مشارٌالیه از اطبّاء مورد احترام قاطبه اهالی اصفهان و به حذاقت و استادی معروف بود. در اواخر عمر، همّت به طبع و نشر آثار پدر نمود، و گلزار را به چاپ رسانید. خود نیز کتب چندی به نظم و نثر تألیف کرده است؛ از آن جمله:
1. منظومه حفظ الصّحه 2. هفت دام مالک 3. دیوان اشعار، و سرانجام او در شب پنج شنبه 9 رجب سال 1377 وفات یافت، و در جنب پدر در قریه دستگرد مدفون گردید[1]. حاج سیّدعلی نوربخش متخلّص به «آزاد» مادّه تاریخ او را چنین گفته است:
یکی شد از جنان بیرون و گفتا بهر تاریخش: «چنان آمد محل دکتر ابراهیم انواری»[2]
ابراهیم
ابراهیم بن عبداللّه (و یا ابراهیم بن محمّد) از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است، از ولید بن مسلم روایت می کند، شیخ ابومسعود رازی از او حدیث نوشته، و محمّد بن ابراهیم بن شبیب از وی روایت کرده است[3].
183
ابراهیم شاهین
قاضی ابواسحاق ابراهیم شاهین بن عبداللّه، از محدّثین اصفهان است. وی به اصفهان آمده است.
احمد بن محمّد بن ابراهیم از او روایت می کند، و خود از یحیی بن معین نقل حدیث می نماید.[4]
ابراهیم اصفهانی
ابراهیم بن عبداللّه اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از ابوالعبّاس احمد بن محمّد بن ازهر سجزی روایت می کند، و اسماعیل بن محمّد بن عصام از او نقل حدیث می کند.[5]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص785.
[2]مزارات اصفهان، ص214.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص180.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص195.
[5]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص138.
سجزی از قرای رویدشت است، و در زمان حاضر آن جا را سگزی می گویند.
[ابوالعبّاس احمد سجزی منسوب به سجستان یا سیستان است، و ربطی به قریه سجزی اصفهان ندارد. به شرح حال احمد بن محمّد بن از هرسجستانی رجوع شود].
ابراهیم قصّار
ابواسحاق ابراهیم قصار بن عبداللّه بن اسحاق بن جعفر بن زکریّا بن یحیی بن شهمردان معدّل اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. در سال 270ق متولّد شده، و برای اخذ حدیث به شهرهای مختلف ازجمله بغداد، شام و نیشابور سفر کرده است. وی از حسن بن محمّد دارکی، ولید بن ابان، ابراهیم بن محمّد بن حسن اصفهانی در اصفهان، و از ابی بکر بن خزیمه و ابی العبّاس سرّاج در نیشابور، و صالح بن ابی الاصبغ در جزیره سامره و محدّثین هم طبقه او اخذ حدیث نموده است. وی در سنّ 103 سالگی در سال 373ق در نیشابور وفات یافت.[1]
ابراهیم بادرانی
ابواسحاق ابراهیم بن عبداللّه بن محمّد بادرانی اصفهانی از علماء و محدّثین اصفهان در قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری است. وی در ذی الحجّه 516ق وفات یافت.
در معجم البلدان گوید: بادران از قرای اصفهان و به قولی از نایین است[2]، به نظر حقیر، بادران همین قریه باغ بهادران لنجان علیا می باشد.
ابراهیم تاجر
ابواسحاق ابراهیم بن عبداللّه بن محمّد بن خُرشید قوله تاجر اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. مشارٌالیه دایی عبداللّه و محمود پسران احمد بن
[1]تاریخ بغداد، ج6، ص127؛ ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص201؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص286 و 373.
[2]معجم البلدان، ج1، ص316؛ اللباب، ج1، ص104.
محمود می باشد. از ابن عقده، ابن مَخلد، ابوعبداللّه حسین بن اسماعیل محاملی، ابوسعید احمد بن محمّد بن زیاد اعرابی روایت می کند، و ابواسحاق قفّال، ابوالحسن عبیداللّه بن محمّد بن اسحاق و ابومنصور بن شکرویه از او نقل حدیث نموده اند. وی در صفر 400ق وفات یافت.[1]
ابراهیم مدینی
ابواسحاق ابراهیم بن عبداللّه بن معدان مدینی اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از محمّد بن حمید و محدّثین ری و مصر نقل حدیث می کند. ابراهیم مدینی در سال 294ق وفات یافت[2].
