میران فرزند میرابوالقاسم فندرسکی می باشد.[1]
سال وفات او معلوم نیست؛ امّا تا سال 1100ق در قید حیات بوده است[2]، تألیفات بسیار دارد، و از آن جمله است: 1. بیان بدیع در صناعات بدیعیّه، مطبوع 2. ترجمه شرح لمعه به فارسی 3. توضیح المطالب شرح بر خلاصه الحساب 4. تکمله حمله حیدری (سروده باذل مشهدی) 5. حاشیه بر اصول کافی 6. حاشیه بر تفسیر بیضاوی 7. حاشیه بر شرح لمعه 8. حاشیه بر حاشیه خفری بر الهیات شفا 9. حاشیه بر معالم 10. حاشیه یا شرح بر شافیه ابن حاجب 11. دیوان اشعار 12. ساقی نامه 13. غزوات حیدری [شاید همان تکمله حمله حیدری باشد [14. المنتهی، در نجوم 15. مجمع البحرین، به فارسی 16. نگارخانه چین (مثنوی)
میرزا ابوطالب «حیات» اصفهانی
میرزا ابوطالب اصفهانی متخلّص به «حیات» فرزند میرزا نصیر، شاعر ادیب خطّاط منشی، در اصفهان در منصب استیفا به خدمات دیوانی اشتغال داشت، و خطّ شکسته را خوش می نوشت، و در فنّ انشاء، مهارت کامل داشت[3]. سرانجام در سال 1135ق در اصفهان وفات یافت، و مدفون شد.[4]
[برخی از نویسندگان، تخلّص وی را «جناب» ذکر کرده اند که احتمالاً تصحیف شده «حیات»است؛ واللّه اعلم]. دیوان اشعارش بالغ بر دو سه هزار بیت بوده، این بیت از او است:
لب خواهش نگشودیم و از آن خشنودیم که مرادِ دو جهان قابل اظهار نبود
حاج ابوطالب تصنیف اصفهانی
حاج ابوطالب اصفهانی متخلّص به «تصنیف» شاعر ادیب، تجارت می نمود، و در زمره
[1]الذّریعه، ج4، ص105.
[2]الذّریعه، ج4، ص105.
[3]احوال و آثارخوشنویسان، ج4، ص1241.
[4]تذکره المعاصرین، حزین، ص194 و نیز ر. ک: الذّریعه، ج9، ص205؛ تذکره غنی، ص38؛ ریحانه الادب، ج1، ص430؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص167 و 457؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «جناب»، ص108.
شعرای شعرای شاه سلیمان صفوی بود، به هندوستان مهاجرت کرد، مؤلّف الذّریعه فرماید: به گمان من، وی همان تصنیف خوانساری می باشد.[1]
ابوطالب «زهره» بروجنی
ابوطالب زهره، از اخلاف دفتری بروجنی است. در سال 1298 خورشیدی در بروجن متولّد، و سپس در شهررامهرمز به کسب و کار مشغول شد. گاهی برحسب اقتضای حال، اشعاری می سرود، از او است:
[قصد قتلم گر کنی خنجر مخواه کار صد خنجر کند ابروی تو[2]]
ملاّابوطالب فخرالواعظین چهارسوقی
حاج ملاّابوطالب چهارسوقی ملقّب به «فخرالواعظین»، واعظ کامل و فاضل جامع، از فضلای اهل منبر اصفهان بود.
در سال 1339 وفات یافت، و در یکی از حجرات تکیه صاحب روضات در تخت فولاد مدفون شد.[3]
ملاّابوطالب قزوینی
ملاّابوطالب قزوینی اصفهانی، عالم فاضل از دانشمندان ماهر در علوم غریبه در قرن سیزدهم هجری بوده است. از آثار او است:
1. رساله ای در نسبت بین حروف 2. فرائد الدّرر فی علم اللّوح و القدر، در جفر [که نسخه های متعدّدی از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی و کتابخانه آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی موجود است].[4]
[1]الذّریعه، ج9، ص172؛ تذکره غنی، ص32.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص228.
