از او است:
ز برقی خرمن افلاک گردد تلّ خاکستر ز سوز سینه عاشق اگر فریاد برخیزد
فلک را عاقبت ترسم به دل این آرزوماند که از کوی نکورویان یکی دلشاد برخیزد
به هر شاخی که بنشیند گل معنی به بار آرد غبار تربت «جنّت» اگر از باد برخیزد[1]
احمد قطّان
احمد بن جعفر حافی صوفی قطّان، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. وی از احمد بن عصام روایت می نماید، و ابوبکر محمّد بن ابراهیم از او نقل حدیث نموده است.[2]فایده لغوی: قطّان بر وزن عطّار، به معنی پنبه فروش است.
احمد خشّاب
ابوالعبّاس احمد بن جعفر خشّاب، از محدّثین اصفهان است. او از محمّد بن عاصم روایت می کند، و سُریجانی از او نقل حدیث می نماید.[3]
احمد فقیه
احمد بن جعفر فقیه، از محدّثین اصفهان است. مافروّخی او را در شمار دانشمندان متقدّم بر عصر خویش آورده است.[4]
[1]دیوان جنّت اصفهانی، صص1 5؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص145؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص235 236؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص64.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص141.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص168.
[4]محاسن اصفهان، ص29.
احمد یزدی
ابوبکر احمد بن جعفر یزدی از محدّثین قرن پنجم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و از احمد بن محمّد بن موسی ملحمی روایت کرده است، خطیب بغدادی مؤلّف تاریخ بغداد از او روایت می کند.[1]
1004
حافظ احمد اصفهانی
احمد بن جمال الدّین حافظ اصفهانی از فضلاء و نویسندگان قرن دهم هجری است. از آثارش کتابت نسخه ای است از لباب الاخبار فی احادیث النّبویه تألیف محمّد بن محمود که آن را در یکم جمادی الاوّل سال 910ق به خطّ نسخ نوشته است.
نسخه، ضمن مجموعه شماره 2398 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[2]
شیخ احمد بیدآبادی
آقا شیخ احمد بیدآبادی فرزند حاج محمّدجواد حسین آبادی، عالم عامل فقیه زاهد. در حدود سال 1278ق (و یا 1279) در اصفهان متولّد شد، و در کودکی به تحصیل مشغول گشت، و از محضر درس علمای اصفهان بهره گرفت، و قبل از رسیدن به بلوغ، به اجتهاد نائل آمد، و از شش تن از اساتید خود، از جمله آقامیرزا محمّدباقر صاحب روضات و برادرش میرزا محمّدهاشم چهارسوقی کسب اجازه نمود. او قریب به پنجاه سال در محلّه بیدآباد اصفهان به اقامه جماعت، و هدایت و ارشاد مردم پرداخت، و در مدرسه میرزا مهدی تدریس نمود و با مواعظ شافیه خود مردم را مستفیض می نمود. حاج شیخ احمد در چند خصلت در بین معاصرین خود ممتاز بود:
اوّل: در حافظه و ذکاء، اعجوبه دهر بود، و ادعیه مطولّه را در قنوت نوافل، قرائت می نمود. دوم: در فروغ فقیهیّه، به طور کامل مسلّط بود. سوم: در اخلاص و اردات به خانوده عصمت و طهارت،اهتمام بسیار داشت. چهارم: در فتوّت و جوان مدری و فرزانگی، آیت
[1]احقاق الحق، ج5، ص185.
[2]فهرست مرکزی دانشگاه تهران، ج9، ص999.
