بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 189

فقهاء و محدّثین شافعی قرن ششم هجری است. وی به «ابن فتی» شهرت داشته، و در نظامیّه اصفهان تحصیل کرده، فقه را از ابوبکر بن ثابت خجندی آموخت. مدّتی منصب قضاوت خوزستان را داشت، و سپس تدریس در مدرسه نظامیّه به او واگذار شد. وی در شنبه 5 شوّال 525ق در بغداد وفات یافت.[1]

ابن فتی سلمان

ابوعبداللّه سلمان [سلیمان] بن ابوطالب عبداللّه بن محمّد فتی نهروانی، از محدّثین و فقهای شافعی در قرن پنجم هجری است.

در نهروان متولّد شده، و در ری نشو و نما یافته، و در بغداد به تحصیل پرداخته، و سرانجام در اصفهان مقیم شده است. نحو را از ثمانینی و لغت را از حسن بن دهان فراگرفته، و از قاضی ابوالطیّب طبری حدیث را شنید.

وی در علوم ادبی، خصوصا لغت و نحو استاد بوده، و شعر نیز می سرود. سرانجام او در 12 صفر 493ق (یا 494) در اصفهان وفات یافت.

وی را تألیفاتی است از آن جمله:

1. التّفسیر، در قراآت 2. شرح الایضاح، تألیف ابوعلی فارسی، در نحو 3. شرح دیوان المتنبّی 4. شرح الامالی 5. علل القراآت 6. القانون، در لغت، در ده مجلّد.[2]

ابن فتی هبه اللّه*

هبه اللّه بن سلمان (سلیمان) بن عبداللّه بن محمّد فتی نهروانی، از فقهاء و محدّثین شافعی اصفهان در قرن ششم هجری. وی از ابن ماجه ابهری حدیث شنیده است.[3]

[1]تبیین کذب المفتری، ص319؛ طبقات الشّافعیه، سبکی، ج1، ص104؛ مدارس نظامیّه، ص145؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص128؛ علماء النّظامیّات، ص67؛ غزالی نامه، ص134.

[2]معجم الادباء، ج11، ص251 253؛ الاعلام، ج3، ص169؛ ریحانه الادب، ج8، صص137 138؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج4، ص379؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص128.

[3]المشتبه، ج2، ص497.


صفحه 190

ابن فقیه حسن

ابومحمّدحسن بن علیّ بن موسی بن یزید بن عبداللّه، داماد ابن رسته است. از محدّثین بوده، و از حسین بن حفص روایت نموده است، ابوعمر احمد بن حسن بن اسماعیل شروطی از او روایت می کند.[1]

ابن فنجویه

ابوبکر [یا ابوعبداللّه] بن فنجویه اصفهانی، از محدّثین اصفهان است.

از ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن محمود اصفهانی، ابن حبیش (حبش)، ابن حیّان، ابن شیبه و ابوبکر بن مالک قطیعی روایت می کند، و حاکم حسکانی و علاّمه نیشابوری از او روایت می کنند.[2]

ابن فزار عبدالعظیم

عمیدالدّین ابوالمکارم عبدالعظیم بن ابی البرکات عبداللّطیف بن ابی نصر محمّد بن سهل سرابی اصفهانی معروف به «ابن فزّار». از محدّثین و دانشمندان قرن ششم و هفتم هجری در اصفهان است. از پدرش و حسن بن عبّاس رستمی حدیث شنیده، سپس به بغداد رفت. ابن الدّبیثی از او روایت می کند. تولّدش در سال 550، و وفاتش در ذی حجّه 617ق در بغداد واقع شد.[3]

ابن فورک

«ابن فورک» شهرت چندین نفر از محدّثین و فقهای قرن سوم تا ششم هجری است که اغلب در اصفهان و برخی از آنان و نیشابور ساکن بوده اند. «فورک» (بر وزن دوزخ) نام جدّ آنان بوده، و از مذهب شافعی پیروی می کرده اند.

