بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 494

در بغداد ساکن بوده، و از احمد بن یونس ضبّی روایت نموده است. عمر بن محمّد بن سری بن سهل از او نقل حدیث کرده است.[1]

احمد ضبّی

ابوالعبّاس احمد بن یونس ضبّی اصفهانی، از محدّثین قرن سوم هجری است. از اهالی کوفه بود، به اصفهان آمد، و در سال 268ق در این شهر وفات یافت.

از یعلی بن عبید، محمّد بن عبید، یعقوب زهری، ابوالجوّاب و محمّد بن عبدالصّمد بن جابر روایت نموده است.[2]

شیخ احمد اهتمام

شیخ احمد اهتمام رهنانی، عالم فاضل، ادیب محقّق در قریه رهنانِ ماربین اصفهان [که اکنون محلّه ای از محلاّت اصفهان است] متولّد شد، [و در اصفهان نزد جمعی از علماء بزرگوار، همچون آقاسیّدمحمّد نجف آبادی، سیّدعلی مجتهد نجف آبادی، حاج میرزا رضا کلباسی تحصیل نمود. در کنار آن، در مدارس جدید نیز تحصیل نمود. وی گاهی شعر نیز می سرود. تألیفاتی نیز داشت که از آن جمله است: 1. حاشیه بر اصول آیت اللّه نجفی 2. رساله در قاعده لاضرر 3. دوره فقه استدلالی در بیست و شش جلد 4. رساله در منجزات مریض 5. فلسفه احکام]. صاحب عنوان در ذی حجّه الحرام 1387ق وفات یافت، و در تکیه زرگرها واقع در تخت فولاد مدفون شد. این بیت از او است:

مژده ای دل که شب هجر سر آمد به وصال یار بی پرده به کف ساغر می مالامال[3]

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص123؛ تاریخ بغداد، ج5، صص224 و 44.

[2]میزان الاعتدال، ج3، ص94؛ ذکر اخبار اصفهان، ج1.

[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص228؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص128؛ خمینی شهر، صص155 157.


صفحه 495

سیّداحمد بحرانی

احمد بحرانی، از فضلاء و دانشمندان اصفهان در قرن یازدهم هجری و معاصر صاحب ریاض العلماء است.

صاحب ریاض می نویسد: مجموعه ای از کتاب های کهن در اصفهان دیده ام؛ ازجمله کتاب های سیّداحمد بحرانی، معاصر، که همگی به خطّ شیخ علیّ بن یونس بیاضی بود.[1]

دکتر احمد برجیان

دکتر احمد برجیان، از اساتید دانشکده پزشکی در حدود سال 1343ق متولّد شد، و پس از طیّ تحصیلات ابتدایی و متوسّطه، به تحصیل در دانشکده پزشکی تهران پرداخت، و موفّق به اخذ دکترا گردید. وی پس از فعّالیت در بیمارستان های سینا در تهران و ثریّا در اصفهان، سرانجام به تدریس در دانشکده پزشکی اصفهان پرداخت.

دکتر احمد تفضّلی*

دکتر احمد تفضّلی، استاد دانشگاه و محقّق دانشمند در 16 آذر 1316ش در اصفهان متولّد شد، تحصیلات ابتدایی و متوسّطه خود را در تهران به پایان رسانید، و در رشته ادبیّات فارسی در دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد. ابتدا لیسانس و سپس دکترای خود را دریافت نمود. علاوه بر آن، در دانشگاه لندن و دانشگاه پاریس نیز تحصیل نمود، و به اخذ دکتری در رشته فرهنگ و زبان های باستانی نائل آمد. وی سپس در بنیاد فرهنگ ایران به کار تحقیقاتی پرداخت، و در دانشگاه تهران به تدریس مشغول شد. از سال 1370ش عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی بوده، و سرانجام در 24 دی 1375ش وفات یافت. این کتاب ها از تألیفات ایشان است[2]: 1. اسطوره زندگی زرتشت 2. یکی قطره باران 3. تاریخ ادبیّات ایران پیش از اسلام 4. زبان پهلوی: ادبیّات و دستور آن 5. واژه نامه مینوی خرد، 6. شهرهای ایران و هم چنین ترجمه آثاری همچون: 1. شناخت اساطیر ایران 2. مینوی خرد

[1]ریاض العلماء، ج4، ص256؛ الکواکب المنتشره، ص26.

