اسماعیل رنانی
ابونصر اسماعیل بن محمّد بن احمد بن ابی الحسن رنانی صوفی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. از ابوالعلاء احمد بن عبدالجبّار فُرسانی، ابوالعبّاس احمد بن عبدالغفّار بن اشته، ابومطیع محمّد بن عبدالواحد و ابوالعلاء محمّد بن نصر حافظ همدانی حدیث شنید. وی به شهرهای مختلف سفر کرد، و مجموعه هایی در حدیث فراهم نمود. این کتب از آثار او بیان من کذب من مال المزامیر و الملاهی الجاهل بحقایق الاوامر و المناهی است که ابوسعد سمعانی نزد او در حالت مرض موت، خوانده است. وی در سال 531ق وفات یافته است.
در معجم البلدان، رنان را به ضمّ راء می نویسد. در زمان ما به کسر راء خوانده، و رهنان تلفّظ می شود.[1]
اسماعیل سلمانی
ابوعثمان اسماعیل بن ابوسعید محمّد بن احمد بن جعفر سلمانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان. وی حدیث صحیفه الرّضا علیه السلام را از خطیب ابومنصور عبدالرّزّاق بن احمد غزال روایت می کند. ابومحمّدطاهر بن احمد بن محمّد بن اسماعیل بن حسن قصری از صاحب عنوان روایت می نماید.[2]
اسماعیل طرطوسی
ابوالفتح اسماعیل بن محمّد بن احمد بن علیّ بن حسن بن حسین بن جعفر طرطوسی سلمی، از محدّثین قرن ششم هجری است. در اصفهان ساکن بوده، و در ربیع الثّانی سال 540ق وفات یافته است. سمعانی درباره او گوید: «کان شیخا متمیّزا من اهل العلم حسن الخط». وی از ابوعبده سلم بن فضل ثقفی و ابومطیع محمّد بن عبدالواحد و دیگران
[1]معجم البلدان، ج2، ص824؛ راهنمای دانشوران، ج1، ص403؛ التّحبیر، ج1، ص109.
[2]صحیفه الامام الرّضا، چاپ مدرسه المهدی، ص25؛ احقاق الحق، ج5، ص75.
روایت می کند.[1]
اسماعیل امین
اسماعیل بن محمّد بن احمد بن نصرویه اصفهانی معروف به امین، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم هجری است.
وی چندین سفر به نیشابور رفته است. او در سال چهارصد و هفتاد و اندی برای آخرین بار به نیشابور سفر کرده است.[2]
اسماعیل ضبّی
ابوالقاسم اسماعیل بن محمّد بن احمد بن محمّد بن سعید بن ضرار بن مساور بن موسی بن مساور ضبّی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است.
سمعانی از او حدیث شنیده، و او را چنین توصیف کرده است: «کان شیخا جلیل القدر متمیّزا ملیح الخطّ حسن الاخلاق». تولّدش در حدود سال 460ق روی داده است. او از ابوبکر محمّد بن احمد بن اسید مدینی، سیّدابوطالب علیّ بن حسین علوی حسنی و اباعمرو عبدالوهاب بن منده حدیث شنیده است.[3]
اسماعیل وثابی
ابوطاهر اسماعیل بن محمّد بن احمد وثابی اصفهانی، از ادباء و دانشمندان اصفهان است.
سمعانی می نویسد: در اصفهان در صنعت شعر و ترسّل، فاضل تر از وی ندیدم. من در اصفهان به خانه وی رفتم، و در بداهتِ نظم و نثر، سریع تر از او ندیدم. رساله ای بر وی اقتراح کردم. مرا گفت: قلم بگیر و بنویس، و فی الحال، بی آن که بیندیشد، به نیکوترین وجه
[1]التّحبیر، ج1، ص108.
[2]تاریخ نیشابور، ص207.
[3]التّحبیر، ج1، ص88.
