میرزا ابوالحسن عمادالشّریعه
میرزا ابوالحسن عمادالشّریعه فرزند سیّدعبّاس بن حاج سیّدمحمّدعلیّ بن حاج میرزا رحیم دوم سدهی، عالم فاضل. در حدود سال 1290ق در محلّه خوزان سِدِه [خمینی شهر[ متولّد شد، و در اصفهان در خدمت آخوند ملاّعبدالکریم گزی، میرزا احمد اصفهانی، آخوند ملاّمحمّد کاشانی، آقا سیّدمحمّدباقر درچه ای و آقا سیّدحسن مشکان طبسی درس خواند. وی سرانجام به سنّ متجاوز از هفتاد سال در سال 1361ق در زادگاه خود خوزان وفات یافت، و در جوار امام زاده سیّدمحمّد سده مدفون شد. مشارٌالیه پدر آقایان دکتر سیادت می باشد، و خود، مردی بسیار هوشیار و با استعداد [بود [که نسبت به تحصیل فرزندان خود کمال علاقه را به خرج داد، و حتّی از فروش املاک نیز خودداری ننمود.[1]
میرزا ابوالحسن تویسرکانی
میرزا ابوالحسن بن میرزا عبدالغفّار بن سیّدمحمّدحسین حسینی تویسرکانی، عالم فاضل فقیه جامع، در سال 1295ق در اصفهان متولّد [شد]، و در این شهر تحصیل نمود. سال ها در مسجد حاج محمّدجعفر آباده ای اقامه جماعت می نمود، و از علماء متنفّذ اصفهان به شمار می رفت. سرانجام در صبح سه شنبه 18 محرّم 1383ق وفات یافت، و در داخل بقعه تویسرکانی جنب مزار پدر و برادر بزرگوارش مدفون گردید.[2]
میرزا ابوالحسن بروجردی
حاج میرزا ابوالحسن بروجردی بن حاج میر سیّدعلی طباطبایی بن عبدالکریم بن علیّ بن میر سیّدمحمّد، عالم فاضل زاهد، از علماء و مجتهدین بزرگ و مدرّسین اصفهان است. در اصفهان نزد حاج سیّدمهدی نحوی و آقا میرزا محمّدباقر صاحب روضات و میرزا محمّدحسن نجفی و حاج میرزا بدیع درب امامی تلمّذ نموده، و سپس به نجف اشرف
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص236 237؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص151 152؛ لطائف غیبیّه، ص بیست و هشت؛ خمینی شهر، ص330.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص351؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص97.
مهاجرت نموده، و تحصیلات خود را تکمیل نموده، و پس از نائل شدن به اجتهاد، به اصفهان معاودت کرده، و به انجام وظایف شرعی مبادرت ورزیده است. سال ها امام جماعت مسجد درکوشک بوده، و در بین خاص و عام، محبوبیّت داشت. در اوائل مشروطه که در انجمن ولایتی، علمای بزرگ، امثال آقانجفی و دیگران گردآمده بودند، منطوقات ایشان، الحق مورد تحسین همگان می شد. مشارٌالیه در صبح جمعه 18 ذی قعده 1348ق یک هفته پس از فوت عالم بزرگوار میرزا احمد مدرّس وفات نمود، و در تکیه ای مخصوص در تخت فولاد مدفون گردید، و بقعه ای بر مزار او بنا شد.
میرزا حسن خان جابری در باب سال وفات او و میرزا احمد سروده است:
از مقام قاب قوسینی یکی آمد بگفت: «بود در معراج احمد بوالحسن یار و رفیق»[1]
ابوالحسن ریزی لنجانی
ابوالحسن بن علی ریزی لنجانی، از نویسندگان کتب و خطّاطان در قرن سیزدهم بود، از آثار او است: کتاب حدوث العالم تألیف محمّدنعیم طالقانی، که آن را به خطّ نسخ در آخر ماه رجب 1363ق نوشته، نسخه به شماره 2023 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]هم چنین صاحب عنوان در هفتم رجب 1262 مجموعه ای از چهار رساله در فلسفه و کلام را به خطّ نسخ نوشته که به شماره 1999 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[3]
سیّدابوالحسن موسوی بیدآبادی
سیّدابوالحسن موسوی بن حاج سیّدمحمّدعلیّ بن حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی بیدآبادی، عالم فاضل محقّق، در سال 1320ق وفات یافت، و در مقبره جدّ
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص81 82؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص290؛ تاریخ اصفهان و ری، ص327؛ نقباءالبشر، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص85؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج1، ص386؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص81.
