بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 411

را در سال 1214ق به خطّ نسخ کتابت نموده است.[1]

میرزا احمد خوانساری

حاج میرزا احمد خوانساری معروف به «میرزا منظور» فرزند ملاّمحمّدرضا، عالم فاضل و واعظ کثیرالتّألیف. وی در حدود سال 1323ق وفات یافت، و در تکیه مادر شاه زاده مدفون گردید، کتب زیادی در احادیث و اخبار و مصائب تألیف نموده، و برخی از آن ها را به طبع رسانده است که از آن جمله است: 1. بشری للزّائرین 2. تبصره النّاظرین 3. تذکره المتّقین 4. تبصره الرّایین، مجموعه قصاید و غزلیّات 5. خلاصه المقاصد فی تاریخ الاماجد 6. ذکری للذّاکرین 7. زبده النّوائب المصائب 8. زبده المصائب، مطبوع 9. عمده المصائب، مطبوع 10. عنوان الرّزیه فی بیان القضیّه من ذریّه النّبویّه 11. فلاح الامامه فی تاریخ ثامن الائمّه 12. فصلین یا بهار و خزان 13. کتابی در اسامی اولاد حضرت زهرا سلام اللّه علیها 14. کتابی در مواعظ 15. مصباح الامّه فی تاریخ امّ الائمّه 16. مخزن الاسرار و مجمع الاشعار 17. منظور الائمّه در ترجمه مجلّد دهم بحارالانوار در چهار جلد (که عبارت از شماره های 11، 13، 15 و 18 می باشد) 18. مفتاح الغمّه در تاریخ الائمّه 19. یومیّه که وقایع الایّام است، و غیره. این شعر از او است:

منکر حسن خدا تو گویی کور است زان که از پرتو روی تو جهان پرنور است

چشم خفّاش گرت فاش نبیند چه کند؟ که وی از ظلمت چشم و دل خود مستور است

هستی دوست، خودش شاهد بر هستی اوست مهر و امهر دلیل و مثلی مشهور است[2]

[1]فهرست مجلس، ج10، جزء چهارم، ص1751.

[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص77 78؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص242 243؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص93؛ تذکره شعرای خوانسار، صص177 175؛ دانشمندان خوانسار، صص233 231.


صفحه 412

احمد صدیق السّلطان

احمد (زمان خان) فرزند حاج میرزا رضا صدیق السّلطان تهرانی، خزانه دار ناصرالدّین شاه و مظفّرالدّین شاه.

وی در 15 رجب 1328ق در اصفهان متولّد شده، و در این شهر تحصیل کرده است. از فقرای سلسله نعمت اللّهی گنابادی است، گاهی شعر می سراید.[1]

احمد صدیق السّلطان

احمد (زمان خان) فرزند حاج میرزا رضا صدیق السّلطان تهرانی، خزانه دار ناصر الدّین شاه و مظفّر الدّین شاه.

وی در 15 رجب 1328ق در اصقهان متولّد شده، و در این شهر تحصیل کرده است. از فقرای سلسله نعمت اللهی گنابادی است، گاهی شعر می سراید.[2]

احمد هنرمند*

استاد احمد هنرمند فرزند محمّدرضا، از موسیقی دانان اصفهان در عصر حاضر است.

در سال 1313ش در اصفهان متولّد شد. او زیر نظر استاد جلال تاج، استاد حسین یاوری و دیگران پرورش یافت. ایشان با اکثر گوشه ها و ردیف های آوازی به خوبی آشنا است، و علاوه بر نوازندگی نی، به آواز نیز علاقه مند است. در حال حاضر، با گروه ارکستر هنرستان موسیقی اصفهان همکاری دارد. علاوه بر موسیقی، در رشته های ورزشی مانند فوتبال، هندبال و بسکتبال فعّالیت داشته، و مدّتی نیز مربّی بوده است.[3]

احمد اصفهانی

ابوعبداللّه احمد بن رطبه اصفهانی، از محدّثین اصفهان است، و از محمّد بن عمرو بن واقدی روایت می کند.[4]

احمد مدینی

احمد بن زبیر بن هارون مدینی، از محدّثین اصفهان، و از اهالی مدینه (شهرستان) اصفهان در قرن سوم هجری است، از همام بن محمّد بن نعمان روایت می کند، و محمّد بن عبدالرّحمان بن مَخلد از وی نقل حدیث می نماید.[5]

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص25.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ج25.

