بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 34

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 35

نقشه 3: خطّ سير كاروان حسينى از مدينه تا كربلا

بر پايه صحيح‌ترينِ گزارش‌ها، كاروان امام حسين عليه السلام پس از چهار ماه و پنج روز اقامت در مكّه، روز سه‌شنبه هشتم ذى حجّه سال شصت هجرى، مكّه را به سوى كوفه ترك كرد؛ امّا هنگامى كه به نزديكى كوفه رسيد، به دليل ممانعت سپاهيان ابن زياد، مجبور به فرود آمدن در كربلا گرديد.

منازلى كه اين كاروان از مكّه تا كربلا طى كرده، به ترتيب، عبارت اند از: 1. تنعيم، 2. صفاح، 3. بستان ابن عامر، 4. ذات عِرق، 5. غمره، 6. مسلح، 7. افيعيّه، 8. معدن بنى سليم، 9. عمق، 10. سليله، 11. ربذه، 12. مغيثة الماوان، 13. نقره، 14. حاجر، 15. سميراء، 16. توز، 17. فيد، 18. اجفر، 19. خزيميّه، 20. زرود، 21. ثعلبيّه، 22. بطان، 23. شقوق، 24. زباله، 25. قاع، 26. عقبه، 27. واقصه، 28. شراف، 29. ذو حسم، 30.

بيضه، 31. عذيب الهِجانات، 32. رهيمه، 33. قصر بنى مقاتل، 34. طف، و 35. كربلا.

بر اساس محاسباتِ انجام شده، كاروان امام حسين عليه السلام، اين منازل را با مسافتى حدود 1447 كيلومتر، در مدّت تقريباً 25 روز، طى كرد و روز دوم محرّم سال 61 هجرى، وارد كربلا شد.

اينك به برخى از منازل اين مسير، با ذكر حوادثى كه در آنها رخ داده، اشاره مى‌گردد:

1. منزل تنعيم: مصادره اموالى كه عامل يمن براى يزيد مى‌فرستاد، به دستور امام حسين عليه السلام.

2. منزل صفاح: ملاقات امام حسين عليه السلام با فَرَزدَق و پرسش از احوال مردم عراق.

3. منزل حاجر (از منطقه بطن الرُّمَه): ارسال نامه امام حسين عليه السلام به اهل كوفه توسّط قيس بن مُسهِر.

4. منزل زَرود: پيوستن زهير بن قين به امام عليه السلام پس از ملاقات با ايشان.

5. منزل ثعلبية: رسيدن خبر شهادت مسلم و هانى به امام عليه السلام.

6. منزل زَباله: رسيدن خبر شهادت عبداللَّه بن يَقطُر و سخنرانى امام عليه السلام واعلام خبر شهادت عبداللَّه و مسلم و هانى توسط امام عليه السلام به همراهان و اعلام اين كه تعهّدى ندارندومى‌توانند باز گردند- كه اكثر افراد، پراكنده‌شدند-.

7. منزل عقبه: رؤياى امام عليه السلام و تعبير آن توسط ايشان به شهادت، و همچنين خبر دادن امام عليه السلام به شهادت قطعى خويش.

8. منزل شِراف: برداشتن آب اضافى و ديدن سپاه حُر از دور، پس از گذشتن از اين منزل.

9. منزل ذو حُسُم: ملاقات با سپاه حر؛ سيراب شدن لشكر حر توسط ياران امام عليه السلام؛ خطبه كوتاه امام پيش از نماز ظهر و نماز جماعت گزاردن دو سپاه به امامت امام عليه السلام؛ برگزارى نماز جماعت عصر به امامت امام عليه السلام؛ سخنرانى ايشان پس از نماز عصر؛ مجادله امام عليه السلام با حر و سپس توافق بر ادامه مسيرى كه به مدينه و كوفه نينجامد.

10. منزل بَيَضه: خطبه امام عليه السلام در برابر سپاه دشمن.

