آقاجونی معمار
آقاجونی، معمار اصفهانی، از معماران هنرمند قرن سیزدهم هجری است. وی بسیاری از مساجد، امام زاده ها و اماکن متبرّکه را ساخته، و یا مرمّت نموده است. ازجمله آثار او مسجد رحیم خان در اصفهان است که در سال 1304ق آن را ساخته است.[1]
ملاّآقاجان زفره ای
ملاّآقاجان بن حاج محمّد علیّ بن عبداللّه زفره ای، عالم فاضل، در سال 1257ق متولّد [شده]، و در 1334ق وفات یافته است، از بزرگان قریه «زفره» کوهپایه است[2].
آقاجان کاشی پز*
آقاجان کاشی پز، فرزند آقامؤمن، از هنرمندان دوره قاجاریّه است. در هنر کاشی سازی از اساتید بزرگ روزگار خود بود، و آثار ارزنده ای از خود به جای گذاشت. کاشی های مسجد سیّد اصفهان که سال نصب آن ها 1325ق است از آثار ارزشمند او است. آقاجان کاشی پز در سال 1336ق در اصفهان وفات یافت، و در تکیه میرزا ابوالمعالی کلباسی واقع در تخت فولاد مدفون گردید[3].
میرزا آقاخان محاسب الدّوله
میرزا آقاخان محاسب الدّوله معروف به مصفّی فرزند حسینقلی خان [بن میرزا محمّد خان بن بیگلر خان اصفهانی] فاضل ادیب عارف، از دانشمندان مشهور و عرفا و ریاضی دانان معروف اصفهان بود. وی در سال 1274ق در تهران متولّد شد، [و در مدرسه دارالفنون به تحصیل پرداخت]، نزد میرزا عبدالغفّارخان نجم الدّوله اصفهانی ریاضیات را
[1]دائره المعارف تشیّع، ج2، ص124.
[2]منتخب اشعار رجاء زفره ای، ج2، ص89؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص209.
[3]گنجینه آثار تاریخی اصفهان، صص673 674؛ تخت فولاد سرزمین جاویدان، نسخه تایپی؛ بیان المفاخر، ج2، ص105؛ دائره المعارف تشیّع، ج1، ص124.
تکمیل نمود، و از سال 1312 به اصفهان آمد، و در بانک شاهی مشغول خدمت گردید. وی به دستیاری مردم حاج شیخ علی اکبر شیخ الاسلام و میرزا مسیح خان حافظ الصّحه و میرزا علی اکبرخان سرتیپ، مدرسه ایتام را تأسیس نمود که در آن، عدّه ای قریب پنجاه نفر از ایتام را سرپرستی نموده، و درس دادند، از سال 1323 نام آن به مدرسه علیّه و ایتام تبدیل گردید، و در این اواخر نام ایتام از آن حذف شد، و اکنون در محلّ اوّلیه، باقی و به مدرسه علیّه معروف است.
محاسب الدّوله از آزادی خواهان معروف و عضو انجمن ولایتی اصفهان بود، و از مشروطه خواهان به شمار می رفت.
وی از عرفای اصفهان است که از طرف ظهیرالدّوله جانشین صفی علی شاه اجازه دستگیری و ارشاد داشت، و جزو صوفیّه نعمت اللّهیّه صفی علی شاهی بود، و در اواخر، ارادت به آقامیرزاعبّاس پاقلعه ای صابرعلی شاه پیدا کرد، و به جرگه صوفیّه مریدان ذوالرّیاستین پیوست.
مشارٌالیه در غرّه جمادی الاوّل سال 1256ق در اصفهان وفات یافت، و در ایوان بقعه مرحوم آقاسیّدحسن مدرّس مدفون گردید. کتب زیر از آثار قلمی او است:
1. تاریخچه مدرسه دارالفنون 2. تاریخ عمومی سلاطین اروپا 3. تاریخ مصر 4. اصول جبر و مقابله، مطبوع 5. اصول جغرافیایی کره زمین[1].
آقا کوچک قمشه ای
آقا کوچک قمشه ای، عالم و عارف و از اهالی قمیشه است. در اصفهان ساکن [بود، و] در سال 1297 قمری وفات یافت، و در صحن تکیه مادر شاه زاده، جنب قبر حاج صادق تخت فولادی، در تخت فولاد مدفون گردید. مادّه تاریخ وفاتش را [میرزا حسن قمشه ای متخلّص به] «مفتون» گوید:
بهر تاریخ وفاتش کلک «مفتون» زد رقم: «زبده آل سلوک اندر جنان شد رستگار»[2]
[1]اعیان الشّیعه، ج6، ص11؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص156؛ مکارم الآثار، ج6، ص2063؛ دایره المعارف دانش بشر، ص1191؛ فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص46؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص47 48؛ مزارات اصفهان، صص168 169.
