ابوالقاسم جلا*
ابوالقاسم خان جلا، از پیش گامان عکّاسی در اصفهان در سال 1294ق در اصفهان به دنیا آمد. وی نزد برادرش محمّد خان دیاری (دکتر صحّت) عکّاسی را فراگرفت، و نزد او در عکّاسی مرکزی در چهارباغ اصفهان به کار پرداخت، و سرانجام در سال 1313ش در خیابان چهارباغ، عکّاسی شرق را تأسیس کرد. وی از اوّلین عکّاسان خبری اصفهان بود، و با مطبوعات و مراکز مختلف، همکاری می کرد. وی سرانجام در سال 1358ش در اصفهان درگذشت.[1]
شیخ ابوالقاسم حکّاک*
شیخ ابوالقاسم حکّاک اصفهانی، از هنرمندان اوایل قرن چهاردهم هجری بوده، و علاوه بر مهارت در هنر حکّاکی، در قلم زنی و تذهیب و خوشنویسی نیز توانا بوده، امّا به علّت کسادی بازار هنر، در فقر و فاقه به سر برده، تا آن که فوت شده است.[2]
میرابوالقاسم خلیفه
میرابوالقاسم خلیفه اصفهانی از متولّیان آستانه مقدّسه رضویّه در زمان شاه تهماسب صفوی بوده، و تولیّت موقوفات واجبی را داشته است. توضیح: تولیّت آستانه مقدّسه دو قسمت بوده؛ تولیّت سنّتی ها: موقوفات مجهول المصرف؛ تولیّت واجبی ها: موقوفات معلوم المصرف.[3]
استاد ابوالقاسم خواجویی
استاد ابوالقاسم خواجویی، از هنرمندان نقّاش قرن سیزدهم هجری بوده، در نقّاشی گل و بته و صورت سازی و منظره مهارت داشته، و آثاری در اصفهان پدید آورده است ازجمله
[1]چهره نگاران اصفهان، صص138 139.
[2]تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، صص30 31.
[3]مکارم الآثار، ج3، ص710.
نقّاشی و تزیینات خانه استاد همایی در محلّه پاقلعه به تاریخ 1288ق از آثار هنرمندانه او است.[1]
ابوالقاسم خواجویی*
ابوالقاسم خواجویی، عالم فاضل ادیب شاعر، در اوایل قرن سیزدهم هجری می زیسته، و در سال 1222ق کتاب تحفه المرید را در موضوع علوم طبیعی تألیف نموده که به شماره 8812 در کتابخانه آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی در قم موجود است.[2]شعر نیز می سروده است. این شعر از او است:
ستایش سزاوار ذاتی که هست بر قدرتش آسمان چیز پست
خداوند خلاّق انسان و جان که افلاک و انجم همه صنع آن
خداوند صنعتگر آب و خاک روان بخش اجسام اجرام پاک
خداوند انوار و عقل اثیر خداوند کیوان و بهرام و تیر
خداوند خورشید و ناهید و ماه خداوند گردون این ناوگاه[3]
میرزا ابوالقاسم زیانی
میرزا ابوالقاسم اصفهانی متخلّص به «زیانی» شاعر ادیب، برادرش میرزا عنایت اللّه اصفهانی در دفترخانه سلطنتی دولت نادری، لشکرنویس بوده، و خود او نیز از طرف نادرشاه به وزارت دارالامان کرمان منصوب شده است. این رباعی از او است:
مجنون دل آزرده بی صبر و قرار می گشت به کوه و دشت با ناله و زار
خار و خس دشت را به مژگان می رُفت تا ناقه لیلی کند آسوده گذار[4]
[1]دیوان طرب، ص179؛ تاریخ اصفهان (مجلّد هنر و هنرمندان)، ص318؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1016.
[2]فهرست مرعشی، ج23، صص9 10.
[3]تذکره شاعران فارسی سرا، ص87.
[4]تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص519؛ الذّریعه، ج9، ص408؛ تذکره روز روشن، ص330؛ سفینه المحمود، ص232.