[2]فهرست مرعشی، ج6، ص27.
[3]فهرست مرعشی، ج5، ص371.
بزرگوارش در مسجد سیّد اصفهان مدفون گردید.
فرزندش آقا سیّدمحمّدحسین شفتی، در تهران ساکن، و از علمای آن جا بوده، و فرزند دیگر آقا فرج اللّه بوده که در اواخر عمر، در قم ساکن شده است.[1]
ملاّابوالحسن صفای جاجرمی
ملاّ ابوالحسن جاجرمی خراسانی متخلّص به «صفا» فرزند ملاّمحمّدکاظم متخلّص به «اداء»، عالم فاضل کامل، شاعر ادیب بارع، از دانشمندان و ادبای قرن سیزدهم هجری. وی پس از تحصیل معقول و منقول، در تهران، معلّم محمّدتقی میرزا قاجار بوده، و سپس به اصفهان آمده، و در آن جا ساکن شده است. در سرودن شعر فارسی، عربی و ترکی استاد، و در علوم مختلف، مهارت داشته، و عمر را به تحقیق و تألیف سپری نموده است.[2]سال وفاتش معلوم نیست.
این کتب و رساله ها از آثار او است: 1. اخلاق الاولیاء، منظومه فارسی خطاب به فرزندش نصراللّه که در سال 1239 سروده[3]، و نسخه آن در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران به شماره 2606 موجود است.[4]2. اخلاق، به فارسی. 3. برکات القائم لایقاظ النّائم، در اخلاق، که در سال 1230ق تألیف شده، و به شماره 2770 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[5]4. تحفه الامیر، که در آن به قدر ثلث قرآن را تفسیر نموده است. 5. جهادیّه، رساله ای است در وجوب جهاد، به فارسی که در جریان جنگ های ایران و روسیه نوشته، و در جمعه 26 جمادی الاوّل 1238ق از تألیف آن فراغت یافته است. نسخه آن در کتابخانه حاج شیخ عبّاس قمی در مشهد مقدّس بوده است.[6]6. رساله در جبر و اختیار، که آن را در سال 1229ق برای میرزا محمّدتقی میرزا قاجار تألیف نموده است. 7. دیوان صفای جاجرمی 8. رایات الاجتهاد، که در اصفهان تألیف شده. 9. سؤال و جواب، در عصمت و سؤالاتی است که جاجرمی از حکیم ملاّعلی نوری پرسیده است. 10. هدیه
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص376؛ بیان المفاخر، ج2، ص171؛ مزارات اصفهان، ص164.
[2]مشاهیر جاجرم، ج1، ص109؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص158.
[3]الکرام البرره، ج1، ص36.
[4]فهرست مرکزی دانشگاه، ج9، ص1461.
[5]فهرست مرکزی دانشگاه، ج10، ص1628.
[6]الذّریعه، ج5، ص196.