سیّدابراهیم حسینی خوراسکانی*
سیّدابراهیم بن سیّد عبداللّه حسینی خوراسکانی اصفهانی از فضلای قرن یازدهم هجری است. وی در سال 1089ق نسخه ای از کتاب النّهایه فی غریب الحدیث تألیف ابن اثیر را به خطّ نسخ بسیار زیبا کتابت نموده، و در دارالکتب المصریّه موجود بوده است.[3]
سیّدمحمّدابراهیم شمس آبادی
آقا سیّدمحمّدابراهیم بن سیّدعبداللّه موسوی شمس آبادی، عالم فاضل و فقیه کامل، در سال 1294ق در اصفهان متولّد [شد]، و در اصفهان نزد ملاّمحمّدباقر فشارکی، شیخ محمّدتقی آقا نجفی، جهانگیرخان قشقایی، میرزا محمّدحسن نجفی، آخوند ملاّمحمّد کاشی، میرزا محمّد هاشم چهارسوقی و پدر دانشمندش سیّدعبداللّه شمس آبادی تحصیل نمود.
سپس به نجف اشرف مهاجرت نمود، و از محضر مرحوم آیت اللّه سیّدمحمّدکاظم یزدی بهره های علمی برد، و در فقه و اصول و فلسفه و حکمت، صاحب نظر گردید، و از استاد خود اجازه اجتهاد و روایت اخذ نمود، سپس به اصفهان
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص204؛ احقاق الحق، ج15، ص339؛ تبیین کذب المفتری، ص429؛ التّحبیر، ج2، ص289؛ تاریخ بغداد، ج10، ص143.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص190.
[3]خورشید جی، ص292.
بازگشت، و به تدریس و ارشاد و اقامه جماعت مشغول شد. او سرانجام در سال 1357ق به عارضه سکته وفات یافت، و در تکیه ملک در تخت فولاد مدفون [شد]، و در سال 1363 به نجف اشرف نقل شد، و در وادی السّلام، جنب پدر و جدّ خود مدفون گردید. ایشان عالمی غیور و در امر به معروف و نهی از منکر، متعصّب و کوشا بود. میرزا حسن خان جابری جهت تاریخ وفات صاحب عنوان چنین سروده است:
لقد جاء خمس ثم قالوا: «من الاحد سلامٌ علی ابراهیم طاب ثراه»
(1357 = 5 + 1352)[1]
ابراهیم قاسانی
ابراهیم بن عبداللّه قاسانی، از محدّثین اصفهان است. از ابومصعب روایت می کند، و ابواحمد محمّد بن احمد بن محمّد بن ابراهیم از او نقل حدیث می نماید.[2]
ابراهیم اشعری مدینی
ابراهیم بن عبدالواحد اشعری مدینی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم و چهارم هجری است. یوسف بن محمّد مؤذّن از او روایت می کند، و خود اشعری از ابی داوود روایت حدیث می نماید.[3]
ابراهیم ابهری
ابراهیم بن عثمان بن عمیر ابهری اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از ابوسلمه موسی بن اسماعیل تبوذکی روایت می کند. محمّد بن محمّد بن یونس ابهری از او نقل حدیث می نماید.[4]
[1]تحفه الابرار، ج2، صص520 521؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص843؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص285؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص202؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج3، صص194 195.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص194.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص180.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص187؛ الانساب، ج1، ص105؛ معجم البلدان، ج1، ص83.
سیّدمحمدابراهیم میرشفیعیان
(سیّدمحمدابراهیم شفیعیان موسوی سدهی، عالم زاهد پارسا، امام جماعت و مدرس مدرسه شفیعیه اصفهان. در اصفهان از درس آخوند ملا محمد حسین فشارکی، میرزا علی آقا شیرازی و دیگران استفاده کرد. عمر خود را به زهد و تقوا و بندگی حق گذراند و در سال 1370ق وفات نمود و در تکیه آقا باقر دردشتی مدفون گردید)[1]
شیخ محمّدابراهیم کلباسی
شیخ محمّدابراهیم کلباسی نجفی بن شیخ علیّ بن شیخ میرزا حسین بن آقا محمّدمهدی بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، از علماء و فضلای عالی قدر معاصر است. در سال 1322ق در نجف اشرف متولّد شد، و از سنّ دوازده سالگی به تحصیل علوم دینی پرداخت. سطح را نزد علمای عالی قدر مشکینی و ایروانی، حکمت را نزد آقا شیخ احمد آشتیانی و خارج را در خدمت حاج میرزا حسین نایینی، آقا سیّدابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدّین عراقی طی نمود.
