بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 526

وی در سال 1360ق وفات یافت، و در اتاق غربی تکیه خاتون آبادی مدفون گردید.

شیخ محمّدرضا حسام الواعظین در مرثیّه و مادّه تاریخ وفاتش گوید:

آن که بد زنده روانش ز تولاّی علی وان که شد سرخوش و سرمست ز صهبای علی

حاج سیّداسداللّه که در مدّت عمر همچو عمّار بُد او واله و شیدای علی

بود هم عالم و هم زاهد و هم روشن دل دل او طور و منوّر ز تجلاّی علی

بهر تاریخ وفاتش ز وفا گفت حسام: «شد بهشتی اسداللّه ز اِعطای علی»[1]

سیّداسداللّه صدرالاسلام

آقاسیّداسداللّه صدرالاسلام میردامادی فرزند سیّدمحمّدصالح بن سیّداحمد بن محمّدحسین بن میرسیّداشرف بن میرمحمّدحفیظ بن میرمحمّداشرف علوی عاملی عالم فاضل متّقی، در سِدِه متولّد [شده]، و در اصفهان نزد حاج شیخ ابوالقاسم زفره ای، آخوند گزی و آقاسیّدمهدی درچه ای تحصیل نموده، و در مولد خود به نشر احکام و تبلیغ اوامر و نواحی و اقامه جماعت پرداخته است. مادر وی، دختر عالم جلیل، آقا سیّدمحمّد خلیل امام جمعه سده بوده است.[2]

محمّداسد قهپایی

محمّداسد بن حاجی صالح قهپایی، مالک نسخه ای از شرح مختصر الاصول تألیف قاضی عضد ایجی بوده است. نسخه به شماره 1069 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی نجفی

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص198؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص257؛ سیری در تاریخ تخت فولاد ص112؛ نقباء البشر، ج1، ص132.

[2]یادنامه سیّد بحرالعلوم میردامادی، ص34.


صفحه 527

موجود است.[1]

[ظاهرا صاحب عنوان، از فضلاء و ادبای قرن یازدهم هجری است.]

سیّداسداللّه بهشتی

سیّداسداللّه بن سیّدعبدالباقی حسینی بهشتی، عالم جلیل، متوفّی در سال 1288ق و مدفون در مقبره سادات بهشتی واقع در شمال مصلاّی تخت فولاد.[2]

میرزا اسداللّه رجالی

میرزا اسداللّه رجالی فرزند عبدالجواد بن ملاّمحمّد رجالی اصفهانی، خطّاط هنرمند، [در حدود سال 1282ق یا کمی قبل از آن در اصفهان متولّد شده، در جوانی نزد افسر و جلالی مشق خط کرد، و در خطّ نستعلیق و نسخ، مهارت بسیار کسب کرد[3]]. وی سال ها در مدارس جدید و خارج از آن به تعلیم خط می پرداخت. از آثارش خطوط کتیبه ایوان مقبره مسجد سیّد به سال 1318ق می باشد.[4]مشارٌالیه در 5 ذی حجّه الحرام 1372 به سنّ قریب نود سالگی وفات یافت[5]، [و در تکیه آقا سیّدمحمّدلطیف خواجویی در تخت فولاد مدفون شد].

سیّداسداللّه سبزواری

سیّداسداللّه بن سیّدعبدالکریم بن سیّدعبداللّه بن سیّدعلی حسینی سبزواری، عالم فاضل، در دولت آباد برخوار ساکن، و به تبلیغ و ارشاد مشغول بود. سرانجام در سال 1303ق در کاظمین وفات یافت، و مدفون شد. فرزندش سیّداسماعیل نیز از فضلا است که در سال 1332ق در کربلا وفات یافته، و مدفون شده است.[6]

[1]فهرست مرعشی، ج3، ص253.

[2]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص135.

[3]دیوان طرب، ص80.

[4]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، ص770 776.

[5]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص258 و بنگرید به: آثار ملّی اصفهان، ص653؛ بیان المفاخر، ج2، ص100؛ تاریخ اصفهان (هنر و هنرمندان)، ص109.

[6]نقباء البشر، ج1، ص139؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص259.


