شیخ اسماعیل معزّی
شیخ اسماعیل معزّی عالم زاهد و فقیه وارسته، در سال 1288ق متولد شد. (در اصفهان از درس آخوند کاشی، میرزا محمد علی کاشانی، میرزا بدیع درب امامی، شیخ مرتضی ریزی،سید مهدی و سید محمد باقر درچه ای و در نجف اشرف به مدت 12 سال از محضر آخوند خراسانی، سید محمدکاظم یزدی، شریعت اصفهانی و شیخ محمد حسین فشارکی به فصل خصومات اشتغال داشت و به امامت مسجد سلام و تدریس در مدرسه نوریه پرداخت. از او دوره اصول فقه، شرح کفایه و تقریرات درس آخوند خراسانی و سید یزدی بر جای مانده است. او در شب جمعه 23 ذی قعده 1363ق وفات یافت و در تکیه کازرونی مدفون شد.[1]
دکتر اسماعیل آزرم
دکتر اسماعیل آزرم، فرزند حاج محمّدعلی، استاد بیولوژی حیاتی دانشکده دام پزشکی و معاون دانشکده. در سال 1286 شمسی در اصفهان متولّد [شد]، و در اصفهان و تهران و فرانسه تحصیل کرد، و در دانشگاه تهران تدریس می نمود. کتب زیر از تألیفات ایشان به چاپ رسیده است: 1. بیولوژی 2. بحث در پیدایش و تکامل موجود زنده 3. بیوفیزیک 4. پروتوپلاسم 5. P.Hو اهمّیت آن از نظر بیولوژی 6. تئوری های اساسی ژنتیک 7. تولید مثل و تزوجین در مهره داران 8. جانورشناسی سیستماتیک 9. حالت کلوییدی مادّه 10. خلاصه چند کنفرانس درباره ژنتیک و توارث بعضی بیماری ها در انسان 11. ژنتیک و توارث بعضی از بیماری ها در انسان 12. ساختمان فیزیکی و ترکیب شیمیایی پروتوپلاسم 13. کلّیاتی راجع به موجود زنده.[2]
اسماعیل ایجی اصفهانی
اسماعیل بن محمّدعلی ایجی اصفهانی، از فضلاء و نویسندگان کتب اصفهان در قرن سیزدهم هجری است. ظاهرا از اهالی قریه «اژیه» اصفهان است، و «ایجی»، تصحیف «اژیه ای» است. نام برده در سال 1240 کتاب ریاض الشّهاده تألیف ملاّمحمّدحسن قزوینی را به خطّ نسخ، کتابت نموده است. نسخه به شماره 4562 در کتابخانه آیت اللّه مرعشی موجود است.[3]
[1]دانشمندان و بزرگان اصفهان ج 1 ص 270، المسلسلات ج 1 ص 302.
[2]مؤلّفین کتب چاپی، ج1، ص569.
[3]فهرست مرعشی، ج12، ص128.
حاج اسماعیل فروشانی
حاج اسماعیل عارف فرزند عین علی فروشانی از معاصرین نصرآبادی، مؤلّف تذکره الشّعرا در ضمن شرح حال برادرش عشرتی، ذکری از او نموده است. در آن جا وی را به «قطب العارفین» ستوده است. فروشان از قراء ثلاثه ماربین اصفهان است، و در تذکره نصرآبادی گوید: از محلاّت ورنوسفادران می باشد.[1]
اسماعیل بَجَلی
ابواسحاق اسماعیل بن عمرو بن مجیح بجلی کوفی، از محدّثان قرن سوم هجری است. به اصفهان آمده، و در مدینه (شهرستان) ساکن گردیده، و در آن جا به نشر احادیث اشتغال داشته است. عموم نویسندگان کتب تراجم و رجال، وی را ستوده اند؛ لکن برخی از آنان، وی را ضعیف، و عموما ثقه خوانده اند، و درباره او گفته اند که: «اسحاق بن عمرو در اصفهان ضایع و گم نام شد، و حقّ او در علم حدیث، شناخته نشد». ذهبی به سیره غیر مرضیّه خود، جایی که او را ذکر می کند، گوید: «حدیث باطلی نقل نمود»، و سپس سند آن را ذکر می کند که به حضرت باقر علیه السلام می رسد، از پدران بزرگوارش. وی در سال 227 مرده است.[2]
اسماعیل سراج
ابوالفتح اسماعیل بن فضل بن احمد بن اخشید سراج از قاریان و محدّثان اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است. وی در سال 436 یا 437ق در اصفهان متولّد شد، و از ابوالطیّب عبدالجبّار بن فضل، ابوطاهر محمّد بن احمد بن محمّد بن ابراهیم، ابوالفتح علیّ بن محمّد بن عبدالصّمد دُلَیلی، ابومحمّد عبداللّه بن ابوجعفر، ابوالفضل عبد الرّحمان بن احمد رازی و طاهر احمد بن محمود روایت نمود. قاضی ابوبکر بن حسن، ابومحمّد بن ابی نصر خونجانی، ابی جعفر بن حسن، سمعانی و ابوعامر عبدوی از وی حدیث نقل می کنند. او در قرائت نیز از اساتید بزرگ بوده، و قرآن رابه روایت شیوخ متقدّم، قرائت می نموده است. وفات او در شعبان 524ق در اصفهان اتّفاق افتاد.[3]
[1]تذکره نصرآبادی، ج1، ص480.