بر من املاء کرد. وثابی در اواخر عمر، به فقر و تنگدستی افتاد، و نابینا شد تا این که در سال 533ق وفات یافت.[1]در محاسن اصفهان از ابوعلی اسماعیل وثابی در ردیف دانشمندان صرف و نحو ولغت و انشاء که متقدّم بر عصر مافرّوخی بوده اند، یاد شده است.[2]
این شعر از وثابی است:
اشاعوا و قالوا وقفه الوداع و زمّت مطایا للرّحیل شراع
فقلت فراق لا اطیق احتماله کغانی من البنین المشت سماع
و لا علیک الکتمان قلب ملکته و عند النّوی سرّ المکتوم یذاح
سیّداسماعیل صدر
حاج سیّداسماعیل صدر فرزند آقا سیّدصدرالدّین محمّد عاملی اصفهانی، عالم فاضل فقیه مجتهد در سال 1255 (و یا به قولی 1258ق) در اصفهان متولّد شد. در کودکی پدرش در نجف اشرف فوت شد، و خود، زیر نظر برادر دانشمند خود آقا سیّدمحمّدعلی عاملی (آقا مجتهد) تربیت شد، و از درس علمای اصفهان، به خصوص حاج محمّدباقر نجفی مسجدشاهی و ملاّعبدالجواد حکیم خراسانی و عدّه ای دیگر از علماء بهره گرفت؛ سپس به عتبات عالیات هجرت نمود، و در نجف، به درس اساتید معروف، شیخ راضی نجفی، شیخ مهدی کاشف الغطاء، میرزای شیرازی، حاج شیخ زین العابدین مازندرانی و حاج میرزا حبیب اللّه رشتی حاضر شد، و به درجه اجتهاد نائل، و موفّق به اخذ اجازه از اساتید خود گردید.
پس از وفات میرزای شیرازی، به همراه میرزا محمّدتقی شیرازی زعامت و مرجعیّت را برعهده گرفت.
در سال 1314ق به کربلا مهاجرت کرد، و به تدریس و اقامه جماعت و وعظ و رسیدگی به امور طلاّب و فقرا و تقسیم وجوهات بین مستحقّین پرداخت، و در اواخر عمر، از کربلا به کاظمین مهاجرت نمود، و در آن شهر مقدّس مجاور گردید، و سرانجام در دوشنبه 18 (یا 12) جمادی الاوّل سال 1338ق
[1]معجم الادباء، ج2، ص355؛ لغت نامه دهخدا، ج7، ذیل «اسماعیل»، ص2527؛ راهنمای دانشوران، ج3، 320.
[2]محاسن اصفهان، ص32.
در کاظمین وفات یافت، و در رواق مطهّر (قسمت شرقی) برابر حجره ای که ابن قولویه قمی مدفون است، دفن شد. میرزا حسن خان جابری انصاری این مصرع را مادّه تاریخ او یافته است:
«صدر جنّت مقام علوی صدر»
فرزند صاحب عنوان، سیّدصدرالدّین صدر، این عبارت را مادّه تاریخِ وفات یافته است:
«مِنَ الْخُلدِ اسْماعیل طال لَهُ صَدر».
آثار و تألیفات ایشان عبارت اند از: 1. انیس المقلّدین، رساله عملیّه، مطبوع در سال 1329ق 2. حاشیه بر کتاب احکام الایمان، رساله عملیّه مرحوم آقامیرزا محمّدهاشم چهارسوقی 3. حاشیه بر جامع عبّاسی تألیف شیخ بهایی 4. حاشیه بر متأجر، تألیف وحید بهبهانی 5. حاشیه بر نجات العباد، تألیف شیخ محمّدحسن اصفهانی، چاپ 1297ق 6. حاشیه بر نخبه حاجی کلباسی 7. دیوان اشعار (بنابر نقل مرحوم انصاری) 8. راه راست، ترجمه صراط المستقیم، رساله عملیّه 9. صراط المستقیم 10. مفتاح الهدایه، رساله عملیّه، در بمبئی به چاپ رسیده است.[1]
اسماعیل کاغذی مدینی
ابوالقاسم اسماعیل بن محمّد بن عبدالرّحمان بن عبدالوهاب کاغذی مدینی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن پنجم و ششم هجری است. سمعانی درباره او گوید: «کان من الشّیوخ المسندین المعمّرین الصّالحین من بیت الصّلاح و الحدیث». از ابوبکر محمّد بن عبداللّه بن ریذه ضبّی و ابومحمّد عبداللّه بن محمّد بن ابراهیم بن یحیی کرونی روایت نموده، و ابوسعد سمعانی از او اجازه داشته است. وی از اهالی مدینه (شهرستان) اصفهان بوده، و در تشهّد نماز ظهر روز پنج شنبه 29 ذی القعده سال 514ق وفات یافته
[1]نقباء البشر، ج1، ص160؛ تکمله امل الآمل، ص104؛ مکارم الآثار، ج5، صص1565 1566؛ ریحانه الادب، ج3، ص431؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «صدر»، ص163؛ تاریخ اصفهان، جابری، ص308؛ الذّریعه، ج10، صص63؛ ج2، ص466؛ ج21، ص357 و ج5، ص138؛ تاریخ علمی و اجتماعی اصفهان، ج1، صص270 274؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، صص283 285؛ فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، ص100.