صفحه 528

ملاّاسداللّه فرادنبه ای

ملاّاسداللّه فرادنبه ای بن ملاّعبداللّه، از علماء قرن 13 هجری و از اهالی قریه «فرادنبه» چهارمحال و بختیاری است. در اصفهان ساکن بوده، و امامت مسجد قطبیّه برعهده او بوده، پس از فوت، در بقعه آقاحسین خوانساری در تخت فولاد مدفون شد.[1]

سیّداسداللّه خلیفه سلطانی

سیّداسداللّه خلیفه سلطانی معروف به صدر، فرزند میرزا علی نوّاب بن میر سیّدعلاءالدّین حسین مرعشی (خلیفه سلطان) عالم فاضل فقیه محقّق، در اصفهان نزد پدر و دیگران تحصیل نمود، و به مقام صدارت در دستگاه صفویّه رسید. وی در سال 1114ق وفات یافت، و در قبرستان ستّی فاطمه اصفهان مدفون شد.[2]

سیّداسداللّه حسینی

سیّداسداللّه بن سیّدعلی رضا حسینی اصفهانی، عالم فاضل، حکیم متکلّم، در اصفهان ساکن بوده، و نزد جمعی از علماء و فضلاء، ازجمله محمّدخلیل بن محمّداشرف قائنی اصفهانی به تحصیل پرداخته است.

وی را تألیفاتی است از آن جمله: رساله در وجود (تقریرات استادش قائنی، درباره اشتراک وجود)، که نسخه خطّی آن در مجموعه شماره 3974 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.

هم چنین سیّداسداللّه، نسخه ای از کتاب نور البصر محلّ مسأله الجبر و القدر تألیف محمّدخلیل قائنی را در چاشت روز چهارشنبه 12 رجب 1134ق به خطّ شکسته نستعلیق، به پایان رسانیده است، و در مجموعه شماره 3974 در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران موجود است.[3]

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص108.

[2]اعیان الشّیعه، ج11، ص109؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص259؛ مزارات اصفهان، ص247.

[3]فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج12، ص2970.


صفحه 529

ملاّاسداللّه گورتانی

ملاّاسداللّه بن ملاّعلی محمّد واعظ گورتانی، عالم فاضل، واعظ کامل از اهالی قریه «گورتان» از بلوک ماربین اصفهان بوده، و در سال 1323ق وفات یافته، و در تکیه صاحب روضات در تخت فولاد مدفون شد. وی مؤلّف کتابی است به نام جواهر الایمان در اصول دین و اخلاق در پنج مجلّد[1].

اسداللّه خان نظام العلماء

حاج سیّداسداللّه خان نظام العلماء فرزند میرزا علی محمّد نظام الدّوله بن میرزا عبداللّه خان امین الدّوله بن میرزا محمّدحسین خان صدر اصفهانی از فضلاء خاندان صدر اصفهانی است در نجف اشرف ساکن بود، و در 1324ق در آن ارض اقدس وفات یافت، و در مدرسه صدر مدفون شد. تاریخ وفاتش را سیّدمحمّد نجف آبادی شاعر ادیب چنین گفته است:

اسد ثاو باعتاب حمی اسداللّه و خیر الاوصیاء

فباعتاب علی ارخوا: «فازو اللّه نظام العلماء»[2]

اسداللّه اشتری

اسداللّه اشتری فرزند آقا شیخ محمّدعلی اشتری، شاعر ادیب و نویسنده توانا، در سال 1326 قمری در اصفهان متولّد گردید. پس از تحصیل علم و ادب، در انجمن ادبی ادیب فرهمند شرکت کرد، و برای روزنامه های اصفهان، مقالاتی نوشت. در سال 1312 خورشیدی به تهران رفت، و در خدمت وزارت دارایی وارد شد، و در ادارات مختلف آن وزارت خانه به خدمت پرداخت.

در این مدّت، مقالاتی ادبی و اجتماعی و اخلاقی از ایشان در جراید مهمّ پایتخت انتشار

[1]الذّریعه، ج5، ص264؛ دانشمندان وبزرگان اصفهان، ج2، ص756 و ج1، ص259.

[2]ماضی النّجف و حاضرها، ج3، ص482؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص391.


صفحه 530

می یافت. سبک نگارش ایشان، بسیار متین و دلچسب بود. بالاخره به اصفهان منتقل، و در اداره دارایی اصفهان مشغول شد. وی کتب چندی ترجمه و تألیف نموده که از آن جمله است: 1. تاریخ عشق 2. طوفان روح 3. نامه های اسیران جنگ.

وی در یک شنبه 19 رمضان سال 1397ق وفات یافت، و در تکیه آباده ای در تخت فولاد مدفون شد. از اشعار او است:

یک بار نام عشق، مرا بر زبان گذشت دیگر زبان نماند که گویم زبان بسوخت...

