ابن مظفّر، امامت مسجد جامع اصفهان یافت»[1].
ابن معدان محمّد
محمّد بن احمد بن راشد بن معدان بن عبدالرّحیم معروف به «ابن معدان» از محدّثین اصفهان است. از عبداللّه بن ابی رومان اسکندر انی، عیسی بن شادان بصری، محمّد بن خالد بن خداش و ابوالسّائب مسلم بن جناده روایت می کند، و ابن باغندی، عبداللّه بن محمّد بن جعفر، محمّد بن احمد بن عبدالوهّاب، محمّد بن جعفر بن یوسف و محمّد بن عبداللّه بن مرزبان واعظ از او نقل حدیث نموده اند.[2]
ابن مقری احمد
احمد بن اسماعیل بن عبداللّه بن محمّد اصفهانی بغدادی مشهور به ابن مقری مالکی، از ادبای اصفهان است. او دیوانی در مدح رسول اکرم صلی الله علیه و آله دارد.[3]
ابن مقری محمّد
ابوبکر محمّد بن ابراهیم بن علیّ بن عاصم بن زاذان اصفهانی معروف به «ابن مقری»، از محدّثین اصفهان است. وی در سال 285ق در اصفهان متولّد شده، و جهت اخذ حدیث به بسیاری از شهرها سفر کرده، [و از محدّثین همدان، خوزستان، عراق، جزیره، شام حجاز، یمن و مصر استماع حدیث نموده است. برخی از مشایخ او عبارت اند از: ابویعلی موصلی، ابوالقاسم عبداللّه بن محمّد بغوی، ابوبکر محمّد بن محمّد بن سلیمان بن باغندی، عبداللّه بن احمد جوالیقی، ابن عروه حرّانی، احمد بن حسن بن عبدالجبّار صوفی، علیّ بن عبّاس بن مقانعی، محمّد بن محمّد بن اشعث و ابوجعفر طحاوی. هم چنین حمزه بن یوسف سهی، ابونُعیم اصفهانی، ابوبکر بن مردویه، ابویعلی خلیلی قزوینی، ابوسعد
[1]معجم الادباء، ج1، ص396؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص134؛ آثار ملّی اصفهان، ص187.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص243.
[3]مقتبس الاثر، ج3، ص145.
مالینی، ابوالحسن هارونی (از امامان زیدیّه)، احمد بن محمّد عتیقی و ابوالشّیخ اصفهانی از او روایت کرده اند. وی در علم قرائت نیز تبحّر داشته، و ابوعمرو دانی او را در این زمینه متصدّر (پیشرو) خوانده است. ابن مقری از دوستان و معاشران صاحب بن عبّاد و چندی خازن کتب او بوده است.] وی در شوّال 381ق در سن 96 سالگی وفات یافته است. [کتب زیر از تألیفات او است: 1. الاربعون، موجود در کتابخانه ظاهریّه مصر 3. فوائد، در همان کتابخانه 4. مسند ابی حنیفه، موجود در کتابخانه فیض اللّه در ترکیه 5. مسند نافع بن ابی رویم قاری، موجود در کتابخانه ظاهریّه و دارالکتب مصر 6. معجم الشّیوخ، موجود در کتابخانه دارالکتب مصر 7. المنتخب من غرائب الحدیث مالک بن انس الاصبحی، موجود در کتابخانه ظاهریّه[1]].
ابن مکرم، محمّد
محمّد بن حسین بن مکرم، از محدّثین اصفهان است. از محمّد بن حسن بن سعید اصفهانی باب کوشکی حدیث شنیده، و ابوعمر عثمان بن محمّد عثمانی از او روایت می کند.[2]
ابن مکّه، اسماعیل
اسماعیل بن محمّد واعظ اصفهانی معروف به «ابن مکّه» از محدّثان اصفهان است. وی در سال 509ق وفات یافته است، و المجالس از تألیفات او است.[3]
ابن ممجه، عمر
ابوبکر عمر بن عبداللّه بن احمد بن محمّد بن سهل تمیمی معروف به «ابن ممجه» از
[1]دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج4، صص658 660؛ الانساب، ج6، ص227؛ ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص297؛ غایه النّهایه، ج2، ص49؛ تاریخ الاسلام، ذهبی، ص40؛ تاریخ مدینه دمشق، ج14، صص766 767.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص230.
