بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 360

ابوالمرجا

ابوالمرجا سبط عبدوس، از شعرای پارسی گوی اصفهان است. مافرّوخی در کتاب خود از او یاد کرده است.[1]

ابومسعود رازی

شیخ ابومسعود بن فرّات رازی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. او در ری متولّد گردید، و جهت اخذ حدیث به مصر، دمشق، کوفه، بغداد، جزیره، شام، یمن و اصفهان سفر کرد. او معاصر احمد بن حنبل بوده، و نزد او احترام بسیار داشته است. وی سرانجام در اصفهان ساکن شده، و به تربیت شاگردان و نقل حدیث پرداخت، و سرانجام در شعبان سال 258ق وفات یافت، و قاضی ابراهیم بن احمد خطّابی بر او نماز گزارد، و محمّد بن عاصم وی را غسل داد، و در مقبره مردبان مدفون گردید.

برخی او را شیعه می دانند، و از او تجلیل می کنند، و برخی او را سنّی و صوفی می دانند. [ظاهرا بقعه ای بر سر مزار او بوده، و تا قرن ها مردم اصفهان آن جا را زیارت می کرده اند]، در سال 895ق محمّد بن جلال الدّین عربشاه سردر بقعه شیخ ابومسعود را تجدید بنا کرد، و کاشی کاری نمود که هنوز باقی است، و در شمار آثار باستانی اصفهان به ثبت رسیده است. در اواسط دوره قاجاریّه، آقا سیّدصدرالدّین محمّد عاملی پس از تحقیق درباره احوال و مذهب شیخ ابومسعود، او را سنّی دانست، و مردم را تحریک نمود، و آنان قبر شیخ ابومسعود را تخریب کردند. در کتاب مزارات اصفهان اسامی تعداد کثیری از مشایخ و اساتید و راویان و شاگردان شیخ ابومسعود مذکور است، و کتاب مسند از او است.[2]

[1]محاسن اصفهان، ص34.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص82، تهذیب التّهذیب، ج1، صص66 67؛ الاعلام، ج1، ص186؛ میزان الاعتدال، ج1، صص49 و 60؛ خلد برین، صص187 193؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص144؛ فوائد الرّضویه، ج2، ص460؛ مرآه الجنان، ج2، ص169؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص215 216؛ مزارات اصفهان، صص79 88؛ گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص353؛ هدیه العارفین، ج1، ص49؛ الذّریعه، ج21، ص405.


صفحه 361

ابومسلم اصفهانی

ابومسلم محمّد بن بحر اصفهانی، ادیب، لغوی، نحوی، شاعر، کاتب، مفسّر، از دانشمندان قرن سوم و چهارم هجری. وی منصب کتابت داعی صغیر محمّد بن زید حسینی (م287ق) را داشته است. در سال 254ق متولّد شده، و از دانشمندان زمان خود بهره گرفته، و در ادبیّات، حدیث، تفسیر و سایر علوم عصر خود، مهارت یافته است. وی پیرو مذهب معتزله بوده، و چندی از طرف مقتدر عبّاسی حاکم قم، و سپس اصفهان بوده، و سرانجام در سال 322ق وفات یافته است. کتب زیر از او است:

1. جامع التّأویل در تفسیر قرآن، در چهارده جلد بر حسب رأی معتزله 2. کتاب همزه 3. النّاسخ و المنسوخ 4. کتابی در نحو و غیره.[1]

ابومسلم اصفهانی

ابومسلم محمّد بن علیّ بن محمّد بن حسین بن مهریزد اصفهانی، ادیب، مفسّر و محدّث معتزلی، و دانشمندان قرن پنجم هجری. وی در سال 322ق متولّد شده، [ابوبکر بن مقری روایت نموده است که سعید بن ابی الرّجاء صیرفی، حسین خلاّل و محمّد بن احمد کبریتی از وی روایت کرده اند.

برخی از مورّخان و تراجم نگاران او را شیعه دانسته، و ابراز عقیده کرده اند که از اعتزال، به عنوان پوششی برای تشیّع خود استفاده کرده است]. ابومسلم اصفهانی در سال 457 یا 459ق در اصفهان وفات یافت. کتب زیر از او است: 1. جامع التّأویل لمحکم التّنزیل، در تفسیر قرآن، در بیست جلد 2. جامع الرّسائل 3. ناسخ الحدیث و منسوخه.[2]

[1]تاریخ قم، صص217 218؛ الاعلام، ج6، ص273؛ لسان المیزان، ج5، ص89؛ معجم المؤلّفین، ج9، ص97؛ معجم الادباء، ج18، صص35 36؛ بغیه الوعاه، ج2، ص23؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص214 216؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص898.

[2]اعیان الشّیعه، ج46، ص148؛ الذّریعه، ج4، ص258؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص917؛ شذرات الذّهب، ج5، ص254؛ سیر اعلام النّبلاء، ج18، ص146؛ محاسن اصفهان، ص32؛ مرآه الجنان، ج3، ص83؛ هدیه العارفین، ج2، ص71؛ میزان الاعتدال، ج3، ص106؛ الاعلام، ج7، ص143؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص263.


صفحه 362

ابومضر بن ابی طالب

ابومضر بن ابی طالب بن غیاث، از ادباء و شعرای قرن پنجم هجری است، و به عربی شعر می سروده است.[1]

903

ابومضر بن جریر

ابومضر بن جریر، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم هجری است، و مافرّوخی او را در ردیف معاصرین آورده است.[2]

ابومضر بن ابی عدنان

ابومضر بن ابی عدنان بن ابی الفوارس، از ادباء و دانشمندان اصفهان بوده، و مافرّوخی وی را را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء ذکر نموده است.[3]

ابوالمطهّر مجلّدی

ابوالمطهّر مجلّدی، از ادباء و دانشمندان اصفهان است، در صرف و نحو و لغت و انشاء مهارت داشته، و مافرّوخی او را در ردیف متقدّمین ذکر نموده است.[4]

ابوالمظفّر بن ناحیه

ابوالمظفّر بن ناحیه

از ادباء و فضلای اصفهان و معاصر با مافرّوخی است، مافرّوخی او را در شمار دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء آورده است.[5]

ابوالمظفّر حسن آبادی

ابوالمظفّر حسن آبادی اصفهانی، از ادباء و شعرای پارسی گوی اصفهان است. وی از

[1]محاسن اصفهان، ص34.

[2]محاسن اصفهان، ص31.

[3]محاسن اصفهان، ص32.

[4]محاسن اصفهان، ص32.

[5]محاسن اصفهان، ص32.


صفحه 363

شعرای متقدّم بر عصر مافروّخی (قرن پنجم هجری) بوده است.[1]

میرزا ابوالمعالی کلباسی

میرزا محمّد مکنّی به ابوالمعالی کلباسی (نام ایشان مهجور افتاده، و در همه جا به کنیه شهرت یافته اند)، فرزند حاج محمّدابراهیم کلباسی خراسانی، عالم فاضل محقّق، مجتهد جامع، فقیه اصولی، جامع معقول و منقول، از اکابر علما و مجتهدین، محقّق مدقّق و دقیق الفکر، کثیر التتبّع، در غایت زهد و تقوی. درباره زهد و ورع و احتیاط های شرعی ایشان بین الخواص و العوام، حکایاتی منقول است که همگی، دلالت بر مقام او می کند. در شب چهارشنبه 7 شعبان 1247ق در اصفهان متولّد شد، [مقدّمات را نزد آقا سیّدمحمّد باقر دهکردی و] درس خارج را نزد آقا میرسیّد حسن مدرّس و آقا سیّدمحمّد شهشهانی طی نمود، و به اجتهاد نائل آمد.

در تذکره القبور درباره او فرماید: «مجلس آن مرحوم، مصداق حدیث حوارییّن و عیسی علیه السلام بود که عرض کردند: مَن نُجالس؟ فرمود: مَن یُذَکَرکم اللّه رؤیته و یزیدکم فی العلم منطقه، و یرغّبکم فی الآخره عمله».

جمعی کثیر از بزرگان علماء و مجتهدین از شاگردان ایشان هستند که معروف تر از همه، مرحوم آیت اللّه العظمی حاج آقا حسین بروجردی رحمه اللّه علیه می باشد. ایشان در شب چهارشنبه 27 ماه صفر المظفّر سال 1315 وفات یافت، و در تخت فولاد در تکیه ای مخصوص مدفون گردید. بانی ساختمان تکیه، حاج میرزا احمد ملاّباشی داماد آن مرحوم می باشد. در داخل و خارج بقعه، و هم چنین در اتاق ها عدّه زیادی از علماء و فضلاء و ادبای اصفهان مدفون می باشند. میرزا ابوالمعالی دختر آقامیرزا زین العابدین فرزند حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی را به زوجیّت داشت، و از او، صاحب دو پسر (حاج میرزا جمال الدّین، و حاج میرزا کمال الدّین معروف به ابوالهدی) و یک دختر (که به زوجیّت حاج میرزا احمد ملاّباشی درآمد) می باشد. مجموع کتب و رسائل تألیفی ایشان، متجاوز از هشتاد مجلّد می شود که از آن جمله است: 1. رساله در استخارات، مطبوع در مقدّمه قرآن در سال

[1]محاسن اصفهان، ص33.


صفحه 364

1316ق 2. رساله در استشفاء به تربت حضرت سیّدالشّهداء علیه السلام مطبوع در سال 1258ق 3. الاستجاریّه 4. رساله در کیفیّت زیارت عاشورا 5. رساله در ابن غضائری 6. رساله در احوال انسان، به فارسی 7. رساله در احوال آقا حسین خوانساری 8. رساله در احوال شیخ بهایی 9. بشارات در اصول، سه مجلّد 10. مجموعه ای از اشعار عربی 11. مجموعه ای در تفسیر 12. تعارض استصحاب و اصاله الصحّه 13. جبر و تفویض 14. حجّت مظنّه 15. رساله در تزکیه اهل رجال 16. رساله در نیّت 17. رساله در مفطر بودن قلیان 18. سند صحیفه کامله 19. شرح خطبه شقشقیّه [مطبوع] 20. شرح کفایه سبزواری، در فقه 21. شرح زیارت جامعه 22. رساله در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام[1].

میرابوالمعالی طباطبایی

میرابوالمعالی کبیر فرزند سیّدمراد بن شاه اسداللّه طباطبایی اصفهانی، از مشاهیر علماء و سادات ساکن اصفهان است. زوجه اش دختر مولی محمّدصالح مازندرانی از آمنه خاتون دختر ملاّمحمّدتقی مجلسی بوده، و از همسر خود صاحب چهار پسر و دو دختر شده که یکی از پسران میر ابوالمعالی صغیر جدّ مجتهد عالی قدر سیّدعلی طباطبایی صاحب ریاض المسائل است. ظاهرا میر ابوالمعالی کبیر در اصفهان وفات یافته است.[2]

ابوالمعالی نقیب حسینی*

ابوالمعالی نقیب حسینی، از خوشنویسان اصفهان در اواخر عهد صفویّه بوده، خطّ ثلث را با استادی و مهارت می نوشت، و تا سال 1124ق در قید حیات بود. از آثار او کتیبه ایوان

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص216 217؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص302؛ الکنی و الالقاب، ج1، ص59؛ بیان المفاخر، ج2، صص173 174؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص58 59؛ نقباء البشر، ج1، صص79 80؛ مکارم الآثار، ج4، صص1301 1302؛ تاریخ و جغرافیای گناباد، ص195؛ ریحانه الادب، ج7، ص269؛ البدر التّمام؛ هدیه الاحباب؛ چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار)، ج1، ص231؛ مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، صص33 97؛ خاندان کلباسی، صص232 244؛ الذّریعه، مواضع مختلف؛ علمای بزرگ شیعه، ص315؛ میراث حقوق زن، مقدّمه، صص7 12؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، ج1، صص152 155.

[2]مرآت الاحوال، صص140 142؛ اعیان الشّیعه، ج10، ص530؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج1، ص328.


صفحه 365

شاگرد در مسجد جامع اصفهان به سال 1112 و نسخه ای از کتاب نثر اللّئالی به خطّ نستعلیق در سال 1124 هنوز موجود است.[1]

ابوالمفاخر رضوی

ابوالمفاخر رضوی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. در پنج شنبه 27 صفر سال 1078ق نسخه ای از وافی فیض کاشانی در اصفهان به خطّ نسخ کتابت نموده است، نسخه به شماره 1866 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]هم چنین در سال 1053ق نسخه ای از کافی شیخ کلینی را به خطّ نسخ کتابت نموده است.[3]

ابوالمکارم اصفهانی

قاضی ابوالمکارم اصفهانی، از فقهاء و محدّثین اصفهان است. از حسن بن احمد مقری (حدّاد) روایت کرده، و علیّ بن احمد از او نقل حدیث نموده است.[4]

شیخ ابومنصور اصفهانی

شیخ ابومنصور معمّر بن احمد بن محمّد بن زیاد اصفهانی، صوفی و محدّث حنبلی، از بزرگان تصوّف و حدیث قرن چهارم و پنجم هجری. [وی از ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن حمزه، حافظ ابوالشّیخ اصفهانی، طبرانی، ابوالحسن بن مثنی، ابن مقری، علیّ بن عمر بن عبدالعزیز و ابوعبداللّه محمّد بن منده حدیث شنیده، و یا نزد آنان تلمّذ نموده است. از مشایخ او در تصوّف، اطّلاعات چندانی در دست نیست؛ ظاهرا یکی از آنان احمد بن جعفر بن هانی است. ابراهیم بن هبه اللّه جربادقانی، احمد بن محمّد قرشی، قاسم بن مفضل ثقفی و ابومطیع از او حدیث استماع کرده اند. از شیخ ابومنصور تألیفاتی مختلفی به جا مانده که از آن جمله است: 1. الاختیارات، چاپ شده در مجلّه معارف 2. ادب الملوک،

[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص35؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص115 گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص115؛ آثار ملّی اصفهان، ص542.

[2]فهرست مرعشی، ج5، ص249.

[3]فهرست الفبایی آستان قدس، ص455.

[4]احقاق الحق، ج17، ص425.


صفحه 366

قسمت سماع آن در مجلّه معارف چاپ شده است 3. حقائق الآداب، در آداب صوفیّه، که در مجلّه معارف چاپ شده است 4. ذکر معانی التّصوف که در مجلّه معارف چاپ شده است 5. شرح ابیات ابی عبداللّه مرشدی، مخطوط 6. شرح الاذکار، مخطوط 7. شرح اربعین حدیثا فی التصوّف، چاپ شده در مجلّه مقالات و بررسی ها 8. المسائل المحدّثه الواقعه فی عصرنا، چاپ شده در مجلّه معارف 9 و 10. المناهج بشاهد السنّه و نهج المتصوّفه، دو تألیف جداگانه، چاپ شده در مجلّه معارف 11. نهج الخاص، چاپ شده در مجلّه تحقیقات اسلامی. شیخ احمد کوفانی او را دیده، و عبارت «الفقیر عزیز» را از او شنیده، و آن را نیکو یافته است]. شیخ ابومنصور اصفهانی در رمضان 419ق (و یا 418) وفات یافته است.[1]

ابومنصور بن اسماعیل

ابومنصور بن اسماعیل، از محدّثین اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف محدّثین متقدّم بر عصر خود ذکر می کند.[2]

ابومنصور بن حسن

ابومنصور بن حسن بن زرینزاد، از ادباء و دانشمندان اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء یاد کرده است.[3]

ابومنصور خیّاط

ابومنصور خیّاط فقیه، از محدّثین و فقهای اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف محدّثین مقدم بر عصر خود ذکر می کند.[4]

[1]تاریخ تصوّف، ص534؛ مرآه الجنان، ج3، ص33؛ تذکره الحفاظ، ج3، ص946؛ سیر اعلام النّبلاء، ج16، صص276 278؛ العبر، ج2، ص236؛ مجلّه معارف، شماره 1 و 2، سال 1368ش، مقاله شیخ ابومنصور اصفهانی؛ نفحات الانس، ص283؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج6، صص280 285.

[2]محاسن اصفهان، ص30؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «اسماعیل»، ص2536.

[3]محاسن اصفهان، ص32.

[4]محاسن اصفهان، ص30.


صفحه 367

ابوالمظفّر بن سهل

ابوالمظفر بن سهل، از محدّثین اصفهان و معاصر با مافرّوخی بوده است.[1]

ابونعیم اصفهانی

حافظ ابونُعیم احمد بن عبداللّه بن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانی، از محدّثین معروف اصفهان در قرن چهارم و پنجم هجری است. نسب او از طرف مادر به شیخ محمّد بن یوسف بن معدان اصفهانی از مشاهیر صوفیّه آن عهد می رسد. حافظ ابونُعیم در سال 334 یا 336ق متولّد شده، و در اصفهان و سایر شهرها به تحصیل پرداخته است. در کتب رجال از او به حافظ اصفهان و گاهی حافظ دنیا تعبیر می کنند. برخی او را سنّی و صوفی، و عدّه ای شیعه می دانند. وی در طلب حدیث، به ایذج، عسکر مکرم، شوشتر، اهواز، بصره، واسط، کوفه، بغداد، مکّه، ایله و نیشابور سفر کرد. از بسیاری از محدّثان روایت می کند، و تعداد کثیری از محدّثین نیز از او نقل حدیث می کنند. [اسامی مشایخ حافظ ابونُعیم در کتاب مزارات اصفهان آمده است].

از شیخ ابوعبداللّه محمّد بن محمّد اصفهانی نقل شده است که چون سلطان محمود غزنوی بر اصفهان استیلا یافت، از طرف خود کسی را بر این شهر والی گردانید. مردم بر او بشوریدند، و او را کشتند. سلطان محمود مجدّدا به شهر مراجعت نمود، و مردم را تأمین داد و از تقصیر آنان گذشت. چون روز جمعه شد، و مردم جهت نماز جمعه در مسجد حاضر شدند، جمعی کثیر از مردم رابکشت، و چون مردم شهر، قبلاً حافظ ابونُعیم را از ورود به مسجد منع کرده بودند، از این مهلکه جان به سلامت برد، و این موضوع را از کرامات حافظ دانستند.

وی سرانجام در یک شنبه 21 محرّم سال 430ق در اصفهان وفات یافت، و در قبرستان آب بخشان [که در آن روزگار به گورستان مردبان شهرت داشته است] مدفون شد. [برخی نوشته اند که حافظ ابونُعیم اصفهانی از اجداد علاّمه ملاّمحمّدباقر مجلسی است.] نقل شده

[1]محاسن اصفهان، ص30.