[3]چهره افروختگان خطّه زنده رود، ص148.

[4]احقاق الحق، ج8، بخش 1، ص451؛ مناقب خوارزمی، ص123.

[5]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص148.


صفحه 413

احمد زیرک زاده

مهندس احمد زیرک زاده فرزند حاج میرزا زیرک دهکردی اصفهانی، از سیاستمداران معاصر در سال 1286ش متولّد شد، و در اصفهان و تهران به تحصیل پرداخت. او جزء اوّلین دوره دانشجویان ایرانی اعزام شده به اروپا بود. او پس از فارغ التّحصیلی از یکی از دانشگاه های فرانسه به ایران آمد، و پس از تأسیس دانشگاه تهران، به تدریس در آن جا پرداخت. در جریان مبارزات ملّی شدن صنعت نفت، شرکت فعّال داشت، و از طرفداران دکتر مصدّق به شمار می رفت. او ازجمله مؤسّسین حزب ایران بود.

سیّداحمد علوی عاملی

نظام الدّین احمد بن سیّدزین العابدین میرعبداللّه بن میرمحمّد بن میرصالح علوی عاملی. عالم فاضل، فقیه متکلّم، حکیم و فیلسوف محقّق. در اواخر قرن دهم هجری متولّد شده، و در اصفهان نزد میرداماد و شیخ بهایی به تحصیل پرداخته، و مفتخر به دریافت اجازه از آنان گردیده است. وی دختر میرداماد را به همسری اختیار کرده، و در شرح و تبیین افکار فلسفی استاد کوشیده تا جایی که در بین مردم و فضلای آن عصر که میانه ای با فلسفه نداشته اند، منزوی بوده است. سال دقیق وفات او معلوم نیست؛ ولی در بین سال های 1054 تا 1060ق وفات او اتّفاق افتاده است. جای دفن او را در تخت فولاد، تکیه آقا سیّدرضی الدّین شیرازی دانسته اند.

وی بیش از پنجاه جلد کتاب و رساله تألیف نموده که از آن جمله است: 1. اظهارالحق و معیارالصّدق، به فارسی، در بیان احوال ابومسلم خراسانی 2. رساله الاغالیظ 3. رساله در بیان اقوال درباره دابّه الارض که از آیات است 4. بیان الحق و تبیان الصّدق 5. تعلیقات جواهر و اعراض تجرید 6. ثقوب الشّهاب 7. حاشیه من لایحضره الفقیه 8. جواب سؤالات خواجه نصیرالدّین طوسی 9. حظیره القدس، مختصر کتاب ریاض القدس 10. حواشی بر کافی 11. روضه المتّقین، حاشیه بر مقصد 5 و 6 تجریدالعقاید خواجه طوسی در بحث امامت و معاد 12. ریاض القدس (= تعلیقه القدسیّه = مصابیح القدس و قنادیل الانس)،


صفحه 414

شرح حاشیه بر تجرید قوشچی و حاشیه محقّق خفری 13. رساله در ردّ ملاّمحمّدامین استرآبادی در باب طهارت خمر، به فارسی 14. سیاده الاشراف 15. شرح اثنی عشریّه شیخ بهایی 16. شرح اشعار اوّل کتاب جذوات میرداماد 17. شرح قبسات، چاپ شده است 18. صواعق الرّحمان در ردّ مذهب یهودان، به فارسی 19. کحل الابصار، در شرح اشارات ابن سینا 20. کشف الحقایق، در شرح تقویم الایمان میرداماد، چاپ شده 21. کلام و فلسفه 22. لطائف غیبیّه، به فارسی، چاپ شده 23. لوامع ربّانی (= اللّوامع الالهیّه) در ردّ شبهات نصرانی، چاپ شده 24. مصقل صفا در ردّ شبهات نصرانی، چاپ شده 25. مصائب النّواصب 26. معارف الالهیّه، در شرح حدیث مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه 27. معراج العارفین، در شرح منهاج السّالکین 28. مفتاح الشّفا و العروه الوثقی، حاشیه بر الهیّات شفا 29. مناهج الاخبار، در شرح استبصار، چاپ شده 30. المنهاج الصّفوی در باب فضائل سادات 31. رساله در بیان نسب معاویه 32. النّفحات اللاهوتیّه فی العثرات البهاییّه 33. رساله در نماز زیارت[1]. [صاحب عنوان، جدّ خاندان میردامادی اصفهان، سِدِه، تهران، نجف آباد و مشهد مقدّس است].

