تفسیر 18. المتاجر، تقریر درس میرزا حبیب اللّه رشتی 19. حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری 20. تنقیح الاصول، تقریرات درس میرزا حبیب اللّه رشتی، با نظریّات مؤلّف در بحث الفاظ 21. حاشیه بر رسائل شیخ انصاری 22. شرح بر اصول کافی 23. شرح حدیث حقیقت کمیل بن زیاد 24. السّوانح و اللّوائح[1]].
سیّدابوالقاسم بیدآبادی
سیّدابوالقاسم بیدآبادی بن حاج سیّد محمّدباقر حجّت الاسلام شفتی عالم فاضل، [نزد پدر بزرگوار و احتمالاً حاج محمّدابراهیم کلباسی تحصیل کرده]، و پس از وفات پدر، مرجع امور در اصفهان بوده، و سال ها قبل از فوت برادرش حاج سیّداسداللّه (متوفّی 1290ق) وفات یافته است. معلّم حبیب آبادی به نقل از حاشیه هدایه الانام و حاج شیخ علی نمازی در مستدرک سفینه البحار وفات او را در 28 صفر 1263ق ذکر کرده اند. وی در مقبره پدر بزرگوارش در مسجد سیّد اصفهان مدفون شد.[2]
سیّدابوالقاسم خواجویی
سیّدابوالقاسم خواجویی فرزند سیّدمحمّدباقر بن محمّدصادق موسوی اصفهانی، عالم فاضل زاهد، در اصفهان ساکن بود، و در علوم مختلف همچون فقه، حدیث، ادبیّات، تاریخ و انساب مهارت داشت وی در شب سه شنبه 8 رجب 1191ق وفات یافت[3]، و در اوّل اراضی تخت فولاد، نرسیده به تکیه جویباره ای ها (تکیه فاضل سراب) مدفون شد. مع الاسف در سال های اخیر، تکیه و مقبره او را خراب کردند[4]، وی کتابی به نام حدائق العارف تألیف نموده است. صاحب عنوان، جدّ خاندان
[1]مکارم الآثار، ج6، صص2007 2010؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص292؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص141؛ نقباءالبشر، ج1، ص61؛ دیوان طرب، صص122 123؛ تاریخچه ارزنان و مقبره علیاجناب زینب خاتون، صص41 42؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص193 194؛ ریحانه الادب، ج2، ص33؛ الذّریعه، ج18، ص46 و ج25، ص84؛ مزارات اصفهان، صص234 235؛ آفتاب علم، صص17 به بعد؛ زندگانی آیت اللّه چهارسوقی، صص191 198؛ اعیان الشّیعه، ج9، ص517.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص376؛ بیان المفاخر، ج2، ص154؛ مزارات اصفهان، ص164.
[3]وقایع السّنین و الاعوام، ص573.
[4]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص57.
نحوی و مهدوی در اصفهان[1]و موسوی زاده در یزد، و از اجداد حقیر (سیّدمصلح الدّین مهدوی) است.
میرزا ابوالقاسم زنجانی
حاج میرزا ابوالقاسم بن سیّدمحمّدباقر بن سیّدعلی نقی موسوی زنجانی عالم فاضل، محقّق و مجتهد، فقیه اصولی، در اصفهان متولّد شده، و نزد آقا میرزا هاشم چهارسوقی و حاج میرزا بدیع درب امامی تلمّذ نمود، سپس در نجف اشرف از درس حاج میرزا حبیب اللّه رشتی و ملاّلطف اللّه مازندرانی بهره گرفت، و از آن دو، و نیز شیخ الشّریعه اصفهانی و محمّد ایروانی اجازه دریافت نمود. پس از بازگشت به اصفهان، به تدریس و اقامه جماعت و ترویج دین قیام نموده، در قضایای بابی کشی در سال 1321ق در اصفهان به حکم فتوای ایشان بوده، و در امر به معروف و نهی از منکر، ساعی و کوشا و در عموم پیش آمدهای اصفهان در دوره ریاست آقایان مسجد شاه با آنان یار و مددکار بوده است، در نهضت مشروطه نیز از طرفداران حاج آقا نوراللّه نجفی اصفهانی بود، سرانجام در رجب 1336ق در اصفهان وفات یافت، و در تکیه ای مخصوص در تخت فولاد مدفون گردید.[2]
ابوالقاسم «نیّر»
حاج میرزا ابوالقاسم علاقبند متخلّص به «نَیّر» [معروف به «یراقی» فرزند حاج میرزا تقی، شاعر ادیب [از شعرای قدیمی و محترم اصفهان بوده، و در اغلب انجمن های ادبی اصفهان شرکت داشت[3]، [و بالاخره در جمعه اوّل جمادی الاوّل سال 1394 قمر وفات یافته، در تکیه آقامحمّد بیدآبادی در تخت فولاد مدفون گردید.
