ابوالمظفّر بن سهل
ابوالمظفر بن سهل، از محدّثین اصفهان و معاصر با مافرّوخی بوده است.[1]
ابونعیم اصفهانی
حافظ ابونُعیم احمد بن عبداللّه بن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانی، از محدّثین معروف اصفهان در قرن چهارم و پنجم هجری است. نسب او از طرف مادر به شیخ محمّد بن یوسف بن معدان اصفهانی از مشاهیر صوفیّه آن عهد می رسد. حافظ ابونُعیم در سال 334 یا 336ق متولّد شده، و در اصفهان و سایر شهرها به تحصیل پرداخته است. در کتب رجال از او به حافظ اصفهان و گاهی حافظ دنیا تعبیر می کنند. برخی او را سنّی و صوفی، و عدّه ای شیعه می دانند. وی در طلب حدیث، به ایذج، عسکر مکرم، شوشتر، اهواز، بصره، واسط، کوفه، بغداد، مکّه، ایله و نیشابور سفر کرد. از بسیاری از محدّثان روایت می کند، و تعداد کثیری از محدّثین نیز از او نقل حدیث می کنند. [اسامی مشایخ حافظ ابونُعیم در کتاب مزارات اصفهان آمده است].
از شیخ ابوعبداللّه محمّد بن محمّد اصفهانی نقل شده است که چون سلطان محمود غزنوی بر اصفهان استیلا یافت، از طرف خود کسی را بر این شهر والی گردانید. مردم بر او بشوریدند، و او را کشتند. سلطان محمود مجدّدا به شهر مراجعت نمود، و مردم را تأمین داد و از تقصیر آنان گذشت. چون روز جمعه شد، و مردم جهت نماز جمعه در مسجد حاضر شدند، جمعی کثیر از مردم رابکشت، و چون مردم شهر، قبلاً حافظ ابونُعیم را از ورود به مسجد منع کرده بودند، از این مهلکه جان به سلامت برد، و این موضوع را از کرامات حافظ دانستند.
وی سرانجام در یک شنبه 21 محرّم سال 430ق در اصفهان وفات یافت، و در قبرستان آب بخشان [که در آن روزگار به گورستان مردبان شهرت داشته است] مدفون شد. [برخی نوشته اند که حافظ ابونُعیم اصفهانی از اجداد علاّمه ملاّمحمّدباقر مجلسی است.] نقل شده
[1]محاسن اصفهان، ص30.
است که میرلوحی سبزواری، از علماء و فضلای ساکن اصفهان ازجمله کسانی بوده که با مجلسی عداوت داشته است، و از همین جهت، به بهانه سنّی بودن ابونُعیم، مردم را تحریک نمود که قبر او را خراب کنند.
[ظاهرا مقبره او بعدا مرمّت و احیاء شده است، و مقبره او تا قبل از تسطیح و تخریب قبرستان آب بخشان باقی بود]، و پس از احداث فلکه و خیابان، قبرستان آب بخشان تسطیح [شد]، و مقبره او از بین رفت. کتب زیر از تألیفات او است: 1. اربعون حدیثا فی المهدی (عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف) 2. اطراف الصّحیحین 3. حرمه المساجد 4. حلیه الاولیاء و بهجه الاصفیاء، مطبوع در ده جلد، در مصر 5. دلائل النّبوّه، مطبوع در حیدرآباد هند 6. ذکر اخبار اصفهان، مطبوع در دو جلد در لیدن هلند 7. الرّیاضه و الابدان 8. طبّ النّبی صلی الله علیه و آله 9. الفتن 10. فضائل الخلفاء 11. فضل العالم العفیف 12. الفوائد 13. مانزل من القرآن فی امیرالمؤمنین علی علیه السلام 14. مختصر استیعاب 15. الجامع بین الصّحیحین (صحیح بخاری و صحیح مسلم) 16. معجم الشّیوخ 17. معرفه الصّحابه، مطبوع در ریاض عربستان 18. منقبه المطهّرین 19. الرّد علی الرّافضه، مطبوع در بیروت[1].