وی سال ها امام جماعت مسجد حاج آقا رضا همدانی در نجف بود. ایشان صاحب چندین تألیف ارجمند است که از آن جمله است: 1. تقریرات درس میرزای نایینی در سه جلد 2. حاشیه بر کفایه الاصول 3. درّه المقال، تقریرات درس آقا سیّدابوتراب خوانساری 4. الصّلاه الیومیّه، مطبوع 5. مناسک حج، مطبوع 6. منهاج الاصول، مطبوع در پنج جلد 7. منهاج التّقوی، شرح بر عروه الوثقی 8. منهاج المتّقین، مطبوع که رساله عملیّه ایشان است 9. نخبه الاحادیث فی الوصایا و المواریث، مطبوع 10. هدایه المسترشدین، تقریرات درس فقه آقا ضیاءالدّین عراقی.
این عالم گران مایه در سال 1407ق در نجف اشرف وفات نمود[2].
[1]جلوه افلاکیان نوشته رحیم قاسمی، مخطوط.
[2]نقباءالبشر، ج1، ص18، ماضی النّجف، ج3، ص232؛ مصفّی المقال، ص10؛ معجم المؤلفین العراقیین، ج1، ص53؛ مستدرکات اعیان الشیعه، ج10، ص12؛ معجم رجال الفکر، ج3، ص1068؛ بیان المفاخر، ج2، ص169؛ الذّریعه، ج8، ص135 و ج4، ص368 و ج6، ص186 و ج23، ص156؛ خاندان کلباسی، صص164 165.
ابراهیم مقری
ابراهیم بن علیّ بن عاصم بن راذان مقری، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی از محمّد بن عمر بن رسته روایت می کند، و فرزندش ابوبکر محمّد بن ابراهیم مقری از او نقل حدیث می نماید[1].
ابراهیم اصفهانی
ابواسحاق ابراهیم بن علیّ بن عیسی اصفهانی، از محدّثین اصفهان و ثقه بوده، در اصفهان، عراق و مکّه استماع حدیث نموده است.[2]
شیخ ابراهیم خوانساری
شیخ برهان الدّین ابواسحاق ابراهیم بن زین الدّین ابوالحسن علیّ بن یوسف بن علی خوانساری اصفهانی از فضلای قرن دهم هجری، و از شاگردان و مجازین از شیخ علیّ بن عبدالعالی کرکی (محقّق کرکی) است.
ملاّ عبداللّه افندی نسخه ای از کتاب کشف الغمّه اربلی را دیده است که در پشت کتاب، اجازه کرکی به ابراهیم به سال 924ق نوشته شده بود، و محقّق کرکی، شاگرد خویش را بسیار مدح و تجلیل نموده بود.[1]
دکتر سیّدابراهیم نعمت اللّهی
دکتر سیّدابراهیم نعمت اللّهی فرزند حاج میرزا علی اکبر پاقلعه ای (موافق علی شاه) بن میر محمّداسماعیل (صابر علی دوم) بن حاج میرزا محمّد بن میرزا ابوالقاسم مدرّس
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص194.
[2]تاریخ نیشابور، ص162.
