مصباح كبير شيخ را از مدار خارج مىكند و هم مصباح صغير را دچار خدشه مىنمايد و هم سيد بن طاووس را زير سؤال مىبرد. بنابراين زيارت كامل را منحصر به مصباح صغير و كتاب كامل الزيارات كرده است و اين را دليل تحريف به زياده در نسخههاى ديگر مصباح كبير دانسته است.[1]
ليكن اين كه متن كامل زيارت، منحصر به اين دو كتاب باشد، مردود است؛ زيرا در كتاب هاى ديگر كه يكى از آنها كتاب المزار الكبير ابن مشهدى است (كه مؤلف در مقدمه آن تضمين وثاقت راويان سند احاديث آن را نموده است) اين زيارت به نحو كامل موجود است. از آنجا كه مؤلف اين كتاب مرحوم جعفر بن محمد مشهدى از علماى مورد وثوق مىباشد بىگمان با تضمين مؤلف، روات كتاب توثيق كلى مىشوند و مرسلات آن كتاب در حكم مسانيد معتبر شناخته مىشود و در
نتيجه ادعاى تحريف اين زيارت، افترايى بيش نخواهد بود. صاحب كتاب «شفاء الصدور» در پايان بحث سند اظهار داشته است كه در اعتبار روايت شك و ترديدى نيست و علماى شيعه در تمامى اعصار و تطاول ايام به اين روايت پايبند بوده و غالباً آن را از اوراد لازمه و اذكار دائمه خود قرار دادهاند.
[1]- لازم است در مورد اين اشكال توضيح داده شود كه مصباح صغير خلاصه مصباح كبير است كه توسط خود شيخ طوسى خلاصه شده است. حال چگونه ممكن است صد لعن و صد سلام در مصباح صغير باشد، ولى در مصباح كبير نباشد؟ به طور حتم در نسخهاى كه سيد بن طاووس داشته، صد لعن و صد سلام ساقط شده است چرا كه تمام نسخههاى خطى مصباح كبير داراى اين دو فراز مى باشند و كسانى كه اين زيارت را از مصباح كبير نقل كردهاند، آن دو فراز را هم آوردهاند. بنابراين به نظر مىرسد نسخه مصباح كبير كه نزد سيد بن طاووس بوده، كامل نبوده است.
با وجود اينكه بعضى سندهاى آن صحيح و بعضى حسن است و فى الجمله وثاقت سند بر مشرب تحقيق به هيچ وجه جاى تأمّل نيست، بدين ترتيب احدى از علما در اين جهت سخنى نگفته و تأملى نكرده است.[1]
در هر حال زيارت عاشورا كه مشتمل بر صد لعن و سلام مىباشد از امام محمد باقر و امام صادق (ع) در كتب اماميه به چند طريق مذكور است.
الف) بررسى سند زيارت در كتاب كامل الزيارات
جعفر بن محمد بن قولويه در كتاب كامل الزيارات (باب 71) آن را به دو سند از حضرت امام باقر (ع) ذكر كرده است.
سند اول: حكيم بن داود و غيره از محمد بن موسى همدانى از محمد بن خالد طيالسى از سيف بن عميره و صالح بن عقبه از علقمه بن محمد حضرمى از امام باقر (ع).
سند دوم: محمد بن اسماعيل از صالح بن عقبه از مالك جهنى از امام باقر (ع).
مرحوم ابن قولويه در مقدمه كتاب كامل الزيارات فرمودهاند رواياتى كه در اين كتاب درج شده همگى از مشايخ ثقات واصل شده است. در نتيجه وى با اين گفتار 388 راوى را توثيق كرده است، البته به عقيده اكثر علما، اين جمله تنها مربوط به آخرين حلقه نزولى سند است؛ يعنى افرادى كه نسبت به او (ابن قولويه) داراى رابطه استادى
[1]- شفاء الصدور 72: 1.
