در مقابل بزرگترين قدرتهاى طاغوتى ايستادهاند از جمله انقلاب اسلامى ايران، از قيام خونين شهيدان كربلا نشأت گرفته است. حماسههاى حسينى كه در قالب زيارات به ويژه زيارت عاشورا شعار هر روز و هر شب شيعه گرديده براى آن است كه واقعه كربلا هميشه مدّ نظر باشد و به فراموشى سپرده نشود.
(7) مشروعيت زيارت اهل قبور
ممكن است اين شبهه مطرح شود كه آيا زيارت اهل قبور مشروعيت دارد؟
درباره زيارت اهل قبور مرحوم سيد محسن امين عاملى علاوه بر عمومات و اطلاقات لفظى به سيره نبى اكرم (ص) و اهل بيت معصومين (ع) و امثال سلمان فارسى كه تالى تلو معصوم مىباشد، تمسك كرده است. ايشان رواياتى را از سنن ابن ماجه و صحيح مسلم و سنن سنائى مرقوم داشته كه محتواى آن زيارت پيامبر از شهداى احد و قبور اصحاب و قبر مادرش حضرت آمنه و ديگران مىباشد و اين سيره مسلم و مستمر است و اجماع اهل بيت (ع) بر آن دلالت دارد و كسى در اين باره مخالفت نكرده است، مگر محمد بن عبد الوهاب بنيان گذار فتنه وهابيت.
(8) لزوم مأثور بودن زيارت عاشورا
علامه ابوالحسن شعرانى در رساله «درايه الحديث» شيوهاى را اتخاذ كرده كه حاج ملا هاشم خراسانى خلاصه آن را در مقدمه كتاب «منتخب التواريخ» درج نموده است. ايشان بيان كرده كه در ادعيه و
زيارات نياز به سند مأثور و صدور از معصوم (ع) نداريم، زيرا با وجود اطلاقات و عمومات ادعيه و زيارات، خبرگان فن مىتوانند طبق شؤون ائمه آنها را توصيف و طبق عمومات ادعيه، دعاهايى را كه وارد نيست، بسازند. مانند دعاى توسل كه از منشآت مرحوم خواجه نصير الدين طوسى است و مثل زيارت فاطمه زهرا كه از منشآت مرحوم شيخ صدوق است. همچنين دعاى صباح در زيارت حضرت فاطمه زهرا (س) كه از بعضى علماست.[1]
نگارنده گويد: كلام ايشان فى الجمله مورد تأييد است، امّا نمىتوان به طور كلى آن را قبول كرد. از آنجا كه تعيين ثواب براى دعاى خاص و زيارات مخصوص وارد شده، دليلى روايى لازم دارد و نيز هرگاه خواندن فرازهايى از زيارت در محل خاص مذكور باشد، مثل خواندن بخشى از زيارت حضرت رضا (ع) در بالاى سر و بخشى از آن در پايين سر دليل خاص مىطلبد.
اين جانب زمانى به استاد بزرگوارم مرحوم آيت الله شيخ مرتضى حائرى عرض كردم يكى از آقايان مى گفت ثواب بعضى از شعارها در حال احرام بيشتر از ثواب تلبيه مىباشد، ايشان فرمود: «تعيين ثواب نياز به وحى دارد».
آنچه مىتوان گفت، جواز زيارات و ادعيه براى عارف به كلام و آگاه به ابعاد اسلام در حد رفتار و گفتار جابر بن عبدالله در زيارت اربعين است كه تماماً داراى مدارك كلى مىباشد. ايشان اولين زائر
[1]- ملا محمد هاشم خراسانى «منتخب التواريخ» با تصحيح و مقدمه ميرزا ابوالحسن شعرانى، تهران، كتابفروشى اسلاميه، چاپ سوم 1347.
قبر مطهر امام حسين است كه در اربعين سال اول به كربلا آمد و همراه ميزبان خود عطا ابتدا در «شريعه فرات» غسل زيارت كرد و لباس نظيف پوشيد و بعد با خضوع به طرف قبر مطهر حركت كرد و امام را مخاطب نموده و جملاتى كه در آن زيارت هست بر زبان جارى كرد. عماد الدين طبرى از رجال ثقات آنرا در كتاب «بشاره المصطفى» ذكر كرده است.
نكته ديگر اين كه، صاحب روضات الجنات نقل كرده است سيد بن طاووس از فصاحت بسيار برخوردار بوده است، تا حدى كه كلام او تالى تلو كلام معصوم مىباشد، او در مواردى كه احساس خلأ مىكرد خود را موظف به انشاء دعا و زيارت مىدانست.
ليكن اين شيوه درباره زيارت عاشورا امكان پذير نيست، بلكه نياز
به نص و دستور معصوم (ع) دارد، زيرا در مورد اين زيارت ثوابها و آثارى وارد شده و نيز برخى از فقها به استناد آن و بر مبناى قابل اعتماد بودن سند آن، روزه در روز عاشورا را حرام دانستهاند.[1]علاوه بر اين، تعيين عدد صد لعن و صد سلام و خواندن بخشى از آن به صورت سجده، نياز به دليل دارد.
