ابوالحسن اصفهانی
از اصحاب حضرت امام صادق علیه السلام است. در کتب رجال، ذکری از او نشده است. ثقه الاسلام کلینی در کافی (ج2، کتاب الایمان و الکفر، باب الکتمان، 98، حدیث 12) به روایت یونس از ابوالحسن اصفهانی از امام صادق علیه السلام و (ج2، باب النّمیمه، 159، حدیث 3) نیز به شرح فوق، و (ج6، کتاب الاطعمه، باب الألبان، 84، حدیث 7) به روایت قاسم بن محمّد جوهری از ابوالحسن اصفهانی از امام صادق علیه السلام این چنین وی را از راویان امام صادق علیه السلام معرّفی نموده است.[1]
ابوالحسن اصفهانی
ابوالحسن اصفهانی شاعر و ادیب در قرن هشتم و نهم هجری. از شاعران پیرو طریقه حروفیّه بوده، در سال 771ق در سنّ نوزده سالگی در اصفهان خدمت فضل اللّه نعیمی استرآبادی مؤسّس فرقه حروفیّه رسیده، و در سال 802 جاودان نامه را به نظم درآورده است؛ بنابراین، تولّد او حدود سال 752 بوده، و سال فوت او معلوم نیست.[2]
ابوالحسن اصفهانی*
ابوالحسن اصفهانی، از خوشنویسان قرن سیزدهم هجری است. خطّ ثلث را با مهارت و استادی می نوشت. از آثار او کتیبه سردر جنوب شرقی مسجد جامع اصفهان به خطّ ثلث خوش در سال 1218ق وجود دارد.[3]
میرزا ابوالحسن شمس آبادی
حاج میرزا سیّدابوالحسن آل رسول (شمس آبادی) فرزند آقا سیّدمحمّدابراهیم بن عبداللّه
[1]تاریخ تشیّع اصفهان، صص181 182؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص292؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص673.
[2]تاریخ نظم و نثر فارسی، ج2، ص771.
[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص146؛ آثار ملّی اصفهان، ص566؛ خوشنویسی در کتیبه های اصفهان، ص81؛ دائره المعارف تشیّع، ج1، ص397.
بن میرمحمّد علیّ بن میر سیّدمحمّد موسوی شاهاندشتی مازندرانی اصفهانی، عالم فاضل فقیه زاهد، از علمای مشهور اصفهان در عصر حاضر در سال 1319ق در اصفهان متولّد گردید، و نزد ملاّمحمّدابراهیم مقدّمات را فرا گرفت. سپس نزد حاج ابوالقاسم زفره ای، آقا شیخ احمد حسین آبادی، آقا میرزا احمد مدرّس، آخوند ملاّمحمّدحسین فشارکی، میرسیّدعلی نجف آبادی، سیّدعلی اصغر برزانی، شیخ محمّدعلی فتحی دزفولی، ملاّمحمّد همامی و آقا سیّدمحمّد نجف آبادی به تحصیل پرداخت.
ایشان در سال 1355ق به نجف اشرف عزیمت نمود، و از درس علمای اعلام و مراجع عظام آقا سیّدابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی، حاج میرزا ابوالحسن مشکینی، آقا سیّدعبدالهادی شیرازی، میرزا محمّدحسین نایینی و شیخ محمّدکاظم شیرازی بهره گرفت، و در تحصیل معلومات خود کوشید تا به درجه اجتهاد نائل آمد، و از اساتید خویش اجازه دریافت نمود، و پس از 12 سال تحصیل به اصفهان بازگشت، و به حلّ مشکلات شرعی مردم، اقامه جماعت، و تدریس پرداخت.