[2]به نقل از یادداشت های محمّدرضا زادهوش.


صفحه 496

3. نمونه های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه ای ایرانیان.

احمد جلّودی

احمد معروف به «جلّودی» از محدّثین اصفهان است. مافرّوخی نام او را در ردیف متقدّمین و از دانشمندان حدیث و کلام ذکر کرده است.[1]

احمد حامدی اصفهانی

احمد اصفهانی متخلّص به «حامدی» از فضلاء و ادبای اصفهان. وی رساله در معرفت تقویم را در چهار فصل و یک مقدّمه تألیف نموده، و ضمن مجموعه شماره 737 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم موجود است.[2]

احمد حسینی

احمد حسینی، از خوشنویسان زمان حکومت شاه سلطان حسین صفوی بوده، خطّ ثلث را در کمال استادی می نوشته، از آثار او کتیبه ایوان امام زاده احمد اصفهان به تاریخ 1115ق است.[3]

میرزا احمد حکیم باشی

میرزا احمد حکیم باشی، از دانشمندان قرن سیزدهم هجری است. ظاهرا در تهران ساکن بوده، و علاوه بر طب، از ریاضیّات و هیأت و نجوم مطلع بوده است. وی به همراه فرهاد میرزا معتمدالدّوله و میرزا علی محمّد محلّه نویی اصفهانی در سال 1276ق به مراغه رفته، و به بررسی بقایای رصدخانه مراغه پرداخته است.[4]

[1]محاسن اصفهان، ص31.

[2]فهرست مرعشی، ج2، ص333.

[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص671؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص169؛ آثار ملّی اصفهان، ص 747؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، ص517.

[4]احوال و آثار خواجه نصیرالدّین طوسی، ص32.


صفحه 497

سیّداحمد خاتون آبادی

سیّداحمد اصفهانی خاتون آبادی، فاضل جلیل و عالم نبیل در اصفهان نزد میرمحمّدباقر خاتون آبادی و میرمحمّدصالح خاتون آبادی تحصیل نمود، و در مشهد مقدّس ساکن گردید، و به تدریس مشغول شد. با وجود تبحّر در فقه، و رسوخ ملکه اجتهاد، در افتاء، احتیاط می کرد. وی در سال 1141ق در مشهد مقدّس وفات یافت. از آثار او جواب اعتراضات بر حقّ الیقین علاّمه مجلسی است که در پاسخ به اعتراضات عدّه ای در هند، آن را نوشته است.[1]

استاد احمد رائض*

استاد احمد رائض، استاد مینیاتور و تذهیب و از هنرمندان معاصر اصفهان، در سال 1347 قمری در اصفهان متولّد شد، و در این شهر نزد اساتید نقّاشی تحصیل کرد. وی سال ها در اداره باستان شناسی اصفهان و سپس سازمان میراث فرهنگی اصفهان به فعّالیت پرداخت. وی موضوع مینیاتورهای خود را از خمسه نظامی انتخاب می کرد. وی سرانجام در 20 مرداد 1372 هجری شمسی وفات کرد.[2]

احمد ریاحی چالشتری

احمد خان سالار مفخم ریاحی، در 1313ق متولّد شد، و مقدّمات را در چالشتر طی نمود، سپس به تهران رفت، و در کالج آمریکایی تحصیل کرد. وی عاقبت به چالشتر باز گشت، و به زراعت پرداخت. این بیت از او است:

نظر به جمع گرفتارهای بندت کن ببین پریش تر از گیسوی تو، حالت ماست[3]

ملاّاحمد سبزواری

ملاّاحمد سبزواری اصفهانی، از علماء و فضلای قرن سیزدهم هجری است، در اصفهان ساکن بوده، و نزد میرسیّدحسن

[1]تتمیم امل الآمل، صص60 61؛ نجوم السّماء، ص266؛ مرآت الکتب، ج1، ص34؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص229.