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص265.

[2]احقاق الحق، ج14، صص221 و 626 و 671 و ج9، ص27.

[3]تلخیص مجمع الآداب، جزء 4، ج2، ص922.


صفحه 191

ابن فورک احمد

ابوبکر احمد بن محمّد بن حسن بن محمّد بن ابراهیم بن فورک، برادرزاده ابن فورک اصفهانی است. از محدّثین و فقهای شافعی در قرن پنجم هجری است. در خراسان می زیسته و به خراسانی مشهور است. وی در مدرسه نظامیّه بغداد به وعظ مشغول بوده است. تولّدش در 408ق و وفاتش در 478ق روی داده است.[1]

ابن فورک احمد

ابوالحسین احمد بن ابی یعقوب یوسف بن فورک مستملی، از محدّثین اصفهان است در مسجد جامع شهرستان (مدینه) اصفهان به تدریس علم و ادب مشغول بوده است. از ابراهیم بن مَتویه و ابوبکر بن راشد و دیگران روایت نموده است.[2]

ابن فورک اسماعیل

ابوعثمان اسماعیل بن سهل (ابی سهل) بن محمّد بن عبدالعزیز فورکی، سبط ابوبکر محمّد بن حسین بن فورک اصفهانی نیشابوری از قاریان و اساتید قرائت و تجوید بوده، و حدیث نیز روایت می نموده است. از اباسعد کنجروی استماع حدیث کرده، و در سال 500 جهت اباسعد سمعانی اجازه نوشته است. وفاتش در عصر روز جمعه 5 ربیع الاوّل سال 519ق روی داد.[3]

ابن فورک بشران

بشران بن فورک (یحیی) از محدّثان اصفهان است. از سلیمان شاذکونی و محمّد بن بکیر استماع حدیث نموده است.[4]

[1]فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص616.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص157.

[3]التّحبیر، ج1، ص93.

[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص234.


صفحه 192

ابن فورک عبداللّه

عبداللّه بن حسن بن فورک، از محدّثین اصفهان است، و از عبّاد بن ولید حدیث نقل کرده است.[1]

ابن فورک عبداللّه

ابوبکر عبداللّه بن محمّد بن محمّد بن فورک بن عطاء بن عبداللّه بن مهیار معروف به «قباب مقری» از محدّثان فقهاء و قاریان قرآن در قرن چهارم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و از عبداللّه بن محمّد بن سلام، عبداللّه بن محمّد بن نعمان، علیّ بن محمّد ثقفی و ابن ابی عاصم روایت نموده است. ابوبکر محمّد بن ادریس جرجرایی از او استماع حدیث کرده است. وی در نیمه ذی قعده 370ق وفات یافت.[2]

ابن فورک عبداللّه

عبداللّه بن محمّد بن مهران بن فورک بن عطاء بن عبداللّه بن مهیار از محدّثین اصفهان است.[3]

ابن فورک عبید اللّه

عبیداللّه بن فورک بن عطاء بن شهره قبّاب، از محدّثین اصفهان و عموی ابوعبداللّه محمّد بن محمّد فورک است. از عبدالرّحیم بن مُعافا بن عمران نقل حدیث نموده، و برادرزاده اش ابوعبداللّه بن فورک از او روایت می کند.[4]

ابن فورک علی

ابوالحسن علیّ بن فورک بن یزید، از محدّثین اصفهانی است. از حاتم بن عبیداللّه،

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص84.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، صص90 91؛ اللّباب، ج3، ص10؛ المشتبه، ج2، ص519.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص90.

[4]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص100.