مىباشند و آنها 32 نفر از مشايخ بدون واسطه ايشان هستند. در هر حال چون حكيم بن داود در آخرين حلقه نزولى است به هر دو وجه مشمول توثيق ابن قولويه مىشود.[1]
[1]- شيخ ابو القاسم جعفر بن قولويه همان است كه سى سال قبل از وفات خود كه سنه 339 هجرى باشد به قصد حج حركت كرد. براى آن كه در آن سال حجر الاسود را قرامطه به سوى مكه مىبردند تا در جاى خود نصب كنند در زماني كه قريب بيست سال بود كه حجر را كنده و به هجر برده بودند. شيخ ابن قولويه به آرزوى تشرف به لقاء امام زمان (عج الله) قصد حج كرد تا به خدمت آن حضرت در وقت نصب حجرالاسود مشرف شود. چون به بغداد رسيد مريضشد و نتوانست برود. ناچار نايبى گرفت و به مكه فرستاد و رقعهاى نوشت و مهر كرد به او داد و گفت اين رقعه را مىدهى به آنكس كه حجر الاسود را در مكان خود نصب مىكند و در آن نامه سؤال كرده بود از مدت عمر خود و آن كه از اين مرض مىميرد يا خوب مىشود. آن شخص به مكّه مشرف شد و روزى كه مىخواستند حجر را نصب كنند، مردم جمع شده بودند، او قدرى پول به خدام كعبه داد تا وى را نزديك ركن جاى دهند كه ببيند چه كسى حجر را نصب مىكند. اين نائب گفته است: هركس كه حجر را برداشت اضطراب كرد و افتاد، تا آن كه شخصى گندم گون نيكو روى آمد و حجر را برداشت و جاى خود گذاشت. حجر به جاى خود مستقر گرديد آن شخص از همان راهى كه آمده بود، بازگشت من دنبال او را گرفتم و ديده را به سوى او دوخته بودم و مردم را از خود به زحمت دور مىكردم و دنبال او مىرفتم. مردم از اين حال من خيال كردند كه من ديوانه شده ام از اينرو راه براى من مىگشودند و من با عجله مىدويدم و او به آهستگى و وقار مىرفت و با اين حال به او نمىرسيدم تا رسيدم به جايى كه كسى نبود، آن شخص روى به من كرد و فرمود: بياور آنچه با تو است. رقعه را به خدمتش دادم، بدون آن كه آن را ملاحظه فرمايد، فرمود. با وى بگو كه خوفى از براى بيمارى تو نيست و سى سال ديگر خواهى مرد. پس مرا گريه روى داد و ديگر نتوانستم حركت كنم. اين بفرمود و برفت. آنگاه نائب جناب شيخ ابن قولويه از مكه مراجعت كرد و اين خبر را به شيخ داد و چنان شد كه آن حضرت خبر داده بود.
آيت الله آقاى محسن خرازى در كتاب روزنهاى به عالم غيب (ص 176) از يكى از دوستان ثقه خود نقل كرده در زمان آيت الله خوئى و حكيم در هنگام تعمير قبر ايشان، پيكر وى از زير خاك نمايان شد كفن پوسيده ولى بدن سالم و موى صورت رنگ كرده وهيچ تغييرى در اندام پديد نيامده و تازه بود اما از شدت لاغرى پوست بدن به استخوان چسبيده بود.
محمد بن موسى همدانى نيز گرچه توثيق صريح ندارد، ولى نجاشى او را ذكر كرده و اظهار نموده است كه قميون گفتهاند وى غالى و نزد بعضى، از جاعلين است والله اعلم. از آنجا كه نجاشى در مقدمه كتابش گفته است كه من از سلف صالح در اين كتاب درج مىكنم و چون به نقل ديگران اكتفا كرده و با جمله «والله اعلم» آنان را زير سؤال برده است و نه محمد بن موسى را، از اين شيوه كلام كشف مىشود محمد بن موسى نزد ايشان نقطه ضعف ندارد و عموم سلف صالح شامل او
مىشود. همچنين ايشان محمد بن خالد طيالسى را هم ذكر نموده و جرحى در باره وى ارائه نكرده است.[1]
در حلقه سوم از سند اول، دو نفر قرار دارند؛ سيف بن عميره كه ثقه است و دومين آنان صالح بن عقبه است. از اين رو چنانچه صالح توثيق نشود، ضررى به سند وارد نمىگردد و علقمه بن محمد حضرمى هم در سند شيخ هم طراز صفوان است كه به آن اشاره شد. به هر روى از آنجا كه صاحب شفاء الصدور از عهده اين بحث به نحو اكمل بر آمدهاند مشتاقان براى استفاده بيشتر مىتوانند به آن رجوع كنند.