روزگار خود بود. این عالم جلیل القدر در چهارشنبه قبل از ظهر 21 جمادی الاوّل 1357ق وفات یافته، در بقعه تکیه بروجردی مدفون شد. میرزا عبدالجواد خطیب در رثای او شعری سروده که مادّه تاریخ آن چنین است:
«خطیب» آه از دل بر آورد و گفت: «بمعراج قرب احد رفت احمد»[1]
احمد مستوفی اصفهانی*
عزیزالدّین احمد بن حامد بن محمّد اصفهانی معروف به عزیزالدّین مستوفی، ادیب دانشمند، از کارگزاران دولت سلجوقی. وی از دولتمردان متنفّذ دولت سلجوقی بود، و به همراه ابوالقاسم درگزینی، علیه شمس الملک فرزند خواجه نظام الملک نزد پادشاه سعایت کرد، و موجبات قتل او را در سال 517ق فراهم ساخت. وی ابتدا مستوفی سلطان محمود سلجوقی بوده، و سپس خزانه دار و وزیر فرزندان سلطان شد. سلطان، درگزینی را عزل [کرد]، و انوشیروان کاشانی به وزارت برداشت. درگزینی پس از مدّتی با پرداخت وجهی کلان، وزارت را از سلطان محمود خرید، و پس از رسیدن به وزارت، شاه را به برکناری و حبس عزیزالدّین وادار ساخت. عزیزالدّین ابتدا در بغداد، و سپس در قلعه تکریت محبوس شد، درگزینی سرانجام فرمان قتل او را گرفت، و مجاهدالدّین بهروز شحنه بغداد، فرمان قتل او را اجراء کرد، در سال 527ق عزیزالدّین در قلعه تکریت کشته شد. وی طبع شعر نیز داشته، این رباعی از او است:
امروز دگرباره چنان آمده ای گویی ز بهشت جاودان آمده ای
رخشنده چو ماه آسمان آمده ای از خلد مگر در این زمان آمده ای[2]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص82-83؛ خلد برین یا تاریخ گویندگان اسلام، ج1 ، صص 135- 138؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص 237- 238؛ نقباء البشر، ج1، صص 92-93؛ استاد زاده، صص 25-30؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86.
[2]وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی، ص269؛ لغت نامه دهخدا ذیل «احمد»، ص1148؛ مجمع الفصحاء، ج2، ص868؛ نزهه المجالس، صص84 و 258.
احمد اصفهانی
شیخ احمد بن حسن اصفهانی، از فضلاء و نویسندگان قرن دهم هجری. از آثارش کتابت نسخه ای است از کتاب سی فصل تألیف خواجه نصیرالدّین طوسی که آن را در سال 918 در شماخی به خطّ نستعلیق نوشته است.
وی در همان سال و همان محل (یعنی سال 918 در شماخی) شرح سی فصل را نیز نوشته است. این دو اثر به شماره های 1/1082 و 1/1083 در کتابخانه جامع گوهرشاد در مشهد مقدّس وجود دارد.[1]
احمد انصاری
میرزا احمد خان نصرالسّلطان فرزند حاج میرزا حسن خان جابری انصاری فرزند حاج میرزا علی، متوفّی 15 شهر رجب 1386ق مدفون در تکیه بابارکن الدّین در تخت فولاد اصفهان.[2]
احمد آذینی
احمد بن حسن بن آذینویه (آذینوه) اصفهانی از محدّثین اصفهان در قرن سوم و چهارم هجری است. وی در نصیبین ساکن بوده، و از احمد بن عیسی بن زید لخمی خشاب تنیسی و اسحاق بن سیّار روایت می کند، و ابراهیم بن محمّد بن حمزه اصفهانی از او نقل حدیث می نماید.[3]
احمد سُسّویه
ابوالعبّاس احمد بن حسن بن ابی عبداللّه بن سُسّویه، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است.
[1]فهرست گوهرشاد صص138 139.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، صص73 74.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص130؛ الانساب، ج1، صص73 74؛ اللّباب، ج1، ص19، مقتبس الاثر، ج2، ص206؛ دانشنامه ایران و اسلام، ج1، ص70؛ فرهنگ نامه پارسی، ج1، ص98.