ابوالولید کنانی
ابوالولید عبداللّه بن محمّد کنانی، از محدّثین شیعه است. حدیث بسیار روایت کرده، و به طلب دانش و نویسندگی شهرت داشته، و بر ترویج تشیّع اصرار می ورزیده [است]، بدین
[1]طبقات الشّافعیه، حسینی، صص141 142؛ سیر اعلام النّبلاء، ج17، ص453؛ طبقات الفقهاء، ص227؛ طبقات الشّافعیه، اسنوی، ج2، صص474 475؛ تاریخ نیشابور، ص110؛ النّجوم الزّاهره، ج5، ص30؛ تبیین کذب المفتری، ص246؛ وفیات الاعیان، ج1، ص75؛ العبر، ج3، ص170؛ میزان الاعتدال، ج1، ص111 و 52؛ المنتظم، ج8، ص100؛ تذکره الحفاظ، ج3، ص275؛ روضات الجنّات، ج1، ص265؛ النّابس، ص17؛ اعیان الشّیعه، ج9، ص4؛ ریحانه الادب، ج7، ص285؛ الکنی و الالقاب، ج1، ص265؛ هدیه الاحباب، ص49؛ معجم المطبوعات، ج1، ص350؛ الاعلام، ج1، ص150؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج8، صص1118 1120؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص143؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص224 226؛ مزارات اصفهان، صص88 93؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص302 303 و 386؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص208 209.
علّت، والی اصفهان مناظره ای ترتیب داد، و ابوالولید با ابومسعود رازی، محمّد بن بکار، محمّد بن فرج و زین بن خرشه و دیگران مناظره کرد، و آن ها موفّق به مجاب کردن ابوالولید نشدند؛ لذا والی اصفهان او را شلاّق زد، و سنیّان اصفهان او را طرد کردند.[1]
حاج میرزا ابوالهدی کلباسی
حاج میرزا کمال الدّین ابوالهدی کلباسی فرزند میرزا ابوالمعالی بن حاج محمّدابراهیم، عالم فقیه زاهد، مجتهد اصولی، در زهد و تقوی مانند پدر بزرگوار و برادر عالی مقدار خود [میرزا جمال الدّین] بی مثل و مانند بود، و در مکارم اخلاق و صفات و حالات روحانی کم نظیر در 22 شعبان 1278 در اصفهان متولّد شده، و نزد پدر دانشمند خود به تحصیل پرداخت، و پس از وفات ایشان در درس حاج شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی حاضر شد، سپس به همراه برادرش به عتبات عالیات رفت، و از محضر درس آخوند خراسانی و آقا سیّدمحمّدکاظم یزدی مستفیض گردید.
ایشان از علمای عالی قدری چون حاج میرزا هاشم چهارسوقی آقا سیّد حسن صدر کاظمینی و حاج ملاّعلی محمّد نجف آبادی اجازه دریافت نمود. وی پس از بازگشت به اصفهان به تدریس پرداخته، و نماز جماعت را در مسجد جوجه، جنب مسجد حکیم، اقامه می فرمود. وی در اغلب علوم همچون فقه، اصول، حدیث، منطق، هیأت و خصوصا رجال مهارت داشته است. سرانجام در شب سه شنبه 27 ربیع الثّانی 1356ق در اصفهان وفات یافت، و در کنار پدر، در بقعه تکیه میرزا ابوالمعالی واقع در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفات ایشان را میرزا حسن خان جابرانصاری ضمن قطعه ای چنین یافته است:
جاء البشیر مُهنَیا و مورّخا: «اتل السّلام علی مَن اتّبع الهُدی»
این کتب و رساله ها از تألیفات او است: 1. البدر التّمام، در احوال پدر و جدّ والامقام خود، مطبوع 2. التّحفه الی سلاله النّبوّه، و آن اجازه ای است که جهت آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی مرقوم فرموده اند، مطبوع در کتاب المسلسلات 3. حاشیه بر کفایه الاصول 4. الدّر الثّمین فی جمله من المصنّفات
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص49.
و المصنّفین 5. درّه البیضاء، در اجازه حدیث 6. زلاّت الاقدام، در اشاره به اشتباهات رجالی برخی از اعلام 7. سماء المقال فی تحقیق علم الرّجال که در دو جلد به سعی فرزند فاضل ایشان آقامحمّد کلباسی در قم به طبع رسیده است 8. الصّراط المستقیم فی التّمییز بین الصّحیح و السّقیم 9. الفوائد الرّجالیّه، حاوی سی فایده و غیره.[1]
ابویعقوب حذّاء
ابویعقوب ابن ابواسحاق اسماعیل بن ابراهیم بن صُبیح ثقفی، از محدّثین اصفهان است. او در سنین جوانی در راه مکّه وفات یافته است.