در ابتدا وکیل تامّ الاختیار آیت اللّه العظمی بروجردی و سپس آیت اللّه العظمی خویی در اصفهان بود.ایشان در تأسیس و اداره بسیاری از مؤسّسات خیریّه و مذهبی اصفهان نقش مؤثّری داشت که از آن جمله است مؤسّسه خیریّه ابابصیر و مؤسّسه خیریّه مهدیّه. هم چنین در یاری نیازمندان و هدایت گمراهان تلاش بسیار نمود، و ازجمله جهت مقابله با فرقه ضالّه بهاییّت، فداکاری ها نمود. ایشان سرانجام در 7 ربیع الثّانی 1396ق توسّط افراد منحرف از ولایت، در هنگام طلوع فجر از نزدیکی مسجدی که در آن نماز می خواند ربوده شد، و در نزدیک درچه پیاز شهید گردید. مردم اصفهان، پیکر او را با شکوه فراوان تشییع، و به تخت پولاد برده، نزدیک لسان الارض مدفون نمودند، و ایشان به شهید اصفهانی معروف، و بقعه ای بر مزار ایشان بنا شد. ایشان اوّلین شهید تکیه شهدا [گلستان شهدا] در تخت فولاد اصفهان به شمار می روند، و پس از ایشان، هزاران نفر از شهیدان انقلاب و جنگ با عراق، در این تکیه مدفون گردیدند. ادیب فرزانه، استاد فضل اللّه اعتمادی (برنا) در تاریخ شهادت ایشان گوید:
نوشت بیت فصیحی بدون تعمیه برنا قلم چو خواست سال شهادتش بنگارد:
«ابوالحسن بِرَهِ بندگی واحد دانا بود شهید و بمینو نماز صبح گزارد»
از او است: 1. اشعاری در فضایل و مناقب و مراثی و مصائب حضرات معصومین علیهم السلام 2. تقریرات اصولی و فقهی اساتید خود (غیر مرتّب و نامنظّم) 3. رساله در اصول دین، مختصر 4. شرح صحیفه سجّادیّه 5. موعظه ابراهیم[1].
سیّدابوالحسن شهشهانی
سیّدابوالحسن بن سیّدمحمّدابراهیم شهشهانی عالم فاضل [ظاهرا از شاگردان آقامحمّد شهشهانی بوده است. شیخ آقا بزرگ تهرانی نیز احتمال داده است که سیّدابوالحسن از شاگردان حاج محمّدابراهیم قزوینی باشد].[2]این تألیفات از او است: 1. سدره المنتهی فی شرح جنّه المأوی، در فقه، به عربی، متن از آقا سیّدمحمّد شهشهانی است، و شرح مذکور در محرّم 1269 تا ربیع الاوّل 1271ق نوشته شده است، این نسخه به شماره 1473 و نسخه ناقص دیگری به شماره 1757 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم وجود دارد.[3]] 2. الغرّه الحنفیّه فی شرح درّه النّجفیّه، به عربی در فقه، موجود در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم[4]].
سیّدابوالحسن موسوی
سیّدابوالحسن بن سیّدمحمّدابراهیم موسوی، عالم فاضل، از بنی اعمام حاج سیّدمحمّد باقر حجّت الاسلام شفتی بوده، در اصفهان سکونت داشته، و عمده تحصیلاتش نزد سیّد حجّت الاسلام بوده است. پس از فوت، در مقبره کوچک واقع در دالان مسجد سیّد اصفهان مدفون شد. سال فوتش به دست نیامد. اولاد و اعقابش به موسوی و کابلی شهرت
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص1037 1038؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص151؛ تحفه الابرار، ج2، صص521 526؛ گنجینه دانشمندان، ج3، ص99؛ شهدای روحانیّت شیعه، ص254 257؛ میراث اسلامی ایران، ج10، صص103 104؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، صص356 358؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص290.
[2]الکرام البرره، ج1، صص31 32.
[3]فهرست مرعشی، ج4، ص265 و ج5، ص140.
[4]فهرست گلپایگانی، ص539.
