فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا[1]فاسق شمرده شده است و همينطور بُسر بن أبى ارطاه كه عدوّ خدا و رسول بوده است.
سپس آورده است: تعجّب از حشويه و اصحاب حديث از اهل سنت است كه از طرفى معتقد به معصيت انبياء الهى هستند و در مقابل كسانى كه اين عقيده را انكار مىكنند ايستاده و
آنها را مورد طعن قرار مىدهند و آنان را مخالف نص قرآن مىدانند. و از طرف ديگر اگر نسبت به عمرو بن عاص يا معاويه و يا امثال اينها حرفى زده شود و معصيتى به آنان منسوب گردد، چهرههاى آنها برافروخته و گردنها كشيده و چشمها از حدقه بيرون مىافتد و با عنوان اينكه اين شخص رافضى است و صحابه را سبّ مىكند با او برخورد مىنمايند.
او مىگويد: اگر آنان در مورد اعتقاد به معصيت پيامبران بگويند كه ما از نصوص قرآن تبعيت مىكنيم؛ ما در جواب مىگوييم نسبت به برائت از جميع گنهكاران نيز بايد از نصوص قرآن تبعيت كنيد. زيرا در قرآن مجيد مىفرمايد:لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآْخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ.[2]
اين بود اجمالى از نوشتار مفصّلى كه ابن ابى الحديد در اين زمينه نقل مىنمايد. او با نقل مفصل اين نوشتار گويا اساس مطلب را پذيرفته و در مورد لعن هيچ تعليقهاى را نياورده، اگرچه نسبت به برخى از موارد در مقام توجيه برآمده است و در ادامه مىگويد: على (ع) در نزد ما به منزله پيامبر (ص) است و قول و فعل او حجت است و اطاعت او
[1]- حجرات: 6.
[2]- مجادله: 5.
واجب است و چنانچه او از شخصى تبرّى جسته باشد ما هم از او،
- هركسى كه باشد- تبرّى مىجوييم، حال بايد ديد كه آيا از طريق خبر صحيح چنين امرى واقع شده است يا خير؟ در پاسخ مىگوييم: آرى برائت على (ع) از مغيره و عمرو بن عاص و معاويه ثابت و به منزله خبر متواتر است از اينجهت هيچيك از اصحاب ما آنها را دوست ندارند و بر آنها درود نمىفرستند.
ولى امروزه در ميان جامعه اسلامى ما، افرادى تحت عنوان روشنفكرى به دنبال زدودن لعن و حذف آن از فرهنگ دينى مسلماناناند؛ گاه با اين پندار كه لعن با فطرت و حقيقت انسانيت سازگارى ندارد؛ و گاه با اين فرياد كه بايد به دنبال احيا و بيدارى مبتنى بر همزيستى با ساير مذاهب و اديان و حتى با كفّار و بتپرستان بود؛ و آنقدر دايره آزاد انديشى خود را توسعه مىدهند كه با جهالت تمام مىگويند: دينى كه در او لعن و نفرين نسبت به ديگران باشد، دين جامعى نيست.
آيا مىتوان گفت طرفداران حق و حقيقت و يكتاپرستى، نبايد كسانى را كه طرفدار بىدينى و بتپرستىاند و يا كسانى كه به دنبال ترويج اباحهگرى و لامذهبى در جامعهاند را لعن و نفرين كنند؟!
ما بر اين باوريم كه انسان بر حسب فطرت خدايى خود در مرحلهاى قرار مىگيرد كه راه مقابله با باطل و كفر و الحاد را لعن مىداند، و با اين
عمل، به ايمان و اعتقاد خود صلابت و استحكام بخشيده، وبر باطل بودن افكار ملحدين و مخالفين، مهر دائمى بطلان مىزند.
لعن در حقيقت يك شعار برخاسته از شعورى ريشهدار و عميق است؛ لعن فريادى است كه از اعماق ايمان و ژرفاى آگاهى سر داده
مىشود؛ لعن، اعلام نااميدى هميشگى از ملعون، و مطرود بودن دائمى اوست: وَإِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلَى يَوْمِ الدِّينِ.[1]
در خاتمه، يادآور مىشويم:
آنچه بيان شد، اشارهاى به مبانى علمى اين بحث بود، امّا در شرايط كنونى كه وحدت امّت اسلامى از هر امرى لازمتر و واجبتر است، و ممكن است با چنين عملى به صورت آشكار، به اختلافات ميان مسلمانان دامن زده شود، هرگز به لعن آشكار نسبت به كسانى كه گروهى از مسلمانان به اشتباه از آنان طرفدارى مىكنند، توصيه نمىكنم؛ زيرا، مراقبت از اساس اسلام لازم است. و اين امر، رهين اتحاد و يكپارچگى امّت اسلامى است.
