گفتارگشايى
بحث و بررسى پيرامون زيارت شريف عاشورا، سند آن و پاسخ به شبهههاى وارد شده، مزاجى سالم و فرصتى طولانى مىطلبد كه متأسفانه هر دو امر درباره اين حقير به كاستى گراييده است. ليكن به درخواست آيت الله زاده معظم حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ جواد فاضل لنكرانى و بر اساس تقديم اهم بر مهم، دفاع از حق و اصول مذهب را بر سلامتى خود مقدم داشته و با بضاعت مزجات[1]و استمداد از درگاه خداوند متعال بدين بحث مىپردازم «ولا حول ولا قوة الا بالله العلي العظيم».
نكاتى پيرامون اعتبار زيارت عاشورا
پيش از شروع بحث، بيان چند مطلب لازم است:
الف- اين نوشتار درباره حجيت زيارت عاشوراى معروف كه شامل بر صد لعن و سلام است، مىباشد و تلاش
نگارنده در پاسخ به
[1]- سرمايهاى ناچيز، برگرفته از سوره مباركه يوسف، آيه 88.
پندار بعضى از نويسندگان است كه از يك قرن قبل به بهانه وحدت جامعه اسلامى، خواندن زيارت عاشورا را دامن زدن به اختلاف بين شيعه و سنى دانسته و درصدد برآمدهاند كه از راه ضعف سند، آن را از اعتبار ساقط نمايند. در مجموع حجيت و اعتبار اين زيارت مقدس و شريف با ده روش به اثبات مىرسد، اين روشها عبارتند از:
1- روش روايى و رجالى، استفاده از شيوه رجالى و اثبات اعتبار آحاد راويان سند كه ميان متأخرين مرسوم است.
2- اثبات اعتبار متن از راه قرائن مفيد علم يا اطمينان به صدور متن از معصوم كه بين قدماى اصحاب مرسوم بوده است.
3- اثبات اعتبار از راه قاعده تسامح در مستحبات كه پشتوانه آن احاديث صحيحه مىباشد. مرحوم ملا حبيب الله كاشانى و بعضى ديگر اين راه را برگزيدهاند.
4- اثبات اعتبار توسط اجماع قولى و عملى فقهاى اماميه و سيره متشرعه.
5- اثبات اعتبار از راه علوّ متن.
6- اثبات اعتبار از طريق بركات و ثمرات مرتّب بر خواندن اين زيارت، كه آن را برهان أنّ مىنامند.[1]
7- اثبات اعتبار به وسيله اسناد تاريخى.
[1]- مرحوم آيت الله حائرى بعد از آنكه خواندن اين زيارت را براى رفع وبا از شيعيان سامرا نقل كرد، فرمود: اين ثمره از دلايل محكم حقانيت مذهب جعفري و صحت شفاعت و اعتلاى زيارت عاشورا است، و خود يكى از كرامات سيد فشاركى است كه مى گويد: «من ضمانت مىكنم هركس اين زيارت را بخواند به وبا گرفتار نشود». ضمانت مذكور دليل اطلاع ايشان بر غيبى از غيوب است و شايد به واسطة خليفة الله فى ارضه باشد. تفصيل خواهد آمد.
8- اثبات اعتبار از راه مكاشفات.
9- اثبات اعتبار از راه رؤياهاى صادقه.
البته، دو روش اخير مبنى بر حجيت خواب و مكاشفات غيرمعصوم مىباشد كه پذيرش آن در بين اماميه به نحو موجبه جزئيه است و دستكم در اين مجال به عنوان تأييد قابل پذيرش است.
10- اثبات اعتبار از راه شهرت روايى و عملى است كه صاحب كتاب «شفاء الصدور» به آن تمايل دارد.