صفحه 193

محمّد کثیر، قَعنَبی و محدّثین بصره حدیث شنیده است.[1]

ابن فورک قاسم

ابوبکر قاسم بن احمد بن منصور صفّار، از محدّثین اصفهان و از احفاد ابن فورک است.[2]

ابن فورک قاسم

ابومحمّد قاسم بن فورک بن سلیمان کَنبِرکی اصفهانی از محدّثان اصفهان در قرن سوم هجری بوده، و از محدّثان عراق و شام روایت می کرده است. وی در سال 301ق فوت شده است.[3]«کَنبِرک» یکی از روستاهای متّصل به شهر در شمال اصفهان بوده، و اکنون جزو محلّه های اصفهان محسوب می شود.

ابن فورک محمّد*

ابوعیسی محمّد بن اسماعیل بن محمّد بن فورک بن اشعث عنبری، از قاریان و اساتید قرائت و تجوید است. قرائت را از پدرش و علیّ بن عامر روایت کرده، و جمعی کثیر از قاریان ازجمله زید بن علیّ بن ابی هلال از او قرائت را روایت نموده اند.[4]

ابن فورک محمّد

ابوبکر محمّد بن حسن بن فورک اصفهانی، مشهورترین فرد خاندان ابن فورک و خود از فقها و محدّثان بزرگ شافعی در قرن چهارم هجری است. در حدود سال 330ق متولّد شده، و در بصره و بغداد تحصیل کرد. علم کلام را به آیین اشعریان از ابوالحسن باهلی[5]و حدیث را از عبداللّه بن جعفر اصفهانی، ابومحمّد بن فارس و ابن فرزاد اهوازی

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص9.

[2]رساله قشیریّه، ترجمه فارسی، ص58.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص161.

[4]غایه النّهایه، ج2، ص101.

[5]دانشنامه ایران و اسلام، ج6، صص768 769، تبیین کذب المفتری، ص232.


صفحه 194

آموخت.[1]ابن فورک در ادب، کلام و نحو و خطابه، مهارت بسزایی داشت. چندی در بصره و بغداد و شیراز به تدریس مشغول بود. سپس به ری رفت، و چون در مذهب اشعری سخت متعصّب بود، مخالفین اشعری به مخالفت او برخاسته، و او را آزار کردند؛ لذا او به نیشابور رفته، ابوالحسن محمّد بن ابراهیم سیمجور (م 377ق) حاکم خراسان برای او مدرسه ای ساخت.[2]

وی چندی در نیشابور به تدریس پرداخت، و سپس به دعوت سلطان محمود غزنوی برای مناظره با بزرگان فرقه کرامیّه به غزنه رفت، و بر کرامیّه پیروز شد؛ امّا در بازگشت به نیشابور، وفات یافت، و گفته شد که کرامیّه، او را مسموم ساخته اند.[3]پس از وفات او در سال 406ق پیکرش را به نیشابور برده، در محلّه حیره دفن کردند.[4]ابوبکر بیهقی، ابوالقاسم قشیری و ابوبکر احمد بن علیّ بن خلف از شاگردان او هستند.[5]تعداد تألیفاتش را در اصول دین و فقه و معانی قرآن، حدود یک صد جلد نوشته اند که از آن جمله است: 1. اسماء الرّجال 2. الاملاء فی الایضاح، نسخه خطّی آن در واتیکان موجود است 4. حلّ الآیات المتشابهات، در کتابخانه عاطف در استانبول وجود دارد. 5. رساله فی علم التّوحید 6. الحدود، در اصول 7. غریب القرآن، در کتابخانه سلیم آغا اسکیدار در استانبول موجود است[6]8. مشکل الحدیث و غریبه، که در حیدرآباد هند به طبع رسیده است[7]9. طبقات المتکلّمین[8].

ابن فورک، هیثم

هیثم بن فورک جرواآنی، از محدّثین اصفهان است. گروهی از محدّثین از وی روایت

[1]فرهنگ نامه پارسی، ج1، صص615 616.

[2]رساله قشیریّه، ترجمه فارسی، ص26.

[3]دانشنامه ایران و اسلام، همان جا.

[4]ریحانه الادب، ج8، صص142 143.

[5]تاریخ نیسابور، ص7.

