احمد نیازی اصفهانی
احمد میرزا متخلّص به «نیازی» فرزند اسحاق بن ابوتراب خلیفه سلطانی مرعشی، عالم فاضل محدّث فقیه مرتاض. [برخی از تذکره ها نام پدر او را سیّدمرتضی آورده اند[1]]. مادرش دختر شاه سلطان حسین صفوی و خود، داماد شاه تهماسب ثانی بوده دیوان اشعاری دارد، در 1216 وفات یافته است. [با توجّه به فوت نیازی در زمان حیات آذر بیگدلی و مادّه تاریخی که او برای نیازی سروده، سال 1216 غلط، و سال 1188ق صحیح است]. پدرانش عموما اهل فضل و کمال بودند، و فرزندش میرزا سیّدعلی نوّاب نیز از علماء و دانشمندان است. [آذر در این بیت، مادّه تاریخ فوت او را آورده است:
چون شمار سال تاریخش ز آذر خواستم زد رقم: «مونس بود با احمد احمد در بهشت[2]]
[دیوان اشعار او در کتابخانه آستانه حضرت معصومه (س) در قم وجود دارد[3]].
از اشعار او است:
به یک کرشمه زلیخاوش دل ما را چنان ربود که یوسف دل ما را
احمد اصفهانی
احمد بن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانی، از محدّثین اصفهان در اوایل قرن چهارم هجری است. از محمّد بن یوسف بنّا روایت نموده، و نواده اش حافظ ابونُعیم اصفهانی از او نقل حدیث می کند.[4]
[1]مجمع الفصحاء، ج6، صص1035 1036.
[2]تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص679 681.
[3]فهرست آستانه حضرت معصومه (س)، ج2، ص313؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص231 232؛ تذکره انجمن خاقان، صص663 664 و نیز رجوع کنید به: الذّریعه، ج9، ص1240؛ مکارم الآثار، ج1621 1623؛ الکنی و الالقاب، ج3، ص276؛ ریحانه الادب، ج6، صص274 275.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص221.
دکتر احمد فشارکی
دکتر احمد فشارکی فرزند حاج میرزا اسداللّه، از طرف مادر، نواده ملاّعلی اکبر فشارکی فرزند ملاّمحمّدجعفر می باشد. در سال 1337 قمری متولّد شد. تحصیلات خویش را در رشته پزشکی در دانشکده پزشکی تهران به پایان رسانید، و از اوّل تأسیس آموزشگاه عالی پزشکی و دانشکده پزشکی به عنوان دانشیار، و اخیرا استاد مشغول انجام وظیفه است. طبیبی است حاذق، و در فنّ طبابت ماهر. مردی خلیق و مهربان و متدیّن و پاک روان است.
برخی از تألیفات و آثار او در رشته پزشکی به طبع رسیده است. [وی پس از تأسیس دانشکده پزشکی اصفهان، ریاست آزمایشگاه فیزیولوژی آن را برعهده داشته، و در این دانشکده به تدریس پرداخته، و به مقام استادی نائل آمده است. وی مدّتی معاونت دانشکده پزشکی و سپس ریاست اداره کلّ دبیرخانه دانشگاه اصفهان را برعهده داشته است.
این کتاب ها از تألیفات و ترجمه های ایشان است: 1. فیزیولوژی سلسله اعصاب 2. فیزیولوژی تیرویید 3. فیزیولوژی هیپوفیز 4. مطالعه درباره تغییرات همودینامیک و الکتریک در موارد کولالبوس بیماران قلبی (به زبان فرانسه) 5. فیزیولوژی سلسله اعصاب.[1]]
احمد انصاری
احمد بن اسماعیل بن مثلم انصاری اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از ابی هانی اسماعیل بن خلیفه قاضی مصاحب ثوری روایت می کند، و محمّد بن یحیی بن منده از او نقل حدیث می نماید.[2]
احمد عابد
احمد بن اسماعیل بن یوسف عابد اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از شیخ ابومسعود احمد بن فرات رازی روایت می کند، و سلیمان بن احمد و حسن بن محمّد بن دکه از او نقل حدیث می کنند.[3]
احمد اصفهانی
ابوبکر احمد بن اشکیب بن محمّد اصفهانی، از محدّثین چهارم هجری است. او از عبید بن حسن و اباطالب بن سواده روایت نموده است. احمد در محرّم سال 332ق در بازگشت از نیشابور وفات یافته است.[4]
احمد خان بیگ کامل اصفهانی*
احمد خان بیگ اصفهانی متخلّص به «کامل» فرزند افضل، شاعر ادیب، به همراه پدر به هندوستان رفته، به ملازمت اورنگ زیب عالمگیر پادشاه هند درآمده، منصب امیری یافته، سرانجام در سال 1082 در شهر «تهانیسر» هند وفات یافته است.