11. منزل عُذَيب الهِجانات: الحاق چهار نفر از كوفه به اردوى امام عليه السلام با راه‌نمايى طرمّاح بن عدى و رسيدن خبر شهادت قيس بن مسهر به امام عليه السلام توسط آنها؛ پيشنهاد طرماح به امام عليه السلام مبنى بر پناه بردن به منطقه اجاء و سلمى.

12. منزل قصر بنى مقاتل: برخورد امام با عبيد اللَّه بن حُرّ جُعفى و درخواست يارى از او و استنكاف او.

13. منزل كربلا: فرود آمدن امام عليه السلام در كربلا، آمدن نامه عبيد اللَّه و فرمان وى به حر مبنى بر متوقّف نمودن كاروان امام عليه السلام، فرود آمدن امام عليه السلام در كربلا.


صفحه 36

...


صفحه 37

...


صفحه 38

موقعيت خيمه‌هاى امام حسين عليه السلام و نقش آنها در صحنه نبرد

امام حسين عليه السلام، در آغاز ورود به كربلا، نقطه‌اى را براى بر پا كردن خيمه‌ها در نظر گرفت كه در صورت وقوع درگيرى با دشمن، از دو ويژگى برخوردار باشد:

1. دشمن، از يك سو بيشتر نتواند به آنها حمله كند؛

2. زنان و كودكان، امنيت بيشترى داشته باشند.

از اين رو، امام عليه السلام دستور داد خيمه‌ها را در منطقه‌اى زدند كه پشتِ آن، نيزار بود، به گونه‌اى كه دشمن نمى‌توانست از پشت به سپاه امام عليه السلام، حمله كند. در گزارش طبرى، چنين آمده است:

حسين عليه السلام، راه افتاد و طليعه سپاه عبيد اللَّه، به او بر خوردند. وقتى چنين ديد، راهش را به سوى كربلا كج كرد و براى اين كه تنها از يك جانب بجنگد، پشت لشكر را به سوى نيزار و گياهان تازه قرار داد و خيمه‌هايش را بر پا كرد.

و در گزارش ابن اعثم، مى‌خوانيم:

ياران حسين عليه السلام، فرود آمدند و بارها را در حوالى فرات، مستقر كردند و خيمه‌ها را براى خانواده حسين عليه السلام و فرزندانش، بر پا نمودند و خويشاوندانش، خيمه‌هايشان را در اطراف خيمه او بر پا كردند.

افزون بر اين، پشت خيمه‌ها و يا پشت نيزارى كه خيمه‌ها جلوى آن بود، گودالى شبيه به جوى آب قرار داشت كه به گزارش طبرى، امام عليه السلام در ساعتى از شب عاشورا، دستور داد تا آن را كَندند و چيزى شبيه به خندق، درست كردند و در آن، هيزم و نِى ريختند تا هنگام حمله دشمن، آن را آتش بزنند و مانعى ديگر براى حمله از پشتِ سر ايجاد نمايند. در اين گزارش، آمده است:

امام عليه السلام، صبحگاه عاشورا، دستور داد تا هيزم و نِى انباشته در پشت خيمه‌ها را آتش بزنند تا مبادا دشمن، از پشت، حمله كند. [شبِ پيش از آن،] به دستور حسين عليه السلام، به جايى در پشتِ جايگاهشان كه همانند نهر آب، گود بود، نِى و هيزم آوردند و آن جا را در ساعاتى از شب، كندند و به صورت خندق، در آوردند و نِى‌ها و هيزم‌ها را در آن ريختند و گفتند: هر گاه بر ما تاختند و با ما درگير شدند، اين جا را آتش مى‌زنيم تا از پشتِ سر، حمله نكنند و تنها از يك سو با آنان بجنگيم. اين كار، برايشان سودمند افتاد.

