بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 516

اسحاق مدینی

ابویعقوب اسحاق بن محمّد بن علیّ بن سعید مدینی از محدّثین اصفهان در قرن سوم و چهارم هجری. از موالی انصار بوده، و از حمید بن مسعده و عمرو بن علی روایت نموده، و کتاب العلل تألیف یحیی بن معین را از عبّاس دوری شنیده است. وی در روز آخر ماه رمضان 311ق درگذشته است.[1]

اسحاق

ابویعقوب اسحاق بن مهران (یا ابراهیم) بن عبدالرّحمان مولای قریش، از محدّثین اصفهان است. از ابن مهدی، یحیی قطان غندر و عبدالوهاب ثقفی روایت نموده، و ابومسعود، سمویه و پسرش یعقوب بن اسحاق از او نقل حدیث کرده اند.[2]

اسحاق خرجانی

اسحاق بن یوسف خرجانی دیلمانی، از محدّثین در قرن سوم هجری است. وی از حفص بن عمر عدنی روایت می کند، و فرزندش ابومحمّد عبداللّه از او نقل حدیث می نماید.[3]

[خرجان از دهات معروف قرون اوّلیه پس از اسلام بوده، و در حومه شهر اصفهان قرار داشته است، و دیلمان از محلّه های آن بوده است، و مردم آن روزگار، آن را خورجان می گفته اند].

نظام الدّین اسحاق مزهد اصفهانی

نظام الدّین اسحاق مزهد، واعظ اصفهانی در قرن هفتم و هشتم هجری است، تاج الدّین

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص218؛ طبقات المحدّثین، ج4، ص371.

[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص215؛ میزان الاعتدال، ج1، ص32.

[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص216؛ طبقات المحدّثین، ج2، ص299؛ الانساب، ج2، ص527؛ معجم البلدان، ج2، ص356.


صفحه 517

عبداللّه مسمار بغدادی هنگامی که به اصفهان آمد، در باب امامت با صاحب عنوان وارد بحث شد. نظام الدّین چندین سؤال از او نمود. وی به عربی جواب آن ها را نوشت، و به نزدش فرستاد، و به مسافرت خود ادامه داد. هبه اللّه بن اصیل این سؤالات را به فارسی ترجمه کرده، و به نام مسمار العقیده نامیده است، و آن را به نام غیاث الدّین چنگیزی در اصفهان، در میانه سال 707ق نام گذاری نموده است. تاج الدّین عبداللّه را کتابی دیگر است به نام الکشکول فی ما جری علی آل الرّسول که در 735 تألیف شده، و به نام سیّدحیدر عاملی شهرت یافته است. نسخه مسمار در کتابخانه آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی نگهداری می شود.[1]

1391

محمّداسحاق «شوکت» بخارایی

شاعر ادیب، پدرش صرّاف بوده، و خود او یک چند به این شغل مشغول بوده، رنجیده از بخارا به خراسان و سپس اصفهان آمده، در زاویه علیّ بن سهل مقیم شده، به عبادت و ریاضت و انزوا و قناعت گذرانیده، مدّت 34 سال به یک لباس قناعت کرده، در 1107ق فوت شده، و همان جا مدفون گردیده [است]. از او است:

دل عاشق وجود از هرچه یابد زان فنا گردد از آن آبی که گندم سبز گردد آسیا گردد[2]

اسد

سلطان اسد بن جنید، ظاهرا از عرفاء بوده، و قبرش در جنب مزار صاحب بن عبّاد است. حاجی یار بیک صبّاغ در سال 1044ق یک باب دکان بر آن وقف نموده، و وقف نامه در تالار اشرف موجود است.[3]

[1]عامری نامه، ص261.

[2]تذکره نصرآبادی، ج1، ص643؛ تذکره المعاصرین، صص162 165؛ الذّریعه، ج9، ص550؛ رجال اصفهان، ص216؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص704.