[2]روزنامه سلام، مورّخ 21 مرداد 1372، ص15.

[3]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص24.


صفحه 498

مدرّس اصفهانی تحصیل نموده است. شیخ فتح اللّه شریعت اصفهانی (شیخ الشّریعه) نزد سبزواری تلمّذ نموده، و از استاد خود مدح و ثنای بلیغ فرموده است.[1]

میرزا احمد خان سرتیپ

میرزا احمد خان سرتیپ، نویسنده و مترجم دوره قاجاریّه. وی به زبان انگلیسی آشنا بوده، و به امر ظلّ السّلطان چندین کتاب ترجمه کرده که نسخه های آن در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است: 1. ترجمه تاریخ آسیای وسطی تألیف، فرنسیس هنری اسکرین، سه فصل از جلد اوّل، و تمام جلد دوم 2. ترجمه مقدّمه لواحق تاریخ رشیدی تألیف میرزا محمّد حیدر بن رو غلات گورگان فرزند محمّدحسین میرزا، از زبان انگلیسی. مشارٌالیه در تکیه حاج فاتح الملک در تخت فولاد مدفون است.[2]

احمد شریف اصفهانی

احمد شریف اصفهانی از فضلاء قرن 13 هجری است. از آثارش کتابت جلد چهارم کتاب انوار البصائر تألیف حسن بن محمّد است که آن را در 12 ذی حجّه سال 1227 به خطّ نسخ به پایان رسانیده است. کتاب به شماره 2420 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]

سیّداحمد طباطبایی اصفهانی

سیّداحمد طباطبایی، عالم فاضل، فقیه کامل، در اصفهان ساکن بوده، و شیخ عبدالنّبی قزوینی او را چنین ستوده: «کان فاضلاً مکرما و عالما مبجلاً و فقیها معظّما» و نوشته که نزد اهل علم، مقبول بود، و آنان به فضل او اذعان داشتند. در اواخر عهد صفویّه می زیست، و

[1]الکرام البرره، ج1، ص72؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص228.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص161؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص29.

[3]فهرست دانشگاه، ج16، ص411.


صفحه 499

سال فوت او معلوم نیست[1].

سیّداحمد طباطبایی

سیّداحمد طباطبایی، از اطبّاء اصفهان، مؤلّف کتاب نقرس و معالجات آن می باشد. مؤلّف آن را جهت ظلّ السّلطان تألیف نموده است. وی از پزشکان معروف اوایل قرن چهاردهم هجری در اصفهان بوده است.[2]

احمد عاصی اصفهانی*

احمد شیران متخلّص به «عاصی» از شعرای معاصر است. در سال 1310 شمسی در اصفهان متولّد شد. وی کمی تحصیل کرد؛ امّا به علّت ناملایمات روزگار، از ادامه تحصیل بازماند، این بیت از او است:

گردد غزل سرا به سر کوی عشق دوست رندانه عاشقی که سحر قامتش خم است[3]

میرزا احمد عاصی اصفهانی

میرزا احمد نقّاش اصفهانی متخلّص به «عاصی»، شاعر و ادیب بوده، و در قرن سیزدهم هجری می زیسته [است]. کتابی منظوم در مصائب معصومین علیهم السلام دارد، و آن را مصائب الائمّه نامیده است.[4]

میرزا احمد خان فاتح الملک

حاج میرزا احمد خان فاتح الملک، از رجال دستگاه ظلّ السّلطان بوده است. در عهد مشروطیّت، به آزادی خواهان پیوست، و از اعضای انجمن ولایتی اصفهان شد. وی نماینده

[1]تتمیم امل الآمل، ص60؛ نجوم السّماء، ص218؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص228؛ اعیان الشّیعه، ج8، ص334.

[2]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ص151.

[3]تذکره شعرای استان اصفهان، ص535.

[4]فهرست نسخه های خطّی مدرسه آخوند همدان، ص45.