دارند.[1]
ابوالحسن میرزا حسینی اصفهانی
ابوالحسن میرزا فرزند ابوالحسین میرزا حسینی اصفهانی عالم فاضل، ادیب شاعر. در علم فقه و حدیث مهارت داشته، و درویش مشرب، پاک طینت و درست عقیده بوده، و گاهی به اقتضای حال، اشعاری می سروده است.[2]
میرزا ابوالحسن قهی اصفهانی*
حاج میرزا ابوالحسن قهی قهپایه ای اصفهانی بن محمّد اسماعیل بن حاج ابوالحسن آقا علی اکبر بن آقاعبّاس، عالم فاضل، در روستای قهی قهپایه اصفهان متولّد شده، در اصفهان نزد آخوند کاشی، جهانگیرخان قشقایی و میرزا ابوالمعالی کلباسی کسب فیض نمود، و از شیخ محمّدعلی نجفی مسجد شاهی، شیخ محمّدتقی آقانجفی و آقا شیخ محمّدرضا نجفی اجازه دریافت نمود. وی در 15 شعبان 1363ق در زادگاه خود وفات نمود، و همان جا دفن شد.[3]
میرزا ابوالحسن گلستانه
میرزا ابوالحسن بن محمّد امین بن میرکمال الدّین بن علاءالدّین محمّد گلستانه، مورّخ و ادیب قرن دوازدهم هجری.] وی سال ها در خدمت عمویش میرزا محمّدتقی حاکم کرمانشاه بوده، و چندی نیز وزارت او را داشته است. سرانجام به زیارت عتبات عالیات رفته، و پس از قتل عمویش به هندوستان مهاجرت نموده]، و در آن جا به نوشتن تاریخ ایران پس از عصر نادر تا سال 1203ق پرداخته است، و کتاب را مجمع التّواریخ نامیده است.[4]
[1]بیان المفاخر، ج1، ص251.
[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص137.
[3]مجلّه فرهنگ اصفهان، شماره 25 و 26، بهار و تابستان 1383، ص63.
[4]زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج1، ص321؛ الذّریعه، ج20، ص49؛ مجمع التّواریخ، ص شانزده سی و یک (مقدّمه).
سیّدابوالحسن درچه ای زاده*
آقا سیّدابوالحسن درچه ای زاده فرزند آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای، عالم فاضل معاصر. وی در اصفهان نزد حاج آقا رحیم ارباب، سیّد ابوالحسن شمس آبادی، سیّد عبدالحسین طیّب و دیگران بهره برد، سپس به تدریس ادبیّات پرداخت، و پنجاه سال به این امر مشغول بود. ایشان عالمی زاهد و عابد، و اهل تهجّد و ذکر بوده، و گاه گاهی نیز به منبر می رفت، و مردم را وعظ و ارشاد می نمود.
سرانجام در تاسوعای حسینی (9 محرّم) 1414ق وفات یافت، و در امام زاده درچه مدفون گردید.[1]
ابوالحسن کهپایه ای
ابوالحسن بن محمّدجعفر کهپایه ای، فاضل نویسنده، از فضلای قرن 12 در اصفهان. از آثار او نسخه ای از کتاب معارج الاصول تألیف محقّق حلّی است که آن را در ذی حجّه سال 1125 به خطّ نسخ نوشته است. نسخه در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدّس موجود است.[2]
سیّدابوالحسن کتابی*
سیّدابوالحسن کتابی بن حاج سیّدمحمّدجواد بن حاج سیّدمحمّدصادق کتابفروش، دانشمند فرزانه در حدود سال 1311 یا 1312ق در اصفهان متولّد شد. وی پس از تحصیل در محضر علمای عالی قدر اصفهان به نجف اشرف عزیمت نمود، و نزد علمای آن دیار خصوصا آخوند خراسانی، آقا سیّدمحمّدکاظم طباطبایی یزدی و شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی به تحصیل پرداخت سپس به اصفهان بازگشت. پس از قضایای متّحدالشّکل شدن لباس، ایشان عمامه را به کلاه تبدیل کرد، و به حرفه وکالت
[1]یادداشت آقای رحیم قاسمی (وفیات علمای معاصر اصفهان)، نسخه خطّی.
[2]فهرست کتابخانه جامع گوهرشاد مشهد، ص399.