ب) بررسى سند زيارت در كتاب مصباح المتهجد
سند شيخ الطائفه در كتاب مصباح المتهجد بدين ترتيب است:
مرحوم شيخ طوسى در اين كتاب از امام باقر (ع) به دو سند و از امام صادق (ع) به يك سند زيارت را نقل كرده است.
در اين مختصر ابتدا نظر به سند سوم است كه منتهى به امام صادق (ع) مىشود. سند مزبور بدين قرار است:
[1]- رجال نجاشى: 338 و 340.
محمد بن خالد طيالسى از سيف بن عميره نقل مىكند كه به همراه صفوان بن مهران جمّال و جماعتى از اصحاب، بعد از آن كه امام صادق (ع) از حيره به مدينه برگشته بود به نجف اشرف رفتيم. هدف از اين اجتماع زيارت قبر
مطهر ابوالحسن اميرالمؤمنين (ع) بود، وقتى به محدوده مزار شريف رسيديم، صفوان مشغول زيارت شد، ابتدا زيارت حضرت امير را خواند و بعد از آن رو به طرف كربلا ايستاد و زيارت عاشورا را كه از علقمه نقل شده بود خواند و پس از آن دعاى معروف به همان دعاى علقمه را كه در واقع دعاى صفوان است، خواند. سيف بن عميره گويد من به صفوان گفتم علقمه بن محمد حضرمى زيارت عاشورا را براى ما از امام باقر (ع) خواند و اين دعايى كه تو حالا خواندى در آن نبود صفوان درباره علقمه هيچگونه قدحى وارد نكرد و فقط گفت من با امام صادق (ع) در اين مكان آمدم امام علاوه بر آنچه علقمه براى شما نقل كرده است اين دعا را هم خواند.
از اين مطالب استفاده مىشود كه علقمه در نزد صفوان مجهول الحال نبوده بلكه يك شخصيت علمى مورد تأييد است. اين گفتار هم زيارت عاشورا را توجيه و هم وضع علقمه را روشن مىنمايد. تفصيل بيشتر در كتاب شفاء الصدور مذكور است و به همين اندازه اكتفا مىكنيم.
و اما دو سند ديگر كه به امام باقر (ع) منتهى مىشود، سند اول: محمد بن اسماعيل بن بزيع از صالح و سيف بن عميره از علقمه بن محمد حضرمى. اين سند هم قابل تصحيح و توجيه فنى است؛ زيرا طريق شيخ به محمد بن اسماعيل بن
بزيع صحيح است و صالح بن
عقبه[1]هم هرچند توثيق صريح ندارد، ولى نقل ابن بزيع اعتماد بر اوست و توثيق عملى محسوب مىشود علاوه بر اين در طبقه او سيف بن عميره واقع شده كه صريحاً مورد توثيق علماى علم رجال است. در آخرين طبقه سند هم علقمه قرار دارد كه پيشتر وضع او روشن شد.
اما سند دوم: محمد بن خالد طيالسى از سيف بن عميره. طيالسى از كسانى است كه هم در سند كامل الزيارات و هم در سند تفسير على بن ابراهيم واقع شده است و هم در سند ديگر كه ذكر شد مورد اعتماد ابن بزيع قرار دارد. نتيجه اين كه هر سه سند شيخ در كتاب مصباح معتبر مىباشد.
بدين ترتيب زيارت عاشورا به روش متأخرين كه تنويع اخبار آحاد به صحيح، حسن، موثق و ضعيف است، زيارتى معتبر و داراى سند قوى محسوب مىشود.
بايد توجه داشت كه براى روز عاشورا چند زيارت در كتاب هاى اماميه وجود دارد، اما مورد بحث ما زيارتى است كه در كتاب «مفاتيح الجنان» به عنوان زيارت عاشوراى
معروف ذكر شده است. در آنجا اين زيارت داراى مقدّمات، آداب، تعقيبات و ادعيه خاصى است. اين ادعيه و آداب كه مربوط به قبل و بعد زيارت مىباشد مورد بحث نيست، بلكه خود زيارت مطلوب و مورد نظر مىباشد و آن از «السلام عليك يا ابا عبدالله» شروع و به دعايى كه در سجده خوانده مىشود
[1]- صالح بن عقبه در كتاب كامل الزيارات و نيز در تفسير قمى در سلسله سند روايت قرار دارد و مؤلفان اين دوكتاب (مرحوم ابن قولويه و مرحوم على بن ابراهيم قمى) در مقدمه كتاب خود به وثاقت راويان احاديث خود تصريح كردهاند. به علاوه مرحوم محدث نورى روايت كردن يونس (كه از اصحاب اجماع است) از صالح بن عقبه و روايت كردن محمد بن اسماعيل بن بزيع و محمد بن حسين بن ابى خطاب از او را دليل بر وثاقت وى گرفته است.