معرفى كتاب
كتابى كه در پيش روى داريد، تحقيقى است عالمانه و به دور از تعصّب، از استاد بزرگوار حضرت آيت الله آقاى حاج شيخ حسين كريمى قمى كه به حقّ از
محقّقين برجسته حوزه علميه قم و از اساتيد مبرّز حوزه و دانشگاه مىباشند و اجتهاد مطلق ايشان در سالهاى بسى دور، به تأييد بزرگان و اعاظم، از جمله والد معظّم مرجع بزرگوار حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد فاضل لنكرانى (قدس سره) رسيده است.
در اين كتاب، شبهات مربوط به سند زيارت عاشورا به صورت بسيار دقيق و فنّى پاسخ داده شده و معظّم له اثبات فرمودهاند كه اين
[1]- ص: 78.
زيارت حتى با صد سلام و صد لعن، معتبر و داراى سندى صحيح و قابل اعتماد مىباشد.
اميد است محققان، بلكه جميع مؤمنين و مؤمنات از مباحث اين كتاب پر ارج استفاده برند.
اينجانب به سهم خود از همت بلند ايشان تقدير و تشكر دارم و آرزومندم همگان هرچه بيشتر در دنيا و آخرت مورد عنايت خاص ابا عبدالله الحسين (ع) قرار گيرند.
همچنين لازم مىدانم از محقّقين مركز فقهى ائمّه اطهار (ع) و معاونت پژوهشى مركز، جناب مستطاب فاضل گرانقدر آقاى دكتر مقدادى و مدير محترم و معزّز، حضرت حجت الاسلام والمسلمين آقاى شيخ محمد رضا فاضل كاشانى كه در به ثمر رساندن اين اثر، سهم بسزايى داشتند، تشكّر و سپاسگزارى نمايم.
ألّلهمّ اجعل مماتي قتلًا في سبيلك بحقّ محمّد وآله الطاهرين سلام الله عليهم أجمعين.
حوزه علميه قم
(صانها الله تعالى عن حوادث الدهر)
مركز فقهى ائمه اطهار (ع)
محمد جواد فاضل لنكرانى
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
گفتارگشايى
بحث و بررسى پيرامون زيارت شريف عاشورا، سند آن و پاسخ به شبهههاى وارد شده، مزاجى سالم و فرصتى طولانى مىطلبد كه متأسفانه هر دو امر درباره اين حقير به كاستى گراييده است. ليكن به درخواست آيت الله زاده معظم حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ جواد فاضل لنكرانى و بر اساس تقديم اهم بر مهم، دفاع از حق و اصول مذهب را بر سلامتى خود مقدم داشته و با بضاعت مزجات[1]و استمداد از درگاه خداوند متعال بدين بحث مىپردازم «ولا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم».
نكاتى پيرامون اعتبار زيارت عاشورا
پيش از شروع بحث، بيان چند مطلب لازم است:
الف- اين نوشتار درباره حجيت زيارت عاشوراى معروف كه شامل بر صد لعن و سلام است، مىباشد و تلاش
نگارنده در پاسخ به
[1]- سرمايهاى ناچيز، برگرفته از سوره مباركه يوسف، آيه 88.
پندار بعضى از نويسندگان است كه از يك قرن قبل به بهانه وحدت جامعه اسلامى، خواندن زيارت عاشورا را دامن زدن به اختلاف بين شيعه و سنى دانسته و درصدد برآمدهاند كه از راه ضعف سند، آن را از اعتبار ساقط نمايند. در مجموع حجيت و اعتبار اين زيارت مقدس و شريف با ده روش به اثبات مىرسد، اين روشها عبارتند از:
1- روش روايى و رجالى، استفاده از شيوه رجالى و اثبات اعتبار آحاد راويان سند كه ميان متأخرين مرسوم است.
2- اثبات اعتبار متن از راه قرائن مفيد علم يا اطمينان به صدور متن از معصوم كه بين قدماى اصحاب مرسوم بوده است.
3- اثبات اعتبار از راه قاعده تسامح در مستحبات كه پشتوانه آن احاديث صحيحه مىباشد. مرحوم ملا حبيب الله كاشانى و بعضى ديگر اين راه را برگزيدهاند.
4- اثبات اعتبار توسط اجماع قولى و عملى فقهاى اماميه و سيره متشرعه.
