2ـ حضرت موسى چهل روزاز ديدگان پنهان وغايب بود
اگر امام و پيشوا پيوسته بايد در دل اجتماع باشد و غيبت امام با مقام هدايت وسود بخشى اومنافات دارد،درباره حضرت موسى چه بايد گفت ؟اين پيامبر الهى طبق تصريح قرآن، چهل روز تمام از بنى اسراييل دورى گزيد[1]، آيا او دراين مدت رهبر بوديانه؟امام بود يانه؟اگر بگوييم مقام نبوت ورهبرى را برعهده داشت، اين سئوال پيش مى آيد كه: فايده وجود چنين رهبرى چيست؟
واگر بگوييم دراين زمان مقام رهبرى ازاو سلب شده بود،سخن بى اساسى گفته ايم، زيرا همگى مى دانيم كه وى با داشتن اين سمت برا ى اخذ تورات از ديده ها غايب شده بود.
اگر رهبر بايد نورپاش والهام بخش باشد مدت كم وزياد درنظر عقل يكسان است وفقط آن مقدار از غيبت مستثنى است كه ضرورت زندگى مانند خواب، آن را ايجاب مى كند.
ممكن است گفته شود غيبت حضرت موسى با حضرت قائم فرق دارد،اگر موسى غيبت برگزيد به خاطر اين بود كه وصى او درميان مردم فيض بخش ورهبر بود،ولى جريان درباره حضرت قائم چنين نيست.پاسخ اين گفتار روشن است، زيرا او نيز نايبان خاص وعام دارد، كه بار رهبرى عمومى را به دوش مى كشند.
3ـ يونس زندانى
قرآن مجيد به سرگذشت يونس در سوره هاى مختلف اشاره نموده است طبق تصريح قرآن، يونس مدتى در شكم ماهى محبوس واز ديدگاه امت خود پنهان بود.
[1]سوره اعراف آيه 142.
اين ولى الهى با داشتن مقام ولايت، از امت خود دور بود. حال اگر پيشواى الهى بايد پيوسته مفيض ونور بخش باشد، غيبت او را چگونه مى توان توجيه كرد؟
قرآن صريحا مى گويد: يونس پس از خروج از شكم ماهى باز بسوى جمعيت صد هزار نفرى اعزام گرديد[1]. از اينكه با ر ديگر خداوند او را براى هدايت مردم اعزام داشت مى توان حدس زدكه وى درمدت حبس، داراى مقام ولايت الهى بوده است، چيزى كه هست دراين مدت روى مصالحى از تبليغ وهدايت بازمانده بود. اين حقيقت در صورتى به خوبى روشن مى شود كه بدانيم مقصود از جمعيت صد هزار نفرى ويا بيشتر، همان قوم پيشين يونس است كه براثر توبه، عذاب را از خود دور كرده بودند.
4ـ ميان نبوت ووقت تبليغ حضرت مسيح، فاصله زمانى وجود داشت
قرآن مجيد از پيامبرى سخن مى گويد كه در دوران كودكى وشير خوارگى به مقام نبوت مفتخر گرديده است، اما تبليغ وهدايت او پس از ساليان درازى آغاز شده است. مگر نه اين است كه قرآن درباره حضرت مسيح چنين مى گويد:
«من بنده خدا هستم كتاب به من داده ومرا از پيامبران قرار داده است»[2].
حضرت مسيح اين سخن را در نخستين ايام زندگى خود گفت، ولى نفع عمومى وهدايت همگانى او درسى سالگى آغاز گرديد. هر فرد بى غرضى لازم است شيوه هاى هدايت نوح، ولى زمان حضرت موسى، وحضرت مسيح را در زندگى امام زمان پياده كند.
[1]سوره صافات آيه 147.[2]سوره مريم آيه 31.