دکتر احمد میرحسینی
دکتر احمد میرحسینی، طبیب حاذق، استاد دانشکده پزشکی در حدود سال 1332ق در کرمان متولّد شد. تحصیلات ابتدایی را در کرمان و متوسّطه را در اصفهان طی نمود، و پس از آن در دانشکده پزشکی تهران تحصیل نمود، و پس از اتمام تحصیلات، در اصفهان با سمت جرّاح به فعّالیت پزشکی مشغول شد. پس از افتتاح آموزشگاه عالی بهداری در اصفهان به سمت دانشیار بافت شناسی و آمیب شناسی آلی آموزشگاه منصوب شد. پس از مدّتی به آمریکا رفت، و در دوره تخصّصی بیماری های «میزراه» شرکت نمود. سپس به اصفهان بازگشت، و در دانشکده پزشکی به تدریس پرداخت. وی مدّتی معادل دانشکده پزشکی، ریاست دبیرخانه دانشگاه و معاونت دانشگاه اصفهان بوده است. از تألیفات ایشان، کتاب بیماری های میزراه است. وی سرانجام در سال 1395ق وفات یافت، و در تکیه آقا سیّدمحمّدلطیف خواجویی در تخت فولاد مدفون شد.[1]
احمد بیک نورکمال*
احمد بیک نورکمال اصفهانی، از کارگزاران و رجال اداری و سیاسی اوایل عهد صفویّه است. در هرات ساکن بوده، و از ملازمان درویش خان شاملو، لَله سام میرزا بوده است. او در سال 939ق وزارت دیوان اعلی در حکومت شاه تهماسب را برعهده گرفت. در سال 941 به جرم همدستی با حسین خان شاملو که قصد مسموم کردن شاه تهماسب را داشت، به همراه برادرانش در قلعه النجق محبوس شد، و ظاهرا در آن جا وفات نمود. وی عمارات مجلّل و زیبایی در اصفهان بنا کرده بود، و جمعی از معماران، نقّاشان و خطّاطان، ساختن و آراستن آن را انجام دادند که ازجمله آن ها ادهم یزدی است که کتیبه های این عمارت را نوشته است.[2]
1351
سیّداحمد هاتف اصفهانی
احمد حسینی اردوبادی اصفهانی متخلّص به «هاتف» حکیم شاعر و ادیب ماهر از شعرای نامدار و اطبّاء معروف اصفهان است.[3]پدرانش که از اطبّاء معروف زمان خود بوده اند از اردوباد آذربایجان به اصفهان
[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص214 و اطّلاعات شخصی نویسنده.
[2]تاریخ شاه اسماعیل و شاه تهماسب، ص119؛ احسن التّواریح، ص320؛ تکلمه الاخبار، ص80؛ احوال و آثار خوشنویسان، صص57 58.
[3]تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص684.
منتقل شدند، و او در این شهر متولّد گردید، و هم در این شهر و ظاهرا نجف اشرف تحصیل نمود، و در فنون ادب و حکمت و ریاضی و منطق، استاد مسلّم زمان خود بود، و از زمره شعرایی است که در انجمن ادبی مشتاق شرکت داشت، و در برگشت سبک ادبی، حقّی مسلم دارد.[1]وی در زبان عربی و فارسی، در نهایت استادی شعر می گفت، و ترجیح بند عرفانی او] با مطلع:
ای فدای تو هم دل و هم جان وی نثار رهت هم این و هم آن
از شاهکارهای شعر فارسی است، دیوانش مکرّر به طبع رسیده.[2]در اواخر عمر، در کاشان ساکن شد، و در بین شعرا با آذر بیگدلی و صباحی کاشانی مأنوس و محشور بود، و این سه شاعر، عمری را به خوشی در کنار هم گذرانیدند. یک سال هر سه در اصفهان خدمت آذر، و سالی در کاشان، منزل صباحی و سومین سال در قم در منزل هاتف بوده اند. سرانجام، آذر در سال 1195 در اصفهان، و صاحب عنوان در 1198 در قم، و صباحی در 1207 در کاشان وفات یافت.[3]هاتف را دختری است بیگم نام که رشحه تخلّص دارد، و پسری به نام سیّدمحمّد ملقّب به مجتهدالشّعراء و متخلّص به سحاب، شاعر ادیب. [مادّه تاریخ وفات هاتف را صباحی چنین سروده است:
به آیین وفا گفتا صباحی بهر تاریخش: «که یارب منزل هاتف بگلزار جنان بادا»
1198[4]]
سیّداحمد یزدی
آقاسید احمد یزدی، عالم عامل و عارف کامل، در سال 1228ق متولّد و در اصفهان ساکن بود، و در 2 جمادی الاوّل 1323ق وفات یافت، و در تکیه آقامحمّد بیدآبادی مدفون شد[5].
