اصفهانی است که به احتمال قوی، همین ملاّمحمّداسماعیل درکوشکی است]. این کتاب ها عبارت اند از: 1. جلوات ناصریّه، در توحید، به فارسی[1]، موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران جزو کتب اهدایی آقای مشکاه به دانشگاه[2]و نسخه دیگر، موجود در کتابخانه دانشکده الهیّات و معارف اسلامی مشهد[3]، و نسخه دیگر موجود در کتابخانه مجلس شورای اسلامی[4]2. شرح حدیث رأس الجالوت[5]4. رساله در اثبات سکون زمین، موجود در کتابخانه آیت اللّه العظمی گلپایگانی[6]5. ترجمه رساله الادوار، تألیف صفی الدّین عبدالمؤمن ارموی، میکروفیلم آن موجود در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران[7]6. ترجمه رساله الشّرفیه، در موسیقی، تألیف صفی الدّین عبدالمؤمن ارموی، موجود کتابخانه در مدرسه عالی سپهسالار تهران[8].
میرزا اسماعیل قائنی
میرزا اسماعیل قائنی بیرجندی اصفهانی فرزند محمّدجعفر، عالم فاضل ادیب عارفِ نیمه اوّل قرن سیزدهم هجری. از خراسان به اصفهان آمده، و در آن جا به تحصیل پرداخته، و در ادبیّات عرب، علوم غریبه، حکمت و عرفان مهارت داشته، و تألیفاتی از خود به جای نهاده است[9]که از آن جمله است: 1. ارجوزه فی الاصول[10]2. ثمره الارواح، در رمل موجود در کتابخانه آیت اللّه العظمی مرعشی نجفی[11]3. نظم اللّئالی در اصول فقه، ظاهراً همان ارجوزه است، موجود در کتابخانه بروجردی در نجف[12].
سیّداسماعیل هاشمی
حاج سیّداسماعیل هاشمی بن آقاسیّدمحمّدحسن بن سیّدابراهیم موسوی طالخونچه ای اصفهانی، عالم فاضل فقیه ماهر. در حدود سال 1330ق در قریه «طالخونچه» از بلوک سمیرم متولّد شد. مقدّمات علوم را نزد پدر و برادر بزرگ خود سیّدعلی اکبر فراگرفت، و سپس در اصفهان نزد آقا شیخ محمّدرضا نجفی، حاج شیخ مهدی نجفی، سیّدزین العابدین طباطبایی ابرقویی، حاج محمّدجواد بیدآبادی و استاد همایی تحصیل نمود. آن گاه برای
[1]الذّریعه، ج5، ص127.
[2]فهرست اهدایی مشکاه، ج3، ص223؛ الذّریعه.
[3]فهرست الهیّات مشهد، ج1، ص397.
[4]فهرست مجلس، ج6، صص80 82.
[5]مکارم الآثار، ج7، ص2739.
[6]فهرست گلپایگانی، ج2، صص81 و 84.
[7]فهرست میکروفیلم های دانشگاه، ص9.
[8]احوال و آثار خواجه نصیرالدّین طوسی، ص154.
[9]مقالات ادبی، همایی، ص440.
[10]تراجم الرّجال، ج1، ص108.
[11]فهرست مرعشی، ج14، صص217 218.
[12]الذّریعه، ج1، ص457 و ج24، ص24.
تکمیل تحصیلات خود به قم رفت، و نزد علمای اعلام و آیات عظام، سیّدمحمّدرضا گلپایگانی، حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی، شیخ محمّدرضا جرقویه ای، سیّدمحمّد حجّت، سیّدمحمّدتقی خوانساری، سیّدصدرالدّین صدر و فاضل لنکرانی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت. سپس به اصفهان بازگشت، و در قریه «قمبوان» ساکن شد. پس از سال ها به اصفهان آمد، و به تدریس، ارشاد و هدایت مردم و اقامه جماعت پرداخت. ایشان در 28 جمادی الاوّل 1420ق وفات یافت، و در بقعه علاّمه مجلسی مدفون گردید. کتب زیر از او است:
1. اربعین به نام ملتقات 2. دیوان اشعار به عربی و فارسی 3. ذریعه الزّائر یا رهبر زوّار، مطبوع 4. درّه البیضاء فی فضایل سیّدالنّساء 5. شهاده الشّهداء، در شرح و ترجمه لوح حضرت زهرا سلام اللّه علیها ، مطبوع 6. ضیاء البشر در رد شیخیّه کریم خانیّه 7. لؤلؤ درخشان در صفات بهترین زنان 8. مجموعه ای در ردّ صوفیّه 9. هدایه الاخوان، درباره حقوق برادران.