از بعد مرگ، لاله صفت سوزدم کفن جایی که عشق زنده مرا استخوان بسوخت[1]

شیخ اسداللّه جوادی*

حاج شیخ اسداللّه جوادی فرزند میرزا غلام حسین بن حاج محمّدجواد بن آخوند علی محمّد بن ملاّ علی محمّد گورتانی اصفهانی دانشمند فاضل و عالم کامل معاصر. وی در سال 1305ق در محلّه گورتان اصفهان متولّد شد. در دوازده سالگی پدر خود را از دست داد. از هفده سالگی به تحصیل در حوزه علمیّه اصفهان پرداخت تا این که پس از طی نمودن دروس خارج، به درجه اجتهاد نائل آمد. اساتید او عبارت اند از: ملاّهاشم جنّتی، شیخ حیدرعلی صلواتی، شیخ محمّدجواد اصولی، شیخ علی مشکاه، حاج شیخ عبّاسعلی ادیب، شیخ محمّدحسین شریعت هرندی، شیخ احمد فیّاض، سیّدعلی اصغر برزانی، حیدرعلی خان برومند، حاج آقا صدر کوپایی، حاج آقا سیّدابوالحسن شمس آبادی، حاج آقا رحیم ارباب، میرزا علی آقا شیرازی، حاج شیخ حسن صافی اصفهانی، حاج میرسیّدعلی بهبهانی، سیّدمحمّدرضا خراسانی. ایشان هم چنین یک سال در درس خارج علمای قم، خصوصا آیت اللّه العظمی گلپایگانی حضور یافت، و سپس به اصفهان مراجعت نمود، و به اقامه نماز جماعت در مسجد جامع گورتان و تبلیغ و ارشاد مردم و حلّ مشکلات شرعی آنان پرداخت. ازجمله فعّالیت های او تدریس در دانشگاه صنعتی اصفهان بوده است. از اقدامات خیریّه او، احداث مدرسه ای در فسا، احداث چندین مسجد، و سرپرستی امور دینی مرکز خیریّه ابابصیر است. او سفرهای تبلیغی

[1]تذکره شعرای معاصر اصفهان، ص37؛ سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان، ص49.


صفحه 531

بسیاری به مناطق مختلف کشور داشته اند. یکی از فرزندان او در جبهه های نبرد به شهادت رسیده است.[1]

میرزا اسداللّه خان وزیر

میرزا اسداللّه خان وزیر فرزند میرزا فتح اللّه خان بن محمّدعلیّ بن رضا قلی بن محب علیّ بن فتحعلی خان اعتمادالدّوله، از مستوفیان و کارگزاران عهد ناصری است. نسب او به فتحعلی خان اعتمادالدّوله، وزیر شاه سلطان حسین صفوی می رسد. میرزا اسداللّه خان در حدود سال 1263ق در اصفهان متولّد [شد]، و در این شهر به تحصیل پرداخت، و به مستوفی گری و وزارت ظلّ السّلطان حاکم اصفهان نائل شد. وی از مردان باکفایت و امین در شغل خود، و حاذق و ماهر بوده، و به حسن خلق و سیرت پسندیده شهرت داشت. در سال 1336ق وفات یافت، و در تخت فولاد مدفون گردید.[2]

اسداللّه ایروانی جرقویه ای

اسداللّه ایروانی فرزند غلام حسین محمّدآبادی جرقویه ای، شاعر و نویسنده معاصر. وی دارای دیوان اشعار است که به چاپ نرسیده است. نمونه اشعارش:

دوش که خورشید از این زبرجد الوان رخ پس کهسار بر نهفت ز کیهان

ظلمت شب روشنی نهفت به پهلو همچو بتی در کنار زنگی قطران

هر دو بصر تار شد از آن شب تاریک دل به بدن شد به آه و غصّه و افغان[3]

اسداللّه باطنی

اسداللّه باطنی، فرزند قاسم متخلّص به «باطنی» شاعر ادیب در سال 1284 خورشیدی در اصفهان متولّد گردید. به شغل لباس فروشی، روزگار می گذراند، و کم شعر می گوید؛ از آن

[1]نقل از یادداشت های آقای رحیم قاسمی.

[2]تاریخ نایین، ج4، ص35؛ شرح حال رجال ایران، ج6، ص36؛ القاب رجال دوره قاجاریه، ص212؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج2، ص1017.

[3]گرکویه، ص388.


صفحه 532

جمله است:

بشنو این نکته اگر گوش دلت سوی من است که جهان جمله غم و محنت و رنج و محن است

از جهان هیچ مسرّت مطلب زآن که جهان بهر مردان خدا یکسره بیت الحزَن است

اسداللّه معظّمی

اسداللّه معظّمی فرزند محمّدخان معظم السّلطان گلپایگانی (مدفون در تکیه مادر شاه زاده، در تخت فولاد اصفهان) تولّدش در سال 1274ش، و در دوره بیستم مجلس شورای ملّی نماینده اصفهان بوده است.

