بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 348

سیّدابوالقاسم حسینی اصفهانی

سیّدابوالقاسم بن سیّدمحمّد حسینی اصفهانی، فاضل خطّاط قرن سیزدهم از آثارش کتابت نسخه ای است از وجیزه در درایه تألیف جناب شیخ بهایی که آن را در سال 1245 نوشته، و نسخه، پیوست کتاب من لا یحضره الفقیه به شماره 418 در کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار موجود است.[1]هم چنین در تاریخ ربیع الثّانی سال 1230 کتابت نسخه ای از کتاب سرور الشّیعه تألیف ملاّعبداللّه بن علیّ بن مهدی بروجردی را به خطّ نسخ به پایان رسانیده، کتاب به شماره 7043 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]اثر دیگر از او جلاء العیون تألیف علاّمه مجلسی که در رجب 1236 به خطّ ثلث و نسخ کتابت آن را به پایان رسانیده، نسخه به شماره 4977 در کتابخانه مجلس شورای ملّی در تهران موجود است.[3]اثر دیگر، عین الحیاه تألیف علاّمه مجلسی است که به خطّ نسخ در سال 1230ق کتابت نموده، و به شماره 131 در کتابخانه مسجد گوهرشاد در مشهد موجود است.[4]

ملاّابوالقاسم گلپایگانی

ملاّابوالقاسم بن محمّد گلپایگانی، عالم فاضل، از دانشمنندان نیمه اوّل قرن یازدهم هجری است. وی در اصفهان به تدریس و تحقیق مشغول بوده، و میرمحمّدقاسم طباطبایی قهپایی از او اجازه روایت دارد. هم چنین ملاّعلی گلپایگانی از او اجازه دریافت نموده که در بخش اجازات کتاب بحارالانوار ضبط شده است.[5]ملاّابوالقاسم گلپایگانی تألیفاتی دارد ازجمله: 1. رساله در فقه، موجود در کتابخانه حاج سیّدمهدی لاجوردی قمی.[6]2. منهاج العلیّه.[7]

سیّدابوالقاسم نایب الصّدر اصفهانی

ابوالقاسم نایب الصّدر بن سیّدمهدی موسوی اصفهانی عالم فاضل ادیب در قرن

[1]فهرست مدرسه عالی سپهسالار، ج1، ص330.

[2]فهرست کتابخانه مرعشی، ج18، ص217.

[3]فهرست کتابخانه مجلس، ج14، ص270.

[4]فهرست گوهرشاد، ج1، ص153.

[5]علاّمه مجلسی بزرگمرد علم و دین، صص88 و 177.

[6]آشنایی با چند نسخه خطّی، ج1، ص107.

[7]الذّریعه، ج22، ص328.


صفحه 349

سیزدهم هجری. از آثارش کتابت: 1. کتاب تجوید، تألیف محمّدزمان تبریزی است که آن را در سال 1264 به خطّ نسخ نوشته، و به شماره 1/1710 در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد مقدّس موجود است. 2. کتاب تصریف زنجانی را در سال 1264ق در شیراز به خطّ شکسته نستعلیق نوشته است. نسخه به شماره 2/1710 در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد مقدّس وجود دارد.[1]

میرزا ابوالقاسم کلباسی «شیخ العراقین»

حاج میرزا ابوالقاسم معروف به «شیخ العراقین» فرزند آقا محمّدمهدی بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل محقّق، مادرش دختر حاج سیّدمحمّدباقر بیدآبادی است. در اصفهان متولّد شد، و نزد پدر به تحصیل پرداخت. سپس در نجف اشرف در محضر درس شیخ مرتضی انصاری و شیخ محمّدحسین کاظمینی حاضر، و سپس به انجام وظایف دینی خود مشغول شد. وی سرانجام در سال 1308ق (سال وفات استادش کاظمینی) وفات نمود، و در صحن مطهّر حضرت علی علیه السلام در نجف مدفون گردید. کتب زیر از او است: 1. شرح کتاب اصول پدرش 2. کتابی در اصول در دو مجلّد 3. کتابی در صلاه. این کتاب ها نزد عالم جلیل سیّدمحمّد حجّت (کوه کمری) موجود بوده است.[2]

سیّدابوالقاسم فریدنی

آقا سیّدابوالقاسم موسوی شاهکرمی فریدنی بن حاج سیّدمحمّدهاشم، عالم فاضل، در اصفهان نزد آقا سیّدابوالقاسم دهکردی، حاج میرزا ابوالحسن بروجردی، آقا سیّدمحمّد نجف آبادی، آخوند ملاّمحمّدحسین فشارکی، شیخ محمّد حکیم خراسانی، حاج شیخ مهدی نجفی و حاج میرمحمّدصادق مدرّس خاتون آبادی تحصیل کرده، و سپس به تدریس پرداخته است. وی در مسجد درکوشک اقامه جماعت می نمود، و ربیع الاوّل 1384ق وفات یافت، و در تکیه مقدّس

[1]فهرست گوهرشاد، صص79 و 248.