ب- از متون و منابع كهن منابع زيارت عاشورا، كتاب «مصباح المتهجد» صغير و كبير شيخ طوسى[1]و «كامل
الزيارات» ابن قولويه و
[1]- شيخ طوسى (محمد بن الحسن متولد 385 ق و در گذشته 460 ق است) وى در سال 408 ق كه 23 سال از عمرش گذشته بود به بغداد هجرت نمود و از محضر علماى بزرگ آن زمان از جمله شيخ مفيد و سيد مرتضى استفاده كرد. سرانجام بعد از فوت مرحوم مفيد و سيد مرتضى به عنوان بزرگترين عالم شيعى حائز مقام تدريس و جلوس بر كرسى خاصى كه مختص به بزرگترين عالم در رشته تخصصى بود، گرديد و در مدتى كه در بغداد بود 300 مجتهد در فقه اماميه تربيت كرد. وى به سبب سعايت دشمنان در اثر نوشتن كتاب «مصباح المتهجد» متهم به سبّ صحابه گرديد تا آنجا كه او را نزد خليفه وقت محاكمه نمودند. دشمنان شيخ گفتند مقصود از «أللّهمّ خصّ أنت أول ظالم باللعن منّى أوّلا ثمّ الثانى والثالث والرابع» در زيارت عاشورا ابوبكر، عمر، عثمان و معاويه است. شيخ در مقام دفاع ملهم شد به اين كه بگويد: مقصود از اين كلام، قابيل، قاتل هابيل و دومى پى كننده ناقه صالح و مراد از ظالم سوم قاتل يحيى بن زكريا و از چهارم عبد الرحمان بن ملجم مىباشد. اين دفاع مقبول واقع شد، ولى از اين پس آسايش شيخ در اثر كيد دشمنان سلب و سرانجام كتابخانه او را به آتش كشيدند. شيخ مجبور شد از بغداد به نجف اشرف مهاجرت كند. با اين هجرت حوزه علميه نجف تأسيس شد و سرانجام بعد از 12 سال جهاد علمى در 75 سالگي در نجف اشرف به جوار حق پيوست و در منزل خود مدفون گرديد. (رجوع شود به ريحانة الادب 325: 3 و فوائد الرضويه: 472 و قصص العلماء: 414 و مقدمه كتاب مصباح المتهجد.)
با توجه به آنچه گفته شد احتمال قوى داده مىشود در اثر تقيه بخشى از كتاب مصباح كبير توسط شيخ يا متصديان امور او اسقاط شده باشد. ولى اين اسقاط مربوط به نسخه خاص مكتبه شيخ است و ربطى به نسخههاى ديگر ندارد. در مقدمه مصباح المتهجد كه به قلم آقاى انصارى زنجانى نوشته شده، مرقوم است كه ايشان 6 نسخه خطى تهيه كردهاند كه بعضى از آنها با نسخههاى نزديك به عصر مؤلف مقابله و تصحيح گرديده است و اين نسخهها تماماً مشتمل بر صد لعن و سلام و منطبق بر زيارت عاشوراى معروف مى باشد.
«المزار الكبير» محمد بن جعفر مشهدى و «مصباح الزائر» سيد بن طاووس و «المصباح» كفعمى مىباشد.
مرحوم شيخ طوسى اين زيارت را به سه طريق از امام باقر و امام صادق (ع) و مرحوم ابن قولويه به دو طريق نقل كردهاند. روايتى كه از امام باقر (ع) نقل شده منتهى به علقمه بن محمد حضرمى و حديث امام صادق (ع) منتهى به صفوان بن مهران جمّال مىشود.
ج- ابن مشهدى در مقدمه كتاب «المزار الكبير» تصريح كرده كه روايات اين كتاب از ثقات اصحاب نقل شده است. از اين جهت توثيق عام محقق مىشود و مرسلات اين كتاب به مثابه مرسلات ابن ابى عمير حجت مىباشد. همان گونه كه مرحوم آيت الله خوئى نسبت به روات «كامل الزيارات» اختيار كرده است.
د- عقيده نگارنده بر اين است كه زيارت عاشوراى معروف كه مشتمل بر صد لعن و سلام است از زيارات صحيحه به اصطلاح قدما و نيز به اصطلاح متأخرين است و مفاد آن موافق با آيات قرآن و سنت قطعى است؛ زيرا اين زيارت علاوه بر علوّ متن، مشتمل بر اصل تولاى حق و تبراى از باطل، امر به معروف و نهى از منكر، نفرين بر ظالم و طرفدارى از مظلوم، ترسيم صراط مستقيم و تميز آن از راه منحرفين
مىباشدكه تماماً از ضروريات دين و مسلّمات مذهب اهل بيت (ع) است.