روی آورد. سرانجام همه آن اشتغالات را رها کرد، و در منزل انزوا اختیار نمود، ترک معاشرت با خلق را برگزید، و به مطالعه و عبادت مشغول شد، و جز مباحثه و گفت وگوی علمی با معدودی از اهل کمال، پیِ کار دیگری نرفت تا این که سرانجام در سال 1398ق وفات یافت، و در تکیه گلزار در تخت فولاد اصفهان مدفون گردید. آن مرحوم، کتابخانه ای قابل توجّه و آبرومند داشت که دارای نسخه های نفیس خطّی و چاپ سنگی بود، و بسیاری از آن ها را به کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم اهداء نمود، و یا به آن کتابخانه فروخت، و مابقی آن ها پس از وفات، به تملّک دیگران درآمد. او اگرچه اهل تألیف و تصنیف نبود؛ امّا تعدادی از نسخه های کتابخانه خود را کتابت نموده بود، و خطّ نسخ را زیبا می نوشت. حاج سیّدابوالحسن کتابی مردی فاضل و دانشمند بود؛ امّا طبع او ریاست دنیوی و اشتغالات روزمرّه را نمی پسندید، و خصوصا در نیمه دوم عمر خویش به مطالعه و عبادت پروردگار، رغبت بسیار نشان می داد، و در میان مردم به تقوا و قداست مشهور بود.[1]
ابوالحسن فروغی
میرزا ابوالحسن فروغی فرزند میرزا محمّدحسین ذکاء الملک بن آقا محمّدمهدی ارباب اصفهانی بن محمّدرضا، شاعر و ادیب دانشمند. وی در سال 1301ق در تهران متولّد گردیده، و تحصیلات قدیم و جدید خود را در تهران به پایان رسانیده است. مدّتی در دارالمعلّمین عالی به تدریس تاریخ و جغرافیا مشغول بود. زمانی هم نمایندگی دولت ایران در سوییس و جامعه ملل را داشته، و در کنگره مستشرقین و خارکف نیز شرکت نموده است. وی عضو فرهنگستان ایران بوده، و مجلّه فروغ تربیت را انتشار داده، و یک سال نیز سرپرستی مجلّه تعلیم و تربیت را بر عهده داشته است. او سرانجام در شب 12 شعبان سال 1379ق در تهران وفات یافت. کتب زیر از او است: 1. اوراق مشوّش 2. تاریخ ادبیّات ایران، به اتّفاق برادرش محمّدعلی فروغی 3. سرمایه سعادت 4. شرح حال آقاشیخ هادی نجم آبادی که در مقدّمه تحریر العقلا به چاپ رسیده است 5. شیدوس و ناهید 6. کتابی به فرانسه در موضوع عقاید فلسفی [7. تاریخ عالم]. این شعر از او است:
من از این متاع دنیا به جوی نظر ندارم درِ سروری نکوبم، سر درد سر ندارم
تو و کوشش زیادت، من و عزلت و قناعت که تو دردسر پسندی و من این هنر ندارم[2]
[1]به نقل از محقّق و دانشمند گران مایه، جناب آقای دکتر محمّدباقر کتابی.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص357؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص149 150؛ فهرستواره کتاب های فارسی، ج1، ص582؛ سخنوران معاصر، ج2، ص217.