ایشان در اواخر عمر خود، نماینده استان اصفهان در مجلس خبرگان رهبری بود، و در چنیدن مؤسّسه خیریّه عضویت داشت.[1]
سیّداسماعیل سدهی
سیّداسماعیل سدهی اصفهانی بن سیّدحسن بن سیّداسماعیل بن سیّدرضا بن هاشم موسوی، عالم فاضل، در سال 1306ق در محلّه درب سیّدِ محلّه فروشان بیده متولّد شد. مقدّمات را نزد دایی خود میرزا عبدالرّحیم و برخی از علمای اصفهان خواند، و سپس راهی نجف اشرف گردید، و از درس آخوند خراسانی، شیخ علی گنابادی، شیخ اسماعیل محلاّتی، میرزا حسین نایینی، آقا ضیاءالدّین عراقی و سیّدابوتراب بهره گرفت، و در علوم عقلی نیز در درس شیخ عبدالحسین رشتی و سیّدمحمّدحسین بادکوبی حاضر شد. وی از علمای معتبر نجف به شمار می رفت، و در شب دوشنبه 5 شوّال 1373ق وفات یافت، در صحن شریف مجاور مقبره معین التجّار اصفهانی مدفون گردید. از وی تقریرات فقه و اصول و رساله های مستقل به صورت ناقص، نزد فرزند مؤلّف، سیّدمحمّد
[1]یادنامه آیت اللّه حاج سیّداسماعیل هاشمی؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، صص287 289؛ مزارات اصفهان، ص44؛ مدرّس مجاهدی شکست ناپذیر، صص220 221؛ سیمای دهاقان، صص296 298.
باقی مانده است.[1]
شیخ اسماعیل تاج الواعظین
(شیخ اسماعیل تاج الواعظین واعظ با اخلاص و وارسته. دارای صدایی دلنشین و آوازی گیرا بود و از این رو شهرت و محبوبیت زیادی در بین مردم داشت. وی در 31 مرداد 1326ش وفات یافت و در تکیه سید العراقین مدفون شد.
(صغیر اصفهانی ماده تاریخ وفاتش را چنین گفته: قربانی دوست کرد جان اسماعیل)[2]
ملاّ محمّداسماعیل خواجویی
ملاّمحمّداسماعیل بن محمّدحسین بن محمّدرضا بن علاء الدّین محمّدمازندرانی معروف به ملاّاسماعیل خواجویی. عالم فاضل و حکیم کامل محقّق مدقّق، از اکابر فقهاء مجتهدین، و از اعاظم حکماء و مدرّسین. اصلاً از اهالی مازندران است؛ امّا به مناسبت سکونت در محلّه خواجوی اصفهان، به خواجویی شهرت یافته است. از اساتید او اطّلاعی نداریم، خود او نیز در تألیفاتش به نام اساتید خود اشاره نکرده است؛ امّا از برخی منابع برمی آید که از شیخ حسین ماحوزی روایت دارد، و احتمال دارد از شاگردان محضر آخوند ملاّمحمّدجعفر کرباسی صاحب کتاب طباشیر، و هم چنین فاضل هندی، فاضل سراب و ملاّمحمّدصادق اردستانی باشد.
[زندگانی او با فتنه افغان مصادف بوده، و در جریان محاصره اصفهان و تسلّط افغان ها، گرانی و قطحی و بیماری ها و قتل عام مردم اصفهان، رنج ها دیده، و آزارها کشیده است. پس از ظهور نادر، و رفع فتنه افاغنه، کمر به احیای حوزه علمیّه اصفهان بسته، و فضلاء و اهل علم را گردآورده، و مجالس و محافل تدریس و بحث را رونق داده، و به اشاعه فقه و کلام و حکمت، اهتمام ورزیده است.
[1]نقباء البشر، ج1، ص155؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص271.
[2]جلوه افلاکیان نوشته رحیم قاسمی، مخطوط.