بسیاری از احادیث را نوشته، و آخرین کسی که از او استماع حدیث کرد، ابوعثمان اسحاق بن ابراهیم بن یزید بود.[2]
ابی الخیر
ابی الخیر بن احمد بن محمّد بن بُرد واعظ اصفهانی، از محدّثین اصفهان است.[3]
اثرم فابجانی
اثرم فابجانی اصفهانی، از شعراء و ادبای اصفهان است. وی به عربی شعر می سروده، و از علمای لغت به شمار می رفته است. او شهرهای عراق را سیاحت نموده، و لغت و شعر را از علمای آن شهرها فراگرفته است.[4]
[1]احوال حاجی کرباسی و اولادش، صص101 107؛ ریحانه الادب، ج8، صص298 300؛ میراث و حقوق زن، مقدّمه؛ سماء المقال، مقدّمه؛ نقباء البشر، ج1، ص81؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص294؛ ماضی النّجف، ج3، ص235؛ بدر التّمام، ص45؛ الاجازه الکبیره، ص21؛ المسلسلات، ج2، صص53 55؛ خاندان کلباسی، صص247 252؛ مشاهیر مزار علاّمه ابوالمعالی کلباسی، صص115 161؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص217 219؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص61.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص214.
[3]میزان الاعتدال، ج1، ص73.
[4]معجم الادباء، ج2، ص104.
احسان اللّه ساطعی نجف آبادی
احسان اللّه گلشنی نجف آبادی از شعرای معاصر در سال 1351ق در نجف آباد متولّد شد. دوره ابتدایی را در نجف آباد و متوسّطه را در ساوه طی نمود، و در همان دوران به سرودن شعر پرداخت. ابتدا «بیدل» تخلّص داشت، و سپس «ساطعی» تخلّص نمود.[1]از او است:
روزگار خرّمی باری گذشت وه چه بی حاصل گذشت، آری گذشت
تا ز مستی کوس شیدایی زنم صحبت از شور و شرّ و زاری گذشت
دل به عشق دلبری در خون نشست از سر مهر و وفاداری گذشت
سیّداحمد آزاد اصفهانی
احمد شهشهانی متخلّص به «آزاد»، شاعر ادیب، [در حدود سال 1284 شمسی در اصفهان متولّد شد]. وی در فنّ شعر و ادب از شاگردان مرحوم میرزا عبدالوهاب گلشن ایران پور و در موسیقی، شاگرد سیّدرحیم موسیقی دان بود[2].] به کفّاشی اشتغال داشت، و زمانی رییس اتّحادیّه صنف کفّاشان شد. در انجمن های ادبی ازجمله انجمن کمال و انجمن سعدی شرکت می کرد، در سال 1368 شمسی وفات یافت، و در گورستان باغ رضوان مدفون گردید.] از او است:
به یاد ناله مجنون، ز عشق طرّه لیلی در این صحرای بی پایان جرس دایم فغان دارد
دکتر احمد آژیر
دکتر احمد آژیر اصفهانی شمس آبادی، از پزشکان حاذق معاصر در تهران ساکن بوده، و در دانشکده پزشکی تهران تدریس می نموده، مدیریّت مجلّه بیوشیمی نیز با او بوده است.[3]
احمد ابهری
ابوجعفر احمد ابهری اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. وی در سال 393ق وفات یافت.[4]
شیخ احمد احرام باف
آقا شیخ احمد احرام باف بیدآبادی از فضلاء گمنام اصفهان در قرن سیزدهم، ساکن محلّه قبله دعا و از معاصرین مرحوم سیّد حجّت الاسلام شفتی و فرزندش سیّد حجّت الاسلام ثانی حاج سیّداسداللّه بوده، و در نزد آنان، محترم و مقبول القول و معتمد علیه. جلسه درس مختصری در منزل داشته، و عدّه ای در محضر او حاضر می شده اند که از آن جمله است مرحوم آقامیرزا یحیی مدرّس کاشی پز اصفهانی بیدآبادی. پس از وفات که ظاهراً در حدود سال 1295 بوده ، در قبرستان آب بخشان در مقبره مرحوم ملاّحسین تفلیسی مدفون گردیده است. پس از خرابی و تسطیح قبرستان آب بخشان، اعقابش استخوان های او را به تکیه آقامیرزا محمّدباقر چهارسوقی (صاحب روضات) در تخت فولاد نقل کردند.