المکیّه، که آن را در هنگام تشرّف به حجّ در سال 1245ق به نظم کشیده است.[1]11. ینابیع الحکمه، در مواعظ و اخلاق به فارسی، که در شعبان 1240ق تألیف شده، و در سال 1304ق به طبع رسیده است.[2]
سیّدابوالحسن مرتضوی
حاج سیّدابوالحسن بن حاج سیّدمحمّدکاظم مرتضوی کرونی اصفهانی عالم فاضل متّقی، در حدود سال 1320ق در کرون متولّد شد، و تحصیلات خود را نزد پدر بزرگوارش آغاز نمود، سپس به اصفهان آمد، و نزد شیخ احمد بیدآبادی، شیخ محمّدعلی فتحی دزفولی، حاج میرمحمّدصادق مدرّس خاتون آبادی، شیخ علی مدرّس یزدی، شیخ محمّد حکیم خراسانی، حاج میرزا ابوالهدی کلباسی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی، آقا سیّدعلی نجف آبادی به تحصیل پرداخت، و از برخی از علماء اصفهان، همچون آخوند ملاّمحمّدحسین فشارکی، آقا شیخ محمّدرضا نجفی و آقا سیّدمحمّد نجف آبادی اجازه دریافت نمود، و این اجازات را علماء قم و نجف، همچون آقا سیّدابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاءالدّین عراقی، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی مورد تأیید قرار دادند. از دیگر اساتید ایشان میرزا طاهر تنکابنی در تهران و سیّدمحسن حکیم را در نجف اشرف می توان نام برد. ایشان عالمی وارسته و زاهد و عابد بوده، و به ارشاد مردم، و حلّ مشکلات شرعیّه آنان می پرداخته است. در جفر و اعداد و علوم غریبه نیز استاد بود. وی در صبح جمعه 28 ذی قعده 1402ق در تهران وفات یافت، و در یکی از اتاق های مزار علیّ بن جعفر علیه السلام در قم مدفون گردید.
ابوالحسن فیضی
ابوالحسن بن محمّدمحسن فیضی، از فضلاء و نویسندگان قرن 13 در اصفهان است. ظاهرا از شاگردان مرحوم آقا سیّدمحمّد مجاهد کربلایی اصفهانی بود. از آثار او کتابت نسخه ای از کتاب وسائل النّجاه مرحوم آقا سیّد است که در سال 1219 به خطّ نستعلیق در اصفهان نوشته شده است. نسخه به
[1]همان، ج25، ص288.
[2]همان، ج25، ص288.
شماره 461 در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدّس موجود است.[1]
ابوالحسن ابرقوهی
ابوالحسن بن محمّد ابرقوهی اصفهانی، فقیه و دانشمند نیکوسیرت بوده، به اصفهان مهاجرت نموده، و در این شهر سکونت اختیار کرده، و تا سال 586ق در این شهر زنده بوده است.[2]
میرزا ابوالحسن جلوه
میرزا ابوالحسن جلوه فرزند سیّدمحمّد متخلّص به «مظهر» بن میرمحمّدصادق بن میرمحمّدحسین اوّل بن رفیع الدّین محمّد بن مهدی بن ابوالحسن بهاءالدّین محمّد بن میرزا رفیعا نایینی[3]. حکیم دانشمند و شاعر ادیب، در ذی قعده 1238ق در احمدآباد هند متولّد شد، و به همراه پدر به اصفهان آمد، در مدرسه کاسه گران ساکن شد[4]، و نزد علمای این شهر، به خصوص میرزا حسن نوری و میرزا حسن چینی، فنون حکمت و فلسفه را آموخت[5]. در سال 1273ق به تهران رفت، و در مدرسه دارالشّفا که به خاطر احداث خیابان بوذرجمهری خراب شده است ساکن شد، و سال ها به تدریس کتب حکمت پرداخت. جلوه، عمر را مجرّد و بدون زن و فرزند به سر آورد، و مازاد معاش یومیّه را به فقراء، انفاق می کرد، اکثر اعیان و بزرگان زمان به صحبت او اشتیاق داشتند، و ناصرالدّین شاه مکرّر به حجره او می رفته است.[6]از نوجوانی شعر می گفته، و «جلوه» تخلّص می نموده، دیوان اشعارش را آقای علی رسولی جمع آوری نموده، و در سال 1348 با مقدّمه آقای سهیلی خوانساری به چاپ رسیده است. وی سرانجام در شب جمعه 6 ذی قعده 1314ق در تهران وفات یافت، و در ابن بابویه مدفون گردید[7]، و نیّرالدّوله قاجار و میرزا احمد خان
[1]فهرست کتابخانه مسجد گوهرشاد، ص342.