[3]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص197؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص162؛ نقباءالبشر، ج1، ص47؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص82.
[4]الکرام البرره، ج1، ص40؛ الذّریعه، ج16، ص134 و ج24، ص145؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص163؛ فهرست آستان قدس، ج10، صص263 264 و ج15، صص430 431؛ فهرست مرعشی، ج13، ص314.
ملاّابوطالب لواسانی
ملاّابوطالب لواسانی، عالم فاضل. در علوم مختلف، خصوصا ریاضیات و جفر و اعداد استاد بود. سال ها در مدرسه نیماورد ساکن بوده، و در حدود سال 1260ق وفات یافته است.[1]
ابوطالب مذهّب اصفهانی*
ابوطالب مذهّب اصفهانی، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری است. در تذهیب، و ازجمله تزیینات گل و بوته و زرافشان و تشعیر، استادی کامل بوده، و در عهد فتحعلی شاه قاجار می زیسته است. سال فوتش به دست نیامد.
وی پدر شاعر هنرمند و نقّاش تذهیب کار، میرزامحمّدعلی مذهّب، متخلّص به «بهار» و «فرهنگ» می باشد.[2]
حکیم ابوطاهر
حکیم ابوطاهر از دانشمندان اصفهان در قرن پنجم هجری، و معاصر با مافرّوخی است. مافرّوخی وی را در ردیف فلاسفه، ریاضی دانان، اطبّاء و منجّمین عصر خویش می آورد.[3]
ابوطاهر اصفهانی
ابوطاهر سعید بن محمّد بن ابی طاهر بن عبدالواحد صفّار اصفهانی تیمی، از محدّثین اصفهان است.[4]
ابوطاهر اصفهانی
ابوطاهر سهل بن محمّد بن ازهر اصفهانی، از فقهاء و محدّثین قرن سوم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و از یونس بن حبیب حدیث شنیده؛ امّا از او حدیثی نقل نشده است. وی در سال 286ق وفات یافت. فرزندش علیّ بن سهل از صوفیان معروف اصفهان در آن
[1]جغرافیای اصفهان، ص83؛ الکرام البرره، ج1، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص163.
[2]هنر قلمدان، ص111.
[3]محاسن اصفهان، ص35.
[4]ذیل کشف الظّنون، ص40.
روزگار بوده است.[1]
ابوطاهر بن ثابت
ابراهیم بن ثابت از دانشمندان قرن پنجم هجری است.
وی معاصر مافرّوخی است، و مافرّوخی او را جزو دانشمندان فلاسفه، ریاضی، طبّ و نجوم آورده است.[2]
ابوطاهر ثقفی
ابوطاهر بن محمود بن احمد بن محمود ثقفی از محدّثین اصفهان است. وی از ابوالعبّاس احمد بن عبدالرّحمان بن یوسف اسدی اعرج و ابوبکر بن مقری روایت می کند.
ابوالفضل جعفر بن عبدالواحد بن محمّد بن محمود نوه برادرش از او روایت نموده است.[3]
ابوطاهر خیّاط
ابوطاهر خیّاط، از ادبای اصفهان است. مافرّوخی نام او را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاءِ متقدّم بر عصر خود می آورد.[4]
ابوطاهر فرقدی
ابوطاهر فرقدی از محدّثین اصفهان است.
مافرّوخی نام او را در ردیف دانشمندان حدیث و کلامِ متقدّم بر عصر خود آورده است.[5]
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص339.
[2]محاسن اصفهان، ص35.
[3]التّحبیر، ج1، ص162.
[4]محاسن اصفهان، ص31.
[5]محاسن اصفهان، ص31.