اقدام ديگرى كه براى پيشگيرى از حمله دشمن از پشت سر، به دستور امام عليه السلام در شب عاشورا انجام شد، اين بود كه ياران امام عليه السلام، خيمه‌هاى خود را در كنار هم قرار دادند و با طناب، آنها را از سه طرف به هم متصّل كردند و فقط يك راه از رو به رو براى برخورد با دشمن، باقى گذاشتند. به اين گزارش بنگريد:

حسين عليه السلام، به سوى يارانش آمد و دستور داد كه خيمه‌هايشان را به هم نزديك كنند و طناب‌هاى خيمه‌ها را به هم متّصل كنند و خودشان، ميان خيمه‌ها قرار بگيرند و تنها يك راه را كه مقابل دشمن بود، باز بگذارند.

اگر مجموع اين تدابير حكيمانه جنگىِ امام عليه السلام نبود، نه تنها سپاه ابن سعد مى‌توانست از پشت، ياران امام عليه السلام را مورد حمله قرار دهد، بلكه در همان لحظات آغازين حمله، به سادگى، آنان را در حلقه محاصره خود مى‌گرفتند و با كمترين درگيرى، امام عليه السلام و يارانش را شهيد يا اسير مى‌كردند.

ولى صبح عاشورا، هنگامى كه دشمن خواست حمله را آغاز كند، ناگاه، خود را در برابر تلّى از آتش و دود، مشاهده‌


صفحه 39

كرد كه از اطراف خيمه‌هاى امام عليه السلام و يارانش زبانه مى‌كشيد. ضحّاك مشرقى، در اين باره مى‌گويد:

وقتى به سمت ما آمدند، ناگهان، چشمشان به آتشى افتاد كه از هيزم و نِى، شعله مى‌كشيد. ما آن را پشتِ سرمان برافروخته بوديم تا از پشت، به ما حمله‌ور نشوند.

او در ادامه، مى‌افزايد كه خيمه‌هاى ياران امام عليه السلام، چنان در محاصره آتش و دود بود كه وقتى شمر از نزديكى آنها عبور كرد، چيزى جز هيمه‌هايى كه آتش از آنها زبانه مى‌كشيد، نديد.

بر اساس اين تدبير و با اين آرايش جنگى، سپاه امام عليه السلام- كه عدد آنها بنا بر نقل مشهور، 72 تن بود-، توانستند در برابر سپاه دشمن- كه تعداد آنها تا 35 هزار نفر، برآورد شده-، ساعت‌ها مقاومت كنند و شمار فراوانى از دشمنان را به هلاكت برسانند. طبرى، در اين باره مى‌گويد:

تا ظهر، با دشمن، جنگ سخت و بى‌سابقه‌اى كردند و [دشمنان‌] به خاطر كنار هم قرار گرفتن خيمه‌ها و تراكم آنها، جز از يك طرف نمى‌توانستند به آنها حمله‌ور شوند.

شدّت مقاومت ياران امام حسين عليه السلام در نبرد رويارو، موجب شد كه عمر بن سعد، جمعى از سپاه خود را مأمور كرد كه خيمه‌هاى آنها را ويران كنند تا بتوانند آنها را محاصره نمايند.

اين تدبير هم كارساز نبود؛ چون ياران امام عليه السلام، در گروه‌هاى سه يا چهار نفره، در لا به لاى خيمه‌ها كمين مى‌كردند و دشمن را- كه مشغول ويران كردن خيمه‌ها بودند-، از پا در مى‌آوردند.

ابن سعد، چون از اين اقدام هم نتيجه‌اى نگرفت، براى پيشگيرى از تلفات بيشتر سپاه خود، ضمن دستور توقّف اين عمليات، مجدّداً چنين دستور داد كه خيمه‌ها را آتش بزنند؛ ولى داخل آنها نشوند و آنها را خراب نكنند.

لذا آتش آوردند و خيمه‌ها را آتش زدند.

