سازد و در نتيجه، جوان خود و شخصيت خويش را از دست بدهند، و طبعاً استعمار چنين كشورى كه جوانانش فاقد ايمان به خدا و سراى ديگرند، آسان مى باشد زيرا جز بولهوسى و سرگرمى و فرورفتن در گمراهى ها و آلودگى ها شغل جدّى ديگرى نخواهند داشت.
در راستاى اين هدف والا گامى در معرفى اصول عقايد به ضميمه نگاهى به زندگى پيشوايان معصوم برداشته شده و كتابى به منظور تدريس در مراكز علمى، نهادها و ارگان ها نگارش يافته است،در كتاب حاضر يك دوره عقايد اسلامى همراه با دليل و برهان آمده است و از طرف ديگر چون جوان براى خود اسوه و الگو لازم دارد زندگى علمى و اجتماعى و سياسى پيشوايان معصوم(عليهم السلام)هم به صورت موجز تشريح شده تا از اين راه، به ويژگى هاى زندگى آنها پى برده و سرمشق خود قرار دهند.
اميد است اين كتاب چراغى فرا راه جويندگان حقيقت باشد.
قم ـ مؤسسه امام صادق(عليه السلام)
24/9/1383هـ.ش
برابر با
1 ذوالقعدة الحرام 1425 هـ.ق
پيش گفتار
بسم الله الرحمن الرحيم
دنياى خسته و سرگردان
زندگى مادى انسان رو به تكامل است واين جريان در كشورهاى صنعتى كه زندكى با شكوه مادى دارند كاملاً چشمگير مى باشد، وصنعت وتكنيك، آن چنان مشكلات آنها را حل كرده كه با فشار بر يك تكمه، بسيارى از خواستهاى انسان موجود وفراهم مى گردد. كار تكامل به جايى رسيده است كه كيهان نوردان از كره اى به كره ديگر آن چنان مسافرت مى كنند كه تو گويى از كشورى به كشور ديگرى مى روند . سرانجام آشنايى با صنعت و تكنيك، بشر را به جايى رسانيده است كه جهان زندگى به صورت يك كاخ مجلل در آمده است.
ولى در اين جا جاى دو سؤال باقى است:
1ـ آيا اين تكامل رضايت درونى اورا جلب كرده است؟ وانسان از آن احساس راحتى مى نمايد؟
2ـ آيا اين تكامل مايه بالا رفتن انسانيت او شده است؟ يا برعكس، اوخود وانسانيت را گم كرده است؟
پاسخ در هر دو سؤال منفى است. زيرا با بودن اين وسايل، آنچه نيست، استراحت وآرامش فكرى است. وبا اينكه بيماريهاى روانى ومراكز درمانى آن، به سرعت در حال ازدياد وافزايش است. ولى آمار انتحار رو به فزونى است وكشورهايى
كه در اين قسمت آمارهاى خود رامنتشر مى كنند بر اين مطلب گواهى روشنى مى دهند، از باب نمونه آمار خودكشى در آمريكا در سال (1956) بالغ بر شانزده هزار نفر بوده ودر سال (1957) يك چهارم افزايش داشته،ودكتر «هاوارد» با انتشار اين آمار، از افزايش مجدد آن در سالهاى آينده اظهار نگرانى نموده است. اين جريان مى رساند كه صنعت وتكنيك رضايت درونى وآرامش فكرى بشر را جلب نكرده است.
ازنظر بالا رفتن انسانيّت بايد گفت نحوه بهره بردارى او از صنعت به صورتى در آمده است كه او را به شكل حيوان توليد كننده ومصرف كننده در آورده است، كه كار وهدف او توليد است ومصرف، وهمچنين... تو گويى انسان براى اين دو آفريده شده است. اگر در گذشته، فلاسفه جهان، او را حيوان ناطق و متفكر معرفى مى كردند اكنون او به صورت حيوان اقتصادى در آمده است، كه عمر خود را به دلار و ريال تبديل مى كند. تو گويى انسان يك ماشين توليد ومصرف است وروز به روز جاذبه او در اين قسمت رو به افزايش است. آيا «هدف قرار گرفتن اقتصاد» عملاً فراموشى انسانيت واصول والاى اخلاق نيست؟
اشتباه نشود،هيچگاه كسى صنعت وتكنيك را انكار نمى كند وهمگان از آن به نحوى جانبدارى مى نمايند. مسأله در جاى ديگر است وآن برداشت جامعه مادى غرب، از آن مى باشد، آنجا كه همه نيروهاى انسان را بر توليد ومصرف بسيج كرده است. واخلاق وعواطف را آن چنان فدا وقربانى حرص وآز مادى خود نموده است كه همه چيز خود را در اين مسير از ياد برده است.
آوايى از دور شينده مى شود
در اين جا افراد روشندل وروشن ضميرى پيدا شده اند كه آه وناله آنان از اين زندگى ماشينى بلند شده است. واحساس كرده اند كه بشر از نظر انحطاط به آخر خط رسيده وزندگى ماشينى نمى تواند براى او سعادت آفرين باشد، زيرا نتيجه اين