[6]الاعلام، ج6، ص83.

[7]دانشنامه ایران و اسلام، همان جا.

[8]مرآه الجنان، ج2، ص304؛ و نیز: الکنی و الالقاب، ج1، ص380؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص128 129.


صفحه 195

می کنند که از آن جمله است: یوسف بن محمّد مؤذّن و خود ابن فورک از قعنبی روایت می نماید. ابوسعید عمران بن عبدالرّحیم بن عبدالملک باهلی (م281ق) برادر مادری او است.[1]

ابن فورک، یوسف

ابویعقوب یوسف بن فورک بن موسی مستملی، از محدّثین اصفهان است. از ابوطالب بن سواده، ابومسعود، اسید، حجّاج بن یوسف بن قتیبه، عبداللّه بن عمر بن رسته و محمّد بن حارث صیداوی اسدی روایت می کند، و از او: حسین بن محمّد، سلیمان بن احمد و ابوبکر محمّد بن جعفر ورّاق بغدادی روایت می کنند.[2]

ابن فولاد

ابن فولاد، یکی از ولاه آل بویه بوده که در سال 406 بر آل بویه طغیان کرد، و حکومت قزوین را تقاضا نمود، و در نواحی ری به غارت و راهزنی پرداخت، و از فلک المعالی منوچهر بن قابوس برای جنگ با مجدالدّوله دیلمی مدد حوالت داد. با مجدالدّوله و مادرش چند بار به محاربه پرداخت، و ری را محاصره کرد، سرانجام مجدالدّوله در 407ق حکمرانی اصفهان را بدو داد، و غائله او رفع شد.

جابری انصاری معتقد است تخت فولاد منسوب است به فولاد (پدر صاحب عنوان) که از فرماندهان قشون فخرالدّوله دیلمی و دلیری رشید بوده، و تخته سنگی ساخته، و روی آن می نشسته [است]، و تا زمان پدر مؤلّف (جابری) آن سنگ باقی بود، و کشتی گیران در آن نقطه کشتی می گرفتند، و بالاخره اتباع ظلّ السّلطان آن را از بین بردند.[3]

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص329.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، صص348 و 212 و 55.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص863؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص21؛ لغت نامه دهخدا، ج1، ص337؛ تاریخ اصفهان و ری، ص93.


صفحه 196

ابی قوسین

ابی قوسین، از اطبّاء اصفهان است، یهودی بود، و بعدا مسلمان شد. کتابش مقالهٌ فی ردّ علی الیهود نام دارد.[1]

ابن قولویه

ابوالفتح بن قولویه، از ادباء و شعرای پارسی گوی اصفهان [در قرون نخستین هجری[ است، و مافرّوخی نام او را در عداد متقدّمین آورده است.[2]

ابن قولویه، اسحاق

ابویعقوب اسحاق بن احمد بن علیّ بن ابراهیم بن قولویه تاجر اصفهانی از محدّثین قرن چهارم هجری است. از ابراهیم بن یوسف بن خالد و عبدالرّحمان بن محمّد بن حمّاد و محدّثین ری روایت می کند. حافظ ابونُعیم از او حدیث شنیده است. وفاتش در پنجم ربیع الاوّل 368ق روی داد.[3]

ابن کرسیّه، محمّد

ابوبکر محمّد بن علیّ بن احمد بن محمّد بن عمران خلقانی معروف به «ابن کرسیّه» از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. در مکّه و عراق، احادیث زیادی استماع نموده، و بعد از سال 380ق وفات یافته است. وی را اصلی است در حدیث که از آن روایت می نموده است. او از حسین بن اسماعیل محاملی روایت می کند، و حافظ ابونُعیم از او نقل حدیث نموده است.[4]

[1]لغت نامه دهخدا، ج1، ص341.

[2]محاسن اصفهان، ص33.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص221؛ طبقات المحدّثین، ج1، ص83.

[4]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص302.