وی از محمّد بن اسماعیل صائغ روایت می کند، و احمد بن عبدالرّحمان بن محمّد حفصی ذکوانی از او نقل حدیث می نماید.[1]
احمد ماندکانی اصفهانی
ابو نصر احمد بن حسن بن احمد بن عبدالرّحمان ماندکانی اصفهانی معروف به «قاضی اللّیل» از محدّثین اصفهان بوده، و در شعبان 475ق وفات یافته است.
ماندکان یکی از روستاهای اصفهان است.[2]
احمد نقّاش
ابوالحسن احمد نقّاش بن حسن بن ایّوب بن هارون، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. حافظ ابونُعیم اصفهانی گوید: ثقه، صاحب اصول و کثیرالحدیث است. در روز جمعه در مسجد جامع به مدرس او حاضر شدم که در حظیره ابی بکر بن عبدالوهاب بوده؛ ولی چیزی از او استماع ننمودم. احمد نقّاش از عمران بن عبدالرّحیم، عبداللّه بن محمّد بن سلام و محمّد بن احمد بن بردء روایت می کند، و محمّد بن ابراهیم بن علی از وی نقل حدیث نموده است. فوتش در ذی حجّه سال 345ق اتّفاق افتاده است.[3]
احمد تیمی واذاری
ابومسعود احمد بن حسن تیمی واذاری بن جهم بن حبله بن مصقله از محدّثین اصفهان در اوایل قرن چهارم هجری است. در کوفه حدیث می گفته است. از پدرش و اُسید بن عاصم روایت می کند.[4]] پدرش از اهالی قریه واذار در حومه شهر اصفهان بوده است].
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص146.
[2]معجم البلدان.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص1535.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص145؛ الانساب، ج5، ص559.
احمد ابهری
ابوشکر احمد بن حسن بن فادار ابهری اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. اصلاً از «ابهر» جی اصفهان بوده، و از احمد بن محمّد بن مرزبان ابهری حدیث نقل کرده، و در شعبان 455ق وفات یافته است.[1]
احمد قاری
ابوالعبّاس احمد بن حسن بن محمّد بن حسن قاری، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است. ابوالمعالی هبه اللّه بن علیّ بن ابراهیم شیرازی در اصفهان از وی حدیث شنیده است.[2]
احمد دارکی
ابوبکر احمد بن حسن بن محمّد بن حسن بن زیاد دارکی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. وی از ابوحاتم و محدّثان عراق و ری روایت می کند، و محمّد بن احمد بن محمّد بن جشنس از او نقل حدیث می نماید.[3]
احمد هیسانی
ابوبکر احمد بن ابوعلی حسن بن محمّد بن همزه هیسانی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری. وی از اُسید بن عاصم، احمد بن مهدی و عبداللّه بن محمّد بن سنان روایت می کند، و ابواسحاق ابراهیم بن محمّد بن حمزه، حسن بن اسحاق بن ابراهیم و علیّ بن محمود از وی نقل حدیث می کنند.[4]
[1]معجم البلدان، ج1، ص84.
[2]التّحبیر، ج2، ص361.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص136.
[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص144.
سیّداحمدبهشتی
حاج سیّداحمد بهشتی فرزند سیّدحسن، علام فاضل پارسا، مرد وارسته و زاهدی بود. گاهی منبر می رفت، و مردم را موعظه می فرمود. نماز جماعت را در مسجد سر جوی شاه اقامه می نمود. در 29 جمادی الاوّل 1362ق وفات یافت، و در تخت فولاد، نزدیک مصلّی مدفون شد پس از آن، تکیه ای ساخته شد که به تکیه زرگرها معروف شد.