خاتمه مىيابد. و بعد از سجده، علقمه كه راوى آن زيارت است گفته است كه امام باقر (ع) فرمود: اگر بتوانى هر روز آن حضرت را از منزل خود زيارت كنى انجام بده و براى تو تمام ثوابها كه گفته شد، خواهد بود.
اين زيارت با آداب و تشريفات در كتاب مصباح كبير و مصباح صغير شيخ طوسى و مصباح الزائر سيد بن طاووس و بحار الانوار و زاد المعاد و تحفه الزائر مرحوم مجلسى با ذكر سند مذكور است. همچنين بدون دعاى بعد از آن در كتاب كامل الزيارات ابن قولويه و المزار الكبير ابن مشهدى با ذكر سند و در مصباح كفعمى بدون ذكر سند روايت شده است و چنان كه پيشتر گفتيم 45 شخصيت علمى درباره آن به صورت كتاب مستقل يا مقاله اظهار نظر كردهاند.
(2) روش قدما
آنچه تاكنون گفته شد، بررسى سند به روش متأخرين بود كه خبر واحد را
به چهار دسته: صحيح، حسن، موثق و ضعيف تقسيم كردهاند.
امّا قدما، روايات را با قرائن داخلى و خارجى به صحيح و ضعيف تقسيم نموده و اخبار كتاب هاى معتبر را محفوف به قرينه و مورد وثوق دانستهاند. اين شيوه تا زمان علامه حلى ادامه داشت. پيشتر گفته شد مرحوم شيخ بهاء الدين عاملى و مرحوم صاحب وسائل اين قرائن را جمعآورى كردهاند كه عمده آنها، ذكر روايت در اصول معتمده متعدّد يا تكرار در اصل واحد، استناد مشهور قدما به آن، موافقت با محكمات كتاب و سنت قطعى، موافقت با عقل بديهى و فطرت طبيعى، علوّ متن و ... مىباشد.
مرحوم شيخ بهاء الدين عاملى فرمودهاند كه اين قرائن به مرور زمان از بين رفتهاند از اينرو علامه و پيروان وى به تنويع اخبار به چهار دسته قائل شده و حجيت را دائر مدار بررسى سند دانستهاند.[1]
ليكن مرحوم صاحب وسائل فرمودهاند قرائنى كه گفته شد به قوّت خود باقى است و ما چيزى ازآنها را از دست ندادهايم.
نگارنده بر اين عقيده است كه با جمعآورى نسخههاى خطى و پيدايش صنعت چاپ و ارتباط با ديگر كشور هاى
جهان و بررسى اكثر قرائن موجود توسط محققان، وثوق به صدور حاصل مىشود. با اين ترتيب به مطلقِ خبر موثوق الصدور (خواه از ناحيه سند باشد و خواه از ناحيه قرائن) عمل مىكنيم. بنابراين، اخبار موجود در كتب اربعه را بايد پذيرفت، مگر معارض داشته باشد كه در صورت تعارض، به معيارهاى رجالى رجوع مىكنيم و بعضى از اخبار را بر بعضى ديگر ترجيح مىدهيم.
مرحوم شيخ بهايى پس از ذكر شيوه قدما مىگويد: وجه عدول از شيوه قدما به رويه متأخرين، از بين رفتن قرائن و كتابهاى روايى در اثر سلطه جباران بوده است، لذا آن روش ترك شده و به روش متأخرين عمل مىشود. چنانكه گفته شد قدما روايت را از راه «وثوق خبرى» كه از قرائن داخلى و خارجى استفاده مىشد تصحيح مىكردند، در حالى كه متأخرين از راه «وثوق مخبِرى» عمل مىكنند. ولى مرحوم صاحب وسائل فرمودهاند از آن چه در زمان مشايخ
[1]- رجوع شود به مقدمه كتاب مشرق الشمسين كه ضميمه كتاب حبل المتين در قم توسط مكتبه بصيرتى به چاپ رسيده است.