ه-- حديث صحيح در نزد قدما به حديثى گفته مىشود كه موثوق الصدور باشد و اين وثوق صدور مىتواند از ناحيه سلسله راويان يا از راه علو متن و قرائن مفيد حاصل شود.
اين زيارت هر دو جهت را داراست، نسبت به صحت نزد قدما محفوف به قراين بسيارى است كه در مجموع وثوق به صدور را مىرساند، از اينرو در طول تاريخ مورد ترغيب علما و تشويق فقهاى راستين و مراجع دين بوده است
و 45 شخصيت علمى درباره آن مقاله يا كتاب نوشتهاند[1]و فوايد و بركات آن بر همه اهل اسلام روشن و هويدا است.
و- همانگونه كه پيشتر گفته شد، برخى اظهار داشتهاند اين زيارت، برگشت به تاريخ گذشته و موجب تفرقه بين مسلمانان است و مصلحت در حذف فقرات حاوى لعن بر قاتلان سيد الشهداء مىباشد؛ زيرا مانع وحدت است و ما نبايد وحدت مسلمين را فداى يك امر تاريخى كنيم. گذشتگان مسؤول كار خود مىباشند و ما هم مسؤول حفظ وحدت مسلمانان هستيم.
در جواب اينان بايد گفت كه تشخيص اين امر به عهده اولياى مسلمين است، هرگاه مقامات مسؤول لزوم ترك امرى را براى انجام امر مهمترى تشخيصدهند، آن را به عنوان امر ثانوى ونه اولى و از باب تقديم اهم برمهم به هنگام مزاحمت در مقام اجرا وامتثال احكام مىپذيريم.
[1]- در پاورقى شفاء الصدور از سيد على موحد ابطحى 411: 2.
ز- امامت نزد شيعيان از امور اعتقادى است كه با نصب خداى متعال و با ابلاغ پيامبر اسلام (ص) صورت گرفته است و مصاديق آن ائمه اثنى عشر (ع) مىباشند؛ اولين آنان على بن ابى طالب (ع) و آخرين آنان حضرت مهدى موعود امام زمان حجت بن الحسن العسكرى (عج الله تعالى فرجه الشريف) است. طبق روايات، انكار
امامت يكى از آنان مساوى با انكار امامت همگى مىباشد. اين منظومه پيوسته تا پايان عمر دنيا باقى است و در اين زمان ولايت و امامت بر عهده امام دوازدهم است كه در پرده استتار و منتظر فرمان خدا براى ظهور و تأسيس حكومت عدل جهانى است.
بر اين اساس پرداختن به امر امامت و برگشت به تاريخ، پرداختن به يك امر تاريخى محض نيست، بلكه در واقع بررسى يك امر كلامى و عقيدتى است و دليل كلامى بودن آن حديث قطعى الصدور
«من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية»،[1]
و حديث قطعى الصدور
«ستفترق امتي ثلاثة وسبعين فرقة منها فرقة ناجية والباقي في النار»
مىباشد.[2]
بنابراين زنده نگه داشتن حادثه كربلا، احياى ارزش هاى اسلامى است، نه بررسى و پرداختن به يك حادثه صرفاً تاريخى، و آنچه نبايد به آن پرداخت امور تاريخى بيهوده و بى هدف است، نه وقايع پيامآور و حافظ ارزشها.
[1]- بحارالانوار 78: 23- 95؛ كشف الغطاء 73: 1 نشر دفتر تبليغات اسلامى قم؛ كتاب الغدير 358: 1- 360؛ كتاب نسيم ولايت از نگارنده: 213؛ احقاق الحق 85: 13.
[2]- رجوع شود به كتاب مناقب خوارزمى فصل 19، ص 331؛ كتاب اصل الاصول از نگارنده: 111.