است.[1]
اسماعیل اصفهانی
ابومحمّداسماعیل بن محمّد بن عبدالواحد بن محمّد هراس اصفهانی، از محدّثین قرن پنجم و ششم هجری است. وی قبل از سال 470ق متولّد شده، و از ابوعمرو بن منده روایت نموده است. ابوسعد سمعانی از او نقل حدیث می کند.[2]
اسماعیل همدانی جَبّری
ابومالک اسماعیل بن محمّد بن عصام جَبَّر بن یزید بن عجلان هَمْدانی اصفهانی، از محدّثین اصفهان است. جدّش عصام، سیزده سال مصاحب سفیان ثوری بوده است. اسماعیل، احادیث غریب ثوری را از پدرش محمّد و عمویش روح بن عصام و جدّش عصام روایت می کند. محمّد بن علیّ بن جارود از او نقل حدیث می نماید.[3]
اسماعیل شلمکی
ابوالفتوح اسماعیل بن محمّد بن فضل بن احمد بن قاسم شلمکی اصفهانی، از محدّثین اصفهان در قرن ششم هجری است. وی از ابوعیسی عبدالرّحمان بن محمّد بن زیاد ثانی و ابوبکر محمّد بن احمد بن ماجه ابهری و دیگران حدیث شنیده است. تولّد او در حدود سال 490ق در اصفهان بوده است.[4]
اسماعیل طلحی
حافظ ناصرالدّین ابوالقاسم اسماعیل بن محمّد بن فضل بن علیّ بن احمد بن طاهر قرشی طلحی تیمی اصفهانی، از مفسّرین و محدّثین بزرگ عامّه است. علاّمه
[1]التّحبیر، ج1، ص111.
[2]التّحبیر، ج1، ص111.
[3]ذکر اخبار اصفهان، ج1، ص210.
[4]التّحبیر، ج1، ص108.
ملاّمحمّدصالح حائری سمنانی او را شیعه دانسته است. صاحب عنوان به قوام السّنه ملقّب بوده، و به «جوزی» (چوری) شهرت داشته است که در زبان اصفهانی به معنای جوجه است. در سال 457ق در اصفهان متولّد شد، و نزد بسیاری از محدّثین و دانشمندان تحصیل، و یا از آنان روایت کرد که از آن جمله اند: ابی عمرو بن منده، ابوالطیّب عبدالجبّار بن فضل کرانی، ابونصر زینبی، ابوبکر بن خلف شیرازی، عایشه ورکانیّه، مالک بانیامی. جمعی کثیر نیز از او روایت می کنند که از آن جمله اند: سمعانی مؤلّف الانساب،محمّد بن ابی جعفر بن حسن خونجانی اصفهانی، قاضی ابوبکر محمّد بن حسن بن محمّد بوانی اصفهانی، ابوالقاسم بن عساکر، ابوموسی مدینی و دیگران.
وی سرانجام در عید اضحی (10 ذی حجّه) سال 535ق در اصفهان وفات یافت. کتب زیر از تألیفات او است: 1. احادیث المسلسلات 2. اعراب القرآن 3. الایضاح، در تفسیر، چهار جلد 4. امالی، در حدیث 5. التّذکره در نحو، در سی جزء 6. التّرغیب و التّرهیب 7. التّفسیر، به زبان اصفهانی 8. الجامع الکبیر فی معالم التّفسیر 9. الحجّه فی المحجّه 10. دلائل النّبوّه، در شرح جامع صحیح بخاری 11. السنّه 12. سیر السّلف، در احوال صحابه و تابعین 13. شرح جامع صحیح مسلم 14. المعتمد، در تفسیر، ده جلد 15. الموضح، در تفسیر، سه جلد 16. المغازی.[1]
اسماعیل کاغذی مدینی
ابوالقاسم اسماعیل بن محمّد بن محمّد بن عبدالرّحمان بن عبدالوهاب کاغذی مدینی، از محدّثین و اهل صلاح و از خاندان محدّثین بوده، و در قرن پنجم و ششم هجری زندگی می کرده است. عدّه ای از او استماع حدیث کرده اند، و ابوسعد سمعانی از او اجازه
[1]الاعلام، ج1، صص322 323؛ تاریخ معارف امامیّه، ص255؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص287؛ طبقات الشّافعیّه، اسنوی، ج1، صص259 261؛ طبقات المفسّرین، ج2، صص112 114؛ فهرست میکروفیلم های دانشگاه تهران، صص288 و 205؛ فهرست مرعشی، ج7، ص254؛ کشف الظّنون، ج2، صص1732 و 1904؛ لغت نامه دهخدا، ذیل «اسماعیل»، ص2529؛ مجمل فصیحی، ج2، ص232؛ مرآه الجنان، ج3، ص263.