[3]مرآه الجنان، ج3، ص198.
محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی از جدّش احمد بن محمّد بن سهل روایت می نموده است. حافظ ابونُعیم اصفهانی از او حدیث نقل می کند. ابن ممجه در جمعه 21 ربیع الاوّل 377ق وفات یافته است.[1]
ابن ممشاد، عبداللّه
ابوسعید عبداللّه بن احمد بن ممشاد اصفهانی معروف به «ابن ممشاد» از محدّثین اصفهان است، وی دایی ابواحمد عسّال است، و خود از عبدان بن احمد و راویان اصفهان روایت می کند.[2]
ابن ممک، اسحاق
اسحاق بن ممک، از محدّثین اصفهان است، ابومحمّد بن حیّان از او روایت می کند، و خود از احمد بن محمّد بن ابی سلم حدیث شنیده است.[3]
ابن مملک، احمد
ابوعمرو احمد بن محمّد بن ابراهیم بن حکیم مدینی حکیمی معروف به «ابن مملک» از از محدّثین مدینه (محلّه شهرستان فعلی) اصفهان بوده، جهت اخذ حدیث، مسافرت بسیار کرده، و در شام و عراق و ری استماع حدیث نموده، و روایات شیوخ را کتابت کرده که از آن جمله است: ابوعلی طرابلسی، ابوامیّه طرطوسی، ابوحاتم رازی و غیره ابوبکر اسماعیلی، ابواحمد عسال و محمّد بن اسحاق بن منده از او استماع حدیث نموده اند. در جمادی الآخر سال 333ق وفات یافته است.[4]
مملک، در اصل محمّدک (محمّد کوچک): مَمَل: در اصفهان و شاید برخی دیگر از شهرها محمّد را «مَمَل» گویند، و کاف، علامت تصغیر است.
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص357.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص96.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص40.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1؛ الانساب، ج4، ص29؛ اللّباب، ج1، ص379.
ابن مملک، محمّد
ابوعبداللّه محمّد بن عبداللّه بن مملک جرجانی اصفهانی معروف به «ابن مملک» از متکلّمین و محدّثین شیعه در قرن سوم و چهارم هجری است. در ابتدا سنّی معتزلی بوده، و به وسیله عبدالرّحمان بن احمد بن جیرویه (خیرویه) شیعه شده، و با شیخ معتزلیان بغداد ابوعلی محمّد بن عبدالوهاب جبایی مناظرات و مجادلاتی در مباحث کلامی داشته است. عموم محدّثین و رجال شناسان شیعه، همچون نجاشی، طوسی، علاّمه و منتجب الدّین وی را به جلالت قدر و عظمت شأن ستوده اند. کتب زیر از او است:
1. الجامع فی سایر ابواب الکلام 2. المسائل و الجوابات فی الامّه 3. کتاب موالید الائمّه 4. نقض الامامه علی الجبایی، شامل مناظره و گفت وگوی او با ابوعلی جبایی[1].
ابن مملک، محمّد
محمّد بن مملک معروف به «ابن مملک اصفهانی»، از محدّثین اصفهان است. او از احمد بن عصام روایت کرده است.[2]
ابن منجویه، احمد
ابوبکر احمد بن علیّ بن محمّد بن منجویه اصفهانی یزدی، از محدّثین مشهور قرن چهارم و پنجم هجری. در اصفهان در حدودسال 347ق متولّد شده، و سال ها به تحصیل پرداخته، سپس در نیشابور ساکن شد، و در 428ق در آن جا وفات یافت. از ابوبکر بن مقری، ابوبکر اسماعیلی و ابوعبداللّه بن منده نقل احادیث نموده [است]، و خطیب بغدادی، ابوصالح مؤذّن و عبدالرّحمان بن منده از او روایت می کنند. رجال صحیح مسلم،
[1]فهرست طوسی، چاپ نجف، ص193؛ الذّریعه، ج20، ص373؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص134؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص103؛ جامع الرّواه، ص436؛ رجال ابن داوود، ص405؛ رجال نجاشی، صص269 270؛ مجمع الرّجال، ج5، ص249؛ نوابغ الرّواه، ص282؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص222 223.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص267.
