بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 60

مدينه ومهاجران مكّه موفق شود اسلام را در جهان منتشر سازد. وى ده سال د رمدينه زيست وپس از مجاهدتها در بيست وهشتم ماه صفر سال يازدهم هجرت به درود زندگى گفت.

او در مدت اقامت خود، بيست و هشت بار، شخصاً در جهاد با مشركان شركت كرد، و 55 گردان به فرماندهى برخى از ياران خود، براى جهاد، اعزام نمود.

و در سال هشتم هجرت نامه هايى براى سران جهان آن روز نوشت و آنها را به آئين خود دعوت نمود و از اين طريق ثابت كرد كه آيين او كاملاً جهانى است.

اكنون وقت آن است كه دلائل نبوت او را از نزديك مطالعه و بررسى كنيم اين است موضوع گفتار در بحث آينده.


صفحه 61

11

دلايل نبوّت پيامبر خاتم

نبوت پيامبر گرامى را از طرق مختلف مى توان ثابت كرد ومجموع اين طرق را مى شود در سه اصل خلاصه نمود:

1ـ اثبات نبوّت از طريق معجزه هايى كه در اختيار داشت.

2ـ تنصيص پيامبر پيشين بر نبوّت پيامبر اسلام.

3ـ جمع قرائن وشواهد.

اين تنها پيامبر اسلام نيست كه مى توان نبوّت او را از طريق اين سه اصل ثابت نمود بلكه نبوّت تمام پيامبران را مى توان به وسيله يكى از اين سه اصل ثابت نمود.اينك ما هر سه اصل را در باره پيامبر اسلام پيگيرى مى كنيم.

1ـ بررسى معجزات پيامبر گرامى اسلام

پيامبر گرامى مانند ديگر پيامبران داراى معجزاتى بوده است، ولى يگانه معجزه جاودانه او كه در همه اعصار مى درخشد، قرآن او مى باشد درست است كه كليه معجزات پيامبر در كتابهاى تاريخ وسيره وارد شدهاست ولى استدلال به آنها در صورتى ممكن است كه همگى به صورت متواتر به ما رسيده باشد.

مقصود از خبر متواتر اين است كه راويان خبر در هر عصر وزمانى به اندازه اى


صفحه 62

باشند كه احتمال اجتماع بر دروغ به صورت امر محال در آيد. وثبوت يك چنين نقل متواتر در معجزات پيامبر نياز به تحقيق و بررسى دارد واكنون براى ما ممكن نيست زيرا بايد با مراجعه به كتابهاى سيره وتاريخ، معجزات پيامبر را استخراج كنيم وراويان آنها را در هر عصرى در نظر بگيريم آنگاه ثابت كنيم كه راويان آنها در هر طبقه واجد شرط تواتر بوده اند واين يك كار تحقيقى است كه در اين زمان كم كه ما داريم انجام نمى گيرد.با توجه به مجموع رواياتى كه در انواع معجزات او وارد شده است مى توان گفت كه او قطعاً داراى معجزه بوده ومعجزه داشتن او اجمالاً متواتر است. اينك بحث خود را در باره معجزه جاودان او كه قرآن است متمركز مى كنيم، معجزه اى كه براى او غروب وفنايى نيست تا روز رستاخيز باقى و پايدار مى باشد.

جهات هشتگانه اعجاز قرآن

قرآن از جهات مختلفى معجزه است وهريك از اين جهات حاكى از آن است كه قرآن ساخته و پرداخته فكر انسان نيست بلكه يك نيروى غيبى پشت اين قرآن وجود دارد كه آن را بر قلب بشرى فرود آورده است اين جهات هشتگانه عبارتند از:

1ـ اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت.

2ـ اعجاز قرآن از نظر خبرهاى غيبى.

3ـ اعجاز قرآن از نظر قانونگذارى.

4ـ اعجاز قرآن از نظر علوم طبيعى.

5ـ اعجاز قرآن از نظر معارف الهى.

6ـ اعجاز قرآن از نظر اصول اخلاقى.

7ـ اعجاز قرآن از نظر عدم تناقض در محتوى.

8ـ اعجاز قرآن از نظر بيان قصص وتاريخ پيامبران.

اينك همه اين جهات هشتگانه به گونه فشرده بيان مى شود.