ملاّابوالحسن فتونی عاملی
ملاّابوالحسن فتونی عاملی فرزند محمّد طاهر بن عبدالحمید بن موسی بن علیّ بن محمّد بن معتوق بن عبدالحمید فتونی نباطی نجفی، عالم فاضل محقّق مفسّر، از اجداد مادری صاحب جواهر است. چون مادرش خواهر امیر محمّدصالح خاتون آبادی بوده، وی را «شریف» گویند، و به مناسبت سکونتش در محلّه درب امام اصفهان به امامی معروف شده است.[1]وی در حدود سال 1070ق در اصفهان متولّد شده، و در این شهر به تحصیل پرداخته، و ازجمله از درس علاّمه ملاّمحمّدباقر مجلسی بهره برده، و سپس به نجف اشرف عزیمت کرده، و در سال 1138ق در آن جا وفات یافته است.[2]جمع کثیری از علماء، همچون فرزندش ابوطالب و شیخ احمد بن اسماعیل جزایری، سیّدنصراللّه مدرّس حائری و شیخ عبداللّه بن کرم اللّه حویزی از او اجازه دریافت نموده اند.[3]کتب زیر از تألیفات او است:
1. الانساب 2. تنزیه القمیّین 3. حدائق الالباب 4. حقیقه مذهب الامامیّه 5. شرح صحیفه سجّادیه 6. شرح عهدنامه مالک اشتر 7. الرّساله الرّضاعیه 8. الشّریعه الشّیعه و دلائل الشّریعه، شرح بر مفاتیح فیض کاشانی 9. شرح کفایه محقّق سبزواری 10. ضیاء العالمین، در امامت 11. طریق الرّوایه عن ابن ابی الدّنیا 12. فوائد غرویّه 13. فوائد المکّیه 14. کشکول 15. مرآه الانوار یا مشکاه الانوار در تفسیر، که در تهران به عنوان مقدّمه تفسیر برهان تألیف شیخ عبداللّطیف کازرونی در سال 1295 طبع شده، حال آن که از میرزا ابوالحسن فتونی است 16. معراج الکمال 17. نصائح الملوک[4]و غیره.
[1]الکواکب المنتشره، صص174 175؛ هدیه الاحباب، ص16.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص151؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، صص9 10.
[3]تلامذه العلامه المجلسی، ص12 و 13.
[4]الذّریعه (مجلّدات مختلف)؛ الکواکب المنتشره، صص174 175؛ ریحانه الادب، ج3، ص355؛ مصفّی المقال، ستون 28؛ فهرست سپهسالار، ج2، صص33 34.
میرزا ابوالحسن عمادالشّریعه
میرزا ابوالحسن عمادالشّریعه فرزند سیّدعبّاس بن حاج سیّدمحمّدعلیّ بن حاج میرزا رحیم دوم سدهی، عالم فاضل. در حدود سال 1290ق در محلّه خوزان سِدِه [خمینی شهر[ متولّد شد، و در اصفهان در خدمت آخوند ملاّعبدالکریم گزی، میرزا احمد اصفهانی، آخوند ملاّمحمّد کاشانی، آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای و آقا سیّدحسن مشکان طبسی درس خواند. وی سرانجام به سنّ متجاوز از هفتاد سال در سال 1361ق در زادگاه خود خوزان وفات یافت، و در جوار امام زاده سیّدمحمّد سده مدفون شد. مشارٌالیه پدر آقایان دکتر سیادت می باشد، و خود، مردی بسیار هوشیار و با استعداد [بود [که نسبت به تحصیل فرزندان خود کمال علاقه را به خرج داد، و حتّی از فروش املاک نیز خودداری ننمود.[1]
میرزا ابوالحسن تویسرکانی
میرزا ابوالحسن بن میرزا عبدالغفّار بن سیّدمحمّدحسین حسینی تویسرکانی، عالم فاضل فقیه جامع، در سال 1295ق در اصفهان متولّد [شد]، و در این شهر تحصیل نمود. سال ها در مسجد حاج محمّدجعفر آباده ای اقامه جماعت می نمود، و از علماء متنفّذ اصفهان به شمار می رفت. سرانجام در صبح سه شنبه 18 محرّم 1383ق وفات یافت، و در داخل بقعه تویسرکانی جنب مزار پدر و برادر بزرگوارش مدفون گردید.[2]
میرزا ابوالحسن بروجردی
حاج میرزا ابوالحسن بروجردی بن حاج میر سیّدعلی طباطبایی بن عبدالکریم بن علیّ بن میر سیّدمحمّد، عالم فاضل زاهد، از علماء و مجتهدین بزرگ و مدرّسین اصفهان است. در اصفهان نزد حاج سیّدمهدی نحوی و آقا میرزا محمّدباقر صاحب روضات و میرزا محمّدحسن نجفی و حاج میرزا بدیع درب امامی تلمّذ نموده، و سپس به نجف اشرف
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص236 237؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص151 152؛ لطائف غیبیّه، ص بیست و هشت؛ خمینی شهر، ص330.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص351؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص97.