[2]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص208؛ میزان الاعتدال، ج1، ص111؛ سیر اعلام النّبلاء، ج10، ص435؛ تاریخ بغداد، ج1، ص62.
[3]التّحبیر، ج1، ص101؛ مرآه الجنان، ج3، ص232.
اسماعیل اصفهانی
اسماعیل بن محمّد اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن سوم هجری است. او در بغداد ساکن بوده است. از یونس بن حبیب حدیث روایت کرد. محمّد بن مظفّر از او روایت می نماید.[1]
اسماعیل اصفهانی
ابوعثمان اسماعیل بن محمّد اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. شیخ عبدالقادر بن موسی گیلانی عارف مشهور، از وی اخذ حدیث نموده است.[2]
میر محمّداسماعیل صابرعلی شاه
میرمحمّداسماعیل حسینی خاتون آبادی پاقلعه ای ملقّب به «صابرعلی شاه» فرزند حاج محمّد بن میرزا ابوالقاسم مدرّس خاتون آبادی، عالم عارف، از مشایخ سلسله نعمت اللّهیّه. در اصفهان متولّد شد، و به تحصیل علم پرداخت. سپس به شیراز رفت، و دست ارادت به حاج میرزا علی آقا ذوالرّیاستین داد، و از او مجاز و مأذون در ارشاد و دستگیری از فقرای نعمت اللّهی اصفهان گردید، و پس از فوت برادرش میرمحمّدهادی، شیخ فقرای نعمت اللّهی بود. سرانجام در شب جمعه 3 محرّم الحرام سال 1323ق وفات یافت، و در تکیه ای که میرزا سلیمان آغاباشی در تخت فولاد، جنب تکیه خاتون آبادی بنا کرده بود، مدفون گردید. طرب اصفهانی در تاریخ وفات او گوید:
شیخ طریق اهل حق، میر جلیل در کعبه وصل زد قدم همچو خلیل
تاریخ وفات او طرب گفت به شور: «قربانی دوست کرد جان اسماعیل»[3]
[1]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص213؛ تاریخ بغداد، ج6، ص302.
[2]مرآه الجنان، ج3، ص353.
[3]مقالات الحنفاء، ص144؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص281؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص53؛ گلستان جاوید، ص109.
اسماعیل رنانی
ابونصر اسماعیل بن محمّد بن احمد بن ابی الحسن رنانی صوفی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. از ابوالعلاء احمد بن عبدالجبّار فُرسانی، ابوالعبّاس احمد بن عبدالغفّار بن اشته، ابومطیع محمّد بن عبدالواحد و ابوالعلاء محمّد بن نصر حافظ همدانی حدیث شنید. وی به شهرهای مختلف سفر کرد، و مجموعه هایی در حدیث فراهم نمود. این کتب از آثار او بیان من کذب من مال المزامیر و الملاهی الجاهل بحقایق الاوامر و المناهی است که ابوسعد سمعانی نزد او در حالت مرض موت، خوانده است. وی در سال 531ق وفات یافته است.
در معجم البلدان، رنان را به ضمّ راء می نویسد. در زمان ما به کسر راء خوانده، و رهنان تلفّظ می شود.[1]
اسماعیل سلمانی
ابوعثمان اسماعیل بن ابوسعید محمّد بن احمد بن جعفر سلمانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان. وی حدیث صحیفه الرّضا علیه السلام را از خطیب ابومنصور عبدالرّزّاق بن احمد غزال روایت می کند. ابومحمّدطاهر بن احمد بن محمّد بن اسماعیل بن حسن قصری از صاحب عنوان روایت می نماید.[2]
اسماعیل طرطوسی
ابوالفتح اسماعیل بن محمّد بن احمد بن علیّ بن حسن بن حسین بن جعفر طرطوسی سلمی، از محدّثین قرن ششم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و در ربیع الثّانی سال 540ق وفات یافته است. سمعانی درباره او گوید: «کان شیخا متمیّزا من اهل العلم حسن الخط». وی از ابوعبده سلم بن فضل ثقفی و ابومطیع محمّد بن عبدالواحد و دیگران
[1]معجم البلدان، ج2، ص824؛ راهنمای دانشوران، ج1، ص403؛ التّحبیر، ج1، ص109.