مهم ترین تألیف او است که در بیروت به طبع رسیده است.[1]] در هدیه العارفین نام جدّ او به اشتباه «فنجویه» آمده است].
ابن منجویه حسین
ابوعلی حسین بن ابومحمّد ابوعبداللّه بن محمّد بن مرزبان بن منجویه اصفهانی از محدّثین قرن پنجم هجری است. ابوعلی حسن بن احمد حدّاد اصفهانی و ابومحمّد حمزه بن عبّاس بن علی معروف به «برطله» از او روایت می کنند.[2]
ابن منجویه عبداللّه
ابومحمّد عبداللّه بن مرزبان بن منجویه اصفهانی، از محدّثین و دانشمندان قرن چهارم هجری بوده، و به زهد و پارسایی و عبادت بسیار، شهرت داشته، و با اغلب عرفای اصفهان و نیشابور مصاحبت می کرده است.
از ابی احمد عسّال و ابی اسحاق بن حمزه و سلیمان طبرانی حدیث شنیده است. صاحب عنوان در غرّه ربیع الاوّل 413ق وفات یافت.[3]
ابن مندویه
«ابن مندویه» شهرت جماعتی از محدّثین، علماء، شعراء و ادبای اصفهان در قرن سوم تا پنجم هجری است. نسب این خاندان به مندویه (بر وزن زنگوله) به مندویه بن حجّاج بن مهاجر شروطی منتهی می شود.
[1]شذرات الذهب، ج2، ص233؛ کشف الظّنون، ج1، ص88؛ سیر اعلام النّبلاء، ج13، ص282؛ تذکره الحفّاظ، ج3، صص1085 1087؛ الایرانیّون و الادب العربی (رجال علم حدیث)، ج2، ص501؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج1، ص66؛ اللّباب، ج3، ص261؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی ج4، ص696 فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص657؛ الاعلام، ج1، ص125؛ هدیه العارفین، ج1، ص74.
[2]التّحبیر، ج1، ص254؛ محاسن اصفهان، ص30.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص98.
ابن مندویه، احمد
ابوعلی احمد بن عبدالرّحمان بن مندویه اصفهانی، طبیب، ادیب، شاعر، در سال 338ق متولّد شد، و به تحصیل پرداخت تا این که در ردیف اطبّاء درجه اوّل عهد خود محسوب شده، و از طرف عضدالدّوله دیلمی به بغداد دعوت شد. وی ازجمله 24 نفر طبیبی است که در بیمارستان عضدی بغداد مشغول به خدمت گردیده، و مستمری دریافت داشته است. وفاتش در سال 372ق واقع شده، و قریب به پنجاه جلد کتاب و رساله در علوم پزشکی تألیف نموده که از آن جمله است: 1. اطعمه و اشربه 2. تدارک انواع الخطاء فی تدبیر الطبّی 3. الجامع الصّغیر 4. الجامع الکبیر 5. رساله در تدبیر جسد 6. رساله در نفس و روح 7. الطّبیخ 8. کافی یا کافیه در طب 9. المدخل 10. المغیث 11. نقض الجاحظ 12. نهایه الاختصار. رساله شماره 2 و شماره 5 ضمن مجموعه شماره 2114 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[1]
495
ابن مندویه، اعین
ابو سعید اعین بن محمّد جرواانی بن مندویه بن حماد بن زهیر بن سعید بن عطیّه، از محدّثین اصفهان است. جدّ او حمّاد از کوفه به اصفهان آمده است. صاحب عنوان از ابی حذیفه، ابوالولید طیاسی و موسی بن مسعود روایت می کند، و عبداللّه بن جعفر از او حدیث شنیده است. وفاتش در سال 270ق واقع شد.[2]
ابن مندویه، حمد
ابوالقاسم حمد بن محمّد بن احمد بن عبدالرّحمان (محمّد) بن مندویه اصفهانی، قاضی معدّل. سمعانی درباره او نوشته: «فقیه، نقل من اهل العلم والدّین». تولّدش حدود سال 430، و فوتش در روز دوشنبه 14 شعبان سال 514ق روی داده است. او جهت
[1]اخبار الحکماء، ص268؛ ادباء الاطبّاء، ج1، ص39؛ ریحانه الادب، ج8، ص233؛ فهرست نسخه های خطّی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج8، ص750؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص134.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص228.