احمد کاتب

ابوالحسن (ابوالحسین) احمد بن سعد کاتب اصفهانی، از ادبای قرن چهارم هجری است. از طرف خلیفه قاهر، مأمور ضبط خراج اصفهان بود. در سال 324 معزول گردید، و در سال 350ق وفات یافت. کتب زیر از تألیفات او است: 1. الاختیار من الرّسائل 2. العلی و

[1]فهرست کتابخانه های اصفهان، ج1، صص177 169؛ لطائف غیبیّه، مقدّمه، صص شش هفده؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص94؛ حکیم استرآباد میرداماد، صص54 و 115؛ تتمیم امل الآمل، صص62 63؛ یادنامه بحرالعلوم میردامادی، صص28 29؛ ریاض العلماء، ج1، ص32؛ جلوه قرآن در خاک تابان، صص8 6؛ امل الآمل، ج1، ص33؛ الذّریعه، ج3، ص179 و ج7، صص26 و 96 و ج1، صص159 160 و ج11، صص91 و 21، صص130 و 333 و ج22، ص243، ج18، صص29 و 366؛ ادبیّات فارسی بر مبنای استوری، ج1، صص180 181؛ مکارم الآثار، ج4، صص1194 1195؛ فواید الرّضویه، ص17؛ خمینی شهر، صص241 244؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص243 244؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص118.


صفحه 415

الثیاب 3. فقر البلغاء 4. کتاب المنطق 5. کتاب الهجاء[1].

احمد اصفهانی

احمد بن سعید اصفهانی، از محدّثین اصفهان است، و از ابراهیم بن زید روایت می کند.[2]

احمد سنبلانی

احمد بن سعید (بن جریر) بن یزید اصفهانی سنبلانی از محدّثین اصفهان در اواخر قرن دوم هجری است. وی از جریر بن عبدالحمید، عبدالرّحمان بن معراء دوسی، ابن حمزه، انس بن عبّاس، ابی البحتری، وهب بن وهب، عبداللّه بن مبارک و عیسی بن خالد و عموی خود ابراهیم بن جریر روایت می کند. محمّد بن احمد بن یزید و عبداللّه بن محمّد بن زکریّا از او نقل حدیث می کنند.[3]

احمد صفّار

ابوسعید احمد بن سعید بن عروه صفّار، از ثقات محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. از اسحاق بن موسی خطمی انصاری، احمد بن عبده و عبدالواحد بن غیاث روایت نموده [است]. سلیمان بن احمد، عبداللّه بن محمّد بن جعفر و عبدالرّحمان بن محمّد بن احمد از او نقل حدیث می کنند. وی در سال 395ق وفات یافته است.[4]

احمد عبدی

احمد بن سفیان بن معاویه عبدی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. از

[1]معجم الادباء، ج1، ص129؛ هدیه العارفین، ج1، ص63؛ لغت نامه دهخدا، شماره 58، ص2723 و ج1، ص421.

[2]میزان الاعتدال، ج1، ص47.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، صص78 و 177.

[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص211.


صفحه 416

ابوالحسن هارون بن سلیمان خرّاز و احمد بن یونس روایت نموده است.[1]

میرزا احمد کفرانی

میرزا احمد بن سلطان محمّد کفرانی رویدشتی اصفهانی، از فضلاء و نویسندگان. از آثار او کتابت نسخه ای از تفسیری است که جهت میرزا رفیع الدّین نامی کتابت نموده است؛ امّا نام مفسّر و نام کتاب، معلوم نیست. نسخه در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[2]

احمد حکیم باشی

میرزا احمد حکیم باشی فرزند حکیم سلمان موسوی جهرمی اصفهانی از اطبّاء و حکماء ماهر قرن یازدهم هجری است. در اصفهان سکونت داشته، و پس از فوت پدر، لقب «حکیم باشی» را از طرف پادشاه صفویّه دریافت نموده است.[3]

احمد

احمد بن سلمه، از محدّثین اصفهان است، و حافظ ابونُعیم اصفهانی او را «شیخ صالح» دانسته است. از صالح بن مهران روایت می کند. جعفر بن احمد بن فارس از وی نقل حدیث می نماید.[4]

احمد عقیلی فابزانی

ابوجعفر احمد بن سلیمان بن یوسف بن صالح بن زیاد بن عبداللّه عقیلی فابزانی، از محدّثین اصفهان است. از اهالی قریه «فابزان» اصفهان بوده که امروزه به آن «خوابجون» می گویند، و محلّه ای در اصفهان است. در سال 301ق وفات یافته است.