از اشعار او است:
ای گل جفا به بلبل شیدا روا مدار کاو هر صباح، نغمه به سوی تو می کشد]
[1]مکارم الآثار، ج5، ص1731.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص58؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص196 197؛ نقباءالبشر، ج1، صص61 62؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص129.
[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص523.
میرزا ابوالقاسم انصاری*
میرزا ابوالقاسم انصاری فرزند شیخ محمّدجعفر بن مرتضی بن محمّدحسن بن منصور (برادر شیخ مرتضی انصاری مرجع عالی قدر شیعه) از علماء و فضلای محقّق و عالی قدر معاصر در سال 1350ق متولّد شد. پس از فراغت از تحصیلات ابتدایی، نزد پدر دانشمندش مشغول تحصیل شد. پس از وفات پدر، نزد عمویش شیخ علی انصاری و برادرانش شیخ مرتضی انصاری (مؤلّف کتاب زندگانی و شخصیّت شیخ انصاری) و میرزا ابوالحسن، سطوح را به اتمام رساند. دروس عالی را نیز نزد پسرعموی پدرش شیخ منصور سبط الشّیخ و پسرعمّه اش سیّداسداللّه نبوی آغاز کرد.
در سال 1381ق به نجف اشرف عزیمت نمود، و از درس آیات عظام، شیخ حسین حلّی، سیّدعلی طباطبایی تبریزی و سیّدمحمود شاهرودی بهره گرفت. پس از فراغت از تحصیل در اصفهان سکونت نمود، و به اقامه جماعت، تدریس و تألیف پرداخت.
ایشان از این افراد، اجازه روایت یا اجتهاد و یا هر دو را دارد: سیّداسداللّه نبوی، سیّد احمد خوانساری، شیخ آقابزرگ تهرانی، سیّدعلی طباطبایی تبریزی، شیخ منصور سبط الشّیخ انصاری، سیّدمحمود شاهرودی.
وی تألیفات متعدّدی رابه رشته تحریر درآورده است که از آن جمله است: 1. تلخیص رساله تعارض صاحب عروه 2. شرح تبصره علاّمه 3. کواشف الجلیّه عن مطالب شرح اللمعه الدّمشقیّه 4. وسیله الرّحال من احوال الرّجال[1].
میرزا ابوالقاسم سلطان الحکماء
میرزا ابوالقاسم ملقّب به «سلطان الحکماء» فرزند میرزا محمّدجعفر نایینی اصفهانی، طبیب حاذق و دانشمند فاضل. از طرف پدر، نسبش به سلطان محمّد خدابنده ایلخانی و از طرف مادر، نسبش به علاّمه مجلسی منتهی می شود. در سال 1245ق در نایین متولّد شد، و در مدرسه نیماورد اصفهان به تحصیل پرداخت، از درس آخوند ملاّمحمّدحسن نایینی
[1]کتاب الدّرایه فی شرح الکفایه، مقدّمه، صص64 68؛ یادداشت های آقای رحیم قاسمی.