[2]صحیفه الامام الرّضا، چاپ مدرسه المهدی، ص25؛ احقاق الحق، ج5، ص75.
روایت می کند.[1]
اسماعیل امین
اسماعیل بن محمّد بن احمد بن نصرویه اصفهانی معروف به امین، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم هجری است.
وی چندین سفر به نیشابور رفته است. او در سال چهارصد و هفتاد و اندی برای آخرین بار به نیشابور سفر کرده است.[2]
اسماعیل ضبّی
ابوالقاسم اسماعیل بن محمّد بن احمد بن محمّد بن سعید بن ضرار بن مساور بن موسی بن مساور ضبّی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است.
سمعانی از او حدیث شنیده، و او را چنین توصیف کرده است: «کان شیخا جلیل القدر متمیّزا ملیح الخطّ حسن الاخلاق». تولّدش در حدود سال 460ق روی داده است. او از ابوبکر محمّد بن احمد بن اسید مدینی، سیّدابوطالب علیّ بن حسین علوی حسنی و اباعمرو عبدالوهاب بن منده حدیث شنیده است.[3]
اسماعیل وثابی
ابوطاهر اسماعیل بن محمّد بن احمد وثابی اصفهانی، از ادباء و دانشمندان اصفهان است.
سمعانی می نویسد: در اصفهان در صنعت شعر و ترسّل، فاضل تر از وی ندیدم. من در اصفهان به خانه وی رفتم، و در بداهتِ نظم و نثر، سریع تر از او ندیدم. رساله ای بر وی اقتراح کردم. مرا گفت: قلم بگیر و بنویس، و فی الحال، بی آن که بیندیشد، به نیکوترین وجه
[1]التّحبیر، ج1، ص108.
[2]تاریخ نیشابور، ص207.
[3]التّحبیر، ج1، ص88.
بر من املاء کرد. وثابی در اواخر عمر، به فقر و تنگدستی افتاد، و نابینا شد تا این که در سال 533ق وفات یافت.[1]در محاسن اصفهان از ابوعلی اسماعیل وثابی در ردیف دانشمندان صرف و نحو ولغت و انشاء که متقدّم بر عصر مافرّوخی بوده اند، یاد شده است.[2]
این شعر از وثابی است:
اشاعوا و قالوا وقفه الوداع و زمّت مطایا للرّحیل شراع
فقلت فراق لا اطیق احتماله کغانی من البنین المشت سماع
و لا علیک الکتمان قلب ملکته و عند النّوی سرّ المکتوم یذاح
سیّداسماعیل صدر
حاج سیّداسماعیل صدر فرزند آقا سیّدصدرالدّین محمّد عاملی اصفهانی، عالم فاضل فقیه مجتهد در سال 1255 (و یا به قولی 1258ق) در اصفهان متولّد شد. در کودکی پدرش در نجف اشرف فوت شد، و خود، زیر نظر برادر دانشمند خود آقا سیّدمحمّدعلی عاملی (آقا مجتهد) تربیت شد، و از درس علمای اصفهان، به خصوص حاج محمّدباقر نجفی مسجدشاهی و ملاّعبدالجواد حکیم خراسانی و عدّه ای دیگر از علماء بهره گرفت؛ سپس به عتبات عالیات هجرت نمود، و در نجف، به درس اساتید معروف، شیخ راضی نجفی، شیخ مهدی کاشف الغطاء، میرزای شیرازی، حاج شیخ زین العابدین مازندرانی و حاج میرزا حبیب اللّه رشتی حاضر شد، و به درجه اجتهاد نائل، و موفّق به اخذ اجازه از اساتید خود گردید.
پس از وفات میرزای شیرازی، به همراه میرزا محمّدتقی شیرازی زعامت و مرجعیّت را برعهده گرفت.