از پدرش سلیمان بن یوسف روایت می کند، و احمد بن یعقوب اصفهانی از او حدیث

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص168.

[2]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص205.

[3]دیوان طبیب اصفهانی، ص223.

[4]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص96.


صفحه 417

نقل نموده است.[1]

احمد نهرآبادی

شیخ ابوسعد احمد بن سهل بن ابراهیم نهرآبادی اصفهانی، از دانشمندان قرن هفتم هجری است.

در شدّالآزار گوید: وی عالمی متّقی و فقیهی جامع بود، در اواخر عمر به شیراز مسافرت نمود، و در آن جا در شعبان سال 641ق وفات یافت، و در حظیره شیخ علی کوبانی مدفون گردید.[2]

احمد بُرجی اصفهانی

احمد بن سهل بن محمّد بن عبدالعزیزبن سهل برجی اصفهانی از محدّثان اصفهان و از اهالی قریه «برج» است. از ابی منصور عبدالرّحمان بن عبدالعزیز بن عبداللّه صحّاف اخذ حدیث کرد، و از او روایت می کند.[3]

احمد بن سیاه

احمد بن سیاه دشتی اصفهانی، از مردان نیکوکار اصفهان در قرن سوم هجری است. در محلّه دردشت زندگی می کرد، و از نوادگان او ابومسلم عبدالرّحمان بن محمّد بن دشتی، از محدّثین است. در اصفهان باغی را آباد کرده که تا سال ها به نام باغ احمدسیاه معروف بوده بوده است. در مجمل فصیحی از احمد بن سیاه عامل خراج اصفهان یاد شده که در سال 304ق به دست غلامی کشته شده، و ظاهراً همین صاحب عنوان است.[4]

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص113؛ معجم البلدان، ج4، ص224.

[2]تذکره هزار مزار، ص520.

[3]معجم البلدان، ج1، ص373.

[4]ذکر اخبار اصفهان، ج2، ص119؛ معجم البلدان، ج1، ص502.


صفحه 418

احمد اصفهانی

ابوجعفر احمد بن شاهین بن سَبُخت، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری و کثیرالحدیث بوده، و در سال 286ق فوت شده است.

وی از سلمه، لوین، ابومسعود و ابان بن خصیب روایت می کند، و احمد بن اسحاق از او نقل حدیث می نماید.[1]

ملاّاحمد اصفهانی

ملاّاحمد بن محمّدشفیع اصفهانی، عالم فاضل، مؤلّف رساله در انکار و عنف پس از اعتراف به فارسی. نسخه ضمن مجموعه شماره 245 در کتابخانه آیت للّه گلپایگانی در قم موجود است. رساله نام برده به خطّ علاّمه ادیب فقیه، حاج شیخ عبدالحسین محلاّتی اصفهانی (1270 1323) می باشد. در کتابخانه ملّی تبریز، جُنگی خطّی به شماره 3559 موجود است که آن را مرحوم حاج آقا نخجوانی به کتابخانه اهداء نموده [است]، جنگ مزبور به عربی و فارسی، مشتمل بر رسالاتی در علم کلام و احادیث می باشد، بدون تاریخ و مؤلّف آن، مولی احمد بن محمّدشفیع اصفهانی کرمانی معرّفی شده است. ممکن است که صاحب عنوان، مؤلّف جنگ نام برده باشد. والعلم عند اللّه.[2]

میرزا احمد اصفهانی

میرزا احمد بن محمّدشفیع اصفهانی، ساکن محلاّت، عالم فاضل، مؤلّف احسن الودیعه در ضمن تألیفات سیّدحیدر کاظمی گوید: التّحفه القدسیّه در جواب سؤالات میرزا احمد بن محمّد شفیع اصفهانی ساکن محلاّت، کتاب در سال 1262ق تألیف شده است.[3]

[ظاهراً صاحب عنوان، مؤلّف رساله در انکار و عنف پس از اعتراف است که شرح حال او ذکر شد].

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص99.

[2]فهرست گلپایگانی، ج1، ص211؛ فهرست ملّی تبریز، ج1، ص384.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص247.