احمدرضا طلایی
احمدرضا غفورزاده ورنوسفادرانی متخلّص به «طلایی» فرزند عبّاس، شاعر و
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، صص993 994.
[2]الذّریعه، ج9، ص1283.
[3]ریحانه الادب، ج6، صص344 345؛ اصفهان (کتاب جوانان)، ص244.
[4]طرائق الحقائق، ج3، ص220 و نیز رجوع کنید به: تاریخ ادبیّات ایران، شفق، صص579 580؛ مجمع الفصحاء، صص1175 1184؛ نگارستان دارا، ج1، صص277 278؛ تذکره انجمن خاقان، صص644 661.
[5]آیینه دانشوران، ج1، ص35؛ نقباء البشر، ج1، ص87؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص198؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص229؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص44؛ دانشنامه مشاهیر یزد، ج1، ص76.
نویسنده معاصر، در سال 1307 خورشیدی در محلّه زاغ آباد ورنوسفادران سده متولّد شد. تحصیلات ابتدایی خویش را در سِدِه [خمینی شهر کنونی] به پایان رساند، و سپس در کارخانه های اصفهان به کار مشغول شد[1]، و سرانجام به استخدام شهرداری اصفهان درآمد. وی از همان نوجوانی به سرودن شعر پرداخت، و در انجمن های ادبی، همچون کمال، صائب و حافظ شرکت کرد، و در منزل خود نیز انجمن ادبی و هنری سعدی را برپا داشت[2]. اشعارش در بسیاری از مطبوعات اصفهان به چاپ می رسید.] طلایی سرانجام در جمعه 23 فروردین 1381 شمسی وفات نمود، و در قبرستان امام زاده سیّدمحمّد مدفون شد. از او تألیفاتی به جای ماند، از آن جمله است]: 1. زندگی و جشن های ایرانیان 2. گل های زاینده رود 3. تجارب طلایی 4. دیوان اشعار. این بیت از او است:
خواستم نقّاش را نقشی کشد از زندگی با قلم نقش حبابی بر سر دریا کشید]
ملاّاحمدعلی اصفهانی
ملاّاحمدعلی اصفهانی، عالم فاضل در اصفهان ساکن بود، و از شاگردان حاج سیّدمحمّد باقر حجّت الاسلام شفتی به شمار می رفت. مرحوم سیّد، او را در سال 1252ق جهت ارشاد مردم به رشت فرستاده، و سفارش نامه ای خطاب به مردم آن جا نسبت به رجوع مردم در مسائل شرعی به ملاّاحمد علی نوشته، و او را به عنوان «العلاّمه الفهّام و المجتهد العادل» ستوده است.[3]
دکتر احمدعلی فروغی*
دکتر احمدعلی فروغی ابری، از چهره های علمی و اجتماعی معاصر، پس از اخذ دیپلم و گذراندن دوره تربیت معلّم، به خدمت آموزش و پرورش اراک درآمد. سپس ادامه تحصیل داد، و به تدریس در دانشسرای عالی پرداخت. سرانجام پس از تحصیل در
[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص324.
[2]تذکره شعرای استان اصفهان، ص491.
[3]الکرام البرره، ج1، ص120؛ بیان المفاخر، ج2، صص264 265.
دانشگاه کانزاس در ایالات متّحده آمریکا موفّق به اخذ دکترای برنامه ریزی آموزشی گردید. وی ابتدا در دانشگاه کرمان، و سپس در دانشگاه اصفهان تدریس نمود، و در سال 1366ش دانشگاه آزاد اسلامی خوراسگان را تأسیس نمود، و ریاست آن را برعهده گرفت. ایشان علاوه بر ریاست دانشگاه آزاد، عضو هیأت مدیره شبکه فنّاوری استان اصفهان، و چند سازمان دولتی و غیر دولتی دیگر است.[1]
احنف عِبادانی
ابوبحر (یا ابومحمّد) احنف بن ابوالاحنف حکیم بن عمران، از محدّثین قرن سوم هجری است. در عبادان ساکن بوده، و سرانجام به اصفهان رفته، و در آن جا وفات یافته است. وی از حماد بن سلمه، عبداللّه بن مبارک، جریر بن حازم و ابی ثعلبه عابد روایت می نماید. یونس بن حبیب از او نقل حدیث می کند.[2]] نام «عبادان» را در اوایل قرن چهاردهم هجری خورشیدی به «آبادان» تغییر دادند].