او در انواع علوم زمان خود ماهر بوده، و خصوصاً در تدریس شفا مهارتی بسزا داشته است. از حافظه ای قوی برخوردار بوده، و خطّ نستعلیق را خوش می نوشته است. این عالم عالی قدر، در دنیا به قلیلی از خوراک و پوشاک اکتفا کرده، و نظر خود را از ماسوی اللّه قطع نموده بود؛ لاجرم، مستجاب الدّعوه بود، و کراماتی از ایشان به ظهور رسید. در مقابل سخن حق، تسلیم و صاحب هیبتی عظیم بود. بزرگ و کوچک و شاه و گدا او را احترام می کردند و صاحبان جلالت و سلطنت، در تفخیم او دقیقه ای فروگذار نمی کردند. تا جایی که نادرشاه افشار با آن همه سطوت و صولتی که داشت، و به فضلاء و اعاظم علمای عصر خود اعتنایی نمی کرد، وی را مورد عنایت خاصّه قرار داده بود، و فرمان او را امتثال می کرد، در حالی که آن بزرگمرد، به مقام و عظمت نادر، بی اعتنا بود].
بسیاری از علماء و فضلاء، از محضر درس او مستفیض شده اند که از آن جمله اند: آقامحمّد بیدآبادی، میرزا ابوالقاسم مدرّس، ملاّمهدی نراقی و ملاّمحراب گیلانی.
صاحب عنوان در 11 شعبان 1173ق در اصفهان وفات یافت، و در تخت فولاد، نزدیک مزار فاضل هندی مدفون گردید. [میرزا عبدالنّبی قزوینی در تتمیم امل الآمل سال وفات او را 1177ق ذکر نموده است، و احتمال این که اشتباه، از کاتب نسخه باشد زیاد است. شیخ عبّاس قمی در فوائد الرّضویه و جمعی پنداشته اند که ما دو نفر ملاّاسماعیل خواجویی در یک زمان داشته ایم، یک نفر فقیه، متوفّی به سال 1173، و یک نفر حکیم و فیلسوف، متوفّی به سال 1177 که این ادّعا ناشی از اشتباه راه یافته به کتاب تتمیم امل الآمل، و به کلّی مردود است]. در تاریخ وفات او [به حساب ابجد] گفته اند:
«نورّ اللّه الجلیل مقبرته» «رفع اللّه فی الجنان منزلته»
دبیر، شاعر اصفهانی در مرثیّه ای [که در حاشیه سنگ لوح مزار خواجویی نقر گردیده]، مادّه تاریخ وفات ایشان را چنین می گوید:
بهر تاریخ او دبیر نوشت: «خانه علم منهدم گردید»
[تا این اواخر، قبر او به صورت سکویی در وسط قبرستان باقی بود، تا این که شهرداری اصفهان، بقعه ای بر سر قبر او احداث کرد].
تألیفات ایشان را اعمّ از کتاب و رساله، بیش از یک صد و پنجاه کتاب نوشته اند که اغلب به
چاپ رسیده است، و از آن جمله است:
1. ابطال زمان الموهوم، [چاپ شده در کتاب سبع رسائل] 2. الاربعون حدیثا، [چاپ شده] 2. بشارات الشّیعه، [چاپ شده] 3. تجسّم اعمال، [چاپ شده در جلد اوّل کتاب میراث حوزه اصفهان] 4. ترجمه مناظره مأمونیّه، [به چاپ رسیده است [5. تعلیقه بر اربعین حدیث شیخ بهایی [چاپ شده] 6. تعلیقه بر اثنی عشریّه صومیّه شیخ بهایی، [چاپ شده [8. تعلیقه بر مفتاح الفلاح شیخ بهایی [چاپ شده] 9. ردّ بر وحدت وجود، به فارسی، [چاپ شده در جلد اوّل میراث حوزه اصفهان] 10. جامع الشّتات [چاپ شده [11. رسائل در اجل محتوم، [چاپ شده در جلد اوّل میراث حوزه اصفهان [12. سهو النّبی، [چاپ شده [13. الفوائد الرّجالیّه، [چاپ شده [14. مفتاح الفلاح فی شرح دعاء الصّباح، [چاپ شده [15. هدایه الفؤاد، [چاپ شده [16. حاشیه بر مدارک، [مخطوط] 17. حاشیه بر تفسیر صافی، [مخطوط] 18. حاشیه بر زبده البیان، [مخطوط[1]].
