
آزادى و دين سالارى
تأليف
سبحانى تبريزى، جعفر
موضوع: ولايت فقيه
زبان: فارسى
تعداد جلد: 1
ناشر: موسسه امام صادق( ع)
مكان چاپ: قم
سال چاپ: 1384 ه. ش
نوبت چاپ: اول
تعداد صفحات: 114
الصفحات من 1 الی10 فارغة فی النسخة المطبوعة/صفحات 1 الی 10 در مأخذ اصلی خالی است
پيشگفتار
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
جهان بر اثر گسترش ارتباطات و اطلاعرسانى به صورت دهكده كوچكى درآمده، كه هر انديشهاى در هرگوشه از جهان توليد شود، پس از دقايقى در نقاط ديگر آن منتشر مىگردد. گسترش روابط سبب شده است كه حجم پرسشهاى عقيدتى و فكرى بشر رو به افزايش نهاده و مسائل جديدى مطرح گردد كه به گونهاى با عقايد و دين پيوند ناگسستنى دارد.
گروهى اين نوع مسائل را به نام «كلام جديد» خواندهاند، تو گويى با كلام ديرينه تفاوت ريشهاى دارد و علم جديدى از كلام در مقابل كلام قديم پديد آمده است، درحالىكه از نظر بينش صحيح، اين نوع مسائل، «مسائل جديدى در علم كلام» هستند و هر علمى به حكم جبر زمان، در حال گسترش بوده و پيوسته در آن مسائل جديدى پديد مىآيد، كليه مسائل كلامى وحدت موضوعى دارند و رابطه تنگاتنگى ميان آنها وجود دارد.
شكى نيست كه فيزيك دوران «نيوتن»، با فيزيك دوران «انيشتين» تفاوتهايى دارد، ولى درعينحال همگى تحت پوشش «فيزيك» قرار دارند و تنها شاخههايى در آن علم آمده و رشده كرده است.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى و باز شدن فضا براى طرح
انديشهها، يك رشته مسائل كه غالبا ريشه در انديشههاى غربى دارند، در محيط دانشگاهها و مراكز علمى مطرح گرديد و گروهى را بر آن داشت كه در اين موارد به بحث و گفتگو بپردازند.
مؤسسه تعليماتى و تحقيقاتى امام صادق عليه السّلام كه مركز تخصصى كلام اسلامى حوزه علميه قم است، احساس مسئوليت كرد و اساتيد مؤسسه، اين نوع مسائل را به شيوهاى مطرح نموده، و رسالههايى در اين مباحث تنظيم كردهاند كه فهرست آن از نظر خوانندگان گرامى مىگذرد.
1. «هرمنوتيك» علم تفسير متون مقدس.
2. «پلوراليسم» تعدّدگرايى.
3. آزادى و دينسالارى.
4. الهى يا عرفى شدن دين.
5. ارتداد يا واپسگرايى دينى.
اينك، در اين رساله، بخش سوم كه همان آزادى و دينسالارى است از نظر خوانندگان گرامى مىگذرد. اميد است اين رسالههاى كوچك، چراغى فراراه علاقهمندان مسائل كلامى باشد.
جعفر سبحانى قم- مؤسسه امام صادق عليه السّلام 27/ 3/ 1384 برابر 11 جمادى الأولى 1426
فصل نخست: ازادى و مرزهاى آن
واژهى آزادى از زيباترين واژههايى است كه گوش بشر آن را شنيده و با آن انس گرفته است. تو گويى آزادى نشانهى جستن از قفس، و رهيدن از زندان، و گسستن قيدوبند بردگى است. دراينصورت، كدام انسان آزادهاى است كه به چنين شيوهاى از زندگى عشق نورزد، و قلبش براى آن نتپد، و دلدادهى آن نباشد، و چهبسا جان خود را در راه آن نبازد؟
در طول تاريخ، پديدهى آزادى، موقعيّت و منزلت خود را در قلوب انسانها، حفظ كرده، و مىتوان گفت: عمرى، به بلنداى عمر انسان دارد، و شايد در جهان، فردى پيدا نشود كه آن را نكوهش كند، و يا برضدّ آن تبليغ كند، حتّى مستبدترين انسانها براى تحكيم حكومتهاى استبدادى خود، از همين واژه بهره مىگيرند، و با مغالطهها و خطابههاى رنگين، هر نوع محدوديتى را مايهى تأمين آزادى قلمداد مىكنند، و لذا در طول تاريخ، از اين واژه بيش از هر
واژهى ديگرى برضدّ آن استفاده شده است.