بهره برد سپس به یزد رفت، و نزد میرزا زین العابدین، آقا محمّد حکیمی و حاجی میرزا عبدالوهاب یزدی در حکمت، منطق، هیأت، طب، ادبیّات، فقه و تفسیر تحصیل نمود. وی در 25 سالگی به تهران رفت، و به تدریس طب در مدرسه صدر پرداخت، و سرانجام به تدریس در مدرسه دارالفنون مشغول شد. هم چنین شهرت و حذاقت وی باعث شد ناصرالدّین شاه به او لقب «سلطان الحکماء» دهد، و او را رییس اطبّای دربار خویش نماید. عاقبت، سلطان الحکماء در سال 1322ق در قریه کلاک در نزدیکی کرج در اثر ابتلاء به وبا وفات یافته، در صحن امام زاده آن قریه مدفون شد. وی را در طب تألیفاتی است؛ از آن جمله: 1. ناصرالملوک به فارسی، مطبوع 2. تحفه ناصری، به عربی 3. اقسام حمیّات، در انواع تب.[1]
سیّدابوالقاسم بختیاری
سیّدابوالقاسم بن سیّدمحمّدحسن حسینی بختیاری اصفهانی عالم فاضل، در سال 1272ق وفات یافته است، شرح نهج البلاغه از تألیفات او است.[2]
سیّدابوالقاسم بهشتی
سیّدابوالقاسم بن سیّدحسن حسینی بهشتی، عالم جلیل القدر، امام مسجد سه پله اصفهان، متوفّی جمادی الثّانی 1337ق مدفون در تکیه سادات بهشتی، در شمال مصلاّی تخت فولاد.[3]
سیّدابوالقاسم بهشتی
سیّدابوالقاسم بن سیّدحسن حسینی بهشتی، از فضلاء و ائمّه جماعات اصفهان، متوفّی
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص177؛ مکارم الآثار، ج4، صص1242؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج6، ص180؛ فهرست مرعشی، ج5، ص60؛ تاریخ نایین، ج1، صص86 87؛ الذّریعه، ج24، ص16؛ المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران)، ج3، صص2129 2130؛ شرح حال رجال ایران، ج1، ص58.
[2]الکرام البرره، ج1، صص51 52؛ الذّریعه، ج13، ص114؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص177؛ کتاب نامه نهج البلاغه، ص40.
[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص135.
16 رمضان 1384ق مدفون در تکیه سادات بهشتی، واقع در شمال مصلاّی تخت فولاد[1].
ابوالقاسم اصفهانی
ابوالقاسم بن محمّدحسین اصفهانی فاضل خطّاط قرن سیزدهم. از آثارش مجموعه ای است از چندین سوره از قرآن مجید که آن را به خطّ نسخ، جهت صدر اعظم در سال 1272 نوشته است. ظاهرا جامع آن مجموعه نیز خود او می باشد. نسخه به شماره 57 در کتابخانه ملّی ملک در تهران موجود است.[2]
شیخ ابوالقاسم حججی نجف آبادی*
شیخ ابوالقاسم حججی نجف آبادی فرزند ملاّحسین بن ملاّاحمد در حدود سال 1331ق در نجف آباد متولّد [شد]، و مقدّمات را در زادگاه خود و اصفهان خواند، و سپس در قم نزد برادرش شیخ احمد حججی و آیات عظام بروجردی، صدر و حجّت تحصیل نمود، و در قم و اصفهان به تدریس سطوح عالیه پرداخت. سپس به دعوت برادرش شیخ احمد به نجف آباد آمد، و به تدریس و اقامه جماعت در مسجد حکیم پرداخت، و سرانجام در سال 1413ق وفات یافت، و در جنّت الشّهدای نجف آباد مدفون شد. مشارٌ الیه از طرف امام خمینی و آیت اللّه حجّت و آیت اللّه صدر دارای اجازه است.[3]
ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی*
ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی فرزند ملاّمحمّدحسین ظهیری مهر آبادی اردستانی، نویسنده و مورّخ دانشمند در حدود سال 1323ق در مهرآباد اردستان متولّد [شد]، و دروس مقدّماتی را نزد پدر آموخت. سپس در کاشان و اصفهان به تحصیل علوم عربیّت، ریاضیّات قدیم، منطق، فلسفه، کلام، فقه و اصول پرداخت. سپس در مدرسه دارالفنون تهران به تحصیلات جدید مشغول شد. وی دوره عالی وزارت دادگستری را طی [کرد]، و به خدمات قضایی و اداری پرداخت، و پس از 32 سال خدمت، بازنشسته گردید، و فعّالیت در سازمان لغت نامه دهخدا مشغول شد. وی در مهر ماه
[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص135.