صفحه 63

اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت

قرآن از نظر شيرينى بيان وعالى بودن محتوا به پايه اى است كه همه افراد بشر را به شگفت واداشته، وتاكنون احدى به فكر مبارزه با آن در اين قسمت نيفتاده است زيرا هرچه در اين قسمت به پيش رفته و در صدد مقابله برآمده است ضعف و ناتوانى ديگران روشن شده است.

اصولاً معجزه را متخصصان فن مربوط به آن درك مى كنند ولذا هنگامى كه حضرت موسى، عصاى خود را انداخت و جادوى جادوگران را نابود ساخت نخستين كسانى كه به او ايمان آوردند خود ساحران دربار فرعون بودند زيرا آنان با تخصصى كه در فن سحر داشتند فهميدند كه كار موسى كار سحر وجادو نيست وسحر وجادو پايين تر از آن است كه داراى چنين قدرت شگرفى گردد.

استادان فن سخن همان عربهاى عصر رسالت بودند كه با قريحه خدادادى آگاه شدند كه سخن پيامبر از سنخ كلام بشر نيست ولذا هنگامى كه وليد بن مغيره از رسول گرامى درخواست كرد كه بخشى از قرآن خود را بخواند وپيامبر از سوره «فصلت» آياتى را بر او خواند وقتى به اين آيه رسيد،(...فَقُلْ أنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عاد وَ ثَمودَ)(سوره فصلت آيه 13).

ناگهان موهاى او بر بدنش راست شد وبرخاست به درون خانه خود رفت وقتى قريش از انزواى او پرسيدند وى در پاسخ گفت از محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)سخنى شنيدم كه شبيه كلام انس و جن نيست. سخنان او ريشه هاى عميقى در قلوب دارد وثمره هاى شيرينى از شاخسار آن آويزان است از سخن برتر است وبرتر از آن سخنى نيست[1].

امروز جهان غرب با انواع وسائل به جنگ اسلام برخاسته ودر صدد مقابله با

[1]بحار الأنوار ج15ص392.


صفحه 64

آن مى باشد وبراى نيل به اين هدف شيطانى از هر طريقى وارد شده است مانند ساختن دانشگاهها، درمانگاهها وبيمارستانها واعزام پدران روحانى! به كشورهاى اسلامى... ولى هرگز به فكر نيفتاده كه از طريق مبارزه با قرآن وارد ميدان شود وقرآنى بسازد كههمه كيان مسلمانان رااز بين ببرد. زيرا مى داند كه در اين مبارزه جز شكست نتيجه ديگرى عايد او نخواهد شد واين مطلب در صورتى روشن تر مى گردد كه بدانيم كه قرآن در مبارزه به يك سوره نيز اكتفا كرده وآوردن سوره كوتاهى مانند سوره هاى قرآن را كافى در عقب نشينى دانسته است[1].

در طول تاريخ گروهى به فكر مبارزه با قرآن افتاده و جمله هايى را سرهم كرده و خواسته اند آياتى مانند آيات قرآن بسازند ولى با ملاحظه كوتاه، مصنوعى بودن مبارزه روشن مى باشد وهرگز نه از نظر زيبايى ونه از نظر محتوى به پايه قرآن نمى رسند.

اكنون وقت آن رسيده است كه اعجاز قرآن را از زاويه ديگر يعنى خبرهاى غيبى تعقيب كنيم. واين موضوع گفتار ما است در بحث آينده.

[1]سوره بقره آيه 23.


صفحه 65

12

2ـ قرآن وخبرهاى غيبى

دريچه دوم براى اعجاز قرآن، بررسى خبرهاى غيبى آن است. در قرآن مجيد، قريب به (30) گزارش غيبى وارد شده است كه غالب آنها محقق شده اند، ولى بايد توجه نمود كه فرق است ميان پيش بينى يك مقام نظامى ويا يك سياستمدار، وگزارشهاى غيبى قرآن.

يك فرد نظامى با مطالعه در باره استعداد و تجهيزات طرفين، وديگر شرايط رزمى، از پيروزى گروهى بر گروه ديگر خبر مى دهد. ويا يك ديپلمات بامطالعه شرايط يك كشور، از حوادثى كه اوضاع كشور آبستن آن است گزارش مى كند.