[2]نقباء البشر، ج1، صص76 77؛ الذّریعه، ج15، ص54؛ ماضی النّجف، ج3، ص233؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص955؛ بیان المفاخر، ج2، صص172 173؛ معجم رجال الفکر و الادب، ج3، ص1066؛ خاندان کلباسی، صص153 154.


صفحه 350

مدفون شد.[1]

میر ابوالقاسم فندرسکی

میر سیّدابوالقاسم بن میرزا بیک بن میرصدرالدّین حسینی موسوی فندرسکی استرآبادی معروف به «میرفندرسکی» حکیم فیلسوف، عارف مرتاض و شاعر ادیب. از اکابر حکماء و اجلّه فلاسفه و عرفاء است، و همگان به عظمت، بزرگی، جامعیّت، زهد و تقوای او اذعان دارند. در سال 970ق در قریه «فندرسک» از توابع استرآباد [گرگان فعلی] متولّد شده، و نزد علمای بزرگ روزگار خود همچون کمال الدّین چلبی بیک تبریزی، خواجه افضل الدّین محمّد ترکه اصفهانی، میرمحمّدباقر استرآبادی (میرداماد) و میر برهان الدّین اشراق استرآبادی تحصیل نموده است. وی به هند سفر کرده، و خدمت عرفاء و بزرگان آن دیار رسیده، و تجربه ها اندوخته، و در ضمن، جهت ترویج دین اقدام نموده است. وی پس از چندین سفر در اصفهان اقامت گزیده، و به تدریس و تحقیق پرداخته است. شاه صفی او را احترام بسیار می نمود؛ امّا میر به او اعتنایی نداشت. از محضر درس او ده ها شاگرد دانشمند برخاسته اند. سرانجام در سال 1050ق وفات یافت، و در تکیه ای مخصوص که به نام او تکیه میر نامیده می شود، در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفات او این است:

تاریخ وفاتش ز خرد جستم گفت: «صد حیف ز آفتاب اوج دانش»

مشارٌالیه طبع شعر داشته، و گاهی اشعاری می سروده، معروف ترین سروده او قصیده حکمی و عرفانی او است با این مطلع:

چرخ با این اختران نغز و خوش و زیباستی صورتی در زیر دارد آن چه در بالاستی

که آن را به پیروی از ناصرخسرو قبادیانی سروده است. قصیده یایییّه میرفندرسکی مورد توجّه عرفاء و شعرا بوده، و بر آن شرح نوشته اند؛ ازجمله شرح محمّدصالح بن سعید خلخالی، شرح حکیم عبّاس شریف دارابی موسوم به تحفه المراد، و شرح محسن بن

[1]تاریخ اصفهان، جابری، ص292؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص923؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص200 و اطّلاعات شخصی نویسنده.


صفحه 351

محمّد گیلانی، و دو شرح اوّل به طبع رسیده است. هم چنین این قصیده را امیرمحمّدعلی هندی تخمیس نموده که ابتدای آن این است:

ای که ذاتت در دو گیتی مظهر اسماستی جوهری دهر را چون لؤلو لالاستی

بشنو از انجام خود حرفی که از مبداستی چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستی

صورتی در زیر دارد آن چه در بالاستی

کتب زیر از تألیفات ایشان است: 1. اجازه به ملاّحسنعلی تستری، مطبوع ضمن اجازات بحارالانوار 2. برهان الابصار 3. تاریخ الصّفویه 4. تحقیق المزلّه 5. تخمیریّه 6. ترجمه شذور الذّهب 7. تفسیر قرآن 8. جواب سؤالات ملاّمظفّر حسین کاشانی، مطبوع در کتاب منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران 9. حاشیه جوک باشست 10. رساله حرکت، مطبوع در کتاب منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران 13. رساله صناعیّه، مطبوع 14. رسالهٌ فی ارتباط الحادث بالقدیم 15. رسالهٌ فی حقیقه الوجود 16. رسالهٌ فی معقولات العشر 17. زیبق، مطبوع در کتاب مجموعه رسائل خطّی فارسی 18. قصیده یائیّه، مطبوع 19. کشف اللّغات «جوک باشست» 20. منتخب «جوک باشست» 21. منظومه فی الکیمیا. میرفندرسکی کتابخانه ای ارزشمند با کتاب های نفیس داشته که پس از وفات، کتاب های آن را به کتابخانه شاه صفی انتقال داده اند. این شعر از او است:

شرب مدام شد چو میسّر مدام به چون می حرام گشت، به ماه حرام به

یک بوسه از رُخت ده و یک بوسه از لبت تا هر دو را چشیده بگویم کدام به[1]

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص221 223؛ وقایع السّنین و الاعوام، صص514 515؛ طرائق الحقایق، ج3، صص158 159؛ ریاض العلماء، ج5، صص499 502؛ ریحانه الادب، ج3، ص418 و ج4، صص357 360، شرح حال میرداماد و میرفندرسکی، دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج6، صص169 173؛ الرّوضه النّضره، صص450 451؛ منتخباتی از آثار حکمای الهی ایران، ج1، صص85 88؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، ج1، صص289 292؛ تاریخ فلسفه در اسلام، صص447 460؛ روضات الجنّات، ج1، صص242 246 و ج5، ص380؛ الکنی و الالقاب، ج3، ص35؛ الذّریعه، ج3، ص485 و ج6، ص395 و ج18، صص57 و 489؛ قصص العلماء، صص236 237؛ تذکره روز روشن، صص25 26؛ مجمع الفصحاء، ج4، صص9 10؛ فرهنگ معین، ج6، صص1379 1380؛ از آستارا تا استرآباد، ج5، صص338 340؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص543 546؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص112 و 108؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج2، صص378 379؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص197 200؛ اعیان الشّیعه، ج7، ص68؛ راهنمای پژوهش درباره میرفندرسکی؛ خاندان شیخ الاسلام اصفهان، صص64 65؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص208 210؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص217 218.


صفحه 352

سیّدابوالقاسم تابش محمودیان*

حاج سیّدابوالقاسم تابش محمودیان، عالم فاضل، در اصفهان متولّد شد، و سپس به نجف اشرف مهاجرت نمود، نزد علمای اعلام به تحصیل پرداخت، و فقیهی جامع، و دانشمندی فاضل گردید. بیش از هفتاد سال در نجف اشرف اقامت داشت، و در سال 1370ق در آن دیار مقدّس وفات یافت. خطّ شکسته را خوش می نوشت.[1]

ابوالقاسم تمیمی اصفهانی

ابوالقاسم تمیمی اصفهانی نسّابه، سیّدعزّالدّین اسماعیل بن حسین مروزی مؤلّف الفخری، از ورقانی در اثبات نسب جناب اسماعیل بن ابراهیم بن امام موسی الکاظم علیه السلام به قول او و جمعی دیگر از علماء نسب، استشهاد نموده است.[2]

ابوالقاسم جاوید اصفهانی

میرزا ابوالقاسم مستوفی متخلّص به «جاوید» شاعر ادیب، از اعضای قدیمی انجمن ادبی شیدا بود، و اشعارش در روزنامه های قدیم اصفهان همچون سحاب و غیره به طبع می رسید.

[از او است:

نیست حاجت رنجه کردن پنجه های نازنین کز نگاهی صد چومن آماج پیکان کرده ای[3]]

[1]تاریخ اصفهان، جابری، ص292.

[2]الفخری، ص14.

[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص138.


صفحه 353

ابوالقاسم جلا*

ابوالقاسم خان جلا، از پیش گامان عکّاسی در اصفهان در سال 1294ق در اصفهان به دنیا آمد. وی نزد برادرش محمّد خان دیاری (دکتر صحّت) عکّاسی را فراگرفت، و نزد او در عکّاسی مرکزی در چهارباغ اصفهان به کار پرداخت، و سرانجام در سال 1313ش در خیابان چهارباغ، عکّاسی شرق را تأسیس کرد. وی از اوّلین عکّاسان خبری اصفهان بود، و با مطبوعات و مراکز مختلف، همکاری می کرد. وی سرانجام در سال 1358ش در اصفهان درگذشت.[1]

شیخ ابوالقاسم حکّاک*

شیخ ابوالقاسم حکّاک اصفهانی، از هنرمندان اوایل قرن چهاردهم هجری بوده، و علاوه بر مهارت در هنر حکّاکی، در قلم زنی و تذهیب و خوشنویسی نیز توانا بوده، امّا به علّت کسادی بازار هنر، در فقر و فاقه به سر برده، تا آن که فوت شده است.[2]

میرابوالقاسم خلیفه

میرابوالقاسم خلیفه اصفهانی از متولّیان آستانه مقدّسه رضویّه در زمان شاه تهماسب صفوی بوده، و تولیّت موقوفات واجبی را داشته است. توضیح: تولیّت آستانه مقدّسه دو قسمت بوده؛ تولیّت سنّتی ها: موقوفات مجهول المصرف؛ تولیّت واجبی ها: موقوفات معلوم المصرف.[3]

استاد ابوالقاسم خواجویی

استاد ابوالقاسم خواجویی، از هنرمندان نقّاش قرن سیزدهم هجری بوده، در نقّاشی گل و بته و صورت سازی و منظره مهارت داشته، و آثاری در اصفهان پدید آورده است ازجمله

[1]چهره نگاران اصفهان، صص138 139.