[2]فرهنگ نامه پارسی، ص417.
[3]آتشکده اردستان، ج1، ص191.
[4]همان، ج2، صص325 326.
[5]خدمات متقابل اسلام و ایران، ص608.
[6]ادبیّات معاصر، صص38 40.
[7]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص160.
نصیرالدّوله شیرازی بقعه ای بر مزار او بنا کردند.[1]میرزا ابوالقاسم در مادّه تاریخ او گوید:
طرب از حزن پی سال وفاتش بنوشت: «بولحسن جلوه کنان شد سوی فردوس برین»[2]
کتابخانه ای مفصّل داشته که پس از فوت، به خواهرزاده اش حاج میرزا محمّد بن حاج میرزا تقی رسیده، و او، آن ها را به کتابخانه مجلس فروخته است.[3]وی را تألیفاتی است از آن جمله: 1. اثبات حرکت جوهریّه، مطبوع 2. رساله ای در ترکیب و احکام آن 3. تصحیح مثنوی مولوی، مطبوع 4. حاشیه بر اسفار 5. حواشی بر فصوص الحکم 6. حواشی بر مبدأ و معاد ملاّصدرا، مطبوع 7. ربط الحادث بالقدیم، مطبوع، در حاشیه شرح هدایه الاثیریّه ملاّصدرا 8. رساله در وجود و اقسام آن 9. دیوان اشعار، مطبوع 10. شرح حال مجمر، مطبوع در دیوان خودش 11. شرح حال خودش، مطبوع در نامه دانشوران.[4]
این شعر از او است:
چون شد که در این غمکده یک هم نفسی نیست از هم نفسان بگذر و از اصل کسی نیست
بازار جهان جمله جزابین و مکافات عاقل به چه سان گفت که آن جا عسسی نیست
جز رفتن از این مرحله با مژده رحمت داناست خدا، در دل «جلوه» هوسی نیست[5]
[1]طرائق الحقائق، ج3، صص507 508.
[2]ادبیّات معاصر، ص39.
[3]آتشکده اردستان، ج2، ص334.
[4]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص160؛ نقباءالبشر، ج1، ص42؛ الذّریعه، ج25، ص39.
[5]ریحانه الادب، ج1، ص419 420 و بنگرید به: جغرافیای اصفهان، ص69؛ شمس التّواریخ، ص33؛ فرهنگ معین، ج5، ص431؛ الکنی و الالقاب، ج1، ص47؛ تاریخ نایین، ج1، ص167 172؛ تحریر ثانی تاریخ حکماء و عرفا، صص467 491.
آقا سیّدابوالحسن اصفهانی
آقا سیّدابوالحسن اصفهانی بن سیّدمحمّد موسوی مدیسه ای لنجانی بن سیّدعبدالحمید بن سیّدمحمّد موسوی، از اکابر فقهای امامیّه و از مراجع تقلید جهان تشیّع، عالم فاضل کامل فقیه اصولی و متکلّم محدّث جامع در سال 1284ق در قریه «مدیسه» از توابع بلوک لنجان اصفهان متولّد، و برای تحصیلات خود راهی اصفهان شد، و در درس سیّدمهدی نحوی، آخوند کاشی، میرزا یحیی مدرّس و میرمحمّدصادق کتاب فروش و میرزاابوالمعالی کلباسی حاضر شد. سپس برای تکمیل آن به نجف اشرف عزیمت نمود. دو سال در درس میرزای شیرازی در سامرا شرکت نمود، و پس از وفات استاد، نزد آخوند خراسانی ادامه تحصیل داد، و پس از وفات وی، در درس میرزا محمّدتقی شیرازی حضور یافت، و سرانجام به اجتهاد نائل آمد، و از آخوند خراسانی، حاج میرزا محمّدتقی شیرازی، شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی و آقا سیّدحسن صدر اجازه روایت دریافت نمود. موقعیّت ایشان روز به روز تحکیم یافت، و شهرت ایشان از مرزهای عراق فراتر رفت، تا این که در سال 1344ق ریاست معنوی جهان تشیّع و مرجعیّت شیعیان در عراق، ایران، لبنان، افغانستان، پاکستان و هند به او اختصاص یافت.