[2]فهرست کتابخانه ملّی ملک، ص299.
[3]سیمای دانشوران (نجف آباد)، صص76 77؛ گنجینه دانشمندان، ج7، ص297.
1366ش در تهران وفات یافت. شعر نیز می سرود، و «نزهت» تخلّص می کرد. این کتاب ها از او است: 1. آتشکده اردستان، سه جلد، مطبوع 2. آثار ملّی اصفهان، مطبوع 3. تاریخ خطّ و خطّاطان، مطبوع 4. تذکره هجوسرایان 5. تصحیح دیوان وفا 6. توضیح الکفایه، به عربی 7. دانشمندان اسلام 8. ره آورد طوس 9. زبان ها و لهجه های اصفهان 10. فرهنگ اصفهان 11. لهجه های اردستانی[1].
ملاّابوالقاسم گلپایگانی
ملاّابوالقاسم بن محمّدربیع گلپایگانی، عالم فاضل، در اصفهان نزد علمای این شهر به خصوص ملاّمحمّدتقی مجلسی به تحصیل پرداخته، و سپس به تدریس در مدرسه شیخ لطف اللّه مشغول شد.[2]
ابوالقاسم پاینده نجف آبادی*
ابوالقاسم پاینده نجف آبادی فرزند محمّدرضا، نویسنده، روزنامه نگار و مترجم توانا در سال 1287ش در نجف آباد متولّد شد. پس از طیّ تحصیلات مقدّماتی به تشویق شیخ احمد حججی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت، و نزد شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، شیخ نصراللّه قضایی، شیخ محمود مفید و شیخ محمّد حکیم خراسانی تحصیل کرد، چندی بعد تحصیل را رها کرد، و به تهران رفت، و به کارهای دولتی پرداخت، و مدیریت کلّ تبلیغات را بر عهده گرفت، در دوره دوم مجلس مؤسّسان و در دوره های 21 و 22 مجلس شورای ملّی به نمایندگی انتخاب شد.
وی با روزنامه عرفان اصفهان و روزنامه های شفق سرخ، ایران و اطّلاعات در تهران همکاری داشت. مدّتی نیز مدیر مجلّه تعلیم و تربیت بود، و خود، نشریّه هفتگی صبا را در تهران منتشر ساخت. او قلمی شیوا و نثری روان داشت که در داستان ها، ترجمه ها و تألیفات او مشهود است. وی سرانجام در 18 مرداد 1363ش در تهران درگذشت، و در گورستان ابن
[1]مجلّه آینده، سال چهاردهم، شماره 1 2، فروردین و اردیبهشت 1367، صص78 79؛ پشت جلد کتاب خطّ و خطّاطان و آتشکده اردستان؛ نادره کاران، صص640 641.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص655؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، ص388.
بابویه در شهر ری به خاک سپرده شد. برخی از ترجمه ها و نوشته های او عبارت اند از: 1. ترجمه در جست وجوی خوشبختی نوشته جان لاباک آویبوری 2. ترجمه زندگانی محمّد صلی الله علیه و آله ، در دو جلد، نوشته محمّدحسنین هیکل 3. ترجمه مروج الذّهب 4. ترجمه التّنبیه و الاشراف 5. نهج الفصاحه 6. تمدّن اسلام 7. ترجمه تاریخ طبری 8. ترجمه قرآن مجید 9. املاء یا دستور نوشتن 10. علی علیه السلام ابر مرد تاریخ 11. عشق مخفی 12. دخترک دهقان 13. سیر تکامل عقل نوین و غیره[1].