از او است:
غم زِ هَر دل سفری شد سوی من می آید چون غریبی که ز غربت به وطن می آید[5]
دکتر سیّداحمد ابطحی
دکتر حاج سیّداحمد ابطحی سدهی فرزند حاج میرمحمّدباقر از پزشکان حاذق و متدیّن معاصر، در سال 1340ق متولّد شد، و در اصفهان و تهران تحصیلات خود را انجام داد، و به اخذ درجه دکترا نائل شد، سپس به اصفهان بازگشت، و به معالجه بیماران و رسیدگی به حال ضعفاء و مستمندان پرداخت.
وی در عصر روز چهارشنبه 19 رمضان المبارک 1409ق در اثر ابتلاء به سکته، وفات یافت، و در قبرستان باغ رضوان مدفون گردید.[6]
میرزا احمد خان مشیر فاطمی
حاج میرزا احمد خان مشیر فاطمی فرزند میرزا محمّدباقر خان مشیرالملک بن میرزا
[1]راهنمای دانشکده پزشکی و داروسازی اصفهان، ص58؛ اطّلاعات شخصی مؤلّف.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص80.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص126 و 87؛ احقاق الحق، ج16، ص567.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص149.
[5]کاروان هند، ج2، ص1129.
[6]مزارات اصفهان، ص117.
علی محمّدخان طباطبایی نایینی، عالم فاضل از مشایخ و بزرگان شیخیّه اصفهان بود، تولّدش در سال 1315ق، و وفاتش در 13 رمضان 1383ق اتّفاق افتاد.[1]
سیّداحمد روضاتی
حاج سیّداحمد بن سیّدمحمّدباقر بن سیّدجلال الدّین بن میرزا مسیح بن میرزا محمّدباقر موسوی چهارسوقی «صاحب روضات». عالم فاضل فقیه محقّق، در 7 رجب 1347ق در اصفهان متولّد [شد]، و تحصیلات مقدّماتی خود را در اصفهان نزد شیخ محمّدحسین مشکینی، سیّدمحمّدباقر ابطحی، میرزا علی آقا شیرازی، میرزا علی هسته ای، حاج آقا رحیم ارباب و سیّدمصطفی بهشتی نژاد انجام داد.
[سپس] به قم عزیمت نمود، و نزد آیات عظام: سیّدمحمّدتقی خوانساری، سیّدمحمّد حجّت، صدرالدّین صدر، سیّداحمد خوانساری، شیخ مرتضی حائری، سید حسین طباطبائی بروجردی و سید شهاب الدین مرعشی نجفی به کسب علم پرداخت، و به درجه اجتهاد نائل گردید، و از اساتید خود و بسیاری از علمای عالی قدر شیعه، موفّق به اخذ اجازه روایت و اجتهاد گردید. سپس به اصفهان آمد، و به تدریس و تألیف و ارشاد مردم، و اقامه نماز در مسجد شیخ بهایی و مسجد الیادران پرداخت. پس از مدّتی در تهران ساکن شد، و به وظایف شرعی اقدام نمود.
ایشان سرانجام در سال 1422ق (1380ش) وفات یافت، و در قبرستان باغ رضوان مدفون گردید.
ایشان تألیفات بسیاری از خود به جا نهاد، ازجمله کتاب های چاپ شده:
1. المستدرکات علی روضات الجنّات 2. ماجرای ریش و سبیل، ردّ بر دکتر صفوی 3. گروه گمراهان بابی و بهایی 4. میزان الانساب 5. النّهریه شامل چهار رساله فقهی 6. حواشی زواهر الجواهر در اخلاق 7. گفت وگوی یک دانشمند شیعی با یک عالم سنّی 8. فوائد منطقی یا شرح کبری 9. شرح مبسوط بر رسائل مرحوم شیخ انصاری که به ضمیمه رسائل، چاپ سنگی شده 10. مقدّمه بر حاشیه شیخ جواد طارمی بر قوانین الاصول، چاپ
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص363.
سنگی شده 11. مقدّمه مبسوط بر کتاب سفینه البحار، چاپ افست در تهران 12. فلسفه روزه یا بهترین روش تهذیب اخلاق در اسلام 13. مقدّمه کتاب مناهج المعارف 14. نداء الشّیعه فی حیاه الزّهراء 15. تحقیق نفحات الرّوضات 16. طبقات الاجازات 17. علماء الاسره.