احمد اخوّت*
استاد احمد اخوّت، نویسنده و مترجم توانای معاصر، در اصفهان ساکن است، و در زمینه های ترجمه، نقد ادبی و شناخت ادبیّات غرب، مهارتی بسزا دارد. آثار ایشان:
1. ترجمه اطلس نوشته خورخه لوییس پورخس، چاپ 1379ش 2. ترجمه واژه نگارهای چینی، رساله شعر، نوشته ارنست فنولوزا چاپ 1378ش 3. ترجمه قصیده کافه غم، نوشته کارسون مک لولرز 4. کتاب مقدّمات و مقالاتی در چند نشریّه ازجمله فصل نامه زنده رود.
احمد اصفهانی
احمد اصفهانی، ازجمله دانشمندانی است که وقف نامه مدرسه نوریّه اصفهان را مهر و امضاء کرده است. سجع مهر او: «و مبشّرا برسول یأتی من بعدی اسمه احمد»[5].
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص104 و 405؛ دیباچه دیار نون، ص218.
[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص11 12.
[3]دائره المعارف دانش بشر.
[4]هزاره شیخ طوسی، ج1، ص148.
[5]تاریخچه اوقاف اصفهان، ص106.
احمد اصفهانی
احمد اصفهانی شاعر، از فضلاء و ادباء اوایل قرن چهاردهم هجری است. وی دیوان شعر کوچکی داشته که در سال 1312ق به چاپ رسیده است.[1]
میرزااحمد اصفهانی
میرزا احمد اصفهانی، در عصر حکومت ناصرالدّین شاه (1264 1314ق) می زیست، و در تهران ساکن بود. اعتمادالسّلطنه درباره وی گوید: «در شغل مرثیّه خوانی و روضه خوانی به مقامی سامی رسیده، و صیّت شهرش از تهران به همه جای ایران کشیده».[2]
(به نوشته بیان الواعظین وی فرزند میرزا علی محمد شیرازی است و پس از سال ها اقامت در تهران، به اصفهان معاودت نموده و تا آخر عمر در کمال شهرت و عظمت به منبر می رفت و پس از وفات به عتبات حمل شد و در وادی السلام مدفون گردید)[3]
آقا احمد نقّاش اصفهانی*
آقا احمد فرزند آقانجف نقّاش، از هنرمندان قرن سیزدهم هجری است. وی در نقّاشی، شاگرد پدر، و در نقّاشی صحنه های جنگ و مجالس بزم، استادی مسلّم بوده است.[4]
احمد اصفهانی
احمد بن ابان اصفهانی، از محدّثین اوایل قرن سوم هجری است. وی از محمّد بن ابان عنبری روایت می کند، و علیّ بن حسن بن سلم از وی نقل حدیث می نماید.[5]
[1]نقباء البشر، ج1، ص82.
[2]چهل سال تاریخ ایران (المآثر و الآثار)، ج1، ص289؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص230.
[3]خلد برین ص 185، جلوه افلاکیان نوشته رحیم قاسمی، مخطوط.
[4]هنر قلمدان، ص79.
[5]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص98.
احمد اصفهانی
ابوالحسن احمد بن ابراهیم اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از حافظ سلیمان بن احمد طبرانی روایت نموده [است]، و اسماعیل بن زاهر بونانی از او نقل حدیث می کند.[1]
احمد شیبانی
احمد بن ابراهیم بن ابی الخصیب شیبانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از ابی سفیان و محمّد بن مغیره روایت می کند، و احمد بن حسین از وی نقل حدیث می نماید.[2]
احمد کرانی
ابوبکر احمد بن ابراهیم بن احمد بن روزبه کرانی از محدّثین قرن چهارم هجری است. وی از دارکی و ابن اخی ابی زرعه روایت می کند.[3]کران از محلّه های شهر اصفهان است.
احمد اصفهانی
ابوبکر احمد بن ابراهیم بن احمد بن محمود اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. او از حسن (یا محمّد) بن احمد بن محمّد بن حبش اصفهانی روایت می کند، و احمد بن حسین از او نقل حدیث می نماید.[4]
احمد
احمد بن ابراهیم بن اسحاق، مولای ضبه، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری
[1]احقاق الحق، ج9، ص279.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص85.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص164.
[4]احقاق الحق، ج8، ص287؛ مناقب خوارزمی، ص68.