شیخ اسداللّه فهامی

شیخ اسداللّه فهامی [بن آقامحمّد دردشتی]، از وعّاظ اصفهان و از مخصوصین آخوند ملاّمحمّدحسین فشارکی بود. سال ها مراسم احیای شب های رمضان و جمعه را در تکیه آقا حسین خوانساری برگزار می نمود، و بسیاری از مؤمنین، در این مراسم حضور می یافتند. [وفاتش در جمادی الاوّل 1372ق روی داد]. پس از فوت، مابین قبر آقاجمال خوانساری و آقا حسین خوانساری در تخت فولاد مدفون شد.[1]

اسداللّه ایزدگشسب

اسداللّه ایزدگشسب، معروف به درویش ناصرعلی و متخلّص به «شمس»، فرزند محمود بن اسداللّه بن عبداللّه گلپایگانی اصفهانی، عالم فاضل و حکیم جامع، ادیب مدقّق و عارف فرزانه، از مشایخ سلسله گنابادی.

در حدود سال 1303ق در گلپایگان متولّد شده، و در اصفهان و تهران و خراسان و

[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص111؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص219.


صفحه 533

نجف تحصیل علوم فقه و اصول و حکمت نموده، در بیدخت گناباد، خدمت حاج ملاّمحمّد سلطان علی شاه رسیده، و دست ارادت به او داده، و در فقر و تصوّف، ریاضت ها کشیده [است]. از سال 1350، اجازه دستگیری فقرا را یافت. وی عاقبت به استخدام اداره فرهنگ درآمد، و هفت سال مدیر مدرسه حکمت بود. مدّتی نیز در دبیرستان گلبهار تدریس می نمود، و نگارنده، افتخار شاگردی او را داشت.

ایشان از سال 1305ش مجلّه عنقا را منتشر ساخت، و سرانجام در 5 جمادی الاوّل 1366ق وفات یافت، و در تخت فولاد مدفون گردید، و جهت او تکیه ای مخصوص بنا شد. وی را تألیفات بسیاری است که از آن جمله است:

1. اسرار العشق در تفسیر سوره یوسف، مطبوع 2. بدایع الآثار 3. بساط العشق و المحبّه 4. تحفه السّفر 5. ترجمه کتاب خطّ و خطّاطان به عربی 6. جنّه النّفوس در احکام روزه 7. حیاه الانسان و تسبیح اعیان 8. جذبات الهیّه (منتخب دیوان شمس تبریزی، مطبوع) 9. دیوان اشعار 10. دیوان النّبویه در اسرار سلوکیّه 11. ردّ بر دکتر فندر آلمانی 12. رشحات الاسرار 13. سعادات النّجفیه در شرح دعاء عدلیّه 14. شرح صلاه محی الدّین عربی 15. شمس التّواریخ، مطبوع 16. طرائف الحکم در حکمت الهی 17. قبسات الانوار 18. گلزار اسرار 19. لوامع الانوار 20. مختصر معراج السّعاده نراقی 21. مصابیح الاصول 22. مظاهر الانوار 23. معرفه الرّوح، مطبوع 24. نامه سخنوران در تذکره شعراء، مطبوع 25. نور الابصار در احوالات نورعلی شاه اصفهانی 26. هدایه الامم در نبوّت خاصّه و غیره.

از اشعار او است:

ز میخانه یکی دیوانه برخاست از آن دیوانه صد فرزانه برخاست

دل از لعل لبش یک نکته بشنید از آن نکته هزار افسانه برخاست

پریشان روزگاری های عاشق همه زان نظره جانانه برخاست

چو شمس آن دلبر جانانه را دید هزارش نعره مستانه برخاست[1]

[1]رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص71 72؛ تذکره شعرای معاصر اصفهان، صص279 282، شمس التّواریخ، صص84 86 و 91 92؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص259 261؛ نابغه علم و عرفان، صص413 414؛ تذکره العارفین فسایی، ص84؛ مقالات الحنفا، ص141؛ نقباء البشر، ج1، ص147؛ سخنوران نامی معاصر، ج2، صص2005 2009؛ تاریخ جراید و مجلاّت ایران، ج4، صص52 54؛ زندگی نامه رجال و مشاهیر ایران، ج1، صص320 321؛ مؤلّفین کتب چاپی، ج1، صص539 540.