داشته است. او در تشهّد نماز ظهر روز پنج شنبه 19 ذی القعده 514ق وفات یافته است.
اسماعیل محتسب
حافظ ابوعثمان اسماعیل بن محمّد بن مله محتسب اصفهانی واعظ، از محدّثین قرن پنجم و ششم هجری است. ذهبی در میزان الاعتدال درباره او گوید: «وضع حدیثا و املاه و کان یخلط».
او از ابن ربذه روایت می کند، و ابومحمّد مکّی بن هبه اللّه بن عبدالصّمد آشنایی خراسانی از او نقل حدیث می نماید. از آثار او کتاب المجالس در مواعظ است. وی سرانجام در سال 509ق وفات یافت.[1]
اسماعیل جرباذقانی
استاد ابوالفضل اسماعیل بن محمّد جرباذقانی اصفهانی از شعراء و ادبای معاصر مافرّوخی است. از او اشعاری نغز و دلپذیر به عربی باقی مانده است.[2]
[اصل او از گلپایگان، و در دربار امیران دیلمی در اصفهان، صاحب نفوذ و دارای احترام بوده است].
ملاّاسماعیل نقنه ای
ملاّاسماعیل بن ملاّمحمّد نقنه ای، عالم فاضل مجتهد از اهالی قریه «نقنه» (بین راه دهاقان و بروجن) بود، و با پدر خود در اصفهان، نزد علمای این شهر، به ویژه حاج شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی تحصیل نمود سپس در محضر علمای مسجد شاه، به رتق و فتق امور پرداخت، و سرانجام در سال 1350ق در سنّ حدود هشتاد سالگی وفات یافت، و در داخل بقعه تکیه حاج محمّدجعفر آباده ای در تخت فولاد مدفون شد.[3]
[1]میزان الاعتدال، ج1، ص118؛ هدیه العارفین، ج1، ص210؛ مرآه الجنان، ج3، ص198؛ معجم البلدان، ج1، ص223.
[2]محاسن اصفهان، ص61.
[3]رجال اصفهان، ص200؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص280؛ سیری در تاریخ تخت فولاد، ص51.
سیّداسماعیل حسینی نجفی
اسماعیل بن سیّدمحمّد حسینی نجفی، سبط ملاّمحمّدطاهر شیرازی قمی، ساکن اصفهان[1].
میرزا اسماعیل نصرآبادی
میرزا اسماعیل نصرآبادی فرزند میرزا محمّد، شاعر ادیب خطّاط، عمّه زاده میرزا محمّدطاهر نصرآبادی صاحب تذکره الشّعرا بود. خطّ شکسته را خوش می نوشت، و شعر می گفت.
در جوانی به هند رفت، و ملازم مهابت خان شد، و شاه جهان، پادشاه هند را مدح گفت، و همان جا وفات یافت. از او است:
صبح دلم چون ز قید خواب بر آمد طلعت یارم چو آفتاب بر آمد[2]
اسماعیل ورنوسفادرانی
اسماعیل بن محمّد ورنوسفادرانی سِدِهی اصفهانی، از فضلای قرن سیزدهم هجری است، و به احتمال قوی، از شاگردان محضر درس مرحوم سیّدمحمّدباقر حجّت الاسلام شفتی علیه الرّحمه بوده است.
از آثار او کتابت جلد دوم مطالع الانوار، تألیف سیّد حجّت الاسلام به خطّ نسخ است که در سه شنبه 15 رمضان 1243ق آن را به پایان رسانده است. نسخه به شماره 1145 در کتابخانه مدرسه فیضیّه قم موجود است.[3]
[1]الذّریعه، ج5، ص274.
[2]تذکره نصرآبادی، ج2، ص662؛ احوال و آثار خوشنویسان، ج4، ص1253؛ دانشمندان و بزرگان اصفهان، ج1، ص179.
[3]فهرست کتابخانه مدرسه فیضیّه، ج1، ص255؛ بیان المفاخر، ج1، ص270.