يك چنين پيش بينى ها بر فرض صحت واستوارى دليل بر وابستگى به مقام وحى نيست زيرا، اين قراين و امارات است كه در كنار هم چيده مى شوند واز آن يك سلسله نتايج گرفته مى شود. ولى خبرهاى غيبى قرآن، درست بر خلاف اين نظام بوده است. آن از يك سلسله حوادث گزارش مى دهد كه هرگز كوچكترين نشانه هايى بر چنين حوادثى نداشته است وچه بسا قراينى بر خلاف آن حادثه گواهى مى داد اينك ما نمونه هايى از گزارشهاى غيبى قرآن را مى آوريم كه همگى مصداق روشن اين نوع از گزارشهاى غيبى است:

الف) روم مغلوب پيروز مى گردد:

در سال هفتم بعثت، خبر پيروزى سپاه ايرانيان كه به نوعى مشرك


صفحه 66

وبيشمارپرست بودند بر سپاه روميان كه به نوعى خدا پرست بودند، به مكّه رسيد.

وصول اين خبر، گروهى ازمشركان را خوشحال كرد وهمگى، آن را به فال نيك گرفتند وگفتند: همان طور كه سپاه بت پرست ايران، بر سپاه خدا پرست روم پيروز شد ما نيز بت پرستان مكه، بر محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)وياران او كه خدا پرست هستند پيروز خواهيم شد.

يك چنين تفأل، مايه غمگينى وتأثر ياران پيامبر شد. در اين موقع وحى الهى فرود آمد وگزارش داد كه چيزى نمى گذرد كه سپاه مغلوب روم پيروز مى شود، وسپاه غالب ايران مغلوب مى گردد. ومدتى كه براى اين پيروزى مجدد در وحى الهى معين شده بود بين 3 الى 9 سال بود. آنجا كه فرمود:

(غُلِبَتِ الرُّومُ في أدْنَىَ الأرضِ وهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ)*في بِضْعِ سِنينَ...) (سوره روم آيه هاى 2و3).

«سپاه روم در سرزمين پستى مغلوب گشت وآنان در مدت كمى پس از مغلوبيت پيروز مى شوند» .

قرآن اين خبر را در موقعى داد كه كوچكترين گواهى در خارج بر غلبه مجدد روميان در كار نبود. پيامبر در مكه بود وبه حسب ظاهر نه از آرايش نظامى طرفين آگاهى داشت ونه از پايه تسليحات وتداركات آنان و در حالى كه ازمحل وقوع حادثه فرسنگها دور بود ودر كمال انقطاع به سر مى برد، ويك چنين خبر غيبى آن هم به صورت قاطع، مدركى جز وحى الهى نمى تواند داشته باشد.

ب): سپاه قريش شكست مى خورد

در سال دوّم هجرت دو سپاه شرك وتوحيد در سرزمين بدر روبروى هم قرار گرفتند. و همه قراين ظاهرى نشان مى داد كه سپاه قريش كه تا دندان مسلح شده


صفحه 67

بودند واز نظر تعداد ونوع سلاح قوى تر ونيرومند تر، بر سپاه اسلام پيروز خواهند شد. در چنين موقع بود كه پيامبر از زبان وحى فرمود:

(سَيُهْزَمُ الجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ)(سوره قمر آيه 45).

اين گروه شكست مى خورند وپا به فرار مى گذارند.

واتفاقاً روز بدر طولى نكشيد كه سپاه اسلام با كشتن (70) نفر واسير گرفتن (70) نفر ديگر بر سپاه دشمن پيروز شد.

ج): ابولهب كافر مى ميرد

رسول گرامى مطابق گزارش وحى خبر مى دهد كه عموى من ابولهب كافر از دنيا مى رود. ووارد آتش مى شود. نه خود او ونه همسر او هيچ گاه به من ايمان نمى آورند. ودر اين مورد مى فرمايد:

(سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَب )*وَامْرَأتُهُ حَمّالَةَ الحَطَبِ) (سوره تبت آيه هاى 2و3).

به اين زودى وارد آتش مى شود وهمسر او فرد هيزم كش است (كنايه از اين كه سخن چين مى باشد).

اتفاقاً ابولهب در سال دوم هجرى پس از آگاهى از پيروزى مسلمانان در جنگ بر اثر آتش غم و غضب در گذشت.

اينها نمونه هايى است ازخبرهاى غيبى قرآن كه مى توان در اين مورد يادآور شد.