[3]تاریخچه اوقاف اصفهان، ص351.


صفحه 518

اسد اصفهانی

اسد بن حکیم اصفهانی، از محدّثین قرن سوم هجری بوده، و از ابی عاصم، مقری و حسین بن حفص روایت می کند، و محمّد بن ابراهیم کنانی از او نقل حدیث می نماید.[1]

سیّداسداللّه اصفهانی

حاج سیّداسداللّه اصفهانی، از آزادی خواهان مشروطه خواه اصفهان بوده، و در دوره اوّل مجلس شورای ملّی به عنوان وکیل فارس، شرکت داشته است. در عهد استبداد صغیر و سرکوب مشروطه خواهان به دست محمّدعلی شاه مورد تعقیب قشون استبداد واقع شد، به عتبات عالیت گریخت، و از آن جا با کسب دستور از آخوند خراسانی به خلیج فارس بازگشت، و به مبارزه با استبداد پرداخت.[2]

اسداللّه اصفهانی

اسداللّه اصفهانی، از خطّاطان قرن سیزدهم هجری و کاتبان کلام اللّه مجید بوده، از آثار او قرآن مجید به خطّ نسخ زیبا است که کتابت آن در پنج شنبه 4 شوّال 1286 به پایان رسیده، و به شماره 5103 در کتابخانه مجلس شورای ملّی موجود است.[3]

اسداللّه مصفّی

اسداللّه مصفّی فرزند میرزا آقا خان محاسب الدّوله از فضلاء و دانشمندان اصفهان است. وی از بنیان گذاران فرهنگ جدید در اصفهان است. مدّتی رییس اداره فرهنگ اصفهان بود، و در سال 1380ق در تهران وفات یافت، و در مقبره ظهیرالدّوله مدفون گردید.[4]

[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص231.

[2]تاریخ جراید و مجلاّت، ج4، صص248 249.

[3]فهرست کتابخانه مجلس شورای ملّی، ج15، ص65.

[4]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص48.


صفحه 519

سیّداسداللّه بهشتی

آقاسیّداسداللّه بن حاج سیّدمحمّدابراهیم حسینی بهشتی عالم فاضل صالح زاهد، امام جماعت مسجد کوچه سرتیپ، متوفّی در شب 18 ربیع الاوّل 1310ق مدفون در تکیه سادات بهشتی در شمال مصلاّی تخت فولاد[1]. [مادّه تاریخ وفات او این بیت است:

بهر تاریخ او سرود خرد: «اسداللّه فاز بالرّضوان»

1310ق]

سیّداسداللّه بیدآبادی

حاج سیّداسداللّه بیدآبادی فرزند حاج سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی، عالم فاضل، زاهد متّقی، ادیب محقّق و مجتهد مدقّق، در سال 1227ق در اصفهان متولّد شده، و نزد پدر بزرگوار خود، و سپس در نجف اشرف، نزد آقاسیّدابراهیم قزوینی صاحب ضوابط، آقا شیخ محمّدحسین نجفی صاحب جواهر، شیخ مرتضی انصاری، شیخ نوح جعفری نجفی به تحصیل پرداخته، و از آنان اجازه روایت و اجتهاد دریافت نموده است. ازمشایخ روایت ایشان ملاّاحمد تربتی خراسانی است.

ایشان از نوجوانی تا سال 1260ق در عتبات عالیات به تحصیل پرداخته، و در این سال به ایران بازگشته، و به جای پدر به تدریس و مرجعیّت امور شرعی پرداخته [است]. وی اوقات خود را صرف تحقیق و تألیف و مطالعه کتب می نمود. ایشان خدمات اجتماعی ارزنده ای داشته، و آثار باقیه بسیار به جای نهاده که از آن جمله است: تأمین آب آشامیدنی نجف اشرف، بنای غسّال خانه در نجف اشرف، تعمیر مسجد سهله در کوفه، تعمیر مدرسه درکوشک و تکمیل بنای مسجد سیّد در اصفهان. از وقایع زمان ایشان، شورش اصفهان در سال های 1265 و 1266 در ابتدای سلطنت ناصرالدّین شاه است. پس از زدوخورد بسیار بین طرفین، و کشتار و خرابی بسیار در اصفهان، جمعی از علمای اصفهان، ازجمله حاج سیّداسداللّه بیدآبادی، ملاّحسن نوری و میرزا محمّد نوّاب لاهیجی برای وساطت نزد شاه، و پایان