تألیفات چاپ نشده:
18. تقریرات درس فقه آیت اللّه بروجردی 19. السّبیل المسلوک فی اللّباس المشکوک 20. مغانم الاصول فی شرح معالم الاصول 21. سیر علم الاصول فی مختلف العصور 22. موقط الاعلام فی تراجم الاسره و الاقوام، در سه جلد 23. محاسن الاجازات فی سلسله الرّوایات 24. سیره صاحب الرّوضات و حیاته العلمی 25. حواشی بر کتب درسی متفرّق 26. حواشی بر کتب رجالیّه 27. مناظرات مذهبی، رد بر سنّیان، ج2 و 3 مخطوط 28. صوفی بازی، در دو جلد 29. پاسخ پرسش ها، سه جلد 30. فرهنگ منظوم یا شرح نصاب 31. الفوائد الثّمینه.[1]
میرزا احمد چهارسوقی
آقامیرزا احمد چهارسوقی فرزند آقامیرزا محمّدباقر صاحب روضات، عالم فاضل زاهد، در 21 ربیع الثّانی 1263ق در اصفهان متولّد شد، و نزد علمای اصفهان، ازجمله پدر بزرگوار خود و عموی دانشمندش آقامیرزا محمّدهاشم چهارسوقی تحصیل نمود، و دخترعموی خود را به زوجیّت خویش برگزید، و به نجف اشرف مهاجرت نمود.
وی در آن جا به تکمیل تحصیلات خود کوشید تا فقیهی جامع گردید، و باقی عمر را به عبادت و ریاضت گذراند تا این که در چهارشنبه 15 رمضان المبارک 1341ق وفات یافت، و در وادی السّلام نجف در جوار مرقد عمّ بزرگوار خود مدفون گردید. صاحب عنوان، آثار و تألیفاتی داشته که از آن جمله است:
1. حاشیه بر شرایع 2. حاشیه بر شرح لمعه 3. کتابی در ادعیه.
ایشان خطّ خوشی داشته، و کتب خود را به خطّ زیبای خویش کتابت نموده، و یک جلد
[1]الذّریعه، ج16، ص329 و ج20، ص123؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، صص397 398؛ مستدرک فهرس التّراث، صص236 237؛ گنجینه دانشمندان، ج4، ص471؛ مصفّی المقال، ص64؛ فلسفه روزه، صفحه پشت جلد؛ یادداشت های آقای رحیم قاسمی (وفیات علمای معاصر اصفهان)، نسخه خطّی.
قرآن مجید نیز با خطّی نیکو نوشته است.[1]
دکتر سیّداحمد تویسرکانی*
دکتر حاج سیّداحمد تویسرکانی فرزند عالم فاضل جلیل، حاج سیّدمحمّدباقر تویسرکانی در سال 1314ش در اصفهان متولّد شد، و تحصیلات حوزوی را نزد پدر خود آغاز نمود. سپس نزد مدرّسین عالی قدر حوزه علمیّه اصفهان، همچون سید احمد مقدّس، شیخ محمّدعلی عالم حبیب آبادی، شیخ حیدر علی صلواتی، شیخ عبّاسعلی ادیب حبیب آبادی، ملاّهاشم جنّتی، شیخ علی قدیری، حاج میرزا رضا کلباسی، شیخ محمود مفید، شیخ مرتضی اردکانی، حاج شیخ محمّدحسن عالم نجف آبادی، حاج شیخ احمد فیّاض و حاج میرسیّدعلی علاّمه فانی به تحصیل پرداخت، و در تهران نیز نزد استاد جواد مصلح که استاد دانشگاه نیز بود، به فراگیری علوم اسلامی مشغول شد.
ایشان از سال 1333 تا 1341 در دانشکده معقول و منقول دانشگاه تهران به تحصیل مشغول شد. ابتدا در رشته معقول و منقول، لیسانس و سپس دکترا دریافت نمود.
ایشان سال ها در دانشگاه های اصفهان، آزاد خوراسگان، آزاد نجف آباد و دانشگاه صنعتی اصفهان به تدریس فلسفه، کلام، فقه، اصول و ادبیّات جهت دانشجویان مشغول بوده است.