[2]رجال اصفهان یا تذکره القبور، ص225؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص49 50؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص93؛ تاریخ اصفهان (تکایا و مقابر)، ص121.
آقا گلی اصفهانی*
آقا گلی اصفهانی، از صنعتگران هنرمند اصفهان در اواخر قاجاریّه است. وی در اصفهان به ساختن تار و سنتور می پرداخته است[1].
آقایی اصفهانی
آقایی فرزند رجب علی شریف اصفهانی، از فضلا و نویسندگان کتب در قرن 13 هجری. از آثارش کتابت نسخه ای است از کتاب نخبه، رساله عملیّه حاجی کلباسی که آن را در سال 1240ق به خطّ نسخ، کتابت نموده است که به شماره 1054 در کتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد موجود است.[2]
آل ترکه
آل ترکه یکی از خاندان های معروف شیعه در اصفهان هستند که چندین قرن به علم و ریاست شهرت داشته اند.
جدّ اعلای آنان از خجند به اصفهان آمده، و در این شهر سکونت نموده است، و چون ایشان از نژاد ترکان ترکستان می باشند، به «ترکه» شهرت یافته اند. این خاندان علمی و ادبی تا قرن یازدهم هجری در اصفهان حضور داشته اند، و مقابر آنان جنب مسجد لنبان بوده، و از بین رفته است، و اثری از آن باقی نیست. اکنون به شرح حال عدّه ای از حکماء، عرفاء، علماء و شعرای این خاندان می پردازیم.
آل ترکه ابوالهادی*
ابوالهادی ترکه اصفهانی، از فضلای اصفهان در قرن یازدهم هجری بوده، و مجاز از مولی محمّدتقی مجلسی علیه الرّحمه است. تاریخ اجازه، 14 صفر المظفّر سال 1058ق
[1]سرگذشت موسیقی ایران، ج1، ص170؛ تاریخ موسیقی ایران، ج2، ص699.
[2]فهرست گوهرشاد، ص191.
می باشد.[1]
آل ترکه خواجه حبیب اللّه
خواجه حبیب اللّه ترکه، از دانشمندان قرن دهم هجری بوده، و منصب قضاوت را در این شهر بر عهده داشته است. شعر نیز می سروده، و رباعیّاتی از او دردست می باشد.[2]
آل ترکه
ضیاءالدّین علی ترکه اصفهانی فرزند خواجه حبیب اللّه، عالم و شاعر ادیب، برادرِ خواجه افضل الدّین محمّد ترکه است[3]. در کتاب کشکول شیخ بهایی این رباعی را از او نقل می کند:
بی خوابی شب جان مرا گرچه بکاست در خواب شدن از ره انصاف خطاست
ترسم که خیال او قدم رنجه کند عذر قدمش به سال ها نتوان خواست[4]
آل ترکه صائن الدّین علی
ابومحمّد صائن الدّین علی بن صدرالدّین محمّد بن ابوحامد افضل الدّین محمّد بن حبیب الله ترکه اصفهانی از معروف ترین افراد آل ترکه، و از دانشمندان قرن نهم هجری است. وی عالمی فاضل و حکیمی عارف و ادیبی ماهر بود، در اصفهان متولّد شد. ابتدا نزد برادرش به تحصیل پرداخت، سپس به مسافرت به شهرهای مختلف رفت، و از محضر علمای آن شهرها بهره برد، و در علوم زمان خود به استادی رسید.
[وی در دستگاه امیرزادگان تیموری، صاحب شهرت و احترام بود، در زمان حکومت شاهرخ به قضاوت شهر یزد منصوب شد؛ امّا پس از مدّتی به فساد عقیده متّهم شد، و به دستور شاهرخ به هرات رفت، و با نوشتن کتاب نفثه المصدور به دفاع از خود پرداخت. در
[1]فهرست مرعشی، ج32، ص624.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص58؛ مزارات اصفهان، ص61؛ تاریخ نظم و نثر، ج1، صص451 و 498.
[3]تاریخ نظم و نثر، ج1، ص452.
[4]کشکول، ج1، ص162.