[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص719؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص135.


صفحه 520

دادن به غائله، راهی تهران شدند که در منطقه مورچه خورت، قوای دولتی تحت اختیار حاکم اصفهان غلام حسین خان سپهدار و به فرماندهی کیکاووس میرزا قاجار بر سر مهاجرین تاخته، به ضرب و شتم آنان پرداخته، و آنان را به زنجیر کشیده، به اصفهان آوردند. پس از این قضایا حاج سیّداسداللّه به عتبات عالیت مهاجرت کرد، و حدود سه سال در نجف اشرف مقیم شد، و سپس به اصفهان آمد. عموم مؤلّفین که شرح حال وی را متذکّر شده اند، مقام زهد و عبادت و تقوای او را ستوده اند. میرزا محمّد تنکابنی در قصص العلماء می نویسد: «در ابکاء و خوف حضرت قهّار، مانندی برای او نیست». حاج سیّداسداللّه علاوه بر محاسن و مناقب علمی و اخلاقی، از حُسن خط نیز برخوردار بوده، و آثاری به یادگار گذاشته که از آن جمله است: خطوط کتیبه داخلی بقعه پدر بزرگوار خود در مسجد سیّدکه گچ بری شده است. قطعه ای از خطّ نستعلیق ایشان نیز در اختیار مرحوم مهدی بیانی بوده است. ایشان در سال 1290ق به قصد زیارت اعتاب مقدّسه، از اصفهان حرکت نموده، در مسیر راه، در شب یک شنبه سلخ جمادی الثّانیه این سال در منزل کرند از توابع کرمانشاه وفات یافت. جنازه به نجف اشرف منتقل، و در اتاق سمت راست وارد شونده به صحن مطهّر حضرت علی علیه السلام از درب قبله، مقابل قبر حاج شیخ مرتضی انصاری مدفون گردید. مادّه تاریخ ایشان را سیّدجعفر حلّی در ضمن قصیده ای گوید:

«اسداللّه بمثوی اسداللّه توسّد»: 1290

کتب زیر از تألیفات او است، و نویسنده در کتاب بیان المفاخر، مفصّل به شرح موضوع و نسخه های آن پرداخته ام: 1. الاجازه الامامه لصلاه الجمعه 2. رساله در امامت 3. رساله در احکام وضعیّه 4. رساله در ارث زوجه 5. رساله در تجوید 6. رساله در تقدیر 7. رساله در تقلید 8. حاشیه بر سیوطی 9. رساله در حبوه 10. حواشی بر تحفه الابرار 11. حواشی بر نخبه حاجی کلباسی 12. کتابی در رجال 13. رساله ای در رخصت و عزیمت 14. رساله در سبب و مانع 15. رساله در شبهه محصوره و غیر محصوره 16. شرح زیارت عاشورا 17. شرح شرایع الاسلام 18. رساله عصیریّه 19. رساله عملیّه 20. کتاب الغیبه فی حکم الاغتیاب 21. کتاب الفقه الاستدلالی 22. مستخرجات الطّرائف 23. رساله در معرفه


صفحه 521

التّکالیف 24. مناسک حج 25. مناقب الائمّه علیهم السلام 26. رساله در میراث.[1]