ملاّاحمد بیان الواعظین
حاج ملاّاحمد بیان الواعظین فرزند حاج ملاّحسن ادهم واعظ اصفهانی بن آقا محمّدجواد بن آقا محمّدهادی بن احمد بن ملاّادهم بن آقا محمّدرضی قزوینی، عالم فاضل، واعظ کامل، در سوم صفر 1314ق در محلّه بیدآباد اصفهان متولّد گردیده[1]، و نزد علمای این شهر، همچون حاج ابوالقاسم زفره ای معروف به «حاج آخوند»، شیخ محمّدتقی آقانجفی و آقا شیخ احمد حسین آبادی به تحصیل پرداخته است. سپس او به مطالعه و تحقیق و تألیف کتاب روی آورد، و جهت ارشاد و هدایت مردم منبر رفته، و با مواعظ خود شنوندگان را مستفیض می نمود. الحق، واعظی شیرین بیان و طلیق اللّسان بود. وی سرانجام در شب یک شنبه 21 ربیع الاوّل 1371ق وفات یافت، و در صحن تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون شد.[2]کتب زیر از تألیفات او است: 1. اصل الکلام، در کلام 2. جوهر مقصود در اثبات رجعت موعود 3. خلد برین، در احوال خطباء و واعظین، در ده مجلّد که جلد اوّل آن به طبع رسیده است 4. دیوان اشعار 5. ران ملخ، دو جلد، در تاریخ احوال خمسه طیبّه علیهم السلام 6. ضیاء النّحو، در امّهات مسائل نحویّه (تقریرات درس مرحوم زفره ای) 7. النّوادر و المتفرقات و غیره.[3]
[1]خلد برین یا تاریخ گویندگان اسلام، ج1، ص230.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص241 242؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86.
[3]مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص369؛ نقباء البشر، ج1، صص460 461؛ الذّریعه، ج10، ص194.
میرزا احمد ملاّباشی
حاج میرزا احمد ملاّباشی بن میرزا محمّدحسن منجّم باشی بن میرزا محمّدعلیّ بن حاج میرزا عبداللّه حسینی تفرشی اصفهانی، عالم فاضل ادیب فقیه و منجّم، در اصفهان، مصدر امور شرعیّه و عرفیّه بوده، و در نزد جمعی از بزرگان از فحول علماء، همچون آقامیرزا ابوالمعالی کلباسی و پدرش میرزا محمّدحسن تلمّذ نموده، و به افتخار مصاهرت میرزا ابوالمعالی نائل آمده [است]. وی سرانجام در روز پنج شنبه 11 ربیع الثّانی 1331ق در اصفهان وفات یافت، و در داخل بقعه مرحوم آقامیرزا ابوالمعالی در تخت فولاد مدفون گردید، سپس به اعتاب مقدّسه حمل گردید. از آثار او دفتر تقویم است. هم چنین ساختمان بقعه تکیه آقامیرزا ابوالمعالی در تخت فولاد نیز به همّت ایشان صورت گرفته است.[1]
میرزا احمد محیی
میرزا احمد خان محیی فرزند میرزا حسن جرّاح، طبیب ماهر. وی در دارالفنون تحصیل کرد، و سال ها در بیمارستان انگلیسی ها مشغول خدمت بود، سپس خود در محلّه نو چهارسوق شیرازی ها بیمارستان تأسیس نمود که به بیمارستان احمدیّه شهرت یافت. وی طبیبی حاذق و خلیق بود. طبّ قدیم را نیز نزد پدر آموخته بود، و به گرمی و ملاطفت و مهربانی از بیماران دلجویی می کرد. او بیش از چهل سال در اصفهان به طبابت مشغول بود، و سرانجام در ماه صفر سال 1371ق وفات یافت، و در اتاق تکیه سادات میرمحمّدصادقیها در تخت فولاد مدفون گردید. اتاق مزبور و تکیه و حیاط تکیه اختصاصی مرحوم دکتر محیی را در سال های اخیر خراب کردند، و جزو تکیه شهداء نمودند.[2]
[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص43؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص218 219؛ بیان المفاخر، ج2، صص174 175؛ چهل سال تاریخ ایران یا الماثر و الآثار، ج1، ص284؛ خاندان کلباسی، ص163؛ الذّریعه، ج8، ص216.
[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص214 و اطّلاعات شخصی نویسنده.