سال 830ق پس از آن که احمد لر که از پیروان فضل اللّه استرآبادی پیشوای حروفیّه بود، در مسجد هرات، شاهرخ را کارد زد، صائن الدّین نیز به همکاری با توطئه گران متّهم، و مدّتی محبوس، و اموالش مصادره شد. عاقبت با خانواده اش آواره شهرها گردید. پس از مدّت ها دربه دری به بایسنغر فرزند شاهرخ توسّل جست، و از او امان یافت، و مدّتی به قضاوت نیشابور مشغول شد].
وی در 14 ذی حجّه 835ق در هرات وفات یافت. شیخ آقابزرگ او را از اعلام شیعه شمرده است.
وی تألیفات فراوانی دارد که برخی از آن ها به طبع رسیده است، این آثار عبارت اند از:
1. اسرارالصّلاه 2. التّمهید فی شرح قواعد التّوحید، مطبوع 3. شرح فصوص الحکم 4. شرح قصیده برده به فارسی که به مغیث الدّین ابوالفتح سلطان ابراهیم تقدیم شده (نسخه شماره 3464 کتابخانه آیت اللّه مرعشی در قم) 5. شرح گلشن راز 6. شرح قصیده تاییه ابن فارض 7. شرح نهج البلاغه 8. شقّ القمر در عرفان، به فارسی 9. رساله بائیّه در علم اعداد و حروف 10. رساله المحمدیّه 11. مبدأ و معاد 12. مخزن الغرائب 13. مدارج الافهام الافواج 14. المعتقده 15. المفاحص در علم عدد 16. مناظرات خمس یا عقل و عشق 17. رساله در تحقیق أَنَا نُقْطَه الَّتی تَحْت الْباء 18. ضوء اللّمعات 19. رساله در معنی قابلیّت و تصوّر و تحقیق آن 20. تجلّی ذاتی، ترجمه رساله ابن هود مغربی 21. مناهج 22. نفثه المصدور 23. سلم دارالسّلام، در بیان حکم ارکان الاسلام در عرفان به فارسی 24. اطوار الصّوفیه یا اطوار ثلاثه 25. منظومات صائنیّه 26. جواب مکتوب امیررضا 27. شرح حدیث عما 28. اعتقادیّه 29. شرح ابیاتی از ابن عربی 30. مقبول الملوک یا خواصّ الحروف 31. نفثه المصدور ثانی 32. مناظره بزم و رزم و غیره.[1]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص59؛ تاریخ نظم و نثر، صص274 275؛ ریحانه الادب، ج3، ص343؛ الذّریعه، ج11، صص136 و 68؛ تاریخ تشیّع اصفهان، صص332 و 335؛ رجال حبیب السّیر، ص123؛ تمهید القواعد، مقدّمه؛ عقل و عشق یا مناظرات خمس، مقدّمه؛ ریاض العلماء، ج4، ص240؛ طرائق الحقایق، ج3، صص68 69؛ حروفیّه در تاریخ، صص 80 81.
آل ترکه علی
علی یزدی، از دانشمندان قرن دهم هجری بوده، و در ریاض العلماء آمده که سبط صائن الدّین علی ترکه اصفهانی است.[1]
آل ترکه خواجه قاسم علی
خواجه قاسم علی ترکه، بنا به نوشته اسکندربیک منشی، از صاحب منصبان عهد صفویّه بوده، مدّتی وزیر حسن بیک استاجلو یوزباشی شد، و سپس وزارت آذربایجان یافت، و امّا آن جا نرفت.
اصلاً از تبریز بود؛ امّا پدرانش اصفهانی بودند. او برادر خواجه عنایت ترکه سابق الذّکر است.[2]
آل ترکه خواجه عنایت ترکه
اسکندر بیک منشی درباره او می نویسد: «وزیر حسن بیک فرزند حسین بیک از وزرای معتبر، مرد خلیق و آدمی پسندیده سلوک بود».[3]
آل ترکه خواجه افضل الدّین محمّد ترکه
عالم فاضل، فقیه محدّث، از دانشمندان قرن دهم هجری است. در اصفهان متولّد شد، و نزد علمای اصفهان به تحصیل پرداخت، و سپس به کاشان رفت، و نزد ابوالحسن ابیوردی معروف به «دانشمند» به تلمّذ پرداخت. آن گاه در اصفهان منصب قضاوت یافت. سرانجام شاه تهماسب او را به قزوین آورد، و منصب قضاوت لشکر را بالاشتراک به وی و میرعلاءالملک مرعشی داد.
صاحب عنوان، سال ها در قزوین به تدریس مشغول بود، و شاگردان بسیار داشت، و در
[1]ریاض العلماء، ج2، ص240؛ مزارات اصفهان، ص61.
[2]تاریخ عالم آرای عباسی، ج1، ص165؛ مزارات اصفهان، ص62.