احنف سعدی
ابوبحر احنف بن قیس بن معاویه سعدی تمیمی وی فاتح تیمره و جَرم کاشان بوده است.[3]
اختیار افتخاری
خواجه اختیار افتخاری، از اعیان اصفهان در قرن نهم هجری.[4]
ادایی اصفهانی
ادایی، از شعرای اصفهان در قرن یازدهم هجری بوده، نامش معلوم نیست. شعر بسیار
[1]خورشید جی، ص435.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص225.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص224.
[4]تاریخ دیار بکریه، ص332.
گفته، امّا قافیه غلط در اشعارش بسیار است. از او است:
کشیده ای ز میان تیغ آبدار به کینم مرا ز تیغ مترسان که من هلاک همینم[1]
ادریس کرجی
ابوشجاع ادریس بن عبّاس کرجی، از محدّثین قرن سوم هجری بوده [است]. به اصفهان آمد، و از محدّثین اصفهان حدیث شنید.
حافظ ابونُعیم اصفهانی و جعفر بن احمد بن فارس از او روایت می کنند. حافظ ابونعیم در باب او گوید: از حفظ، حدیث نقل می کرد. ادریس کرجی در محلّه خشینان اصفهان ساکن بوده است.[2]
ادریس اصفهانی
ادریس بن عبداللّه اصفهانی، در قرن دوم هجری می زیسته، و شیخ طوسی او را در عداد اصحاب حضرت صادق علیه السلام شمرده است.[3]
1362
اردشیر میرزا مسعود
اردشیر میرزا مسعود فرزند مسعود میرزا ظلّ السّلطان حاکم اصفهان، فرزند ناصرالدّین شاه قاجار، از فضلاء خاندان قاجار، مؤلّفِ 1. جغرافیای تاریخی سیاسی جهان، تاریخ تألیف، 15 صفر 1331ق، کتاب حاضر در 151 صفحه در اصفهان به چاپ رسیده است. 2. مخزن المراثی که در سال 1300ق در 46 صفحه در تهران به چاپ رسیده است.
[1]تذکره تحفه سامی، صص239 240؛ الذّریعه، ج9، ص63.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص224.
[3]رجال، شیخ طوسی، ص154؛ جامع الرّواه، ص78؛ نقد الرجال، ج1، ص182؛ معجم رجال الحدیث، ج3، صص11 و 173؛ اعیان الشّیعه، ج11، ص436؛ منهج المقال، ص50؛ تاریخ تشیّع اصفهان، ص181؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص252.
دکتر سیّدارسطو علاج
دکتر سیّدارسطو علاج فرزند میرزا رشید ناظم الاطبّاء بن سیّدمحمّدحسین بن حاجی سیّدمحمّد بن میرزا محمّداسماعیل بن میرمحمّدسعید بن میرمحمّدحسین بن میریحیی بن میرآقابیک طباطبایی اردستانی از اطبّاء حاذق اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. در اصفهان می زیسته، و تولیّت موقوفات مدرسه کاسه گران اصفهان را برعهده داشته است. یکی از اجداد او میرمحمّدسعید، داماد حکیم الملک اردستانی، بانی مدرسه کاسه گران بوده است. دکتر علاج در سال 1271ق متولّد [شد]، و در سال 1309ق وفات یافت.[1]
دکتر ارسطو میرعلایی
دکتر ارسطو میرعلایی خورزوقی اصفهانی، از اطبّاء حاذق اصفهان و مؤلّف عظم طحال در کلینیک.