در سال 1314ق به کربلا مهاجرت کرد، و به تدریس و اقامه جماعت و وعظ و رسیدگی به امور طلاّب و فقرا و تقسیم وجوهات بین مستحقّین پرداخت، و در اواخر عمر، از کربلا به کاظمین مهاجرت نمود، و در آن شهر مقدّس مجاور گردید، و سرانجام در دوشنبه 18 (یا 12) جمادی الاوّل سال 1338ق
[1]معجم الادباء، ج2، ص355؛ لغت نامه دهخدا، ج7، ذیل «اسماعیل»، ص2527؛ راهنمای دانشوران، ج3، 320.
[2]محاسن اصفهان، ص32.
در کاظمین وفات یافت، و در رواق مطهّر (قسمت شرقی) برابر حجره ای که ابن قولویه قمی مدفون است، دفن شد. میرزا حسن خان جابری انصاری این مصرع را مادّه تاریخ او یافته است:
«صدر جنّت مقام علوی صدر»
فرزند صاحب عنوان، سیّدصدرالدّین صدر، این عبارت را مادّه تاریخِ وفات یافته است:
«مِنَ الْخُلدِ اسْماعیل طال لَهُ صَدر».
آثار و تألیفات ایشان عبارت اند از: 1. انیس المقلّدین، رساله عملیّه، مطبوع در سال 1329ق 2. حاشیه بر کتاب احکام الایمان، رساله عملیّه مرحوم آقامیرزا محمّدهاشم چهارسوقی 3. حاشیه بر جامع عبّاسی تألیف شیخ بهایی 4. حاشیه بر متأجر، تألیف وحید بهبهانی 5. حاشیه بر نجات العباد، تألیف شیخ محمّدحسن اصفهانی، چاپ 1297ق 6. حاشیه بر نخبه حاجی کلباسی 7. دیوان اشعار (بنابر نقل مرحوم انصاری) 8. راه راست، ترجمه صراط المستقیم، رساله عملیّه 9. صراط المستقیم 10. مفتاح الهدایه، رساله عملیّه، در بمبئی به چاپ رسیده است.[1]
اسماعیل کاغذی مدینی
ابوالقاسم اسماعیل بن محمّد بن عبدالرّحمان بن عبدالوهاب کاغذی مدینی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است. سمعانی درباره او گوید: «کان من الشّیوخ المسندین المعمّرین الصّالحین من بیت الصّلاح و الحدیث». از ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن ریذه ضبّی و ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن ابراهیم بن یحیی کرونی روایت نموده، و ابوسعد سمعانی از او اجازه داشته است. وی از اهالی مدینه (شهرستان) اصفهان بوده، و در تشهّد نماز ظهر روز پنج شنبه 29 ذی القعده سال 514ق وفات یافته
[1]نقباء البشر، ج1، ص160؛ تکمله امل الآمل، ص104؛ مکارم الآثار، ج5، صص1565 1566؛ ریحانه الادب، ج3، ص431؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «صدر»، ص163؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص308؛ الذّریعه، ج10، صص63؛ ج2، ص466؛ ج21، ص357 و ج5، ص138؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص270 274؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص283 285؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص100.
است.[1]
اسماعیل اصفهانی
ابومحمّداسماعیل بن محمّد بن عبدالواحد بن محمّد هراس اصفهانی، از محدّثین قرن پنجم و ششم هجری است. وی قبل از سال 470ق متولّد شده، و از ابوعمرو بن منده روایت نموده است. ابوسعد سمعانی از او نقل حدیث می کند.[2]
اسماعیل همدانی جَبّری
ابومالک اسماعیل بن محمّد بن عصام جَبَّر بن یزید بن عجلان هَمْدانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. جدّش عصام، سیزده سال مصاحب سفیان ثوری بوده است. اسماعیل، احادیث غریب ثوری را از پدرش محمّد و عمویش روح بن عصام و جدّش عصام روایت می کند. محمّد بن علیّ بن جارود از او نقل حدیث می نماید.[3]
اسماعیل شلمکی
ابوالفتوح اسماعیل بن محمّد بن فضل بن احمد بن قاسم شلمکی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. وی از ابوعیسی عبدالرّحمان بن محمّد بن زیاد ثانی و ابوبکر محمّد بن احمد بن ماجه ابهری و دیگران حدیث شنیده است. تولّد او در حدود سال 490ق در اصفهان بوده است.[4]
اسماعیل طلحی
حافظ ناصرالدّین ابوالقاسم اسماعیل بن محمّد بن فضل بن علیّ بن احمد بن طاهر قرشی طلحی تیمی اصفهانی، از مفسّرین و محدّثین بزرگ عامّه است. علاّمه
[1]التّحبیر، ج1، ص111.
[2]التّحبیر، ج1، ص111.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص210.
[4]التّحبیر، ج1، ص108.