اين نوع سوء استفاده از آزادى، حاكى از آن است كه نوعى ابهام بر واقعيت آن سايه افكنده تا آنجا كه ضدّ آزادى، عين آن قلمداد مىشود. ازاينجهت، بايد به تبيين معنى لغوى، سپس به معنى اصطلاحى آن پرداخت.
آزادى در لغت
«آزاد» در زبان فارسى، غالبا در مقابل «بنده» به كار مىرود، در لغتنامهى دهخدا آمده است: آزاد: آنكه بنده نباشد، حرّ، ضد بنده، مسعود سعد مىگويد:
بزرگ جشن است امروز مُلْك را مَلِكا
كه شادمان است اين بنده و آزاد
شاعر ديگرى مىگويد:
ز بس جود او خلق را بنده كرد
به جز سرو و سوسن، كس آزاد نيست
بايد گفت: معنى لغوى آزاد گستردهتر از آن است كه در بيان فوق آمده است، و آزاد در مقابل بنده، يكى از مصاديق آن معناى گسترده است، و لذا افرادى را كه به نظام، و قيود و آداب سپاهيان و ساير ارباب مناصب مقيّد نباشند، آزاد مىنامند.
از اين بيان مىتوان نتيجه گرفت كه «آزاد» به معنى رها از قيد و «آزادى»، رهايى از هر نوع يا برخى التزامها و قيود است.
آنچه مهم است، تبيين معنى اصطلاحى واژهى آزادى، در مكاتب مختلف سياسى است. پيش از آنكه به برخى از تعريفها بپردازيم، دو نكته را يادآور مىشويم:
1. آزادى در روزهاى نخست، در مقابل بردگى به كار مىرفت، يعنى قدرتهاى بشرى، انسانهاى ضعيف و ناتوان را از خانه و كاشانهى خود به اسارت گرفته و بندهى خود مىساختند، و از آنان به مقدار توان كار كشيده و به مقدار نياز ابتدايى، خوراك و پوشاك آنها را تأمين مىكردند.
در يونان باستان، واژهى آزادى، بر همين محور دور مىزد، بردگى ضدّ آزادى، و آزادى نقطهى مقابل آن بود، ولى بر اثر مرور زمان، واژهى آزادى، مفهوم وسيعترى براى خود پيدا كرد تا آنجا كه در مكاتب غربى امروز، مسألهى آزاد عقيده، آزادى بيان، آزادى سرنوشت، و غيره مطرح شده، و مكتبى را پديد آورده است.
2. واژهى آزادى از مفاهيم اضافى است و در واقعيت آن نوعى نسبت نهفته است.
درست مانند مفهوم «فوق» و «تحت» است كه در واقعيت آن نوعى نسبت به ديگرى وجود دارد، مثلا طبقهى دوم در يك ساختمان
چند طبقه، نسبت به طبقهى زيرين، فوق و نسبت به طبقهى بالاتر، تحت ناميده مىشود، و لذا در فلسفهى اسلامى، اين نوع مفاهيم را مفاهيم نسبى (ذات الاضافه) مىنامند كه در واقعيت آن، نوعى نسبت به غير نهفته است.
در واقعيت آزادى نيز عين اين اضافه و نسبت، نهفته است، زيرا جويندهى آزادى، از چيزى گريزان است و به چيز ديگرى پناه مىبرد.
مثلا فرض كنيد انسانى را براى پرداخت جريمههاى بىجهت مجبور مىكنند، او پيوسته جوياى فرار از اين زندگى پرفشار، به سوى زندگى دور از الزام و اختناق مىباشد، و در اصطلاح به بخش نخست (آزادى از چيزى) آزادى سلبى و به بخش دوم (انتقال به چيزى) آزادى ايجابى مىنامند.
بنابراين، در هر آزادى بايد دو طرف ملاحظه شود، مثلا اگر انسانى از چيزى بگريزد، ولى نداند كه دنبال چه چيزى است، در اينجا حقيقت آزادى جزء سلبى را دارا است ولى فاقد جنبهى ايجابى است. همچنين هرگاه به دنبال حالت جديد دوم باشد، بدون اينكه در آن نسبت به حالت نخست نفرتى داشته باشد، در اين مورد واقعيت آزادى، فاقد جزء سلبى است.
ملاك گزينش چيست؟
انسان آزادىخواه، از آنجا كه حالت موجود را با خواستهى خود