آزادى و مسؤوليت زن
نويسنده: آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي( دام ظله)
تاريخ وفات مؤلف: معارف اسلامى
موضوع: زنان، خانهدارى و مسائل اجتماعى
زبان: فارسى
تعداد جلد: 1
ناشر: انتشارات محبان الحسين( ع)
مكان چاپ: قم
سال چاپ: 1380
نوبت چاپ: اول
صفحات 1 الی 8 در مأخذ اصلی خالی است
پيشگفتار
علىرغم همه تلاشهايى كه با اعمال زشتترين شيوهها براى تضعيف و بهرهكشى از زن مىشود، او چونان مشعلى فروزان هادى راه نسلها و ستونى استوار براى خيمه جامعه باقى مانده است.
زن- سالهاى درازى را- قربانى ديدگاههاى اشتباهآميز درباره خود بوده است؛ زيرا كسانى او را جزئى از دارايى خود مىدانستند و به او اجازه نمىدادند تا جهان را به ديده خود بنگرد و با خرد خود در پيرامونش به انديشه و تفكّر برخيزد... و هرگاه اراده مىكرد كه درباره مسألهاى سخن بگويد او را سركوب مىكردند و هرگاه مىخواست پيرامون موضوعى نظر بدهد، به او نيشنخند مىزدند... و اراده مرد بر اين بود كه او تنها حاكم هر كوچك و بزرگى است و زن در خدمت او جز ابزارى براى برآوردن نيازها و پاسخ گفتن به تمايلات او نيست. امّا بر خلاف آنان، گروهى ديگر با زن به گونهاى برخورد مىكردند كه گويا زن تمام زندگى است و مرد در برابر او هيچ رأيى ندارد. زن آزادى مطلق دارد و زمام امور به دست اوست...
هر دوى اينها درباره زن ديد افراط و تفريط دارند، و به خطا رفتهاند، امّا اسلام شخصيّت واقعى و جايگاه طبيعى زن را در جامعه به او داده
است. اسلام زن را از حقوق قانونى محروم نكرده، نقش او را ناديده گرفته و مسؤوليّتهايش را ساقط نكرده است...، بلكه او را به طلب دانش و انجام فريضه امر به معروف و نهى از منكر فراخوانده، به انجام كارهاى نيك و احسان تشويق نموده و از پاكيهاى كه خداوند براى انسان آفريده، محروم نكرده است.
براى حفظ منزلت و شأن والاى زن، اسلام قواعدى از قبيل التزام به حجاب، و مراعات عفّت... وضع كرده است تا زن، موجب فساد جامعه نگردد و اساس آن را ويران نسازد. و اين چنين است كه زن در اسلام جايگاه و يژهاى دارد. تاريخ، دستاوردهايى بزرگ، و نقشهايى مهم در دفاع از حق و يارى ستمديدگان و مبارزه با سركشان را از زنان به ثبت رسانده است.
اين است كه اسلام زن را- پيوسته و تا ابد- به شناخت قدر و درك ارزش خود فرامىخواند و از او مىخواهد كه خود را كوچك نشمارد و توانايىهاى خود را ناديده نگيرد...
اين است آنچه كه حضرت آيت اللَّه سيّد محمّدتقى مدرسى در سخنرانيهاى مختلف بر آن تأكيد مىكند و با نظر به اهمّيت اين موضوع در موقعيّت فعلى، به جمع آورى آن سخنرانيها به عنوان يك كتاب اقدام كرديم به اميد آنكه سود و فايده آن فراگير شود و به آنها، سخنرانيهاى كه درباره تربيت است افزوديم به جهت ارتباط تنگاتنگى كه ميان مسؤوليّتهاى زن در زندگى و پيمانهاى مكتبى او وجود دارد، از خداوند مىخواهيم ما را دراين كار موفّق بدارد.
بخش فرهنگى
دفتر حضرت آيت اللَّه مدرسى
تهران: 13 جمادى الاوّل 1419 ه. ق
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل اوّل: پيرامون زن
زن در جاهليت و اسلام
خانواده، يكى از فراوانترين و گوناگونترين بنيادهاى زندگى انسانى در جامعه، همچون سياست، اقتصاد، فرهنگ، دانش، بهداشت و غيره است؛ خانوادهاى كه هسته و سلول اصلى آن را پيوندهاى محبّت به هم گره بزند و بناى آن براساس همكارى، اخلاص، هماهنگى، روح كار و تلاش باشد، نخستين خشت و پايه اساسى يك نظام اجتماعى استوار و پايدار را تشكيل مىدهد.
خواست خداوند- والا و برتر- اين است كه ساختار اجتماعى برتر براى زندگى انسان براساس ساختار خانوادهاى كه مكتب اسلام مطرح كرده استوار مىگردد؛ كه از مجموعهاى خانوادههاى به هم پيوسته، يك ساختار اجتماعى محكم و استوار پديد آيد و سير طبيعى زندگى به سوى رسيدن به كمال و پرستش كامل و مطلق خداوند آغاز شود.
شايد آشكارترين و بزرگترين موردى كه اسلام براى آن طرح و برنامه ريخته، همان نظام خانواده است كه از ژرفاى فطرت انسانى سرچشمه گرفته و بر آن استوار مىباشد. و مراد از نظام خانواده، مجموعهاى از
سنّتها، قوانين، قواعد الهى و غريزههاى پاكى است كه در جهت درست واقع شدهاند، و خداوند- پاك و منزّه- آنها را در وجود انسان اعمّ از: زن و مرد به امانت سپرده است.
خانواده، هديه جامعه
اگر در سرچشمه ترقّى و پيشرفت تمدّن بينديشيم و به دقّت نظر كنيم، و در جستجوى منبع شعاع ارزشها، فضيلتها، كارهاى نيك، خاستگاههاى اخلاق و آداب در محافل اجتماعى باشيم، خواهيم ديد كه همه اينها از نظام خانوادههايى به هم پيوسته سرچشمه مىگيرند. پس اگر بناى خانواده در جامعه بر پايههاى فضيلت و آداب اخلاقى نيكو استوار باشد، روح همكارى، برادرى و محبّت بر آن جامعه حاكم خواهد بود و آن جامعه با اتّحاد و انسجام، اهليّت پذيرش امانت الهى را در زندگى خواهد داشت، امّا اگر بناى خانواده بر انحراف، بديها و پراكندگى استوار باشد، جامعه به تزلزل، انحطاط و عقب ماندگى خواهد گراييد و اگر زمينه اين انحرافها بيشتر گردد، جامعه به گمراهى، فساد و تباهى كشيده خواهد شد، و راه فرارى در زندگى جز شكست و عقب گرد و سرانجام جز فروپاشى نخواهد داشت.
بنابراين، اين خانواده است كه هويّت جامعه و نشانههاى امّت را بر دوش مىكشد و اگر آن را به يك هرم تشبيه كنيم: پدر در رأس اين هرم، مسؤول مراقبت و حمايت از همسر خويش است كه او نيز پايه دوّم خانواده، مسؤول تربيت فرزندان و ساماندهى امور خانه است.
زن، در يك نظام خانوادگى نمونه، از سوى همسر حمايت مىشود