اسماعیل مبارکه ای لنجانی
اسماعیل بن حسین مبارکه ای لنجانی اصفهانی، از خطّاطان قرن سیزدهم هجری. از آثار او نسخه ای از حیاه القلوب تألیف علاّمه مجلسی است که در 26 محرّم 1245 به خطّ نستعلیق، از کتابت آن فراغت یافته است. نسخه آن به شماره 3107 در کتابخانه عمومی اصفهان موجود است.[2]
[1]سیری در تاریخ تخت فولاد، صص115 116؛ تاریخ اصفهان، جابری، صص307 و 175 و 260؛ آشنای حق، صص28 31؛ مقالات ادبی، ج1، ص328، شرح روضات الجنّات، ج1، صص296 307؛ رجال اصفهان، دکتر کتابی، ج1، صص316 318؛ رجال اصفهان یا تذکره القبور، صص53 55؛ تتمیم امل الآمل، صص67 69؛ تجربه الاحرار، ص150؛ الذّریعه، ج1، ص410 و 70، ج2، ص321، ج6، صص13 و 196، ج5، ص541، ج13، صص116 و 311، ج14، صص62 و 252، ج16، صص60 و 337، ج21، ص330 و ج25، صص186 و 54؛ روضات الجنّات، ج1، ص114؛ ریحانه الادب، ج2، ص105؛ الکنی و الالقاب، ج2، ص200؛ فواید الرّضویه، ج1، صص52 53؛ خدمت متقابل اسلام و ایران، ص952؛ نجوم السّماء، ص268؛ اعیان الشّیعه، ج43، ص293؛ مختصری از تاریخچه محلّه خواجو، صص74 75؛ گلشن مراد، ص391؛ مکارم الآثار، ج7، صص2421 2422؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص272 273.
[2]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص92.
اسماعیل نایینی*
اسماعیل بن حسین نایینی، از فضلای قرن دهم هجری است. وی ظاهراً به تحصیل طب در اصفهان مشغول، و در مدرسه دیلمیّه اصفهان ساکن بوده است. وی در این مدرسه، کتاب های مختصر در طب، اثر چغمینی و فصول الایلاقیّه یا معالجات که از چغمینی است را در سال 980ق کتابت نموده، و نسخه، در کتابخانه مجلس سنای سابق موجود بوده است.[1]
اسماعیل اشعری
اسماعیل بن حماد بن ابی سلیمان مسلم، فقیه اشعری، از محدّثین اصفهان است. جدّش مسلم از اهالی رستاق بُرخوار اصفهان بوده، و محمّد بن یحیی بن منده از او نام برده است. اسماعیل اشعری از ابی اسحاق سبیعی و سلیمان اعمش روایت می کند. مُعتَمِر بن سلیمان و خالد بن عبداللّه از او نقل حدیث می کنند.[2]
اسماعیل کاشف اصفهانی
آقااسماعیل اصفهانی متخلّص به «کاشف» فرزند استاد حیدرعلی معمار اصفهانی و نواده استاد محمّدعلی معمار اصفهانی، شاعر ادیب هنرمند، در اصفهان ساکن، و در فنّ آجرتراشی، استاد بود، عاقبت آن شغل را ترک کرد.[3]
در سرودن شعر، طبع روانی داشت. از تألیفات او [است]: 1. مثنوی تحفه العالم[4]2. مثنوی ساقی نامه[5]3. دیوان اشعار و بنابر آن چه از دیوان او مستفاد می شود، در سال 999 متولّد [شده]، و تا سال 1080ق در قید حیات بوده، و پس از این تاریخ، وفات یافته است.[6]
[1]فهرست مجلس، ج2، ص57.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص206؛ طبقات المحدّثین، ج1، ص154.
[3]تذکره نصرآبادی، ج1، صص510 511.
[4]الذّریعه، ج19، ص136.
[5]الذّریعه، ج19، ص199.
[6]فهرست کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، ج10، ص1796.