ابوسعد سمعانی اجازه نوشته است.[1]
ابن مندویه عبدالرّحمان
عبدالرّحمان بن مندویه اصفهانی معروف به «ابن مندویه» از ادباء و شعرای قرن چهارم هجری، و مؤلّف کتاب الشّعر و الشّعراء است.[2]
ابن مندویه عبدالصّمد
ابوالقاسم عبدالصّمد بن ابومنصور محمّد بن عبداللّه بن عبدالواحد بن مندویه شروطی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری.
تولّدش قبل از سال 470ق واقع شده، و از ابومنصور محمّد (پدرش)، ابوطاهر احمد بن محمّد بن عمر نقّاش، ابوبکر محمّد بن احمد بن محمّد بن ماجه ابهری، ابومحمّد رزق اللّه تمیمی و ابوالحسن علیّ بن محمّد بن احمد حسن آبادی حدیث شنیده، و ابوسعد سمعانی در اصفهان از او استماع حدیث کرده است.
صاحب عنوان تا سال 545 زنده بوده است.[3]
ابن مندویه عبداللّه
ابومحمّد عبداللّه بن مندویه بن حجّاج بن مهاجر شروطی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری.
از محدّثین ری حدیث نقل می کرده است. از ابراهیم بن محمّد بن حسن، عبداللّه بن محمّد بن عمران، محمّد بن ابراهیم بن یحیی خراسانی، عبداللّه بن حسن بن حفص و محمّد بن احمد بن اسباط روایت نموده، و حافظ ابونُعیم اصفهانی هم از او حدیث شنیده است. وی در شوّال 374ق وفات یافت.[4]
[1]التّحبیر، ج1، ص250.
[2]اخبار الحکماء قفطی، ص285؛ فرهنگ نامه پارسی، ص657؛ لغت نامه دهخدا، ج1، ص354؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
[3]التّحبیر، ج1، ص461.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص238 و 95.
ابن مندویه، فضل
فضل بن عبداللّه بن مندویه اصفهانی، از دانشمندان اصفهان در قرن پنجم هجری است، و از ابوسعید عبدالواحد بن ابی القاسم عبدالکریم بن هوازن قشیری، روایت می کند.[1]
ابن مندویه محمّد
محمّد بن عبدالرّحمان بن مندویه طبیب، در محاسن اصفهان وی را از متقدّمین فضلاء اصفهان می شمرد.[2]
ابن مندویه محمّد
محمّد بن مندویه غزال، از محدّثین اصفهان است، و از یحیی بن حاتم عسکری نقل احادیث می کند.[3]
ابن مندویه محمّد
ابومنصور محمّد بن عبداللّه بن مندویه اصفهانی، از محدّثین است. ابوسعید محمود بن ابوعلیّ بن ابوالفضل بن احمد بن حباب مدینی اصفهانی از مشایخ ابوسعد سمعانی از او حدیث شنیده است.[4]
ابن مندویه، محمّد
ابوعبداللّه محمّد بن مندویه بن حجّاج بن مهاجر شروطی، از محدّثین اصفهان. وی از ابوطالب حدیث روایت می کند، و فرزندش ابومحمّد عبداللّه بن مندویه از او روایت
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص238 و 95.
[2]محاسن اصفهان، ص34؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص238؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص135.
[4]التّحبیر، ج2، ص291.