میرزا ابوالقاسم شمس آبادی*
میرزا ابوالقاسم شمس آبادی، خطّاط هنرمند، در قرن سیزدهم هجری می زیست، و در خطّ شکسته استاد، و در دستگاه حکومت اصفهان، منشی باشی بود.[1]
سیّدابوالقاسم سرّی
سیّد ابوالقاسم فرزند سید ابراهیم سری از شعرا و ادبای معاصر در سال 1313 ش متولد شد. از آثار او ترجمه کتاب اشرف افغان بر تختگاه اصفهان است.
سیّدابوالقاسم قاری
ابوالقاسم قاری، از فضلاء و دانایان قرائت و تجوید در اصفهان بود، طبع شعر نیز داشت، و در عهد شاه عبّاس دوم صفوی می زیست، در سال 1061ق منظومه ای در تجوید به نام لؤلوییّه سروده که بیت اوّلش این بیت است:
ای کلام از انتظام نام ذاتت در نظام وی ز شهد شکّرین شکرت زبان شیرین به کام[2]
شیخ ابوالقاسم قاری
شیخ ابوالقاسم قاری اصفهانی، از علمای بزرگ و از دانایان به علوم قرآن بود، و از معاصرین حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام و از شاگردان او است. در قرآن و تجوید شاگرد ملاّابوالحسن خواجویی اصفهانی است از دیگر اساتید او میرزای قمی است. آقا محمّدمهدی کلباسی نیز از ارادتمندان صاحب عنوان بوده، و ظاهرا قرائت را نزد او تحصیل نموده است.[3]وی در سلخ رمضان 1267ق کتابت حبل المتین فی معجزات امیرالمؤمنین علیه السلام تألیف شمس الدّین محمّد بن محمّد بدیع مشهدی را در نجف اشرف به
[1]جغرافیای اصفهان، ص79؛ آثار ملّی اصفهان، ص239.
[2]الذّریعه، ج18، ص377.
[3]الکرام البرره، ج1، صص43 44؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص176؛ بیان المفاخر، ج1، صص253 254.
پایان رسانیده است، کتاب به شماره 177 در کتابخانه دانشکده الهیّات و معارف اسلامی مشهد موجود است.[1]
میرزا ابوالقاسم لاهیجی
میرزا ابوالقاسم لاهیجی، معروف به «جغد العرفاء» از عرفای ساکن اصفهان در عهد قاجاریّه است. در طرایق الحقایق ذکری از او شده است.[2]
سیّدابوالقاسم مذهب باشی*
ابوالقاسم حسینی اصفهانی ملقّب به «مذهب باشی» از هنرمندان دوره فتحعلی شاه قاجار است. از تذهیب کاران درجه اوّل آن عهد بوده، و در نقّاشی قلمدان و فنون زرافشان و نقّاشی گل و بوته، هنرنمایی ها کرده است. وی تا سال 1222ق در قید حیات بوده است.[3]
از آثار او تذهیب قرآنی است که جهت تقدیم به فتحعلی شاه قاجار نویسنده معروف زین العابدین بن عبدالنّبی قزوینی در سال 1322 نگاشته است، و این قرآن در کتابخانه سلطنتی تهران موجود است.[4]
ابوالقاسم معبّر اصفهانی
ابوالقاسم اصفهانی فاضل محترم مدّت چهل سال در اصفهان تعبیر خواب می نموده است. وی مؤلّف کتابی است به نام نخبه الاشیاء فی تعبیر الرّؤیا در یک مقدّمه و چند باب بر حسب حروف تهجّی و یک خاتمه. کتاب به شماره 4613 بدون تاریخ تألیف و یا کتابت در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است. نویسنده محترم فهرست، اظهار نظر می کند که نام کتاب باید نخبه الرّؤیا باشد.[5]
[1]فهرست الهیّات مشهد، ج1، ص94.
[2]تاریخ تهران، بلاغی، ج2، ص42.
[3]هنر قلمدان، ص145؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص318.
[4]گنجینه قرآن، ص82.
[5]فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه، ج14، ص3544.
سیّدابوالقاسم ملایری
سیّدابوالقاسم موسوی ملایری اصفهانی، عالم فاضل بارع. از آثارش، تقریظی است بر کتاب توحید تألیف ناصرالاسلام موحّد مکّی اصفهانی که آن را در صفحه 46 کتاب نام برده مرقوم داشته است. نسخه کتاب توحید به شماره 163 در کتابخانه آیت اللّه گلپایگانی در قم موجود است.[1]
میرزا ابوالقاسم نشاط
میرزا ابوالقاسم نشاط، از فضلاء و شکسته نویسان قرن 13 هجری در اصفهان بوده، از آثارش کتابت کتاب گنجینه به خطّ شکسته نستعلیق مورّخ شعبان 1266ق است، نسخه به شماره 1442 در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدّس وجود دارد.[2]
شیخ ابوالقاسم نصرآبادی
شیخ ابوالقاسم نصرآبادی، ظاهرا از عرفاء و متصوّفه قرن هفتم یا هشتم هجری بوده، و در نصرآباد ماربین اصفهان ساکن بوده، و خانقاه داشته، و همان جا مدفون شده است[3]. سردر و بنای خانقاه توسّط خواجه صدرالدّین علی طبیب نصرآبادی در سال 854ق بنا شده که قسمتی از کتیبه سردر آن هنوز باقی است.[4]
فایده: این شیخ ابوالقاسم نصرآبادی، عارفی است غیر از شیخ ابوالقاسم بن محمّد بن محمویه نصرآبادی نیشابوری، مجاور مکّه معظّمه و متوفّی به سال 372ق.[5]
سیّدابوالقاسم هرندی*
ابوالقاسم هرندی عالم فاضل معاصر در سال 1338ق در هرند متولّد شد. در اصفهان نزد شیخ هبه اللّه هرندی، حاج شیخ محمّدباقر ابطحی سدهی و حاج شیخ احمد فیّاض به تحصیل
[1]فهرست گلپایگانی، ج1، ص152.
[2]فهرست کتابخانه جامع گوهرشاد، ص167.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص178.
[4]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص329.
[5]تذکره الاولیاء، ج2، ص261؛ طرایق الحقایق، ج2، ص210.
پرداخت. پس از آن به قم رفت، و از درس مدرّسین عالی قدری چون آیات عظام امام خمینی، مرعشی نجفی و گلپایگانی بهره مند شد. آن گاه به عتبات عالیات عزیمت نمود، و از درس آقا سیّدمحمّد و آقا سیّدنصراللّه اصفهانی مستفیض گردید. او برای تکمیل تحصیلات خود در نجف اشرف اقامت کرد، و در جلسه درس آیات عظام سیّدعبدالهادی شیرازی، خویی، حکیم، اصطهباناتی و شیخ موسی خوانساری حاضر شد. وی سال ها در نجف اشرف به تدریس سطوح مشغول بود. عاقبت به ایران مراجعت نموده، و در اصفهان به اقامه جماعت و سایر وظایف دینی پرداخت، و سرانجام در 30 دی 1370ش (مصادف با سالروز شهادت امام محمّدباقر علیه السلام در قم وفات یافت، و در مزار علیّ بن جعفر در قم مدفون شد). فرزند برومند ایشان سیّدمحمّدعلی حسینی هرندی اوّلین روحانی شهید اصفهان در دوران دفاع مقدّس است. او در مهرماه 1359 در کوی ذوالفقاری آبادان در نبرد با متجاوزین عراقی به شهادت رسید.[1]
ابومحمّد
ابومحمّد، از ادبای اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف متقدّمین و دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء ذکر نموده، و از او با عنوان «الاستاد الاوحد ابومحمّد» یاد کرده است.[2]
ابومحمّد اصفهانی
ابومحمّد اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. از ابوعبداللّه جعفر بن محمّد بن حسین خزاز و عبدالرّحمان بن محمّد بن حماد روایت نموده، و حافظ حکایی و ابوبکر قرآنی از او حدیث روایت می نمایند.[3]
ابومحمّد اصفهانی
ابومحمّد بن بامویه اصفهانی، از محدّثین قرن ششم هجری است. ابوسهل عبدالملک
[1]یاداشت های آقای رحیم قاسمی (وفیات علمای معاصر اصفهان)، نسخه خطّی.
[2]محاسن اصفهان، ص32.
[3]احقاق الحق، ج17، صص81 و 471.
بن عبداللّه بن محمّد دشتی (482 582ق) از وی حدیث شنیده است.[1]
ابومحمّد بن یحیی
ابومحمّد بن یحیی بن زکریّا، از محدّثین اصفهان است، و مافرّوخی او را در ردیف معاصرین ذکر کرده است.[2]
ابومحمّد خونجانی اصفهانی
ابومحمّد بن ابی نصر بن حسن بن ابراهیم خونجانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان، و از اهالی قریه «خونجان» است، از ابوالقاسم بن محمّد بن فضل طلحی اصفهانی و دیگران حدیث شنیده است.[3]
ابومحمّد طیرانی
ابومحمّد طیرانی مقری، از دانشمندان اصفهان، و احتمالاً از قریه «طیران» اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف متقدّمین و از دانشمندان کلام و حدیث ذکر نموده است.[4]
ابومحمّد ورّاق
ابومحمّد ورّاق، از محدّثین اصفهان است. احمد بن محمّد بن فراد تمیمی از او روایت می کند، و ابومحمّد از عبداللّه بن محمّد بن زکریّا حدیث نقل می کند.[5]
[ظاهرا در قرن سوم می زیسته، و او همان ابومحمّد داوود بن عبدالرّحمان بن عطاش ورّاق است که از احمد بن موسی بن اسحاق انصاری روایت نموده است.[6]]
[1]التّحبیر، ج1، ص345.
[2]محاسن اصفهان، ص31.
[3]اللّباب، ج1، ص471؛ معجم البلدان، ج2، ص407.
[4]محاسن اصفهان، ص30.
[5]احقاق الحق، ج14، ص303.
[6]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص313.
ابوالمرجا
ابوالمرجا سبط عبدوس، از شعرای پارسی گوی اصفهان است. مافرّوخی در کتاب خود از او یاد کرده است.[1]
ابومسعود رازی
شیخ ابومسعود بن فرّات رازی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. او در ری متولّد گردید، و جهت اخذ حدیث به مصر، دمشق، کوفه، بغداد، جزیره، شام، یمن و اصفهان سفر کرد. او معاصر احمد بن حنبل بوده، و نزد او احترام بسیار داشته است. وی سرانجام در اصفهان ساکن شده، و به تربیت شاگردان و نقل حدیث پرداخت، و سرانجام در شعبان سال 258ق وفات یافت، و قاضی ابراهیم بن احمد خطّابی بر او نماز گزارد، و محمّد بن عاصم وی را غسل داد، و در مقبره مردبان مدفون گردید.
برخی او را شیعه می دانند، و از او تجلیل می کنند، و برخی او را سنّی و صوفی می دانند. [ظاهرا بقعه ای بر سر مزار او بوده، و تا قرن ها مردم اصفهان آن جا را زیارت می کرده اند]، در سال 895ق محمّد بن جلال الدّین عربشاه سردر بقعه شیخ ابومسعود را تجدید بنا کرد، و کاشی کاری نمود که هنوز باقی است، و در شمار آثار باستانی اصفهان به ثبت رسیده است. در اواسط دوره قاجاریّه، آقا سیّدصدرالدّین محمّد عاملی پس از تحقیق درباره احوال و مذهب شیخ ابومسعود، او را سنّی دانست، و مردم را تحریک نمود، و آنان قبر شیخ ابومسعود را تخریب کردند. در کتاب مزارات اصفهان اسامی تعداد کثیری از مشایخ و اساتید و راویان و شاگردان شیخ ابومسعود مذکور است، و کتاب مسند از او است.[2]
[1]محاسن اصفهان، ص34.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص82، تهذیب التّهذیب، ج1، صص66 67؛ الاعلام، ج1، ص186؛ میزان الاعتدال، ج1، صص49 و 60؛ خلد برین، صص187 193؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص144؛ فوائد الرّضویه، ج2، ص460؛ مرآه الجنان، ج2، ص169؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص215 216؛ مزارات اصفهان، صص79 88؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص353؛ هدیه العارفین، ج1، ص49؛ الذّریعه، ج21، ص405.