ابوطاهر قمی
ابوطاهر کمج قمی، از شعرای قرن پنجم هجری است. وی معاصر مافرّوخی بوده، و به عربی شعر می سروده است.[1]
ابوعامر جرواءانی
ابوعامر جرواءانی اصفهانی، ادیب شاعر، از اهالی محلّه جرواءان اصفهان بوده، و به عربی شعر می سروده، و در قرن سوم هجری می زیسته است. حمزه اصفهانی این شعر را از او نقل نموده است:
سقی اللّه جیّا انّ جیّا لذیذه من الغیب ما یسری لها ثمّ یبکر
فلابقه فی اللّیل یؤذیک لسعها لنوم و لابرغوثه حین تسهر
و ماء کایاها زلال کأنّه إذا ما جری فی الخلق ثملجٌ و سکر[2]
ابوالعبّاس خوزانی
ابوالعبّاس خوزانی از ادبای اصفهان به شمار می رود. مافرّوخی او را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاءِ مقدّم بر عصر خود ذکر می کند.[3]
ابوالعبّاس ضبّی
ابوالعبّاس احمد بن ابراهیم ضبّی، ملقّب به «کافی الاوحد»، شاعر، ادیب و دانشمند قرن چهارم هجری. [وی از صاحبان و پرورش یافتگان صاحب بن عبّاد بود، و صاحب به او اعتقاد تامّ و تمام داشت، و پس از فوت صاحب، این ابوالعبّاس بود که بر جنازه استاد، نماز گزارد.
در سال 385ق پس از فوت صاحب بن عبّاد به شراکت ابوعلی خطیر اصفهانی وزارت
[1]محاسن اصفهان، ص33.
[2]محاسن اصفهان، ص5.
[3]محاسن اصفهان، ص32.
فخرالدّوله دیلمی را برعهده گرفت. پس از مرگ فخرالدّوله وزارت مجدالدّوله پسر او را نیز عهده دار بود تا این که سیّده، مادر مجدالدّوله او را به مسموم کردن برادر متّهم ساخت، و دویست هزار دینار برای مراسم تعزیت و سوگواری مطالبه نمود. ابوالعبّاس به ناچار به بدرالدّین حسنویه امیر جبال پناه برد، و در سال 392 در بروجرود وفات یافت. پسرش سعد بن احمد جنازه پدر را به کربلا داد، و با مساعی شریف ابواحمد (پدر شریف رضی) در آن آستان متبرّک در خاک آرمید.
ابوالعبّاس ضبّی مردی نیکوکار و فرهنگ دوست بود، و آثار خیریّه بسیار از خود به جای نهاد. مافرّوخی اشاره می کند که ابوالعبّاس ضبّی کتابخانه ای ارزشمند در مسجد عتیق اصفهان بنا کرد که حاوی هزاران نسخه نفیس ادبی، فقهی، حدیثی، فلسفی، ریاضی، هیأت، منطق، تاریخ و علوم طبیعی بود، و آن را وقف فضلاء و دانشمندان نموده بود. فهرستی که از کتاب های کتابخانه فراهم شده بود، بالغ بر سه جلد ضخیم می شد. متأسّفانه در سال 515ق فداییان اسماعیلی، مسجد جامع اصفهان را به آتش کشیدند، و آن کتابخانه بزرگ، با هزاران کتاب نفیس موجود در] مخزن آن را در آتش کینه خود سوختند.
وی در سرودن اشعار عربی از اساتید ارجمند عهد خود بوده، و در غزل و قصیده، اشعاری شیوا می سروده است. او اشعاری در مدح ائمّه شیعه دارد، و در کتاب الغدیر نمونه ای از غدیریّه او را آورده است].
ابوعبداللّه ابرقویی
ابوعبداللّه ابرقویی[1]از ادباء و دانشمندان ساکن اصفهان است.