سیّداسداللّه قزوینی

حاج سیّداسداللّه قزوینی اصفهانی فرزند سیّدمحمّدباقر موسوی از احفاد سیّدعبداللّه مدفون در حوالی قزوین، عالم فاضل زاهد در حدود سال 1245ق در اصفهان متولّد، و برای تحصیل، عازم عتبات عالیات شد، و در خدمت میرزا محمّدحسن شیرازی،محمّد فشارکی و سیّداسماعیل صدر به تحصیل پرداخت. بارها به سفر حج رفت، و سرانجام به دستور استادش سیّداسماعیل صدر برای تبلیغ دین و نشر احکام به هند رفت، و در حیدرآباد، مشغول به انجام وظایف شرعی خود شد تا آن که در سال 1327ق وفات یافت، و در همان جا مدفون گردید. وی کتب خود را به دستور استاد اخلاقی خود ملاّفتحعلی عراقی به آب انداخته، و از بین برده است. آن چه باقی مانده، تقریرات فقهیّه او است.

فرزندش سیّدحسن نیز از علماء ازکیاء بوده، و در ذی قعده 1365ق در حیدرآباد وفات یافت، و جنب پدر مدفون گردید.[2]

شیخ اسداللّه فاضل بیدآبادی

حاج شیخ اسداللّه بیدآبادی معروف به «حاج فاضل» بن حاج ملاّمحمّدباقر بن ملاّمحمّدرضا، عالم فاضل زاهد، از

[1]احوال و آثار خوشنویسان، صص9 10؛ بیان المفاخر، ج2، صص244 351؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص253 254؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص148؛ زندگانی و شخصیّت شیخ انصاری، ص190؛ شرح حال رجال ایران، ج1، ص115؛ الکرام البرره، ج1، ص124؛ فواید الرّضویه، ج1، ص42؛ لباب الالقاب، ص71؛ ماضی النّجف، ج3، ص13؛ معارف الرّجال، ج1، ص94؛ مکارم الآثار، ج3، ص836؛ هدیه الاحباب، ص140؛ تاریخ اصفهان و ری، صص262 279؛ آثار ملّی اصفهان، ص192؛ احسن الودیعه، ج1، ص78؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص305 306؛ ریحانه الادب، ج2، ص26؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «اسداللّه»، ص2264؛ معجم المؤلّفین، ج2، ص242؛ اعیان الشّیعه، ج11، ص109؛ الکنی والالقاب، ج2، ص174؛ معجم رجال الفکر و الادب، ص35؛ الذّریعه، ج13، ص307 و ج11، ص212 و ج16، ص75 و ج10، ص95 و ج22، ص320.

[2]نقباء البشر، ج1، صص135 136؛ میرزای شیرازی، صص108 109؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص306؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص254 255؛ اسره المجدّد الشّیرازی، ص111.


صفحه 522

شاگردان حاج میرزا بدیع درب امامی، آقا سیّدمحمّد باقر درچه ای، آقانجفی و دیگران بوده.[1]از مخصوصین حاج میرزا عبدالحسین مسجدشاهی بود، و پس از فوت ایشان به آخوند فشارکی پیوست، و در خدمت آن دو، به امور شرعی و رسیدگی به اختلافات مردم می پرداخت، و نیز در مدرسه میرزا مهدی در محلّه بیدآباد امامت می فرمود.[2]در چهارشنبه 21 ذی القعده سال 1363 وفات یافت، و در خارج از بقعه تکیه بروجردی در تخت فولاد مدفون گردید.[3]