از او است:
هر جلوه که آن قدّ دلآرا دارد در صفحه سینه چون الف جا دارد
آویخته زلف مشکبو از چپ و راست این مصرع رنگین چه طرف ها دارد
اسماعیل خان اصفهانی
اسماعیل خان اصفهانی، از اهل ذوق ادب بوده، و به خواهش او شاه محمّد بن محمّد شیرازی دارابی کتاب ریاض العارفین را در سال 1099ق تألیف نموده است.[1]
اسماعیل کوفی
ابوهانی اسماعیل بن خلیفه انصاری کوفی، از محدّثین قرن دوم هجری است. از موالی سعد بن عُباده بود، و منصور، خلیفه عبّاسی، او را به منصب قضای اصفهان برگزید. وی در زمان خلافت مهدی عبّاسی وفات نمود.
از اسماعیل بن ابی خالد، مُجالد، ثوری و مبارک بن فضاله روایت نموده، و حسین بن حفص، عامر بن ابراهیم، ابراهیم بن ایّوب، ابوسفیان و پسرش سعید بن اسماعیل از او نقل حدیث کرده اند.[2]
اسماعیل بزّاز
اسماعیل بن داوود بزّاز، از محدّثین اصفهان است. وی از ابوطالب عبداللّه بن صلت روایت نموده، و احمد بن حسن تمیمی از او نقل حدیث نموده است.[3]
اسماعیل خوانساری
اسماعیل بن محمّدخلیل خوانساری، از فضلاء و نویسندگان کتب در قرن سیزدهم
[1]فهرست مرعشی، ج5، ص241.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص206.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص212؛ مقتبس الاثر، ج4، ص310.
هجری است. وی در سال 1226ق تفسیر صافی را کتابت نموده، و در سال 1228ق، این نسخه توسّط صادق بن حاج مسیح خوانساری مقابله و تصحیح شده است. این نسخه در کتابخانه عمومی فرهنگ اصفهان موجود بوده است.[1]
شیخ اسماعیل کلباسی
حاج شیخ اسماعیل کلباسی فرزند حاج میرزا محمّدرضا بن حاج عبدالرّحیم بن حاج محمّدرضا بن حاج محمّدابراهیم کلباسی، عالم فاضل و واعظ کامل، در 10 ذی حجّه 1322ق متولّد شد[2]، و نزد پدر بزرگوار خود، و بسیاری از علمای اصفهان و تهران و نجف اشرف بهره برد که از آن جمله است: آقاشیخ محمّدرضا نجفی، ملاّمحمّدحسین فشارکی، آقا سیّدمحمّد مدرّس نجف آبادی، میرسیّدعلی مجتهد نجف آبادی، میرزا محمّدحسن داورپناه (قاضی عسکر)، میرزا یحیی بیدآبادی، شیخ علی یزدی، آقا سیّدمهدی درچه ای، حاج آقا صدرالدّین هاطلی کوپایی، شیخ محمود مفید، فاضل بسطامی، میرزا محمّدمهدی آشتیانی، میرزا آقا شیرازی، سیّدمحمود شاهرودی، شیخ محمّدحسن آل کاشف الغطاء و محمّدطاهر تنکابنی[3]، و از برخی از آنان اجازه دریافت نمود.
ایشان سال ها در اصفهان به وعظ و خطابه و ارشاد مردم مشغول بوده، و باقی اوقات خود را صرف عبادت و مطالعه و تحقیق و تألیف می نموده است. مشارٌالیه در 26 رمضان 1397ق در اصفهان وفات یافت، و در تخت فولاد، در مقبره مسجد رکن الملک مدفون شد.[4]کتب زیر از تألیفات ایشان است: 1. ترجمه و شرح نفس المهموم شیخ عبّاس قمی 2. حواشی بر انیس الّلیل فی شرح دعاء کمیل پدر بزرگوارشان 3. زیارتگاه اهواز (در شرح حال جناب علیّ بن مهزیار اهوازی، مطبوع[5]4. شرح کتاب مدارس حاجی سبزواری، در اسرار احکام.
[1]فهرست کتابخانه عمومی اصفهان، ج1، ص207.
[2]تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج2، ص289؛ خلد برین یا تاریخ گویندگان اسلام، ج2، صص253 254.
[3]احوال حاجی کرباسی و اولادش، صص71 73؛ خاندان کلباسی، ص220.
[4]سیری در تاریخ تخت فولاد، ص123.
[5]مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص609.