مافرّوخی نام او را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاءِ مقدّم بر عصر خود آورده است.[2]
ابوعبداللّه اصفهانی
ابوعبداللّه اصفهانی معروف به «شافعی» از محدّثین قرن چهارم هجری است. وی در سال 381ق وفات یافت.[3]
ابوعبداللّه اصفهانی
ابوعبداللّه اصفهانی، از دانشمندان قرن پنجم هجری است، در شام ساکن بوده، و در علم و ادب، شاگرد ابوالعلاء معرّی است. معرّی بر حسب خواهش او بعضی از ابیات مشکل کتاب سقط الزّند را شرح کرده، و آن را ضوء السّقط نامیده است. معروف شده که ضوء السّقط را ابوزکریّا بن خطیب تبریزی (421 502ق) تألیف نموده، حال آن که این کتاب، از تألیفات ابوالعلاء معرّی است، و خطیب تبریزی ضوء السّقط را شرح و تکمیل نموده است.[4]
ابوعبداللّه اصفهانی
ابوعبداللّه بن یوسف اصفهانی، از محدّثین به شمار می رود. از ابوبکر عمر بن محمّد صاحب کتّانی روایت می کند، و حافظ ابوبکر احمد بن حسین از او استماع حدیث نموده است.[5]
ابوعبداللّه انداآنی
ابوعبداللّه اندآآنی، از ادبای اصفهان است. مافرّوخی او را از دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء، و مقدّم بر عصر خود دانسته است.[6]
[انداآن از قریه های ماربین بوده است، و اکنون یکی از محلّه های سده (خمینی شهر) به شمار می رود].
[1]یتیمه الدّهر، ج3، صص118 127؛ ترجمه محاسن اصفهان، ص63؛ الذّریعه، ج9، ص625؛ الغدیر، ج4، صص101 110؛ معجم الادباء، ج1، ص65؛ دائره المعارف تشیّع، ج1، ص419؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص245؛ تاریخچه اوقاف اصفهان، ص34.
[2]محاسن اصفهان، ص32.
[3]تبیین کذب المتفری، ص197.
[4]نشریّه دانشکده ادبیّات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، سال 11 و 12، ص180.
[5]تبیین کذب المفتری، ص424.
[6]محاسن اصفهان، ص32.
ابوعبداللّه بادی
ابوعبداللّه بادی، از ادبای اصفهان است. مافرّوخی وی را از دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء دانسته، و او را از متقدّمین بر عصر خود بر شمرده است.[1][باد از قرای نطنز، و اکنون به نام بادرود معروف است].
ابوعبداللّه برقی
ابوعبداللّه برقی، از بزرگان قرن سوم هجری، و خواهرزاده احمد بن محمّد بن خالد برقی محدّث معروف است. از قم به اصفهان آمده، و در این شهر ساکن گردیده است.[2]
ابوعبداللّه خطیب
ابوعبداللّه خطیب اصفهانی معروف به اسکافی، ادیب، لغوی، نحوی، از ادبای قرن چهارم و پنجم هجری است. وی شعر عربی را فصیح و بلیغ می سروده است. در ری از مصاحبان صاحب بن عبّاد بوده، و در آن شهر، منصب خطابت را بر عهده داشته است. تألیفاتی دارد که از آن جمله است: 1. دره التّنزیل، در آیات متشابهه، مطبوع در مصر 2. شواهد سیبویه 3. الغرّه 4. غلط کتاب العین جاحظ 5. لطف التّدبیر 6. مبادی اللّغه العربیّه، مطبوع در مصر، 7. نقد الشّعر. وی در سال 427ق وفات یافته است.[3]
ابوعبداللّه طبری
حافظ ابوعبداللّه طبری، از اکابر فقهاء و محدّثین عامّه است. در سال 495ق در اصفهان وفات یافته است.[4]
[1]محاسن اصفهان، ص32.
[2]معجم البلدان.
[3]محاسن اصفهان، ص31؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص251.
[4]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص747.