خاتون آبادی، از دانشمندان معاصر، و استاد دانشکده پزشکی در سال 1283ش مطابق با 1321ق در اصفهان متولّد شد. پس از تحصیل دوره ابتدایی و متوسّطه به تهران رفت، و در دانشکده پزشکی تحصیل نمود، سپس در سال 1307ش جزو اوّلین دانشجویان ایرانی در رشته پزشکی به فرانسه رفت، و به تحصیل پرداخت، و به اخذ درجه دکترا نائل آمد. دو سال در فرانسه و یک سال در ایتالیا به خدمت پرداخت، سپس به ایران بازگشت، و به تدریس پزشکی در رشته فیزیولوژی پرداخت. استادی رشته فیزیولوژی و ریاست آزمایشگاه آن، بازرس آموزشگاه های بهداری شهرستان ها و سرپرستی دانشکده های پزشکی، جزو سمت های دولتی او به شمار می رفت. وی سرانجام در 4 رجب 1401ق در تهران وفات یافت، و جنازه اش به اصفهان منتقل و در بقعه تکیه آقاباشی در تخت فولاد مدفون گردید. کتب زیر از او است:
1. اصول تغذیه و ویتامین ها و آویتامینوزها و فواید ورزش 2. فیزیولوژی عمومی و اختصاصی اعصاب 3. فیزیولوژی، دو جلد 4. فیزیولوژی ترشّحات داخلی و خارجی 5. فیزیولوژی غدّه های مترشّحه داخلی.[1]
ملاّمحمّدابراهیم دهکردی
ملاّمحمّدابراهیم بن علی اکبر بن علی جان دهکردی اصفهانی وی سال ها در اصفهان به درس حاج سیّدمحمّدباقر شفتی (حجّت الاسلام) و دیگران حاضر شد. تا به درجه رفیع اجتهاد نائل گردید.
در مسجد محلّه نو اصفهان امامت می نمود. پس از مراجعه خوانین و مردم چالشتر به سیّدحجّت الاسلام، و درخواست جهت اعزام عالمی شایسته، مرحوم سیّد، طیّ نامه ای به تاریخ 21 ذی الحجّه 1246ق مشارٌالیه را به آن ناحیه می فرستد. صاحب عنوان، جدّ خاندان آل ابراهیم دهکردی می باشد.[2]
[1]راهنمای دانشگاه، ج2، ص57؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص69؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص52 53.
[2]تاریخ و جغرافیای چهارمحال، ج1، ص593؛ بیان المفاخر، ج1، ص250.
ملاّمحمّدابراهیم زفره ای
ملاّمحمّدابراهیم [بن علی بهلول] زفره ای کوهپایه ای اصفهانی[1]عالم فاضل خوشنویس، [مرجع امور شرعی در قریه زفره بود، و خطّ نسخ را خوش می نوشت.
از آثار او کتابت قرآن مجید و زاد المعاد به خطّ نسخ زیبا است[2]]، وی در سال 1257ق وفات یافته است[3].
میرزا ابراهیم امین الواعظین
میرزا ابراهیم امین الواعظین فرزند حاج محمّدعلی تاجر اصفهانی، عالم فاضل و واعظ کامل، در سال 1257ق متولّد شده[4]و در این شهر تحصیل نموده است، ازجمله نزد حاج میرزا بدیع درب امامی، حاج سیّدمهدی نحوی و آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای تلمّذ کرد، و چندی نیز در اعتاب مقدّسه، نزد اعاظم فقهای آن دیار خصوصا میرزای شیرازی حاضر شد، و در حدود 1325 به ایران مراجعت نمود. مدّتی در اصفهان و گاهی در یزد ساکن بود. در اواخر عمر، در سده ماربین و روستاهای حوالی آن جا به وعظ و خطابه مشغول بود[5]، و سرانجام در 21 ربیع الثّانی 1359ق در محلّه فروشان سده وفات یافت، و در قبرستان خوزان سده مدفون گردید.[6]وی تألیفاتی داشته که از آن جمله است: 1. امان الخائفین، در امامت 2. براهین الباهر، در مذمّت دنیا و مدح آخرت 3. تحفه المعاد للعباد 4. روح العالمین، در توحید 5. شهاب الثّاقب در مدح امام غائب (عج) 6. طریقه الحق، در نبوّت 7. کهف العارفین، در اخلاق و غیره از نظم و نثر 8. قصیده ای در مرثیّه استادش میرزای شیرازی گفته، و نام عدّه ای از علماء را مذکور داشته است.[7]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص209.
[2]مجلّه کتابداری، دفتر 32 و 33، ص7.
[3]مزارات اصفهان، ص424.
[4]خلد برین یا تاریخ گویندگان اسلام، ج1، ص102.
[5]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص114 115.
[6]مکارم الآثار، ج6، ص2092.
[7]نقباءالبشر، ج1، صص19 20؛ الذّریعه، ج2، ص344؛ اعیان الشّیعه، ج5، ص376.