شد مكرّر عزاى او كه همه
بشوند آگه از مرام حسين
امام حسين (ع) قرآن مجسّم و ممثّل تمام ارزشها و اهداف مقدس انبيا و اوليا است كه بايد تا ابد راه و روش او زنده و محفوظ بماند و اين زيارت براى تحقق اهداف امام بايد همه ساله، بلكه همه روزه خوانده شود تا «كلّ ارض كربلا وكلّ يوم عاشورا» براى نسل هاى بعد به فراموشى سپرده نشود.
گفتار نخست
گفتار نخست: بررسى روشهاى اثبات اعتبار زيارت عاشورا
(1) روش متأخرين
اينك با توجه به آنچه گفته شد وارد بررسى سند به شيوه متأخرين و جواب بعضى از شبهات در مورد اين زيارت شريف مىشويم:
همانطور كه قبلًا گفته شد، زيارت عاشورا در كتابهاى مصباح كبير و صغير شيخ طوسى و كامل الزيارات ابن قولويه و مصباح الزائر ابن طاووس و المزار الكبير ابن مشهدى و بحار الانوار و كتابهاى ديگر مذكور است.[1]
بعضى نوشتهاند اين زيارت طبق نوشته سيد بن طاووس در مصباح الزائر، در كتاب مصباح كبير شيخ طوسى بدون صد لعن و صد سلام است، لذا مرحوم سيد بن طاووس زيارت كامل
را از مصباح صغير شيخ نقل كرده است. بدين ترتيب، اين مستشكل با اين كلام هم كتاب
[1]- مصباح المتهجد: 713؛ كامل الزيارات: 173، ب 71؛ مصباح الزائر: 269؛ المزارالكبير ازمحمد بن جعفر مشهدى 480؛ بحار الانوار 290: 98؛ زاد المعاد: 373؛ تحفة الزائر: 327؛ مفاتيح الجنان: 750.
مصباح كبير شيخ را از مدار خارج مىكند و هم مصباح صغير را دچار خدشه مىنمايد و هم سيد بن طاووس را زير سؤال مىبرد. بنابراين زيارت كامل را منحصر به مصباح صغير و كتاب كامل الزيارات كرده است و اين را دليل تحريف به زياده در نسخههاى ديگر مصباح كبير دانسته است.[1]
ليكن اين كه متن كامل زيارت، منحصر به اين دو كتاب باشد، مردود است؛ زيرا در كتاب هاى ديگر كه يكى از آنها كتاب المزار الكبير ابن مشهدى است (كه مؤلف در مقدمه آن تضمين وثاقت راويان سند احاديث آن را نموده است) اين زيارت به نحو كامل موجود است. از آنجا كه مؤلف اين كتاب مرحوم جعفر بن محمد مشهدى از علماى مورد وثوق مىباشد بىگمان با تضمين مؤلف، روات كتاب توثيق كلى مىشوند و مرسلات آن كتاب در حكم مسانيد معتبر شناخته مىشود و در
نتيجه ادعاى تحريف اين زيارت، افترايى بيش نخواهد بود. صاحب كتاب «شفاء الصدور» در پايان بحث سند اظهار داشته است كه در اعتبار روايت شك و ترديدى نيست و علماى شيعه در تمامى اعصار و تطاول ايام به اين روايت پايبند بوده و غالباً آن را از اوراد لازمه و اذكار دائمه خود قرار دادهاند.
[1]- لازم است در مورد اين اشكال توضيح داده شود كه مصباح صغير خلاصه مصباح كبير است كه توسط خود شيخ طوسى خلاصه شده است. حال چگونه ممكن است صد لعن و صد سلام در مصباح صغير باشد، ولى در مصباح كبير نباشد؟ به طور حتم در نسخهاى كه سيد بن طاووس داشته، صد لعن و صد سلام ساقط شده است چرا كه تمام نسخههاى خطى مصباح كبير داراى اين دو فراز مى باشند و كسانى كه اين زيارت را از مصباح كبير نقل كردهاند، آن دو فراز را هم آوردهاند. بنابراين به نظر مىرسد نسخه مصباح كبير كه نزد سيد بن طاووس بوده، كامل نبوده است.