دکتر تویسرکانی از دانشمندان عالی قدر معاصر است، و تلاش ارزنده ای جهت تصحیح و احیای متون و انتشار آن ها انجام داده است. برخی از آثار ایشان عبارت است از:
1. الرّسائل المختاره، شامل چند رساله از ملاّجلال الدّین دوانی که به همراه رساله امانت الهیّه میرداماد توسّط ایشان تصحیح شده، و به چاپ رسیده است 2. سبع رسائل، شامل معرّفی حواشی و شروح بر تجریدالاعتقاد خواجه نصیرالدّین طوسی و شرح ابطال الزّمان الموهوم تألیف ملاّاسماعیل خواجویی، به همراه پنج رساله از تألیفات ملاّجلال الدّین دوانی: اثبات الواجب القدیم، اثبات واجب الجدید، الزّوراء و دو شرح مختصر و مفصّل از خود دوانی که تصحیح شده، و به چاپ رسیده است. 3. تصحیح رساله غنا تألیف میرزا عبدالغفّار تویسرکانی که ضمن کتاب الرّسائل فی الغناء در قم به چاپ رسیده است. 4. ثلاث رسائل که شامل سه رساله از ملاّ جلال دوانی: تفسیر سوره کافرون، شرح هیاکل النّور سهروردی و شرح بر انموذج العلوم که تصحیح و به چاپ رسیده است 5. رساله وقف تألیف حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی
[1]احسن الودیعه، ج1، ص40؛ نقباء البشر، ج1، صص91 92؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص234 235؛ مکارم الآثار، ج5، صص1705 1706؛ اعیان الشّیعه، ج9، ص211.
از او مقالات متعدّدی نیز در نشریات علمی به چاپ رسیده است.[1]
سیّداحمد نوربخش دهکردی
حاج سیّداحمد نوربخش دهکردی ملقّب به «رحمت علی شاه حقّانی» فرزند سیّد محمّدباقر، عارف سالک و ادیب شاعر، در حدود سال 1285ق در دهکرد [شهرکرد فعلی[ متولّد [شد]، و جهت تحصیل به اصفهان آمد، و خدمت آخوند ملاّمحمّدحسین دهکردی دایی خود و آقاسیّدابوالقاسم دهکردی برادر خود، و آقامیرزا محمّدحسن نجفی و آخوند ملاّمحمّد کاشانی تحصیل نمود، سپس به نجف اشرف رفت، و از درس علمای اعلام آن جا به خصوص آخوند خراسانی بهره گرفت.
وی پس از بازگشت به ایران به تصوّف میل پیدا کرد، و در سلک فقرای خاکساریّه درآمد، و خرقه پوشید، و اذنِ هدایت یافت، و در محلّه درکوشک اصفهان خانقاهی ساخت، و در آن ساکن شد، و به ارشاد و دستگیری مریدان خود پرداخت. بسیاری از اهالی اصفهان و چهارمحال از مریدان او بودند.
وی در سال 1325ق روزنامه نامه حقیقت را در اصفهان منتشر ساخت، و بالاخره در 12 جمادی الاوّل 1339ق وفات یافت، و در خانقاه خود مدفون شد، و قبل از وفات، خواهرزاده خود حاج آقا رحیم دهکردی منوّرعلی شاه را به جانشینی خود انتخاب کرد.
این کتاب ها از او است:
1. آغاز حقیقت [2. برهان نامه حقیقت، که در سال 1336ق در اصفهان چاپ سنگی شده [3. رشحات رحمت 4. منطق الطّیر در شرح هفت وادی 5. مثنوی در شرح سؤال کمیل از حضرت امیر علیه السلام در معنی حقیقت 6. مثنوی در شرح آیه نور.
در شعر، «حقیقت» تخلّص داشت، و این شعر از او است:
[1]فصل نامه وقف میراث جاویدان، پاییز و زمستان 1376، ص48، مصاحبه با دکتر تویسرکانی توسّط غلام رضا نصراللّهی در مهرماه 1385.
به ملک فقر چرا کوس سلطنت نزنم؟ که آفتاب فلک گوشه کلاه من است
خطت دمیده و «حقیقت» به سوز دل می گفت: سیاهی رخ دلبر، ز سوز آه من است[1]
احمد اصفهانی
احمد بن بسطام، از محدّثین اصفهان است. وی به همراه برادرش ابراهیم در بصره ساکن شده است.[2]
احمد اصفهانی
احمد بن بِشر بن فاخر اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از مسعود روایت می کند، و محمّد بن ابراهیم بن علی از او نقل حدیث نموده است.[3]
احمد
احمد بن بشرویه، از محدّثین اصفهان است. مافرّوخی در کتاب محاسن اصفهان از او نام برده است.[4]
احمد شعّار
ابوعبداللّه احمد بن بُندار بن اسحاق اصفهانی معروف به شعّار، از محدّثین قرن چهارم هجری. حافظ ابونُعیم درباره او گوید: «ثقهٌ ظاهریّ المذهب» و در مرآه الجنان گوید: مسند اصفهان معروف به سفار [ظاهرا سفار، تحریف شده شعار است]. وی از ابن
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص176 177؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص232 233؛ تاریخ جراید و مجلاّت ایران، ج4، صص268 271؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص489؛ دیوان طرب، ص245؛ مقالات الحنفاء، ص118.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص186.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص167.
[4]محاسن اصفهان، ص31.