ازدیار فارسی
ابومحمّد ازدیار بن سلیمان بن داوود فارسی صوفی، از محدّثین قرن سوم هجری است، وی فقه را به مذهب اهل حجاز آموخته است. از خالد بن عبداللّه هروی روایت نموده است. در سال 367ق به اصفهان آمده، و حافظ ابونعیم اصفهانی از وی نقل حدیث نموده است.[2]
اژر زوره
اژر زوره اصفهانی، شاگرد بزرگمهر، حکیم معروف، مؤلّف: 1. شرح نامه دهگان خداپرست، که به انوشیروان نوشته، و او آن را به صاحب عنوان داد که مرتّب کند. 2. نامه زردشت که به زبان پهلوی بوده، و به نام «زوه» شهرت داشته، انوشیروان آن رابه صاحب
[1]آتشکده اردستان، ج1، صص66 67؛ آثار ملّی اصفهان، ص493.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص231.
عنوان داده که به فارسی برگرداند، و شرح نماید. در آن جا اژر زروه گوید: «از اصفهانم و از نژاد کیومرث و از ساسانیان و از اردشیر نیکوکار و شاگرد بزرگمهر». نسخه خطّی این آثار به شماره 253 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[1]
اسباط مدینی
اسباط بن ابراهیم معدل مدینی، از محدّثین اصفهان در قرن چهارم هجری است. اصلاً از اهالی مدینه (شهرستان) اصفهان بوده، و از احمد بن خشنام و ابراهیم بن معدان و ابن عاصم روایت نموده است. وی در سال 340ق وفات یافت.[2]
اسباط اصفهانی
اسباط بن عبداللّه، از محدّثین اصفهان است. از ابی داوود روایت نموده، و اسماعیل بن عبداللّه سمویّه از او نقل حدیث نموده است.[3]
اسحاق بیگ عذری بیگدلی
اسحاق بیگ بیگدلی شاملو متخلّص به «عذری» فرزند آقاخان، شاعر ادیب، برادر کوچک تر لطفعلی بیگ آذر است. در غزل سرایی، طبعی روان داشت، و اغلب در اصفهان ساکن بود تا این که در سال 1185ق وفات یافته، و در ایوان شمالی امام زاده درب امام اصفهان مدفون گردید. صباحی کاشانی مادّه تاریخ وفاتش را در این بیت آورده است:
از صباحی خواستم تاریخ سال رحلتش گفت: «بادا در بهشت جاودان اسحق بیگ»
از آثار و تألیفات او است: 1. دیوان اشعار 2. تذکره اسحاق بیگ که منتخبی از اشعار تذکره آتشکده است، و نسخه های آن در کتابخانه ملّی تبریز و کتابخانه دانشکده ادبیّات
[1]فهرست دانشگاه، ج3، صص550 و 481.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص223.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص224.
اصفهان وجود دارد. این دو بیت از او است:
افسوس که شد باد خزان باز وزان شد فصل بهار و آمد ایّام خزان
آنان که بُدند روز و شب گِرد رَزان انگشت زنان شدند انگشت گزان[1]
اسحاق مکتب
ابویعقوب اسحاق بن ابراهیم بن داوود مکتب، از محدّثین اصفهان است. از حمید بن مسعده روایت حدیث می کند، و ابواحمد محمّد بن احمد بن ابراهیم از وی نقل حدیث می نماید.[2]
اسحاق معدّل
ابوعثمان اسحاق بن ابراهیم بن زید بن سلمه بن الرّبیع بن جابر تمیمی، از محدّثین اصفهان است. در باب او گفته اند: «ثقهٌ مأمون». از جمعی از محدّثین عراق اخذ حدیث کرد، و ابوالحسن علیّ بن احمد فقیه از او نقل حدیث می کند. صاحب عنوان در سال340ق وفات یافته است.[3]
اسحاق عُقیلی
ابویعقوب اسحاق بن ابراهیم بن صالح بن زیاد عُقیلی (به صیغه مجهول)، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. با احمد بن حنبل دوستی و برادری داشت. از عبدالرّحمان بن محمّد دمشقی و جمعی دیگر روایت حدیث می کند، و ابومسعود و احمد بن ابراهیم دورقی از وی روایت کرده اند. وی در طرطوس ساکن بوده، و در سال 240ق
[1]تذکره اختر، ص145؛ تذکره آتشکده، نیمه دوم، ص623؛ الذّریعه، ج3، ص709؛ تاریخ تذکره های فارسی، ج1، صص182 183؛ مجمع الفصحاء، ج5، ص731؛ نشریّه دانشکده ادبیّات اصفهان، شماره دوم و سوم، سال دوم، ص128؛ رجال اصفهان، ص187؛ مزارات اصفهان، ص207.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص220.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص220.