5- اثبات اعتبار از راه علوّ متن.
6- اثبات اعتبار از طريق بركات و ثمرات مرتّب بر خواندن اين زيارت، كه آن را برهان أنّ مىنامند.[1]
7- اثبات اعتبار به وسيله اسناد تاريخى.
[1]- مرحوم آيت الله حائرى بعد از آنكه خواندن اين زيارت را براى رفع وبا از شيعيان سامرا نقل كرد، فرمود: اين ثمره از دلايل محكم حقانيت مذهب جعفري و صحت شفاعت و اعتلاى زيارت عاشورا است، و خود يكى از كرامات سيد فشاركى است كه مى گويد: «من ضمانت مىكنم هركس اين زيارت را بخواند به وبا گرفتار نشود». ضمانت مذكور دليل اطلاع ايشان بر غيبى از غيوب است و شايد به واسطة خليفة الله فى ارضه باشد. تفصيل خواهد آمد.
8- اثبات اعتبار از راه مكاشفات.
9- اثبات اعتبار از راه رؤياهاى صادقه.
البته، دو روش اخير مبنى بر حجيت خواب و مكاشفات غيرمعصوم مىباشد كه پذيرش آن در بين اماميه به نحو موجبه جزئيه است و دستكم در اين مجال به عنوان تأييد قابل پذيرش است.
10- اثبات اعتبار از راه شهرت روايى و عملى است كه صاحب كتاب «شفاء الصدور» به آن تمايل دارد.
ب- از متون و منابع كهن منابع زيارت عاشورا، كتاب «مصباح المتهجد» صغير و كبير شيخ طوسى[1]و «كامل
الزيارات» ابن قولويه و
[1]- شيخ طوسى (محمد بن الحسن متولد 385 ق و در گذشته 460 ق است) وى در سال 408 ق كه 23 سال از عمرش گذشته بود به بغداد هجرت نمود و از محضر علماى بزرگ آن زمان از جمله شيخ مفيد و سيد مرتضى استفاده كرد. سرانجام بعد از فوت مرحوم مفيد و سيد مرتضى به عنوان بزرگترين عالم شيعى حائز مقام تدريس و جلوس بر كرسى خاصى كه مختص به بزرگترين عالم در رشته تخصصى بود، گرديد و در مدتى كه در بغداد بود 300 مجتهد در فقه اماميه تربيت كرد. وى به سبب سعايت دشمنان در اثر نوشتن كتاب «مصباح المتهجد» متهم به سبّ صحابه گرديد تا آنجا كه او را نزد خليفه وقت محاكمه نمودند. دشمنان شيخ گفتند مقصود از «أللّهمّ خصّ أنت أول ظالم باللعن منّى أوّلا ثمّ الثانى والثالث والرابع» در زيارت عاشورا ابوبكر، عمر، عثمان و معاويه است. شيخ در مقام دفاع ملهم شد به اين كه بگويد: مقصود از اين كلام، قابيل، قاتل هابيل و دومى پى كننده ناقه صالح و مراد از ظالم سوم قاتل يحيى بن زكريا و از چهارم عبد الرحمان بن ملجم مىباشد. اين دفاع مقبول واقع شد، ولى از اين پس آسايش شيخ در اثر كيد دشمنان سلب و سرانجام كتابخانه او را به آتش كشيدند. شيخ مجبور شد از بغداد به نجف اشرف مهاجرت كند. با اين هجرت حوزه علميه نجف تأسيس شد و سرانجام بعد از 12 سال جهاد علمى در 75 سالگي در نجف اشرف به جوار حق پيوست و در منزل خود مدفون گرديد. (رجوع شود به ريحانة الادب 325: 3 و فوائد الرضويه: 472 و قصص العلماء: 414 و مقدمه كتاب مصباح المتهجد.)
با توجه به آنچه گفته شد احتمال قوى داده مىشود در اثر تقيه بخشى از كتاب مصباح كبير توسط شيخ يا متصديان امور او اسقاط شده باشد. ولى اين اسقاط مربوط به نسخه خاص مكتبه شيخ است و ربطى به نسخههاى ديگر ندارد. در مقدمه مصباح المتهجد كه به قلم آقاى انصارى زنجانى نوشته شده، مرقوم است كه ايشان 6 نسخه خطى تهيه كردهاند كه بعضى از آنها با نسخههاى نزديك به عصر مؤلف مقابله و تصحيح گرديده است و اين نسخهها تماماً مشتمل بر صد لعن و سلام و منطبق بر زيارت عاشوراى معروف مى باشد.