صفحه 500

اصفهان در دور دوم مجلس شورای ملّی بود. او پس از فوت، در جنوب تکیه ریزی در تخت فولاد مدفون شد.[1]

احمد فنایی هفشجانی

میرزا احمد مهدوی متخلّص به «فنایی» از علماء طراز اوّل چهارمحال بود. در سال 1316 قمری در قریه هفشجان از قراء ناحیه لار متولّد شد. در مدارس قدیمه اصفهان تحصیلات خویش را انجام داد. پس از اتمام تحصیلات، و نیل به مقامات عالیه علم و فضل و کمال، به مولد خویش مراجعت کرد، و مشغول انجام امور شرعیّه آن حدود گشت. مردی خلیق و مهربان بود، و گاهی اشعاری می سرود؛ از آن جمله است:

نهال آدمی آن گه سعادت در ثمر آرد که در وی آشیان گیرد همای شاهباز دل[2]

احمد قاسمی

میرزا احمد خان قاسمی از فضلاء معاصر اصفهان است. در حدود سال 1320ق در اصفهان متولّد گردید، و مدّتی تحصیلات قدیمه، مخصوصا مقدّمات نمود، بعدا به مدارس جدید وارد شد، در دبیرستان دارالفنون تهران تحصیل نمود. آن گاه به خدمت اداره فرهنگ وارد [شد]، و در ضمن آن، دانشسرای عالی را به پایان رسانید. مدّت ها در شهرهای ایران به ریاست اداره فرهنگ و سایر مناصب مهم اشتغال داشت. وی از مریدان آقامیرزا عبّاس پاقلعه ای و پس از فوت ایشان، مرید میرزا زین العابدین نعمت اللّهی پاقلعه ای بوده است.

میرزا احمد قمشه ای

میرزا احمد خان قمشه ای، از شعرای قرن یازدهم هجری است. جوان قابلی بود؛ امّا به علّت تندخویی، پیوسته در آزار بود. گویا مدّتی متصدّی وزارت هرات بوده، سپس وزیر

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص160؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص251.

[2]تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص369 370.


صفحه 501

مشهد مقدّس، و سرانجام، وزیر تنکابن شد. او مدّتی در عالی قاپی متحصّن شد، و در آن اوقات وفات یافت. از او است:

در حقیقت تندیِ خو پاسبان راحت است خار باشد بهتر از گل بر سر دیوار ما

نرمی ظاهر، نشان از خبث طینت می دهد گل به دامان می برد گلچین ز زخم خار ما[1]

شیخ احمد قمی نژاد*

شیخ احمد قمی نژاد، عالم فاضل و معاصر در سال 1299ش در اصفهان متولّد شد. وی با وجود فقر و مشکلات اقتصادی، به تحصیل علوم دینی پرداخت، و پس از طیّ دروس مقدّمات در درس علمای اعلام اصفهان سیّدمحمّدرضا خراسانی، حاج سیّدعبدالحسین طیّب، سیّدمرتضی اردکانی، شیخ محمود مفید و حاج آقا رحیم ارباب حاضر شد. مدّتی نیز در تهران نزد شیخ حسینعلی راشد و رفیعی قزوینی کسب فیض نمود. وی چنان چه خود می گفت ، بیست سال ملازم حاج آقا رحیم ارباب بوده است. او واعظی باسواد، با مطالعه و حق گو بود، و به جرم حق گویی و پرخاش به ظلم و ستم و فساد دستگاه پهلوی، تحت تعقیب و شکنجه قرار گرفت، و تا نزدیکی اعدام پیش رفت.

قمی نژاد، شاعری پرشور بود، و اشعاری با تخلّص «قاموس» سرود. گزیده مختصری از غزلیّات و قصاید او، پس از وفات، به خطّ استاد غلام رضا توکّلی به چاپ رسید. ایشان در 15 رمضان 1420ق (3 آذر 1378ش) وفات یافت، و در صحن امام زاده ابوالعبّاس خوراسکان مدفون گردید. این شعرها از او است:

از عشق روی جانان، هم مست و هم خمارم بر آن نگار زیبا، معشوق و هم نگارم

عالم چو بزم و محفل، من در میان شمعم گرچه ز رَخش دولت، افتاده ام سوارم

* * *

[1]تذکره نصرآبادی، ج1، صص107 108.