ياران امام عليه السلام مى‌خواستند مانع آتش زدن خيمه‌ها شوند؛ ولى امام عليه السلام فرمود:

رهايشان كنيد تا خيمه‌ها را بسوزانند؛ چرا كه اگر آنها را به آتش بكشند، نخواهند توانست از آنها عبور كنند و به شما دست يابند.

بدين سان، دشمن، بخشى از خيمه‌هاى ياران امام عليه السلام را- كه مانع نفوذ آنها بود-، آتش زد؛ امّا همان طور كه امام عليه السلام پيش‌بينى كرده بود، باز هم نتوانستند به حلقه دفاعى ياران او نفوذ كنند و بدين ترتيب، امام عليه السلام و ياران دلاور و باوفايش، تا آخرين نفر و آخرين نفس، در برابر سپاه كوفه- كه همچون سيل به سوى آنان سرازير شده بودند-، مقاومت كردند.

بر پايه گزارش‌هايى كه گذشت، مى‌توان چنين نتيجه‌گيرى كرد كه:

1. چينش و آرايش خيمه‌هاى همراهان امام عليه السلام، به صورت هِلالى بوده است كه خيمه‌هاى اهل حرم، در بخش ميانى آن قرار داشته و دو سوى آن، تا ميدان نبرد، كشيده شده بوده است. اين دو طرف، احتمالًا خيمه‌هاى ياران بوده كه به دليل حضور ساكنان آن در ميدان نبرد، غالباً خالى بوده است و از آنها براى سنگر يا ديوار دفاعى، استفاده مى‌شده كه در نهايت، به دستور عمر بن سعد، به آتش كشيده شدند.

2. خيمه‌هاى ياران امام عليه السلام، با ميدان نبرد، فاصله چندانى نداشته‌اند. اين مطلب، در گزارش‌هاى ديگر از صحنه نبرد نيز ديده مى‌شود، چنان كه در گزارش مربوط به شهادت على اكبر عليه السلام، آمده است:

او را از قتلگاهش آوردند و در برابر خيمه‌هايى كه در مقابلش مى‌جنگيدند، گذاشتند.

3. اهل بيتِ امام عليه السلام، از نزديك، شاهد جانبازى عزيزان خود، و قساوت و بى‌رحمىِ دشمنان بوده‌اند. از اين رو، مى‌توان حدس زد كه بر زنان و كودكانى كه عزيزانشان در جلوى چشم آنها قطعه قطعه شده‌اند، چه گذشته است![1]

[1]. دانش‌نامه امام حسين عليه السلام: ج 6 ص 67- 71.


صفحه 40

نقشه 4: نقشه منطقه كربلا هنگام قيام امام‌حسين عليه السلام‌

كاروان امام عليه السلام، پس از طى كردن 28 منزل، پس از مكانى كه «شِراف» نام داشت، در حدود يكصد و شصت كيلومترى كوفه، با مشاهده سپاه حُر از دور، به‌خاطر افزايش امنيت كاروان، از مسير كوفه به سمت چپ، متمايل گرديد و در حاشيه كوه‌هاى «ذو حُسُم» با سپاه حُر، رو به رو شد. چون حُر، مانع حركت طبيعى كاروان امام عليه السلام به سمت كوفه و يا بازگشت آنان شد، همراهان امام عليه السلام و سپاه حُر، در مسيرى مُنحنى، به حركت، ادامه دادند و سرانجام، كاروان امام عليه السلام پس از طى 34 منزل، با حدود 1447 كيلومتر در 25 روز، در دوم محرّم سال 61 هجرى، به سرزمين كربلا رسيد و از روز دوم تا روز دهم محرّم، امام عليه السلام و يارانش در كربلا منزل گُزيده بودند كه حادثه جان‌خراش عاشوراى 61 هجرى، به وقوع پيوست.

جاى نقشه 4


صفحه 41

...