[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص30 31.

[3]مکارم الآثار، ج3، ص710.


صفحه 354

نقّاشی و تزیینات خانه استاد همایی در محلّه پاقلعه به تاریخ 1288ق از آثار هنرمندانه او است.[1]

ابوالقاسم خواجویی*

ابوالقاسم خواجویی، عالم فاضل ادیب شاعر، در اوایل قرن سیزدهم هجری می زیسته، و در سال 1222ق کتاب تحفه المرید را در موضوع علوم طبیعی تألیف نموده که به شماره 8812 در کتابخانه آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی در قم موجود است.[2]شعر نیز می سروده است. این شعر از او است:

ستایش سزاوار ذاتی که هست بر قدرتش آسمان چیز پست

خداوند خلاّق انسان و جان که افلاک و انجم همه صنع آن

خداوند صنعتگر آب و خاک روان بخش اجسام اجرام پاک

خداوند انوار و عقل اثیر خداوند کیوان و بهرام و تیر

خداوند خورشید و ناهید و ماه خداوند گردون این ناوگاه[3]

میرزا ابوالقاسم زیانی

میرزا ابوالقاسم اصفهانی متخلّص به «زیانی» شاعر ادیب، برادرش میرزا عنایت اللّه اصفهانی در دفترخانه سلطنتی دولت نادری، لشکرنویس بوده، و خود او نیز از طرف نادرشاه به وزارت دارالامان کرمان منصوب شده است. این رباعی از او است:

مجنون دل آزرده بی صبر و قرار می گشت به کوه و دشت با ناله و زار

خار و خس دشت را به مژگان می رُفت تا ناقه لیلی کند آسوده گذار[4]

[1]دیوان طرب، ص179؛ تاریخ اصفهان (مجلّد هنر و هنرمندان)، ص318؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1016.

[2]فهرست مرعشی، ج23، صص9 10.

[3]تذکره شاعران فارسی سرا، ص87.

[4]تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص519؛ الذّریعه، ج9، ص408؛ تذکره روز روشن، ص330؛ سفینه المحمود، ص232.


صفحه 355

میرزا ابوالقاسم شمس آبادی*

میرزا ابوالقاسم شمس آبادی، خطّاط هنرمند، در قرن سیزدهم هجری می زیست، و در خطّ شکسته استاد، و در دستگاه حکومت اصفهان، منشی باشی بود.[1]

سیّدابوالقاسم سرّی

سیّد ابوالقاسم فرزند سید ابراهیم سری از شعرا و ادبای معاصر در سال 1313 ش متولد شد. از آثار او ترجمه کتاب اشرف افغان بر تختگاه اصفهان است.

سیّدابوالقاسم قاری

ابوالقاسم قاری، از فضلاء و دانایان قرائت و تجوید در اصفهان بود، طبع شعر نیز داشت، و در عهد شاه عبّاس دوم صفوی می زیست، در سال 1061ق منظومه ای در تجوید به نام لؤلوییّه سروده که بیت اوّلش این بیت است:

ای کلام از انتظام نام ذاتت در نظام وی ز شهد شکّرین شکرت زبان شیرین به کام[2]

شیخ ابوالقاسم قاری

شیخ ابوالقاسم قاری اصفهانی، از علمای بزرگ و از دانایان به علوم قرآن بود، و از معاصرین حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام و از شاگردان او است. در قرآن و تجوید شاگرد ملاّابوالحسن خواجویی اصفهانی است از دیگر اساتید او میرزای قمی است. آقا محمّدمهدی کلباسی نیز از ارادتمندان صاحب عنوان بوده، و ظاهرا قرائت را نزد او تحصیل نموده است.[3]وی در سلخ رمضان 1267ق کتابت حبل المتین فی معجزات امیرالمؤمنین علیه السلام تألیف شمس الدّین محمّد بن محمّد بدیع مشهدی را در نجف اشرف به

[1]جغرافیای اصفهان، ص79؛ آثار ملّی اصفهان، ص239.

[2]الذّریعه، ج18، ص377.

[3]الکرام البرره، ج1، صص43 44؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص176؛ بیان المفاخر، ج1، صص253 254.