البته، اصل لعن بر ظالمين و سلام بر مجاهدين و تبرّى از دشمنان دين و تولاى ائمه دين، مطالبى است كه با اجماع شيعه و همچنين جواز لعن بر يزيد و معاويه و آل ابى سفيان و شمر و ابن زياد كه تماماً
[1]- مانند استاد معظم حضرت آيت الله وحيد خراسانى كه در درس خود بر اساس «المزار الكبير» ابن مشهدى سند آن را صحيح انگاشته و به حرمت اين روزه قائل گرديد.
دخيل در واقعه كربلا و به شهادت رسانيدن سيد الشهداء بودند، جزء مسلمات تاريخ قطعى است و نيازى به سند ندارد.[1]
مطلب ديگرى كه در بعضى از زيارات قابل قبول است، تلفيق مأثور به غير مأثور مىباشد. اين مطلب را علامه مجلسى نسبت به زيارت ناحيه مقدسه فرموده
است. ايشان اين زيارت را با تفصيل و آداب نقل كرده و سپس نگاشته است: تمام اين زيارت از ناحيه مقدسه صادر نشده، بلكه بخشى از آن را سيد مرتضى انشاء نموده است.[2]
بنا بر اين مىتوان گفت آداب زيارت حضرت رضا (ع) از حين خروج از منزل تا ورود در حرم از منشآت مرحوم محمد بن حسن بن وليد مىباشد كه بر طبق عمومات انشا نموده، امّا نسبت به زيارت حضرت زهرا (س) اگرچه مرحوم صدوق در كتاب «من لا يحضره الفقيه» فرموده: «چون زيارتى دربارهى حضرت سيده نساء نيافتم، اين زيارت را در حال غسل خواندم تا خود و ديگران از فضل زيارت ايشان محروم نشويم»، ولى اين زيارت را شيخ طوسى به عنوان روايت در «مصباح المتهجد» آورده است، از اينرو، مىتوان گفت كه مقصود مرحوم صدوق از نيافتن زيارت روايى، فقدان زيارتى است كه به طريق روايات معتبر به ايشان رسيده باشد.
[1]- البته آن چه گفته شد نسبت به متن زيارت عاشوراى غير معروفه كه مرحوم محدث قمى در كتاب مفاتيح الجنان به پيروى از استادش مرحوم حاجى نورى از مزار قديم (كه تا به حال از چاپ آن اطلاعى ندارم) آورده، قابل توجيه است.
[2]- محمد باقر، علامه مجلسى، بحار الانوار، تهران، مكتبه اسلاميه، ج 101، ص 276.
در هر حال كلام علامه شعرانى فى الجمله درست است، اما زيارت عاشوراى معروف از تحت آن خارج مىباشد و نياز به سند دارد، از اينرو مشايخ حديث از بدو امر در صدد تصحيح سند آن
بودهاند و آن را قابل تغيير ندانستهاند.
والسلام عليكم ورحمة الله
زيارت عاشوراى معروف
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَابْنَ خِيَرَتِهِ) السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَابْنَ ثَارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَعَلَي الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلَامُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهَارُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ (بِكُمْ) عَلَيْنَا وَعَلَي جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلَامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَي جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ، فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً
أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ، وَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَأَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ
فِيهَا، وَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَلَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَإِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ وَأَتْبَاعِهِمْ وَأَوْلِيَائِهِمْ.
يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَلَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيَادٍ وَآلَ مَرْوَانَ وَلَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَلَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَلَعَنَ اللَّهُ شِمْراً (شَمِراً) وَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَأَلْجَمَتْ وَتَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي، لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَإِلَى رَسُولِهِ وَإِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَإِلَى فَاطِمَةَ وَإِلّى الْحَسَنِ وَإِلَيْكَ بِمُوَالاتِكَ وَبِالْبَرَاءَةِ (مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَنَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَبِالْبَرَاءَةِ
مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَالْجَوْرِ عَلَيْكُمْ وَأَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَإِلَى رَسُولِهِ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَبَنَي عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ وَجَرَى فِي
ظُلْمِهِ وَجَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَعَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَإِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَأَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاتِكُمْ وَمُوَالاةِ وَلِيِّكُمْ وَبِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَالنَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَأَتْبَاعِهِمْ، إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَوَلِيٌّ لِمَنْ وَالاكُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ، فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَرَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ، أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَأَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارِكُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًي (مَهْدِيٍّ) ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ وَأَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَأَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلَامِ وَفِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ (الْأَرَضِينَ)، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَرَحْمَةٌ