بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 362

ابومضر بن ابی طالب

ابومضر بن ابی طالب بن غیاث، از ادباء و شعرای قرن پنجم هجری است، و به عربی شعر می سروده است.[1]

903

ابومضر بن جریر

ابومضر بن جریر، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم هجری است، و مافرّوخی او را در ردیف معاصرین آورده است.[2]

ابومضر بن ابی عدنان

ابومضر بن ابی عدنان بن ابی الفوارس، از ادباء و دانشمندان اصفهان بوده، و مافرّوخی وی را را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء ذکر نموده است.[3]

ابوالمطهّر مجلّدی

ابوالمطهّر مجلّدی، از ادباء و دانشمندان اصفهان است، در صرف و نحو و لغت و انشاء مهارت داشته، و مافرّوخی او را در ردیف متقدّمین ذکر نموده است.[4]

ابوالمظفّر بن ناحیه

ابوالمظفّر بن ناحیه

از ادباء و فضلای اصفهان و معاصر با مافرّوخی است، مافرّوخی او را در شمار دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء آورده است.[5]

ابوالمظفّر حسن آبادی

ابوالمظفّر حسن آبادی اصفهانی، از ادباء و شعرای پارسی گوی اصفهان است. وی از

[1]محاسن اصفهان، ص34.

[2]محاسن اصفهان، ص31.

[3]محاسن اصفهان، ص32.

[4]محاسن اصفهان، ص32.

[5]محاسن اصفهان، ص32.


صفحه 363

شعرای متقدّم بر عصر مافروّخی (قرن پنجم هجری) بوده است.[1]

میرزا ابوالمعالی کلباسی

میرزا محمّد مکنّی به ابوالمعالی کلباسی (نام ایشان مهجور افتاده، و در همه جا به کنیه شهرت یافته اند)، فرزند حاج محمّدابراهیم کلباسی خراسانی، عالم فاضل محقّق، مجتهد جامع، فقیه اصولی، جامع معقول و منقول، از اکابر علما و مجتهدین، محقّق مدقّق و دقیق الفکر، کثیر التتبّع، در غایت زهد و تقوی. درباره زهد و ورع و احتیاط های شرعی ایشان بین الخواص و العوام، حکایاتی منقول است که همگی، دلالت بر مقام او می کند. در شب چهارشنبه 7 شعبان 1247ق در اصفهان متولّد شد، [مقدّمات را نزد آقا سیّدمحمّد باقر دهکردی و] درس خارج را نزد آقا میرسیّد حسن مدرّس و آقا سیّدمحمّد شهشهانی طی نمود، و به اجتهاد نائل آمد.

در تذکره القبور درباره او فرماید: «مجلس آن مرحوم، مصداق حدیث حوارییّن و عیسی علیه السلام بود که عرض کردند: مَن نُجالس؟ فرمود: مَن یُذَکَرکم اللّه رؤیته و یزیدکم فی العلم منطقه، و یرغّبکم فی الآخره عمله».

جمعی کثیر از بزرگان علماء و مجتهدین از شاگردان ایشان هستند که معروف تر از همه، مرحوم آیت اللّه العظمی حاج آقا حسین بروجردی رحمه اللّه علیه می باشد. ایشان در شب چهارشنبه 27 ماه صفر المظفّر سال 1315 وفات یافت، و در تخت فولاد در تکیه ای مخصوص مدفون گردید. بانی ساختمان تکیه، حاج میرزا احمد ملاّباشی داماد آن مرحوم می باشد. در داخل و خارج بقعه، و هم چنین در اتاق ها عدّه زیادی از علماء و فضلاء و ادبای اصفهان مدفون می باشند. میرزا ابوالمعالی دختر آقامیرزا زین العابدین فرزند حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی را به زوجیّت داشت، و از او، صاحب دو پسر (حاج میرزا جمال الدّین، و حاج میرزا کمال الدّین معروف به ابوالهدی) و یک دختر (که به زوجیّت حاج میرزا احمد ملاّباشی درآمد) می باشد. مجموع کتب و رسائل تألیفی ایشان، متجاوز از هشتاد مجلّد می شود که از آن جمله است: 1. رساله در استخارات، مطبوع در مقدّمه قرآن در سال

[1]محاسن اصفهان، ص33.


صفحه 364

1316ق 2. رساله در استشفاء به تربت حضرت سیّدالشّهداء علیه السلام مطبوع در سال 1258ق 3. الاستجاریّه 4. رساله در کیفیّت زیارت عاشورا 5. رساله در ابن غضائری 6. رساله در احوال انسان، به فارسی 7. رساله در احوال آقا حسین خوانساری 8. رساله در احوال شیخ بهایی 9. بشارات در اصول، سه مجلّد 10. مجموعه ای از اشعار عربی 11. مجموعه ای در تفسیر 12. تعارض استصحاب و اصاله الصحّه 13. جبر و تفویض 14. حجّت مظنّه 15. رساله در تزکیه اهل رجال 16. رساله در نیّت 17. رساله در مفطر بودن قلیان 18. سند صحیفه کامله 19. شرح خطبه شقشقیّه [مطبوع] 20. شرح کفایه سبزواری، در فقه 21. شرح زیارت جامعه 22. رساله در تفسیر منسوب به امام حسن عسکری علیه السلام[1].

میرابوالمعالی طباطبایی

میرابوالمعالی کبیر فرزند سیّدمراد بن شاه اسداللّه طباطبایی اصفهانی، از مشاهیر علماء و سادات ساکن اصفهان است. زوجه اش دختر مولی محمّدصالح مازندرانی از آمنه خاتون دختر ملاّمحمّدتقی مجلسی بوده، و از همسر خود صاحب چهار پسر و دو دختر شده که یکی از پسران میر ابوالمعالی صغیر جدّ مجتهد عالی قدر سیّدعلی طباطبایی صاحب ریاض المسائل است. ظاهرا میر ابوالمعالی کبیر در اصفهان وفات یافته است.[2]

ابوالمعالی نقیب حسینی*

ابوالمعالی نقیب حسینی، از خوشنویسان اصفهان در اواخر عهد صفویّه بوده، خطّ ثلث را با استادی و مهارت می نوشت، و تا سال 1124ق در قید حیات بود. از آثار او کتیبه ایوان

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص40؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص216 217؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص302؛ الکنی و الالقاب، ج1، ص59؛ بیان المفاخر، ج2، صص173 174؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، صص58 59؛ نقباء البشر، ج1، صص79 80؛ مکارم الآثار، ج4، صص1301 1302؛ تاریخ و جغرافیای گناباد، ص195؛ ریحانه الادب، ج7، ص269؛ البدر التّمام؛ هدیه الاحباب؛ چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار)، ج1، ص231؛ مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، صص33 97؛ خاندان کلباسی، صص232 244؛ الذّریعه، مواضع مختلف؛ علمای بزرگ شیعه، ص315؛ میراث حقوق زن، مقدّمه، صص7 12؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، ج1، صص152 155.

[2]مرآت الاحوال، صص140 142؛ اعیان الشّیعه، ج10، ص530؛ زندگی نامه علاّمه مجلسی، ج1، ص328.


صفحه 365

شاگرد در مسجد جامع اصفهان به سال 1112 و نسخه ای از کتاب نثر اللّئالی به خطّ نستعلیق در سال 1124 هنوز موجود است.[1]

ابوالمفاخر رضوی

ابوالمفاخر رضوی، از فضلاء قرن یازدهم هجری. در پنج شنبه 27 صفر سال 1078ق نسخه ای از وافی فیض کاشانی در اصفهان به خطّ نسخ کتابت نموده است، نسخه به شماره 1866 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]هم چنین در سال 1053ق نسخه ای از کافی شیخ کلینی را به خطّ نسخ کتابت نموده است.[3]

ابوالمکارم اصفهانی

قاضی ابوالمکارم اصفهانی، از فقهاء و محدّثین اصفهان است. از حسن بن احمد مقری (حدّاد) روایت کرده، و علیّ بن احمد از او نقل حدیث نموده است.[4]

شیخ ابومنصور اصفهانی

شیخ ابومنصور معمّر بن احمد بن محمّد بن زیاد اصفهانی، صوفی و محدّث حنبلی، از بزرگان تصوّف و حدیث قرن چهارم و پنجم هجری. [وی از ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن حمزه، حافظ ابوالشّیخ اصفهانی، طبرانی، ابوالحسن بن مثنی، ابن مقری، علیّ بن عمر بن عبدالعزیز و ابوعبداللّه محمّد بن منده حدیث شنیده، و یا نزد آنان تلمّذ نموده است. از مشایخ او در تصوّف، اطّلاعات چندانی در دست نیست؛ ظاهرا یکی از آنان احمد بن جعفر بن هانی است. ابراهیم بن هبه اللّه جربادقانی، احمد بن محمّد قرشی، قاسم بن مفضل ثقفی و ابومطیع از او حدیث استماع کرده اند. از شیخ ابومنصور تألیفاتی مختلفی به جا مانده که از آن جمله است: 1. الاختیارات، چاپ شده در مجلّه معارف 2. ادب الملوک،

[1]احوال و آثار خوشنویسان، ج1، ص35؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص115 گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص115؛ آثار ملّی اصفهان، ص542.

[2]فهرست مرعشی، ج5، ص249.

[3]فهرست الفبایی آستان قدس، ص455.

[4]احقاق الحق، ج17، ص425.


صفحه 366

قسمت سماع آن در مجلّه معارف چاپ شده است 3. حقائق الآداب، در آداب صوفیّه، که در مجلّه معارف چاپ شده است 4. ذکر معانی التّصوف که در مجلّه معارف چاپ شده است 5. شرح ابیات ابی عبداللّه مرشدی، مخطوط 6. شرح الاذکار، مخطوط 7. شرح اربعین حدیثا فی التصوّف، چاپ شده در مجلّه مقالات و بررسی ها 8. المسائل المحدّثه الواقعه فی عصرنا، چاپ شده در مجلّه معارف 9 و 10. المناهج بشاهد السنّه و نهج المتصوّفه، دو تألیف جداگانه، چاپ شده در مجلّه معارف 11. نهج الخاص، چاپ شده در مجلّه تحقیقات اسلامی. شیخ احمد کوفانی او را دیده، و عبارت «الفقیر عزیز» را از او شنیده، و آن را نیکو یافته است]. شیخ ابومنصور اصفهانی در رمضان 419ق (و یا 418) وفات یافته است.[1]

ابومنصور بن اسماعیل

ابومنصور بن اسماعیل، از محدّثین اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف محدّثین متقدّم بر عصر خود ذکر می کند.[2]

ابومنصور بن حسن

ابومنصور بن حسن بن زرینزاد، از ادباء و دانشمندان اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف دانشمندان صرف و نحو و لغت و انشاء یاد کرده است.[3]

ابومنصور خیّاط

ابومنصور خیّاط فقیه، از محدّثین و فقهای اصفهان است. مافرّوخی او را در ردیف محدّثین مقدم بر عصر خود ذکر می کند.[4]

[1]تاریخ تصوّف، ص534؛ مرآه الجنان، ج3، ص33؛ تذکره الحفاظ، ج3، ص946؛ سیر اعلام النّبلاء، ج16، صص276 278؛ العبر، ج2، ص236؛ مجلّه معارف، شماره 1 و 2، سال 1368ش، مقاله شیخ ابومنصور اصفهانی؛ نفحات الانس، ص283؛ دائره المعارف بزرگ اسلامی، ج6، صص280 285.

[2]محاسن اصفهان، ص30؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «اسماعیل»، ص2536.

[3]محاسن اصفهان، ص32.

[4]محاسن اصفهان، ص30.


صفحه 367

ابوالمظفّر بن سهل

ابوالمظفر بن سهل، از محدّثین اصفهان و معاصر با مافرّوخی بوده است.[1]

ابونعیم اصفهانی

حافظ ابونُعیم احمد بن عبداللّه بن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانی، از محدّثین معروف اصفهان در قرن چهارم و پنجم هجری است. نسب او از طرف مادر به شیخ محمّد بن یوسف بن معدان اصفهانی از مشاهیر صوفیّه آن عهد می رسد. حافظ ابونُعیم در سال 334 یا 336ق متولّد شده، و در اصفهان و سایر شهرها به تحصیل پرداخته است. در کتب رجال از او به حافظ اصفهان و گاهی حافظ دنیا تعبیر می کنند. برخی او را سنّی و صوفی، و عدّه ای شیعه می دانند. وی در طلب حدیث، به ایذج، عسکر مکرم، شوشتر، اهواز، بصره، واسط، کوفه، بغداد، مکّه، ایله و نیشابور سفر کرد. از بسیاری از محدّثان روایت می کند، و تعداد کثیری از محدّثین نیز از او نقل حدیث می کنند. [اسامی مشایخ حافظ ابونُعیم در کتاب مزارات اصفهان آمده است].

از شیخ ابوعبداللّه محمّد بن محمّد اصفهانی نقل شده است که چون سلطان محمود غزنوی بر اصفهان استیلا یافت، از طرف خود کسی را بر این شهر والی گردانید. مردم بر او بشوریدند، و او را کشتند. سلطان محمود مجدّدا به شهر مراجعت نمود، و مردم را تأمین داد و از تقصیر آنان گذشت. چون روز جمعه شد، و مردم جهت نماز جمعه در مسجد حاضر شدند، جمعی کثیر از مردم رابکشت، و چون مردم شهر، قبلاً حافظ ابونُعیم را از ورود به مسجد منع کرده بودند، از این مهلکه جان به سلامت برد، و این موضوع را از کرامات حافظ دانستند.

وی سرانجام در یک شنبه 21 محرّم سال 430ق در اصفهان وفات یافت، و در قبرستان آب بخشان [که در آن روزگار به گورستان مردبان شهرت داشته است] مدفون شد. [برخی نوشته اند که حافظ ابونُعیم اصفهانی از اجداد علاّمه ملاّمحمّدباقر مجلسی است.] نقل شده

[1]محاسن اصفهان، ص30.


صفحه 368

است که میرلوحی سبزواری، از علماء و فضلای ساکن اصفهان ازجمله کسانی بوده که با مجلسی عداوت داشته است، و از همین جهت، به بهانه سنّی بودن ابونُعیم، مردم را تحریک نمود که قبر او را خراب کنند.

[ظاهرا مقبره او بعدا مرمّت و احیاء شده است، و مقبره او تا قبل از تسطیح و تخریب قبرستان آب بخشان باقی بود]، و پس از احداث فلکه و خیابان، قبرستان آب بخشان تسطیح [شد]، و مقبره او از بین رفت. کتب زیر از تألیفات او است: 1. اربعون حدیثا فی المهدی (عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) 2. اطراف الصّحیحین 3. حرمه المساجد 4. حلیه الاولیاء و بهجه الاصفیاء، مطبوع در ده جلد، در مصر 5. دلائل النّبوّه، مطبوع در حیدرآباد هند 6. ذکر اخبار اصفهان، مطبوع در دو جلد در لیدن هلند 7. الرّیاضه و الابدان 8. طبّ النّبی صلی الله علیه و آله 9. الفتن 10. فضائل الخلفاء 11. فضل العالم العفیف 12. الفوائد 13. مانزل من القرآن فی امیرالمؤمنین علی علیه السلام 14. مختصر استیعاب 15. الجامع بین الصّحیحین (صحیح بخاری و صحیح مسلم) 16. معجم الشّیوخ 17. معرفه الصّحابه، مطبوع در ریاض عربستان 18. منقبه المطهّرین 19. الرّد علی الرّافضه، مطبوع در بیروت[1].

ابوالولید کنانی

ابوالولید عبداللّه بن محمّد کنانی، از محدّثین شیعه است. حدیث بسیار روایت کرده، و به طلب دانش و نویسندگی شهرت داشته، و بر ترویج تشیّع اصرار می ورزیده [است]، بدین

[1]طبقات الشّافعیه، حسینی، صص141 142؛ سیر اعلام النّبلاء، ج17، ص453؛ طبقات الفقهاء، ص227؛ طبقات الشّافعیه، اسنوی، ج2، صص474 475؛ تاریخ نیشابور، ص110؛ النّجوم الزّاهره، ج5، ص30؛ تبیین کذب المفتری، ص246؛ وفیات الاعیان، ج1، ص75؛ العبر، ج3، ص170؛ میزان الاعتدال، ج1، ص111 و 52؛ المنتظم، ج8، ص100؛ تذکره الحفاظ، ج3، ص275؛ روضات الجنّات، ج1، ص265؛ النّابس، ص17؛ اعیان الشّیعه، ج9، ص4؛ ریحانه الادب، ج7، ص285؛ الکنی و الالقاب، ج1، ص265؛ هدیه الاحباب، ص49؛ معجم المطبوعات، ج1، ص350؛ الاعلام، ج1، ص150؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج8، صص1118 1120؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص143؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص224 226؛ مزارات اصفهان، صص88 93؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص302 303 و 386؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص208 209.


صفحه 369

علّت، والی اصفهان مناظره ای ترتیب داد، و ابوالولید با ابومسعود رازی، محمّد بن بکار، محمّد بن فرج و زین بن خرشه و دیگران مناظره کرد، و آن ها موفّق به مجاب کردن ابوالولید نشدند؛ لذا والی اصفهان او را شلاّق زد، و سنیّان اصفهان او را طرد کردند.[1]

حاج میرزا ابوالهدی کلباسی

حاج میرزا کمال الدّین ابوالهدی کلباسی فرزند میرزا ابوالمعالی بن حاج محمّدابراهیم، عالم فقیه زاهد، مجتهد اصولی، در زهد و تقوی مانند پدر بزرگوار و برادر عالی مقدار خود [میرزا جمال الدّین] بی مثل و مانند بود، و در مکارم اخلاق و صفات و حالات روحانی کم نظیر در 22 شعبان 1278 در اصفهان متولّد شده، و نزد پدر دانشمند خود به تحصیل پرداخت، و پس از وفات ایشان در درس حاج شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی حاضر شد، سپس به همراه برادرش به عتبات عالیات رفت، و از محضر درس آخوند خراسانی و آقا سیّدمحمّدکاظم یزدی مستفیض گردید.

ایشان از علمای عالی قدری چون حاج میرزا هاشم چهارسوقی آقا سیّد حسن صدر کاظمینی و حاج ملاّعلی محمّد نجف آبادی اجازه دریافت نمود. وی پس از بازگشت به اصفهان به تدریس پرداخته، و نماز جماعت را در مسجد جوجه، جنب مسجد حکیم، اقامه می فرمود. وی در اغلب علوم همچون فقه، اصول، حدیث، منطق، هیأت و خصوصا رجال مهارت داشته است. سرانجام در شب سه شنبه 27 ربیع الثّانی 1356ق در اصفهان وفات یافت، و در کنار پدر، در بقعه تکیه میرزا ابوالمعالی واقع در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفات ایشان را میرزا حسن خان جابرانصاری ضمن قطعه ای چنین یافته است:

جاء البشیر مُهنَیا و مورّخا: «اتل السّلام علی مَن اتّبع الهُدی»

این کتب و رساله ها از تألیفات او است: 1. البدر التّمام، در احوال پدر و جدّ والامقام خود، مطبوع 2. التّحفه الی سلاله النّبوّه، و آن اجازه ای است که جهت آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی مرقوم فرموده اند، مطبوع در کتاب المسلسلات 3. حاشیه بر کفایه الاصول 4. الدّر الثّمین فی جمله من المصنّفات

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص49.