[3]تاریخ عالم آرای عباسی، ج1، ص165؛ مزارات اصفهان، ص62.
زمان شاه تهماسب و شاه اسماعیل دوم، همواره مورد احترام حکومت صفویّه بود. سفری به هند رفت، و مراجعت نمود.
آخرالامر مدّتی در مشهد مقدّس به تدریس پرداخت، و در سفری که به همراه حمزه میرزا داشت، در سال 991 در شهر ری وفات یافت. قاضی نورالدّین محمّد اصفهانی و علاّمه چلبی از شاگردان او به شمار می روند. طبع شعر نیز داشته، و «افضل» تخلّص می کرده [است].
این رباعی را شیخ بهایی در کشکول از او نقل می کند:
در دوزخ هجران، لب کس کی خندد یا خاطر او به خرّمی پیوندد
گر آن دوزخ چو دوزخ هجران است حاشا که خدا به کافری بپسندد
صاحب عنوان، دارای تألیفاتی است از آن جمله: 1. انموذج العلوم 2. دیوان اشعار 3. رساله در اعتراض به قول استاد خود جناب مقدّس اردبیلی در موضوع «امر بشی ء نهی عن ضدّه الخاص» 4. رساله در معقولات ثانیه[1].
آل ترکه جلال الدّین محمّد
جلال الدّین محمّد ترکه، از معاصران شاه عبّاس کبیر صفوی و بزرگان آل ترکه بوده است.[2]
آل ترکه، خواجه افضل الدّین محمّد
خواجه افضل الدّین محمّد صدر بن حبیب اللّه ترکه اصفهانی، از معاریف سلسله آل ترکه است که در 13 رمضان المبارک سال 850 به دستور شاهرخ در ساوه مقتول گردید[3].
[1]تاریخ عالم آرای عبّاسی، ج1، ص246؛ تتمیم امل الآمل، ص71؛ ریاض العلماء، ج3، ص314؛ الذّریعه، ج2، ص404، ج9، ص85؛ فهرست مجلس، ج8، ص14؛ احیاء الدّاثر، صص210 211؛ معجم مؤلّفی الشّیعه، ص101؛ کشکول، ج1، ص61؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص60؛ مزارات اصفهان، ص63.
[2]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص61.
[3]دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص60 61؛ مزارات اصفهان، ص61؛ اصفهان (کتاب جوانان)، ص216.
دولتشاه سمرقندی در تذکره الشّعراء گوید: «شاهرخ، شاه علاءالدّین را در شهر ساوه حکم کشتن کرد... . گویند دو نوبت، ریسمان خواجه افضل ترکه پاره شد، و او فریاد می زد که با شاهرخ بگویید که این عقوبت بر ما لحظه ای بیش نیست؛ امّا پنجاه ساله نام نیک خود را ضایع مساز»[1].
صاحب عنوان را تألیفات و مصنّفاتی است که از آن جمله است ترجمه کتاب ملل و نحل شهرستانی به فارسی که به طبع رسیده است، و مؤلّف آن را «تنقیح الادلّه و العلل» نام نهاده، و در یک شنبه 13 رجب 843 در اصفهان به پایان برده است[2]. مدفن او در اصفهان به «درب آستان» معروف بوده است.[3]
آل ترکه صدرالدّین محمّد
خواجه رشیدالدّین فضل اللّه مکاتباتی با او داشته که در منشآت رشیدالدّین مضبوط است، و بر مقام علمی و نفوذ و اعتبار صاحب عنوان دلالت می کند.
خواجه رشیدالدّین فضل اللّه، وزیر سلطان غازان خان مؤلّف تاریخ غازانی یا تاریخ رشیدی هم چنین در آن کتاب می نویسد: «در کتابخانه اش دو هزار جلد قرآن دارد که چهارصد جلد آن مذهّب و به خطّ یاقوت مستعصمی است، و شش قرآن به خطّ احمد سهروردی، و بیست قرآن به خطّ ابن مقله، و شصت هزار جلد کتاب دیگر که از ایران و روم و توران و مصر و شام و عدن جمع آوری نموده است، و تمام این کتب، وقف بر رشیدیّه است».
کتب زیر از او است:
1. الاعتماد الکبیر 2. حکمت الرّشیدیّه، به نام خواجه رشیدالدّین فضل اللّه 2. حکمت
[1]تذکره الشّعراء، ص256.
[2]فرهنگ فارسی، دکتر معین، ج5، ص989؛ فهرست رضوی، ج4، ص55.
[3]تاریخ نظم و نثر، ج1، ص448.