میرزا ابوالقاسم امام جمعه
حاج میرزا ابوالقاسم بن حاج میرزا زین العابدین بن حاج میرزا ابوالقاسم امام جمعه (خاتون آبادی اصفهانی تهرانی)، عالم فاضل پدر و جدّش امام جمعه تهران بوده اند. در دوشنبه 22 ذی قعده 1282ق در تهران متولّد شد، و پس از تحصیلات مقدّماتی راهی نجف اشرف گردید، و از محضر علمای اعلام آن دیار، خصوصا میرزا حبیب اللّه رشتی و میرزا فتح اللّه شریعت اصفهانی مستفیض شد، و به تهران مراجعت نمود. وی پس از وفات پدر، امام جمعه تهران گردید، و در قضایای مشروطه، از طرفداران پادشاه و مستبدّین به شمار می رفت. سرانجام در 26 جمادی الثّانی 1346ق در تهران وفات یافت. وی را تألیفاتی است ازجمله: 1. رساله در تسامح ادلّه سنن 2. رساله در قاعده ضرر 3. رساله در منجزات مریض[2]؛ هر سه اثر به چاپ رسیده است.
ابوالقاسم اصفهانی
ابوالقاسم بن سلطان محمّد بن محمّد بن حاج محمّد اصفهانی، فاضل خطّاط در قرن دهم هجری. از آثارش کتابت نسخه ای است از کتاب بیان تألیف شهید اوّل علیه الرّحمه که آن را در چاشت روز جمعه دهم شوّال سال 956ق به پایان رسانیده، و نسخه، مقابله شده است. کتاب به شماره 79 در کتابخانه رضوی قم موجود است.[3]
[1]دیباچه دیار نون، صص154 155؛ سیمای دانشوران در شرح حال علماء و نویسندگان نجف آباد، صص64 71؛ آیینه اهل قلم، صص108 110؛ نادره کاران، صص548 549.
[2]اعیان الشّیعه، ج8، ص101؛ نقباءالبشر، ج1، صص68 69؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص229؛ مکارم الآثار ج7، صص2448 2450.
[3]آشنایی با چند نسخه خطّی، ج1، ص13.
ابوالقاسم اصفهانی
ابوالقاسم اصفهانی پسر شیخ شهاب الدّین، از غزل سرایان زمان شاه تهماسب صفوی.[1]
شیخ ابوالقاسم اصفهانی
شیخ ابوالقاسم بن عبدالرزاق اصفهانی. عالم فاضل کامل. در سال 1304 متولد شد. در اصفهان از درس میرزا ابوالقاسم زفره ای، شیخ علی یزدی آخوند ملا عبدالکریم گزی، میرمحمدصادق خاتون آبادی، آخوند کاشی و سید محمد باقر و سید مهدی درچه ای و در نجف اشرف نیز از درس آخوند خراسانی، سید محمد کاظم یزدی، سید محمد فیروزآبادی، شیخ ابراهیم اردبیلی و شیخ احمد شانه ساز بهره برد. در سال 1336ق به اصفهان مراجعت کرد و در 1341ق به قم رفت و ضمن استفاده از درس حاج شیخ عبدالکریم حائری به تدریس پرداخت. وی در شوال 1384ق وفات یافت و در قبرستان شیخان قم مدفون شد.[2]
شیخ ابوالقاسم نورایی
در حدود سال 1230ق در قریه ورنوسفادران متولّد گردیده، و نزد علمای سده و اصفهان ازجمله حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی و حاج محمّدابراهیم کلباسی و آقا میرسیّدحسن مدرّس میرمحمّدصادقی تحصیل و تلمّذ نموده است. وی در مولد خود، مسجد و محراب، و ریاست علمی و روحانی داشت، و سرانجام در سال 1305ق در سِدِه وفات یافت، و همان جا مدفون گردید. صاحب عنوان، تقریرات اساتید خود را در فقه و اصول به رشته تحریر درآورده، و تألیفاتی داشته که از آن جمله است: 1. رساله در اجتهاد و تقلید 2. کشف الاصول در شش مجلّد بزرگ 3. کشف الفقه، در شش مجلّد بزرگ[3].
[1]تاریخ نظم و نثر فارسی، ج2، ص666.
[2]آثار الحجه ج 1 ص 38، آینه دانشوران ص 207، تربت پاکان قم ج 1 ص 256.
[3]الذّریعه، ج18، صص20 و 51؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص986 987؛ بیان المفاخر، ج1، صص254 255.