پس از شکست عثمانی ها در جنگ جهانی اوّل و اشغال عراق به دست نیروهای انگلیسی و قیمومیّت انگلستان بر عراق، آقا سیّدابوالحسن اصفهانی برای مبارزه با اشغالگران، با همکاری میرزا فتح اللّه شریعت اصفهانی، میرزا حسین نایینی، سیّدمصطفی کاشانی و میرزا علی شهرستانی مردم را به قیام علیه کفّار تشویق نمودند؛ امّا با فوت سیّدمصطفی کاشانی و شریعت اصفهانی، این قیام سرکوب شد. بار دیگر علمای عراق همچون اصفهانی، شهرستانی و نایینی به حمایت از قیام عشایر جنوب عراق برخاستند، و فرمانروای انگلیسی عراق، آنان را به ایران تبعید کرد. ولی پس از هشت ماه، آنان به عراق بازگشتند.
او علاوه بر مرجعیّت و صدور فتوا، صدها شاگرد دانشمند تربیت نمود، و از لحاظ بزرگ منشی، درایت، زهد، و اهتمام به امور مسلمانان، الگویی کم نظیر به شمار می رفت. در شب 16 صفر 1349ق طلبه ای جاهل به نام شیخ علی اردهالی کاشانی با کارد به سیّد محمّدحسن فرزند جلیل القدر او حمله
کرد، و در صف نماز، او را شهید نمود. آیت اللّه اصفهانی از او گذشت نمود، و با صبوری و توکّل بر خدا، تحمّل این مصیبت را بر خود هموار نمود. او در هنگام غروب آفتاب دوشنبه 9 ذی الحجّه 1365ق در کاظمین وفات کرد، و پیکرش در یکی از حجرات صحن حضرت علی علیه السلام در نجف مدفون شد. کتب زیر از تألیفات او است:
1. انیس المقلّدین، که سیّدابوالقاسم صفوی اصفهانی آن را جمع آوری و تدوین نموده است 2. حاشیه بر تبصره علاّمه 3. حاشیه عروه الوثقی 4. حاشیه نجاه العباد (تألیف صاحب جواهر) 5. ذخیره الصّالحین 6. ذخیره العباد، مطبوع 7. شرح کفایه الاصول 8. منتخب الرّسائل 9. مناسک حج 10. وسیله النّجاه، یک دوره فقه در دو مجلّد که شاگردش سیّدابوالقاسم صفوی آن را ترجمه نموده، و صراط النّجاه نامیده است 11. وسیله النّجاه صغری[1].
سیّدابوالحسن عاملی
سیّدابوالحسن عاملی اصفهانی فرزند سیّدصدرالدّین محمّد موسوی عاملی بن صالح، عالم فاضل زاهد، در اصفهان ساکن بود، و عمر را به عبادت گذرانده، و متولّی امام زاده شاه زاده ابراهیم در محلّه مستهلک اصفهان بود. وی پس از سال 1300ق وفات یافت.[2]
ملاّ ابوالحسن قهجاورستانی
ملاّابوالحسن بن معزّالدّین محمّد قهجاورستانی اصفهانی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. قجاورستان (قه جاورستان) از دهات معتبر و بسیار قدیمی بلوک جی
[1]احسن الودیعه، ج2، ص109؛ نقباءالبشر، ج1، ص143، ج1، ص42 43؛ آثار الحجّه، ج1، ص134؛ ریحانه الادب، ج1، ص142؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص91 94؛ الذّریعه، ج25، ص85؛ مکارم الآثار، ج7، صص2585 2612؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص280 281؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج7، صص943 944؛ زندگانی آیت اللّه چهارسوقی، صص127 132.
[2]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان در دو قرن اخیر، ج1، ص268 269.