سیّداسداللّه دادخواه

سیّداسداللّه دادخواه فرزند سیّدمحمّدجعفر حسینی بهشتی، عالم فاضل فقیه مجتهد، در اصفهان متولّد شد، و نزد جمعی از علماء ازجمله آقامیرزامحمّدهاشم چهارسوقی تحصیل کرد، و از آخوند ملاّمحمّدحسین فشارکی اجازه دریافت نمود. سال ها نماز جماعت را در مسجد سرجوی شاه اصفهان اقامه می نمود. در دوره سوم مجلس شورای ملّی به عنوان نماینده اصفهان در آن دوره شرکت نمود. وی محضر شرعی، جهت رفع خصومات و مرافعات و ثبت عقود داشت که پس از تأسیس دفاتر رسمیِ ثبت اسناد و طلاق و ازدواج، از آن کار کناره گرفت. مشارٌالیه در 20 شوّال 1363ق در سنّ قریب به هشتاد سالگی وفات یافت، و در تخت فولاد در بقعه تکیه زرگرها مدفون شد. سیّدعلی بدیع زاده متخلّص به هور، در رثای او شعری سروده که دو بیت آخر آن که شامل مادّه تاریخ وفات او است:

می جست خرد سال وفات اسداللّه آن حجّت والاگهر نیک دل آگاه

هورش یکی از جمع برون کرد و چنین گفت: «پیش اسداللّهِ علی رفت اسداللّه»[4]

شیخ اسداللّه حکیم قمشه ای

شیخ اسداللّه حکیم قمشه ای فرزند مشهدی جعفر، از اجله حکماء و مرتاضین در حدود سال

[1]بیان المفاخر، ج2، ص232.

[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص153؛ اعیان الشّیعه، ج11، ص109.

[3]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص86.

[4]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص198؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص255؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص128؛ نقباء البشر، ج1، ص133؛ تحفه الاحباب، صص20 21.


صفحه 523

1297ق در شهرضا متولّد [شد]، و در مولد خود نزد حاج میرزا نصراللّه حکیم قمشه ای به تحصیل پرداخت، و ادبیّات، فقه، کلام، منطق و حکمت را فراگرفت؛ سپس به اصفهان آمد، و در مدرسه صدر، به تدریس حکمت و ریاضیّات قدیم و جدید پرداخت.

انواع خطوط، خصوصا شکسته را خوب می نوشت، و زبان فرانسه را بدون استاد آموخته بود. استاد شیخ محمّدباقر الفت درباره وی گوید: «وی در علوّ طبع، حدّت ذهن، قوّه حافظه و جمیع فضایل، اخلاقش به درجه ای بود که چنین گوهری گران مایه، کم تر زیب عالم انسانیّت گشته است». سرانجام در 18 ذی قعده 1334ق در عنفوان جوانی در 36 سالگی وفات یافت، و در تکیه ملک در تخت فولاد، نزدیک قبر آخوند کاشی مدفون گردید. از تألیفات او کتاب علم الاشیاء است که جهت محصلّین مدارس جدید تألیف نموده، و به چاپ رسیده است. شعر نیز می سروده و «دیوانه» تخلّص می نموده، قسمتی از اشعارش در کتاب دانشنامه به طبع رسیده است. از اشعار او است:

خوش تر ز روزگار جنون روزگار نیست نیکوتر از دیار محبّت دیار نیست

عاقل اگر چه عاقبت از جوی بگذرد امّا مسلّم است که دیوانه وار نیست[1]

اسداللّه اصفهانی

اسداللّه بن حبیب اللّه اصفهانی، از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن یازدهم هجری بوده، از آثارش، کتابت نسخه ای از شرح تجرید قوشچی که آن را در ربیع الثّانی سال 1072 به پایان رسانیده است. نسخه آن در کتابخانه مسجد گوهرشاد در مشهد مقدّس موجود است[2].

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص202؛ اصفهان (کتاب جوانان)، صص230 231؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، ج1، صص406 411؛ دانشنامه، صص1 2 و 6؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص50؛ الذّریعه، ج9، ص335؛ نقباء البشر، ج1، ص132؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص256 257؛ کارنامه همایی، صص56 57؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص306 307؛ جغرافیای تاریخی شهرستان شهرضا، ص81؛ تاریخ شهرضا.

[2]فهرست کتابخانه گوهرشاد، ص317.